من پسري هستم 20ساله كه خيلي بدقيافه ام اين رو بقيه ميگن،حالامن زن ميخواهم،ولي هيچ كس من را نميخواهد،چراخدابعضي هارو اينجوري افريد تا بدبخت باشن؟واسه رفع غرايزم چي كار كنم؟دارم از تنهايي مميرم،كمكم كنيدلطفا
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پرسشگر گرامي همانطور كه از نامه ي بر مي آيد در ذهن شما خطاهاي شناختي شكل گرفته است و چون ذهن معمار رفتار است اگر غلط باشد رفتار نيز غلط و مشكل آفرين خواهد شد و شخص به اهداف فردي و اجتماعي خود چنانكه بايد نخواهد رسيد. يكي از غلطهاي شناختي كه در ذهن شما وجود دارد و باعث ايجاد مشكل براي شما شده است مساوي دانستن خوشبختي با زيبايي است. من در راستاي اثبات خطا بودن اين طرز تفكر از شما تقاضا دارم كه دو كار انجام دهيد:
اولين كار مراجعه به دادگاههاي خانواده است، شما در راهروهاي اين دادگاهها مشاهد خواهيد كه بسياري از زوجهايي كه براي طلاق مراجعه مي كنند، داراي تيپ خوب و ظاهر قشنگي هستند ولي از زندگي با همديگر شاكي اند و مشكلشان به حدي رسيده كه منجر به تقاضاي طلاق شده.
دومين كاري كه تقاضا داريم انجام دهيد اينست كه عصر جمعه ها سري به پاركهاي خانوادگي بزنيد در آنجا خانواده هاي بسيار خوشبخت و شادي مشاهده خواهيد كرد كه براي گذراندن ايام فراغت به همراه يك فلاكس چاي و غذايي ساده به پارك آمده اند، جوك مي گويند و مي خندند و بسيار شادند؛ اين خانواده ها، هم از جهت تمكن مالي جزو طبقه ي متوسط و پايين جامعه اند. (چون اگر پولدار بودند براي گذراندن اوقات فراغت به پارك نمي امدند) و هم همانطور كه خواهيد ديد قيافه ي حد اقل نصف اين زوجها از جهت زيبايي ازحدّ متوسط به پايين است. پس زيبايي و يا تمكن هرگز دليلي براي خوشبختي نبوده است و دليل موفق بودن يك ازدواج نيز تمكن مالي و يا زيبايي ظاهري نمي باشد.
هنريكس كه از زوج درمانگران و مشاوران قبل از ازدواج بسيار برجسته معاصر مي باشد، نظريه اي پيرامون علّت عشق پسرها و دختر ها به همديگر دارد، او كه تحقيقات گسترده اي پيرامون نظريه خود كرده است معتقد است كه عشق و محبت پسر به دختر تابع زيبايي دختر ويا خوش تيپي پسر نيست. بلكه مربوط به موضوعاتي است كه در كودكي براي پسر و يا دختر روي داده است! مثلا پسر در كودكي عشق و محبت شديدي به مادر بزرگ خود داشته است و حال كه ساليان سال از آن دوران مي گذرد و مادر بزرگ از دنيا رفته و بظاهر همه چيز فراموش شده، اما اين پسر در ناخود آگاه و قسمت مغز كهنه ي خود بدنبال دختري مي گردد كه چهره اش ياد آور چهره ي مادر بزرگ او باشد و غم جانگداز فقدان او و دوري از او را التيام بخشد و لذا زيبايي اصلا براي او مطرح نيست. بل بدنبال كوچكترين مشابهت بين قيافه ي دختر و مادر بزرگ خود است البته اين نظريه بسيار مفصل است و كتابي قطور و مقالات زيادي در باره ي آن نوشته شده است و ادبيات تحقيق گسترده اي به خود اختصاص داده است.
ما در دين خود راهكارهاي متعددي براي مقابله با اينگونه مشكلات و نيز ايجاد انگيزه و اميد براي حلّ اين نوع معضلات داريم، ما ابزاري داريم كه غير مسلمانان و مسلمانان نامتديّن از آن بي بهره اند و لذا مشاوراني كه سكولار مي انديشند در اين گونه موارد راه حلهاي ناشايستي، كه در طول زمان مشكلات روحي و رواني فرد را افزون مي كند، تجويز مي نمايند. كه بايد متوجه باشيد كه مشكلتان را به هر مشاوري بيان نكنيد و در صورتي كه راه حلي از جانب آنها ارائه شد آنرا با شرع تطبيق دهيد و اگر با آن معارض نبود بكار ببنديد.
