چرا خداوند خطاب به گناه کاران در آیه 28 سوره انعام فرموده حتی اگر به دنیا باز گردید همان راه گذشته را پیش می گیرید ؟ یعنی عذاب هم بر آنان تاثیری ندارد
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
خداي متعال در دو آيه پي در پي فرمود:
"وَ لَوْ تَرى إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ فَقالُوا يا لَيْتَنا نُرَدُّ وَ لا نُكَذِّبَ بِآياتِ رَبِّنا وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنينَ" "بَلْ بَدا لَهُمْ ما كانُوا يُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُون"(1)
كاش (حال آنها را) هنگامى كه در برابر آتش (دوزخ) ايستاده اند، ببينى! مىگويند: اى كاش (بار ديگر، به دنيا) بازگردانده مىشديم، و آيات پروردگارمان را تكذيب نمىكرديم، و از مؤمنان مىبوديم!
(آن ها در واقع پشيمان نيستند،) بلكه اعمال و نيّاتى را كه قبلًا پنهان مىكردند، در برابر آن ها آشكار شده (و به وحشت افتاده اند). و اگر باز گردند، به همان اعمالى كه از آن نهى شده بودند بازمى گردند، آن ها دروغ گويان اند.
با توجه به اين دو آيه پي در پي و معاني آن، حتما خواهيد فهميد كه چرا خداي متعال به كافران فرمود اگر باز هم به دنيا برگرديد همان خواهيد بود كه بوده ايد و....
پس بحث تاثير يا عدم تاثير عذاب الهي نيست كه كافران بگويند اگر به دنيا هم باز گرديم همان اعمال گذشته را تكرار خواهيم كرد، زيرا هيچ موجود مستحق بر عذابي وجود نخواهد داشت كه از سوزندگي آتش جهنم ايمن باشد، بلكه اين پاسخ خداي متعال در برابر سخن افرادي است كه مستحق عذاب الهي اند كه به محض ديدن عذاب و آتش اين آرزوي محال را بر زبان مي آورند: اى كاش (بار ديگر، به دنيا) بازگردانده مى شديم و آيات پروردگارمان را تكذيب نمى كرديم...!
خداي متعال در آيه بعدي مي فرمايد: اگر(مشركين و كافران مستحق عذاب) باز گردند، به همان اعمالى كه از آن نهى شده بودند، بازمى گردند، آن ها دروغ گويان اند.
در تفاسير نوشته شده است:
1.وقتى مشركين در لب پرتگاه دوزخ قرار مى گيرند، با ديدن آتش، آن چه كه در دنيا پنهان مىداشتند براي شان ظاهر مىشود، و همين ظهور وادارشان مىكند كه آرزوى برگشتن به دنيا و ايمان به آيات خدا و دخول در جماعت مؤمنين كنند... (2)
2.اين كه در آيه مىخوانيم اگر آن ها به دنيا برگردند باز همان كارها را تكرار مىكنند به خاطر اين است كه بسيارى از مردم هنگامى كه با چشم خود نتايج اعمال خويش را ببينند، يعنى به مرحله شهود برسند، موقتا ناراحت و پشيمان شده و آرزو مى كنند كه بتوانند اعمال خويش را به نوعى جبران نمايند، اما اين ندامت ها كه مربوط به همان حال شهود و مشاهده نتيجه عمل است ندامت هاى نا پايدارى مىباشد كه براى همه كس به هنگام روبرو شدن با مجازات هاى عينى پيدا مىشود. اما هنگامى كه مشاهدات عينى كنار رفت اين خاصيت نيز زايل مىشود، و وضع سابق تكرار مىگردد.
همانند بت پرستانى كه به هنگام گرفتار شدن در طوفان هاى سخت دريا و قرار گرفتن در آستانه مرگ و نابودى، همه چيز را جز خدا فراموش مى كردند. اما به محض اين كه طوفان فرو مىنشست و به ساحل امن و امان مى رسيدند همه چيز به جاى خود برمى گشت!(3)
3. آرزوى برگشتن براى ايمان و اعمال صالح كاملا بيجا و بى أساس است، زيرا اين افراد عوض نشده اند، و همان افرادى هستند كه بودند، و اعمال آنها همان است كه آشكار شده است، و از اين لحاظ اگر برگردند به عالم دنيا، باز برنامه خودشان را كه دل خواه و به اقتضاى طبيعت و صفات نفسانى است تكرار مىكنند.(4)
پي نوشت ها:
1. سوره انعام، آيه هاي 27 و 28.
2. طباطبايي سيد محمد حسين، تفسير الميزان، ترجمه موسوي همداني سيد محمد باقر، قم، انتشارات اسلامي، سال 1374 ه ش، چاپ پنجم، ج7، ص73.
3. مكارم شيرازي ناصر، تفسير نمونه، تهران، انتشارات اسلاميه، سال 1374 ه ش، ج5، ص 202.
4. مصطفوي سيد حسن، تفسير روشن، تهران، انتشارات مركز نشر كتاب، سال 1380 ه ش، چاپ اول، ج7، ص 339.
موفق باشید.