با عرض سلام.من یک چند روزیه حالم از لحاظ روحی وحشتناک بده!!مثل اینکه آدم توی خواب بد باشه و دیگه بیدار نشه!شبا تا صبح یا حتی تا ظهر بیدارم و خوابم نمیبره.همش فکر پیر شدن و مردن بقیه افسردم کرده.بقدری حالم بده که کلی عرق میکنم.احساس میکنم گناه خیلی بزرگی مرتکب شدم و خدا نمیبخشتم.باور کنید توی عمرم چنین حالی نداشتم!چکار کنم؟
سؤالات شما حاکی از مسئولیت پذیری دینی واجتماعی در قبال خویش و خانواده خویش است و البته قابل تقدیر است. از این که قصد دارید در زمره خوبان عالم قرار بگیرید، خوشحالیم و به شما تبریک می گوئیم.در این زمینه تذکر نکاتی را لازم می دانیم:
شرط کسب رضایت خدا و به قول شما آدم شدن، عمل به وظیفه و تکلیف الهی است. تکلیف الهی، در اسلام به عنوان واجبات و محرمات معرفی شده است.
جلب رضایت خدا نیز جز با شناخت و انجام تکلیف، انجام واجبات و ترک محرمات ممکن نیست. حضرت موسی(ع) به خدا عرض کرد: خدایا! بندگانت از کجا بفهمند که از آنان راضی و خشنود هستی؟ مرا از نشانه خشنودی و رضای خودت از بندهات آگاه کن.
خداوند در پاسخ فرمود: هرگاه دیدی بندهام توفیق اطاعت و فرمانبرداری و ترک گناه و معصیت پیدا کرد، بدان که از او راضیام و این علامت خشنودی و رضایت من است.(1)
می دانیم میزان و نسبت رضایتمندی خداوند از انسان به میزان عمل او از لحاظ کمیت و کیفیت و اخلاص و معرفتش بستگی دارد. از سویی دیگر میدانیم برخی اعمال از ویژگیهای برتر و ممتازی برخوردارند، به گونهای که میتوان آن ها را به عنوان اصول و زیر کارهای جلب رضایت و خشنودی خداوند دانست. باید به قرآن که زبان خداوند است، مراجعه نمود . از زبان او کشف کرد که انجام چه کارهایی موجب جلب رضایت حضرتش میگردد. اسباب و عوامل کسب رضایت و خشنودی خدا در بیش از سی آیه بیان شده است. به چند نمونه اشاره می شود:
1- رضوان و رضایت خدا شامل کسانی میگردد که:
ایمان به خدا و قیامت داشته باشند. در صورت لزوم خانه و وطن خویش را برای حفظ دین شان رها کنند و هجرت نمایند. با مال جان خویش در راه خدا جهاد نمایند. پیوسته پیرو ولایت و امامت باشند.(2)رضایت خدا را در صدق و راستی (گفتار و عمل) باید جست و جو کرد. (3)
بر اساس برخی دیگر از آیات ترک کفران نعمت، شکر نعمتهای مادی و معنوی (4) و دوستی با دوستان خدا و دشمنی با دشمنان او نیز موجب جلب رضایت الهی است.
2- رعایت تقوا نیز در همه کارها مخصوصا درحق الناس موجب رضایت و خشنودی خداوند است، اما چون تقوا دارای مراتب و درجات است، قرآن رضایت خداوند را برای تقوا پیشگانی بیان میکند که دارای شش صفت ممتاز باشند. (5) برای اطلاع بیشتر در این زمینه به تفسیر نمونه، ج 2، ص 344 مراجعه کنید.