ما پاسخ پرسش شما را از قرآن كريم جويا مي شويم! قرآن كريم در آية 33 سورة مباركة نور مي فرمايد: « و كساني كه امكاني براي ازدواج نمي يابند، بايد پاكدامني پيشه كنند تا خداوند از فضل خود آنان را بي نياز گرداند». راه كاري كه خداوند براي كساني كه مشكل ازدواج دارند تعيين فرموده اينست كه اين افراد، بايد پاكدامني پيشه كرده و صبر نمايند تا خداوند نيز در پاداش اين صبر زيبا، كه به خاطر دلبستگي به دين او انجام مي گيرد، اين مشكل با لطف و فضل خود بر طرف نمايد.
گاهي خداوند بخاطر اينكه بنده اي بيشتر بسوي او توّجه و تقّرب پيدا كند او را با مشكلاتي مواجه ميكند، پس بروز مشكل به هيچ وجه به معني رويگرداني خدا از انسان نيست و چه بسا در جهت ارتقاء انسان به مراتب بالاتر باشد. در همين راستا يعني در جهت ارتقاء درجة دوستان خدا، خداوند در آيه 35سوره مباركه مائده مي فرمايد: «اي كساني كه ايمان آورده ايد؛ وسيله اي براي تقرب به سو او بجوييد». در اين راستا بحث توسّل و ياري جستن از امامان معصوم سلام الله عليهم اجمعين، كه بهترين وسيلة نزديك شدن به خداوند مي باشند مطرح مي گردد، بسياري از شيعيان معتقد، كه در مقاطع مختلفي از زندگي خود دچار مشكل شده اند به ائمه پناه برده اند و از آنها كمك طلبيده اند و جواب گرفته اند. مطمئناً با توجه به پيشينة خوب مذهبيتان، اگر بر درب معصومين بكوبيد و حاجت خود را از طريق اين نورهاي پاك از خدا بخواهيد قطعا نا اميد نخواهيد شد. البته اعتماد قلبي داشتن به اينكه جواب خواهيد گرفت، نقش مهمي را در اينگونه توسلات بازي مي كند. يكي از روحانيان بزرگ كه سالها پيش به نجف اشرف رفته بوده تا حاجتي از امير مومنان طلب كند نقل مي كند كه چند روز پياپي به حرم حضرت امير رفتم. اما خبري نشد يك روز كه در كنار ضريح مطهر نشسته و مشغول مناجات بودم، ديدم زني باديه نشين در حالي كه فرزند خود را بغل كرده بود، به ضريح نزديك شد و او را كنار ضريح بر زمين نهاد و خطاب به امير مومنان گفت: اين بچه من مريض است و خوب نمي شود او را شفاء بده كه زود مي خواهم بروم. زيرا كارهاي زيادي دارم كه برجاي مانده است. با تمام شدن سخن او بچه، نيز از جاي برخواست و همراه مادرش زيارتي مختصري كردند و رفتند.
چند سال پيش تحقيقي از يك دانشمند دين شناس امريكايي منتشر شد كه در بارة دين و آثار و كار كردهاي آن بود. وي در اين تحقيق به اين نتيجه رسيده بود: آنهايي كه دين را باور دارند با آنهايي كه با ترديد و كژدار و مريض به آن مي نگرند، هيچ وقت به يك ميزان از مزاياي دينداري بهره مند نمي شوند.
پس ياس و نا اميدي زيبندة يك دختر مسلمان نيست و نااميدي از فضل خداوند بزرگترين گناهي است كه يك فرد مي تواند مرتكب شود، قرآن در آيه 23 سوره مباركه عنكبوت نا اميدان از رحمت خداوند را در رديف كافران قرار ميدهد و عذابي سخت و دردناك را به آنان وعده مي دهد. بايد توجه داشت كه با بروز يك مشكل در زندگي تكليف از انسان ساقط نمي شود و گوشه گيري در اين مواقع كار افرادي است كه داراي شخصيت non assertive و ذليل مي باشد، پس كسي در زندگي به اهداف خود مي رسد كه اهل تلاش و كوشش باشد.
