با سلام من یک سوال پرسیدم که وقتی انچه به سوی خداوند میرود روح ماست چرا ما به صورت روح در این دنیا قرار نگرفتیم در صورتی هر اعمال جسمانی هم انجام می دهیم با عث تعالی روح ما می شود نه جسم ما؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
ابتداء توجه داشته باشيد كه روح، ذاتاً مجرد ولي در مقام فعليت و بروز خارجي مادي است، به ناچار فعل و انفعال، تغيير و كمال به واسطه ابزار مادي صورت مي گيرد در واقع ماده و جسم به عنوان ابزاري براي تكامل روح، ضرورت دارد. لذا روح در هيچ نشئه اي از بدن بي نياز نيست.(1) نفس ناطقه انسان عين الربط به بدن است؛ در هر نشئه اي بدن مخصوص به آن عالم را اقتضا مي كند. در عالم ماده بدن مادي و در عالم مثال بدن مثالي و در عالم قيامت ابداني ديگر، لذا رابطه بين روح و بدن رابطه تدبيري است؛ يعني روح با استفاده از بدن فعاليت كرده و اعمال مورد اراده خود را با كمك آن انجام مي دهد.
بر اين اساس ماهيت روح انساني به گونه اي است كه تصور خالي بودن از جسم براي او معنا ندارد. اما چون در اين عالم مادي قرار داريم به ناچار جسمي متناسب با اين عالم مانند مكان داري، فرسودگي و...براي آن مقرر شده است.
اما جمله" آنچه به سوي خداوند مي رود روح ماست..." خيلي روشن نيست. چرا كه اگر مراد از به سوي خدا رفتن، فرايند مرگ و يا احياناً زمان محشور شدن در قيامت باشد، مطابق آنچه از عدم جدايي روح از بدن بيان شد، بدن و جسم انسان نيز در قيامت محشور شده و يا در زمان مرگ در عالمي به نام برزخ در قالب بدني مطابق آن عالم قرار مي گيرد و اينگونه نيست كه صرفاً روح انسان در قيامت محشور و يا در زمان مرگ روح بي نياز كامل از بدن شود تا در نتيجه كسي بگويد، روح به تنهايي به سوي خداوند رفته است.
خلاصه هيچ گاه روح انسان نمي تواند بدون بدن باشد، ولي نكته آن است كه بدن عالم دنيا داراي ويژگيهاي خاصي است كه متمايز از بدن برزخي و همچنين بدن برزخي داراي ويژگيهايي است كه متمايز از بدن در قيامت است و انتظار آنكه روح در اين دنياي مادي با بدن برزخي و...محشور شود، امري غير منطقي است يعني نمي توان از يك طرف مادي بودن عالم را پذيرفت. اما به قوانين حاكم بر آن تن نداد.
اما در مورد تاثير اعمال، توجه داشته باشيد كه روح با جسم ارتباطي نزديك داشته به گونه اي كه هر يك مي توانند در ديگري تاثير بگذارند تأثير غذاها، ميوه ها و سبزيجات بر جنين و تأثير شير مادر در تكون خصلتهاى كودك، حقيقتى انكار ناپذير است. بازتاب مواد مخدر و شراب بر روحيات انسان نيز امرى قطعى است و از آن طرف فعاليت هاي روحي نيز مي تواند در جسم تاثير گذار باشند در برخى موارد، ترس و اندوه، مزاج بدنى را به هم مى زند و يا درد و غم در بسيارى از موارد، عمل جذب و هضم غذا را مشكل مى سازند. خشم و غضب، جريان خون را تند و در نحوه تنفس و ضربان قلب و سرخى چهره اثر مى گذارند و بالعكس، ترس، جريان خون را كند مى سازد و در چگونگى تنفس و رنگ چهره تأثير مى گذارد.
بر اين اساس، اينگونه نيست كه اعمال افراد صرفاً در روح آنها تاثير گذار بوده و به قول شما سبب تعالي روح آنها شود. بلكه به اعتقاد ما اعمال، نه تنها در روح بلكه در جسم نيز اثر گذار بوده و باعث تعالي آن مي شوند در روايتي از امام صادق (ع) نقل شده است كه فرمود"َ صَلَاةُ اللَّيْلِ تُحَسِّنُ الْوَجْهَ وَ تُحَسِّنُ الْخُلُقَ وَ تُطَيِّبُ الرِّيح‏..."(2) نماز شب رخسار را زيبا، اخلاق را نيكو و بدن را خوشبو گرداند..."
پي نوشت ها:
1. شجاعي، محمد، معاد يا بازگشت به سوي خدا، چ شركت سهامي انتشار، بي تا، بي جا، ص 97.
2. شيخ صدوق، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال‏، چ دار الرضى، قم،1406 ق‏، ص 42.
موفق باشید.