همانطور که می دانید اهل تسنن قائل به انجام طواف نساء نمی باشند و در عوض فقه حنفی و شافعی، انجام طواف وداع برای کسانیکه قصد مراجعت از مکه را دارند مستحب، و در حج، واجب می دانند. و همچنین به اتفاق تمامي مذاهب اهل سنت بعد از انجام طواف زیارت(یا حج) تمام محرمات احرام از جمله آميزش يا هرگونه استفاده شهوانى ديگر از همسر حلال مي شود.
در پاسخی که این مرکز به سوالی تحت عنوان "آیا بنابر این حکم که اهل سنت طواف نساء را قبول ندارند میتوان گفت آنها حرام زاده اند؟" داده است، عنوان شده که طبق فرمايش اهل بيت عليهم السلام طواف وداع از سوي اهل سنت ماهيتا همان طواف نساء خواهد بود. (گرچه نام آن طواف وداع باشد) و اگر كسي از اهل سنت اين طواف را انجام داد از نگاه شيعيان به طور كامل از تمام محرمات احرام خارج شده است.
لطفا صورت کامل فرمایش معصوم (ع) را به همراه ذکر منبع ، بفرمائید.

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
بنا بر روايات با طواف بعد از سعي صفا و مروه كه از اركان حج است، تلذذ و بهره گيري از جنس مخالف بر حج كننده حلال نمي شود و حج كننده بايد يك طواف ديگر به جا بياورد و هفت شوط ديگر دور خانه خدا طواف كند كه در بعضي روايات آن را "طواف النساء" و در بعض ديگر "طواف وداع" خوانده اند:
عن أبي عبد الله(ع) قال: لولا ما من الله عز وجل على الناس من طواف النساء لرجع الرجل إلى أهله ليس يحل له أهله(1)
اگر خدا بر مردم منت نمي نهاد و طواف نساء را واجب نمي كرد، مردم به خانه هايشان باز مي گشتند در حالي كه اهل آنان بر آنان حلال نبود.
عن أبي عبد الله(ع) قال: لولا ما من الله به على الناس من طواف الوداع لرجعوا إلى منازلهم ولا ينبغي لهم أن يسموا نسائهم (2)
اگر خدا با طواف وداع بر مردم منت نمي نهاد، به خانه هايشان بر مي گشتند در حالي كه حق نداشتند زنانشان را صدا كنند.
اهل سنت هم دو طواف در حج قائل هستند، يكي كه حاجي هنگام ورود به مكه به جا مي آورد و آن را طواف قدوم مي گويند و دوم طوافي كه در آخر اعمال و قبل از خروج انجام مي دهد و آن را طواف وداع مي گويند.(3)
بعض ديگر از اهل سنت سه طواف شمرده اند: طواف القدوم كه نزد مشهور مستحب است، طواف الافاضه كه از اركان حج است و طواف الوداع كه نزد غالبشان واجب است.(4)
بنا بر اين كساني كه طواف وداع را انجام مي دهند، همسرانشان بر آنان حلال شده و مشكلي ندارند.
پي نوشت ها:
1. شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، تهران، اسلاميه، ج9 ص389.
2. همان.
3. ملا حويش آل غازي، عبد القادر، بيان المعاني، دمشق، مطبعه الترقي، 1382ق، ج6، ص170.
4. زحيلي، وهبه بن مصطفي، تفسير المنير، بيروت، دارالفكر، 1412ق، ج17، ص203.
موفق باشید.