با سلام! خسته نباشید من با کلی امید و آرزو این ایمیلو ارسال میکنم پس لطفا زودتر ج منو بدین!
من پنج ساله که عاشق دختر عمومم! از حدود 13 یا 14 سالگی میدونم زود شروع شده!
اما خب خودتونم خوب میدونین که 14 سالگی آغاز نوجوانی و بلوغ تو پسراست ! و ارتباط با جنس مخالف اهمیت زیادی پیدا میکنه!
در هر صورت خودتون بهتر میدونین! من واقعا عاشق دختر عموم شدم و نمیتونم بدون اون زندگی کنم! اما یه چیز که منو عذاب میده اینه که نمیتونم حتی لمسش کنم یا احساسمو بهش با این روش ابراز کنم چون از عواقب بعدش منظورم گناهشه میترسم و ا ! و این اینجاست که من دوست ندارم این وضعو ! چون مطمئنم که یه روزی ترسمو میشکنم و بهش دست میزنم و باعث گناهی ناخاسته میشم! چون خودمو میشناسم! وقتی به یه چیزی خیلی احتیاج دارم و در صورتیکه میخام جلوی حودمو بگیرم که انجامش ندم بالاخره انجام میدم! اما همیشه سعی کردم از راه خوبش وارد شم!
اینجائه که ازتون میخام که میشه یه صیغه ی محرمیتی بین من و اون خونده بشه که از گناه جلوگیری کننه یا نه!؟ممنوون!

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
به غير از عقد ازدواج هيچ راه مطمئن ديگري براي محرميت شما وجود ندارد. ازدواج موقت يا به قول معروف صيغه محرميت هم نياز به اذن و اجازه پدر و جد پدري دارد و دختر باكره بدون اذن و اجازه پدر و جد پدري نمي تواند با كسي صيغه محرميت بخواند و با وي محرم گردد.
بايد توجه داشته باشيد كه احساسات عاشقانه برخاسته از غريزه جنسي و تمايلات ناهشيار جنسي و از آثار رواني آن به شمار مي رود و همان طور كه خودتان گفتيد از آثار دوران بلوغ به حساب مي آيد.
اين گونه عشق و علاقه ها تنها زماني مي تواند داراي ارزش باشد كه انگيزه متعالي مثل ازدواج در كار باشد و به ازدواج صحيح بيانجامد، حال اگر در جايي اين ميل و كشش غريزي به ارتباطات نامشروع كشيده شود و باعث شود كه دختر و پسر نامحرم رابطه نامشروعي با هم داشته باشند و يا در جايي امكان ازدواج دختر و پسر به خاطر عللي فراهم نباشد ولي در عين حال اين گونه عشق و علاقه هايي به جنس مخالف وجود داشته باشد، نشانگر اين است كه اين ميل و كشش غريزي از مسير درست و مورد لحاظ شده خود فاصله گرفته و در مسير و راه كاملاً پر خطر و آسيب زايي قرار گرفته است. علاوه بر اين، دختر و پسر بر اساس معيارها و ملاك هاي اساسي ازدواج تصميم بر ازدواج گرفته باشند و شرايط ازدواج را هم داشته باشند. اگر اين چند مسئله پشتوانه عشق و علاقه هاي آنان قرار گيرد به طور حتم، اين گونه عشق و علاقه ها ارزشمند بوده و قابل توجه مي باشد. اما ساير عشق و علاقه هاي ديگر كه انگيزه ازدواج در كار نيست و يا دختر و پسر بر اساس يك سري معيارهاي خودساخته و نه معيارهاي اساسي تصميم به ازدواج با هم گرفته اند و يا هنوز شرايط ازدواج آنان فراهم نشده است در همه اين موارد، عشق و علاقه نمي تواند مثمر ثمر واقع شود و آنها را به سر منزل مقصود برساند بلكه، چه بسا ممكن است آسيب هاي فراواني را فرا روي آنها قرار دهيد و آنان را از مسير درست زندگي منحرف سازد و از ازدواج سالم محروم گرداند.