نكته ي ديگري كه از نامه شما برمي آيد بهم خوردن توازن منابع شناخت خود در شماست، در روانشناسي بحثي به نام «منابع شناخت خود» وجود دارد؛ منابع شناخت خود، هسته اصلي شخصيت هر فرد را تشكيل مي دهد كه شخص با توجه به اين منابع، شخصيت خود را در طول زمان شكل مي دهد
اظهار نظرهاي ديگران(فيدبكهاي اجتماعي)
كه به آن پسخوراند و يا بازخورد اجتماعي نيز گفته مي شود، و به اين معني است كه فرد و يا خانواده به خاطر تشويق هاي ديگران و روبرو شدن با باز خورد مثبت از سوي جامعه (جو گيري اجتماعي) در تكرار عمل خويش اصرار مي ورزد و يا به خاطر نظر نامساعد ديگران و دريافت باز خورد منفي از سوي جامعه، اقدام به ترك عمل خود مي كند و به ديگر سخن فرد خودش را با ديد و سخن ديگران تنظيم مي كند.
خودمشاهدهگري
منبعديگر براي شناخت خود است، كه در آن افراد به بازشناسي توانايي ها و ناتواني ها و نقاط مثبت و منفي خود مي پردازند و به آنها ياد داده مي شود كه با تكيه به نقاط مثبت به جبران نقاط منفي منفي خود بپردازند؛ مثلا به شخصي كه فكر مي كند بي پول است. پس بيچاره است، ياد داده مي شود كه بي پولي مساوي بيچاره گي نيست، زيرا خيلي از پولدارها هستند كه بيچاره اند و خيلي از بي پول ها هستند كه بسيار با آرامش زندگي مي كنند. لذا به او مي گويند كه از سياه نگري دست بردارد و به توانايي هايش نيز فكر كند و مثلا در كنار نقطه ضعف بي پولي به مهارتهايي كه دارد و مي تواند پول ساز باشد فكر كند و در كنار آن آموزش حل مسئله نيز به او آموخته مي شود تا بتواند منابع خود را در جهت كسب درآمد مديريت كند.
مقايسه اجتماعي
نيز سوّمين منبع براي شناختِ خود محسوب ميشود. يك روان درمانگر براي اصلاح مشكل فرد، زوج، و يا خانواده، بايد سه منبع شناخت خود را در اين ها تنظيم (بالانس) كند. زيرا يكي از عوامل مهّمِ ايجاد مشكل هاي عاطفي و شناختي براي افراد و خانواده ها بهم خوردن تنظيم، توازن وتعادل اين سه عامل است، كه براي بازگشت سلامتي و بسامان شدن، تنظيم دوبارة آنها ضروري است. سهم نرمال و استانداردِ هر يك ازسه منبع، در شناخت خود حدود33% مي باشد، كه اگر يكي از آنها كمتر و يا بيشتر شود آشفتگي و نابساماني آغاز مي شود؛ بعنوان مثال، آدم هايي كه خود مشاهده گري آنها غلبه دارد وسواس هاي فكري وعملي بالايي هم دارند. پس براي اينكه شما طبق فرمودة آية قرآن «وَ نَفسٍ وَ ما سَوّاها» [3] بشويد و شخصيّت معتدل و متعادلي داشته باشيد، بايد اين سه منبع شناخت خود را باهم مساوي كنيد
در اين رابطه بايد عرض نمايم كه منبع اول از منابع شناخت شما كه دهن بيني اجتماعي است بطور ناهمگوني رشدكرده و (social feed back ) از دو منبع ديگر پيش افتاده است و در مقابل خود مشاهده گري شما بشدت تضعيف شده و در سطح بسيار پاييني قرار گرفته است، شما از اين مسئله نگرانيد كه ديگران به شما محل نميذارند، اين فكر منفي را در خود تقويت كرده ايد وخودتان را برحسب بازخورد ديگران مي سنجيد. شما بايد از موقعيت و توانايي هاي خودتان آگاهي و شناخت كافي داشته باشيد و با كمك نكات مثبتي كه داريد سعي كنيد خودتان را بپذيريد و نكات مثبت خود را تقويت و نكات منفي خود را اصلاح كنيد. در اين شرايط است كه با داشتن نكات منفي و مثبت به پذيرش خود مي رسيد و خود را قبول مي كنيد كه در نتيجه آن، ديگران هم شما را قبول خواهند داشت و با ديده پذيرش به شما خواهند نگريست. اين در حالي است كه شما برعكس اين كار را انجام مي دهيد، يعني سعي مي كنيد با پذيرش از طرف ديگران به خود باوري برسيد.
