سلام.من یک محصل هستم و کنکور باید بدهم.رشته ام ریاضی است.ادعای مذهبی بودن هم میکنم ومسجد هم میروم.پیش خود فکر میکنم که خواندن در سهای "دیفرانسیل" و "شیمی" و"فیزیک" چه به درد میخورد؟!همش الکی است!اتلاف عمر است!و منظور از علم در احادیث،علم دین است.آیا اینطور است؟!

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
علوم و معارفي كه در طول زندگي خود به آنها نياز داريم به دو دسته عمده تقسيم مي شود. دسته اول علومي هستند كه تحصيل آنها به صورت واجب عيني بر همگان لازم و ضروري است و شناخت ديگران براي ما كفايت نمي كند و ما را بي نياز نمي سازد. به عنوان نمونه شناخت مبدأ هستي و مقصد نهايي انسان و راه و راهنمايي كه انسان را به سوي مقصد نهايي سوق مي دهد از جمله معارف و علومي هستند كه تحصيل و شناخت اين علوم و معارف بر همگان لازم است و قرآن و روايات معصومين (عليهم السلام) و برهان هاي عقلي، منابع معتبري براي شناخت اينگونه معارف هستند و لذا بر هر شخصي كه شناخت مقصد نهايي و رسيدن به كمال حقيقي خود براي وي اهميت دارد لازم است كه بخشي از عمر و فرصت خود را در راه تحصيل اينگونه معارف قرار دهد.
اما دسته دوم، علوم و معارفي هستند كه به صورت واجب كفايي بر ما واجب است يعني اگر عده اي از افراد اين عمل واجب را انجام دهند از عهده ديگران ساقط است و اگر به اندازه كافي افرادي براي انجام اين عمل وجود نداشته باشد بر همگان واجب است كه در راه انجام و تحقق اين عمل واجب تلاش كنند.
در روايتي از رسول خدا (ص) مي خوانيم:«طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَة»(1)
« به دنبال كسب علم بودن بر هر مرد و زن مسلماني واجب است.»
شهيد مطهري (ره) در توضيح و تفسير اين روايت مي نويسد:
«اكنون مى‏گوييم كه علوم «فريضه» كه بر مسلمانان تحصيل و تحقيق در آنها واجب است منحصر به علوم فوق نيست. بلكه هر علمى كه برآوردن نيازهاى لازم جامعه اسلامى موقوف به دانستن آن علم و تخصص و اجتهاد در آن علم باشد بر مسلمين تحصيل آن علم از باب به اصطلاح «مقدمه تهيّئى» واجب و لازم است.
توضيح اين كه اسلام دينى جامع و همه جانبه است، دينى است كه تنها به يك سلسله پندها و اندرزهاى اخلاقى و فردى و شخصى اكتفا نكرده است، دينى است جامعه ساز. آنچه كه يك جامعه بدان نيازمند است، اسلام آن را به عنوان يك واجب كفايى فرض كرده است. مثلًا جامعه نيازمند به پزشك است، از اين رو عمل پزشكى واجب كفايى است، يعنى واجب است به قدر كفايت پزشك وجود داشته باشد، و اگر به‏ قدر كفايت پزشك وجود نداشته باشد، بر همه افراد واجب است كه وسيله‏اى فراهم سازند كه افرادى پزشك شوند و اين مهم انجام گيرد.
و چون پزشكى موقوف است به تحصيل علم پزشكى، قهراً علم پزشكى از واجبات كفايى است. همچنين فن معلمى، فن سياست، فن تجارت، انواع فنون و صنايع؛ و در مواردى كه حفظ جامعه اسلامى و كيان آن موقوف به اين است كه علوم و صنايع را در عالى‏ترين حد ممكن تحصيل كنند، آن علوم در همان سطح واجب مى‏گردد. اين است كه همه علومى كه براى جامعه اسلامى لازم و ضرورى است جزء «علوم مفروضه اسلامى» قرار مى‏گيرد و جامعه اسلامى همواره اين علوم را «فرائض» تلقى كرده است. عليهذا علوم اسلامى شامل بسيارى از علوم طبيعى و رياضى- كه مورد احتياج جامعه اسلامى است- نيز مى‏شود.»(2)
بنابراين تحصيل علوم رياضي، فيزيك و شيمي و امثال آن اگر در راستاي پيشرفت جامعه اسلامي باشد نه تنها اتلاف عمر نيست، بلكه واجب كفايي نيز هست. البته در كنار تحصيل اين واجب كفايي بايد مقداري از فرصت خود را براي تحصيل معارف ديني كه خميرمايه عمل صحيح ماست قرار دهيم و از اين معارف غافل نباشيم.
در عين حال اگر احساس مي كنيد كه علاقه و زمينه و موقعيت تحصيلات ديني را داريد مي توانيد با ثبت نام و حضور در حوزه هاي علميه خصوصا حوزه علميه قم به تحصيل علوم ديني به صورت تفصيلي بپردازيد.
پي نوشت ها:
1. علامه مجلسي، بحارالانوار، بيروت، مؤسسه الوفاء ، سال 1404 هـ ق، ج‏1، ص 177.
2. شهيد مطهري، آشنايي با علوم اسلامي، تهران، صدرا، 1378ش، ج1(منطق-فلسفه)، ص 17.
موفق باشید.