همان طور كه پيش از اين گفتيم، عشق و علاقه به جنس مخالف اگر خوب مديريت نشود و هدفمند نگردد طبيعتاً ممكن است به روابط گناه آلود و حتي گناهان اخلاقي بزرگ منجر شود و باعث رسوايي و بي آبرويي خويش و اطرافيان گردد.
اگرچه داشتن عشق و علاقه به جنس مخالف تا هنگامي كه در حد احساس قلبي است و منجر به ابراز علاقه و روابط غير شرعي و نامشروع نشده است، از نظر اسلام حرام و گناه نيست. اما بايد توجه داشت و از خود مراقبت انجام داد كه اين محبت باعث شكل گيري روابط نامشروع از قبيل: نگاه گناه آلود، لمس حرام و بقيه كارهاي حرام نگردد، چون اين گونه محبت ها و علايق اگر از حد خود بگذرد، شديداً خاستگاه وسوسه هاي شيطاني است و ممكن است انسان را گمراه كند و به تدريج از مسير معيّن خارج ‌گرداند و روابط ديگري شكل گيرد كه ديگر قابل كنترل نمي باشد. اگر شما به بيشتر روابط دختر و پسر نامحرمي كه رابطه جنسي نامشروع با هم داشته اند توجه كنيد، متوجه مي شويد كه اغلب آنان، شايد از همان ابتدا تصور نمي كردند كه روزي كارشان به اين گونه روابط كشيده شود، اما ناخود آگاه و بي آنكه كه بخواهند، كم كم در آن شرايط بدون بازگشت قرار مي گيرند و زماني متوجه مي شوند كه كار از كار گذشته است، يعني با فراهم شدن شرايط ديگر، اراده ضعيف و جلوگيري بسيار سخت و دشوار مي شود.
با اين توضيحات، عشق و علاقه به جنس مخالف در حد دل و فكر اشكالي ندارد به شرط آن كه اولاً به روابط غير شرعي كشيده نشود و ثانياً موجب اشتغالات ذهني بيش از حد شما نگردد و شما را از مسائل ديگر زندگي باز ندارد.
اگر شما هنوز شرايط ازدواج را نداريد، طبيعتاً از همين الان سزاوار نيست خودتان را درگير عشق و علاقه هاي بي ضابطه نماييد و فكر و ذهن خود را مشغول سازيد. اين گونه عشق و علاقه هاي بي ضابطه اگر هيچ عيب و ايرادي نداشته باشد لااقل فكر و ذهن تان را شديداً مشغول مي سازد و شما را از پرداختن به امور مهم تر زندگي مثل ادامه تحصيل، فراهم كردن شرايط ازدواج و رفع موانع آن، انتخاب همسر به شيوه درست و ... باز مي دارد و گاهي ممكن است به ازدواج هاي احساسي پشيمان كننده منجر شود پس، بهتر است از اين گونه عشق و علاقه ها صرف نظر كنيد و به وظايف مهم زندگي تان توجه نماييد اين گونه، هم فكر و ذهن تان آسوده مي گردد و هم خداوند به پاس رعايت تقوا و دوري از گناه شما، دختر مناسب و پاكي را سر راه تان قرار مي دهد تا در آينده با ازدواج با او خوشبخت گرديد و به آرامش برسيد.
توصيه مي شود از تمركز فكري روي دختر عموي تان بپرهيزيد و با ايجاد حواس پرتي، توقف فكر جلو افكار اين چنيني را بگيريد. سعي كنيد با او روبرو نشويد و در صورت روبرو شدن به وي نگاه نكنيد و صحبت ها را كوتاه كنيد. البته هيچ ايرادي ندارد كه شما دختر عموي‌تان را به عنوان يكي از گزينه هايي كه مي توانيد در آينده با وي ازدواج كنيد در نظر بگيريد و موضوع را به اطلاع خانواده خود و يا يكي از اعضاي خانواده كه با او راحت هستيد برسانيد تا اگر آنها موافق نظرتان بودن در اين رابطه كاري انجام دهند و دختر عموي تان را نشان كنند تا در آينده و بعد از فراهم شدن شرايط ازدواج به خواستگاري او برويد و با وي ازدواج نماييد.
موفق باشید.