كاري كه شما بايد انجام بدهيد اين است كه با خود مشاهده گري خودتان را بشناسيد و به نقاط مثبت و منفي خودتان بينش پيدا كنيد. من نكاتي را براي افزايش اعتماد به نفس و تقويت آن بيان مي كنم و اميدوارم با ممارست و تمرين اعتماد به نفس خود را ارتقاء دهيد،سعي كنيد تا به بيشرفت تحصيلي وموقعيت هاي عالي برسيد تا ديگران خواهان برقراري رابطه سالم اجتماعي باشما شوند.
و يكي از مشكلات عديده اي كه اين گونه افراد با ان دست به گريبان هستند خود بازداري از بروز احساسات نهفتة شان است. اين افراد هميشه خود را با توجه به نگاه ديگران تنظيم مي كنند و براي همين اگر احساسي داشته باشند كه فكر مي كنند ديگران آن را نمي پسندند، آن را فرو مي خورند و به درون خود مي ريزند. مثلا اگر در جمعي يك نفر كار اشتباهي مرتكب شود، به جاي بروز احساس خود مبني بر اشتباه بودن رفتار فرد خاطي، اين احساس را به درون خود منتقل مي كنند. اين گونه افراد با مشكلات و آشفتگي هاي زيادي در عرصه هاي فردي و اجتماعي روبرو مي شوند و امكان دارد سرانجام كار آن ها به افسردگي حاد ختم شود.مشكل دوم شما ناجراتمندي است، با توجه به مباحث پيش گفته، يكي از مشكلات شخصيتي افرادي كه بالانس منابع شخصيتشان بهم خورده ودهن بيني اجتماعي يا همان فيدبك هاي اجتماعي در آنها رشدكرده، رفتارناجرات مندانه است كه درروانشناسي به آن ويژگي شخصيتي اطلاق مي شود. اين ويژگي شخصيتي خود منشاء اختلالات بسياري است و بايد اصلاح شود
براي اصلاح آن راهكارهاي زيادي پيشنهاد شده است و به اندازه اي مهم است كه آموزش رفتار جرات مندانه يك از مهارتهاي اصلي زندگي قرار گرفته است. مهارت جرات مندي به فرد كمك مي كند كه بتواند به خود اطمينان داشته باشد، اعتماد به نفس خود را افزايش دهد، احترام ديگران را جلب كند، توانايي تصمييم گيري خود را بهبود بخشد، حقوق خود را حفظ كند، احساس هاي خود را ابراز كند، روابط خود را بهبود بخشد، اعتراض كند، نظر خود را به راحتي بيان دارد، به راحتي درخواست خود را مطرح كند، و به راحتي درخواستي را رد كند.
امّا روش تغيير ناجرات مندي به جرات ورزي و تقويت عزت نفس كه علت ضعيف شدن خود مشاهده گري و متورم شدن فيدبكهاي اجتماعي است:
اين گونه افراد براي تغيير، ابتدا بايد به طور مفصل و هر روز مثلا چند دقيقه، كه رفته رفته، زيادتر هم مي شود، در ذهن خود موفقيت هايي را كه جرات ورزي در زندگي شان ببار خواهد آورد را مجسم كنند. تصور كنيد كه مثلا پدرشان و يا مادرشان و يا مثلا كسي كه طرز نگاه و تشويق او به آنها در زندگي خيلي مهم است با ديدن اين تحول عظيم در آنها چقدر خوشحال خواهد شد و چقدر به او افتخار خواهد كرد، و جايگاه اجتماعي شان چقدر از رتبه فعلي خود به درجات بسيار بالا تري صعود خواهد كرد. اين كار انگيزه شان را در به چنگ آوردن مهارت جرات ورزي ، بالا خواهد برد.
بايد به آسيب هايي كه از توجه بيش از حدشما به اين مسئله به وجود مي آيد توجه كنيد تا انگيزه لازم براي تغيير بيداكنيد.