نوشته اید :"همیشه فکر پیر شدن و مردن بقیه افسردم کرده"
حقیقت آن است که بسیاری از ما انسان ها حقیقت مرگ را نشناخته ایم لذا در بسیاری از موارد یا خود از مرگ هراسانیم و یا با مرگ دیگران به یاد مرگ و عاقبت خود و یا افرادی که از دنیا رفته اند هستیم. مرگ هدیه برای مؤمن (6)و فاصله تا بهشت (7) و سبب راحتی از گرفتاری های دنیا (8) و همانند بوییدن خوشبوترین بوییدنیها است.(9) اگر نوع نگاه ما به مرگ عوض شود و مرگ را چون زندگی، امتحان بزرگ الهی بدانیم چون انسانهای کامل و مؤمنان از مرگ کراهت نخواهیم داشت، البته لازمه رسیدن به این مقام عمل به وظیفه و دستورات الهی است. بنابراین عامل ترس نیست تا مؤمن از آن بترسد؛ اما مرگ برای کافران و گناهکاران همچون گزیدن مار و عقرب و فاصله رسیدن به عذاب و کیفر گناهان است. از این رو از آن میترسد.
دوست عزیز !
بسیاری از نگرانی ها مانند ترس از گذشته، خوف از آینده، احساس پوچی و ترس از مرگ و غیره ریشه در ضعف ایمان دارد. لذا قرآن مجید، زندگی توأم با اضطراب و رنج را نتیجه بی ایمانی و نداشتن پناهگاه معنوی می داند:
"هر کس از یاد خدا غفلت ورزد و اعراض کند، زندگی او تنگ و تاریک خواهد بود".(10)سعی کنید برای رهایی از این افکار فرسایشی ایمان تان به خدا را بیش تر کنید . از رحمت او مایوس نباشید . مطمئن باشید ایمان به خدا به تمام پریشانی هایی را که بر اثر دل باختگی در برابر تعلقات مادی پدید می آید، پایان می دهد.
اگردر انجام تکالیف شرعی کوتاهی نمی کنید، از چه نگران هستید؟ از چه می ترسید؟ پس به رحمت خداوند امیدوار باشید. به جای ترس از خدا توفیقات بیش ترتان را از او بخواهید.
فراموش نکنید:
غلبه خوف بر اميد، انسان را به يأس و سستي مي كشاند. غلبه رجا و طمع، انسان را به غرور و غفلت وا مي دارد. اين هر دو دشمن حركت تكاملي انسان در مسير او به سوي خدا است. در حديثي از حضرت صادق(ع) مي خوانيم:" سزاوار است بنده مؤمن چنان از خدا بترسد كه گويي در كنار دوزخ قرار گرفته و مشرف بر آتش است و چنان به او اميدوار باشد كه گويي اهل بهشت است" (11).
برادر گرامی،
احساس گناه و بروز چنین حالاتی از قبیل آن چه برای شما در این چند روز پیش آمده ، ممکن است مربوط به عملکرد شما در گذشته باشد که ترس از گرفتاری و عقوبت آن احتمالا سبب بروز چنین حالاتی شده است. لذا شما یا عباراتی نظیر "توی عمرم چنین حالی نداشتم" آن را بیان کرده اید. بهتر است در این زمینه و علل پیدایش یک باره آن توضیح بیشتری بدهید تا ما راحت تر کمک تان کنیم. در عین حال توصیه می کنیم حتما با همکاران ما در بخش اخلاق و یا مشاوره بخش تلفنی به شماره (09640) تماس بگیرید.
پی نوشتها:
1. علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت، 1404 ه. ق، ج 67، ص 26.
2. توبه (9) آیه 19 ـ 21.
3. مائده (5) آیه 119.
4. زمر (39) آیه 7.
5. آل عمران (3) آیه 16 و 17.
6. بحارالانوار، ج 79، ص 171، به نقل از دعوات راوندی.
7. همان.
8. امالی شیخ طوسی، منشورات مکتبة الداوری، قم، ص 184؛ معانیالأخبار، ابن بابویه، مؤسسه اعلمی، بیروت، ص 143؛ با کمی تفاوت روایت از امام صادق(ع) نقل شده است.
9. معانیالأخبار، همان، ص 287.
10. طه (20) آیه 125.
11.مکارم شیرازی، تفسير نمونه، دار الكتب الإسلامیه، تهران،1374 ش، ج 20، ص 253.