مساله ديگري كه بايد به آن توجه داشته باشيد اين است كه، يكي از دلايل گرفتار شدن افراد در دام بي جراتي، رودربايستگي و انفعال، عدم آگاهي آنها ازحدود حقوق خود و ديگران است. لذا موقعيت هايي را كه در آنها ناجرات مندانه عمل ميكنند، شناسايي كنند و سپس با تحليل منطقي اين موقعيت ها، خود را براي مواجهه صحيح و جرات مندانه در موقعيت مشابه بعدي آماده كنند.
اينگونه افراد بايد توجه داشته باشند كه محبت و احترام به ديگران و تذكر به آنها در مورد انجام وظايفشان بخوبي قابل جمع است. و پر رويي و پرخاشگري هيچ ربطي به جرات مندي و قاطعيت ندارد. اين باوري غلط است كه اگر بخواهيد وظايف خود را به نحو احسن انجام دهيد با ديگران تضاد پيدا خواهيد كرد، زيرا انجام وظيفه، افراد وظيفه شناس را خوشحال خواهد كرد و موجب ارتقاي شخصيتي شخص خواهد شد و افرادي را كه به فكر تنبلي و تجاوز به حقوق ديگران هستند را بر سر جاي خود خواهد نشاند.
قبل از اينكه مثلا در جمع همكلاسي ها حاضر شوند و يا در ميان جمع دوستان و يا فاميل شروع به صحبت كنند ، خود را آرام سازند؛ مثلا با چند تنفس عميق برخودشان مسلط شوند و آنگاه سعي نمايند بيانات خود را بصورت آرام، مودبانه ولي قاطعانه مطرح كنند.
برخي از جملاتي را كه افراد جرات مند و قاطع بصورت آرام و مودبانه در برخورد با ديگران بكار مي برند را ياد بگيرند و در خلوت، جلوي آينه بايستند و با خود تمرين كنند تا بتوانند انها را در موقعيت هاي خاص به راحتي بكار ببرند.
«نه» گفتن را تمرين كنند كه در صورت لزوم و موقعيت هاي اجتماعي مختلف در جاهايي كه لازم است به راحتي نه بگويند.
اگر امكان شركت در گروههاي آموزش مهارت جرات ورزي را داريد،در اين كارگاهها شركت فعال نماييد
مسئله مهم ديگر تاثير برقراري ارتباط خوب درجذب مخاطب مي باشد. شايد شما در برقراري ارتباط با ديگران عواملي را رعايت نمي كنيد كه باعث شده بقيه شما راطرد كنند.
براي داشتن يك ارتباط خوب پيش از هر چيز به يك نفوذ و قدرت تاثير گذاري نياز داريم . افرادي كه حتي در سلام و عليك و ارتباط اوليه انرژي كافي را هزينه نمي كنند و براي آن لحن مناسب انتخاب نمي كنند چنين طرز تلقي را به مخاطب خود مي دهند كه من خيلي اهميت ندارم تو اگر نخواستي مي تواني حتي پاسخ سوال من را هم ندهي.ا گر دقت كنيد هر چه سلام خود را با صداي رساتر و واضح تر داشته باشيم پاسخ رساتر و مشخص تري را دريافت مي كنيم. بنابراين براي قدم اول بايد براي خويشتن احترام و اهميت كافي قايل باشيد تا با اعتماد به نفس بيشتري رفتار كنيد. خودتان را محدود نكنيد.
1- از آنجا كه عكس العمل هاي مردم در مقابل هر يك از رفتارهاي شما متفاوت است، بهتر است همانطور كه صلاح مي دانيد عمل كنيد و از عكس العمل منفي آنها ناراحت نشويد. براي شروع ارتباط اگر از طرف مقابلتان روي خوش نديديد و احساس كرديد كه تمايلي به صحبت و ارتباط با شما ندارد بهتر است بدون آنكه ناراحت شويد يا واكنش غير منطقي و بي ادبانه اي نشان دهيد از خيرش بگذريد و به حرف ها و يا حركات آزار دهنده اش اعتنا نكنيد.
راجع به عقيده ي آنها سوال كنيد.
2- قبل از هر رابطه اي كافي است موضوع مشتركي براي صحبت پيدا كنيد و عقيده ي طرف مقابل را در مورد آن بپرسيد تا بابي براي ادامه ي صحبت شود و خود به خود سخن به سمت يك رابطه ي خوب برود، مثلاً مي توانيد اظهار نظري در مورد هوا، روز و يا موقعيت هاي ديگر كنيد
. از خودتان بگوييد.
3- براي برقراري ارتباط كافي است كه در ابتدا خودتان را معرفي كنيد و مختصري در مورد شغل، سن و سال، وضعيت تاهل و محل زندگي تان بگوييد.
سر و وضع مرتبي داشته باشيد.
4-به خاطر داشته باشيد كه مردم هميشه به طرف افرادي جلب مي شوند كه ظاهري آراسته و تميز دارند.
زياده روي نكنيد.
5- اگر شخص مقابلتان از جنس مخالفتان است بهتر است بار اول در صحبت زياده روي نكنيد، چرا كه ممكن است او و ديگران از رفتار و حركات شما سوء تعبير كنند.
اظهار خوشحالي كنيد.
6-به طرف مقابل بگوييد كه آشنا شدن با يك فرد جديد چقدر برايتان ارزشمند است و اينكه از آشنايي با او چقدر خوشحال هستيد؛ بعد وي را براي صرف چاي يا عصرانه به خانه تان دعوت كنيد تا طبق رسوم تعارفي كرده باشيد
برقراري ارتباط چشمي گاهي براي شروع ارتباط ضروري است.
7- اين رفتار در هنگام گفتگو مي تواند نشانه توجه، علاقه و درگيري باشد. در حين گفتگو اگر مستقيما به چشمان كسي كه با او حرف مي زنيد نگاه كنيد، مي توانيد صميمي بودن خود را به او انتقال دهيد. اما اگر هنگام گفتگو با اشخاص به جاي ديگر خيره شويد نامطمئن بودن خود را القاء كرده ايد و اگر بيش از اندازه به چشمان او نگاه كنيد احتمالا احساس بدي پيدا مي كند و به اين نتيجه مي رسد كه او را زير حمله قرار دادهايد. نگاه كردن بي وقفه به چشمان مخاطب نه درست است و نه ضرورت دارد. وقتي با ديگران حرف ميزنيد به حالتهاي نگاههاي خود دقت كنيد و بكوشيد كه به تدريج از نگاههاي خود استفاده بهتري كنيد.نگاه كردن آرام و پيوسته، و گاه برگرفتن اين نگاه به گفتگو حالت مشخصتر و دوستانه تري مي دهد. هنگام صحبت با ديگران دقت كنيد تا بدانيد كه وقتي تنه شما كمي به سمت مخاطب شما نزديك مي شود بر صميميت گفتگوي شما تا چه حد اضافه مي شود.
از طرفتان تعريف كنيد.
7- اما دقت كنيد كه دروغ نگوييد. مثلاً اگر مي بينيد كه موهاي طرفتان به طرز مسخره اي زشت است، از موهايش تعريف نكنيد. اما اگر مثلاً از كفش هايش يا هر چيز ديگري خوشتان آمده با لبخند عنوان كنيد. يك تمجيد بي ريا و خالصانه راه بسيار خوبي براي نزديك شدن به طرف مقابل است. اما دقت كنيد اين تمجيد در مورد مسئله اي خيلي شخصي نباشد كه او را بترساند يا باعث شود كه احساس ناراحتي كند.
حرف طرف مقابل را دنبال كنيد. موافقت كنيد، مخالفت كنيد، و نظرتان را ابراز كنيد. تلاش كنيد كه با بي توجهي از آن نگذريد.
عبارات و جملات جالب و خنده دار مي تواند حال و هواي مكالمه را عوض كند و موضوعات جديدي را براي صحبت كردن پيش رويتان قرار دهد.
هشدارها
طرف مقابل را با سوال بمباران نكنيد.
با لحني صحبت كنيد كه طرف مقابل تصور نكند كه مجبوريد كه حرفي بزنيد. با آرامش و وقف هاي مناسب حرف بزنيد
سوال هاي خصوصي نپرسيد.
ارتباط چشمي برقرار كنيد.
درمورد ظاهر طرف مقابل يا كس ديگري اظهار نظر منفي نكنيد چون ممكن است طرفتان با كسي كه از او انتقاد مي كنيد، آشنا باشند.
هيچ وقت قسم نخوريد، بي احترامي نكنيد، توهين نكنيد، بحث هاي جنسي و مذهبي يا مليتي را به ميان نكشيد
در برخورد با افراد هيچ وقت مغرورانه رفتار نكنيد كه انگار همه چيز دان هستيد.
بچگانه و خام رفتار نكنيد، حرف نزنيد و لباس نپوشيد
صحبت دو نفر ديگر را قطع نكنيد. اجازه بدهيد مكالمه آنها تمام شود و بعد حرفتان را بزنيد
هميشه الفاظ "خواهش مي كنم"، "متشكرم" "لطف مي كنيد" و امثال اين را در صحبت هايتان بگنجانيد. مودب بودن نشانه هوش و كمال شماست.
به اطرافيانتان احترام بگذاريد
و اينكه سعي كنيد از سبك ارتباطي جراتمندانه استفاد ه كنيد.
خصوصيات كلامي و غيركلامي افراد جرات مند
o شنونده و پذيرا هستند.
o تن صداي محكم و استوار دارند.
o در هنگام صحبت با ديگران به چهره آنان نگاه مي كنند.
o عدم استفاده از كلمات مطلق، مانند، بايد، حتما، الزاما و...
o داشتن وضعيت بدني راست، متعادل و راحت.
o حتي وقتي كه موافق چيزي نيستند، نهايت احترام طرف مقابل را حفظ كرده و حقوق انساني او را رعايت مي كنند.
o دادن پاسخ هاي خود انگيخته با لحني دوستانه، اما قاطع
مسائل مهم را ذكر مي كنند و از حاشيه روي افراطي پرهيز مي كنند.
مسئله ديگري كه درشما مشاهده مي شود خود كم بيني است. شما خودتان را دست كم گرفته و فقط روي يك مسئله تمركز كرده ايد و همه حواستان به توجه ديگران مي باشد و وقتي بازخورد مناسبي دريافت نكرده ايد. ، احساس حقارت كرده و دچار افسردگي مي شويد. شما افكار منفي زيادي نسبت به خود داريد. مسلما شما داراي نقاط قوت و نكات مثبتي هستيد. ولي به خاطر تفكر منفي خاطرات منفي خود را مرور كرده و از تعميم استفاده مي كنيد. مثلا مي گوييد هيچ دختري من را محل نمي دهد، مگه شما از همه دخترها خوشتان مي ايد و به آنها محل مي دهيد، مسلما هركسي حق انتخاب دارد و افراد خاصي را مي پسندد. بس سعي كنيد واقع بين باشيد و به وقايع مثبت و منفي باهم توجه كنيد،موفقيت هاي قبلي خود را در ارتباط با ديگران به ياد بياوريد و سعي كنيد از عوامل موفقيت قبلي درس بگيريد و اعتماد به نفس خود را از دست ندهيد.
درمان خودكم بيني
تقويت روح ايمان:
از آنجا كه سرچشمه بسياري از مفاسد و ناراحتي هاي رواني ضعف ايمان به شمار مي آيد ذكر خدا و ارتباط با او مي تواند به عنوان نيرومندترين عامل در برابر مشكلات و حوادث مطرح شود. قرآن كريم با قاطعيت تمام مي فرمايد: الا بذكر الله تطمئن القلوب؛ آگاه باشيد كه دل ها تنها با ياد خدا آرام مي گردد.»
معجزه ايمان، مؤمن را چون كوه استواري مي سازد كه هيچ سيل و توفاني را ياراي درهم شكستن آن نيست از اين رو در روايات قدرت مقاومت مردان با ايمان در برابر حوادث به كوه تشبيه شده است. پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد: مؤمن در حفظ دين خود، از كوه هاي سربه فلك كشيده محكم تر است.
عموم روان شناسان معترف اند كه ايمان نقش مهمي در علاج بيماري هاي روحي دارد و در كتابهاي خود به اين مطلب تصريح كرده اند. يكي از محققان مي گويد:«امروز جديدترين علم يعني روان پزشكي همان چيزهايي را تعليم مي دهد كه پيامبران تعليم مي دادند چرا؟ به علت اينكه پزشكان روحي دريافته اند كه دعا و نماز و داشتن يك ايمان محكم به دين نگراني، تشويش، هيجان و ترس را كه موجب نيم بيشتري از ناخوشي ها است برطرف مي سازد يكي از پيشوايان علم مزبور مي گويد: كسي كه حقيقتاً معتقد به مذهب است هرگز گرفتار امراض عصبي نخواهد شد.»
موفق باشید.