بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام و خسته نباید
می خواستم بدونم آیا بیداری اسلامی در آیات و روایات پیش بینی شده بود و همچنین ارتباط این جنبش ها با ظهور صاحب الزمان(روحی فداه) رو می خواستم جویا بشم
با تشکر از شما
در پناه حق
در پاسخ به مسائل مذکور در پرسش، توجه شما را به نکات ذیل جلب می نماییم:
الف: نباید به مسئلهی ظهور، مانند یک حادثهی اتفاقی نگاه کرد. ظهور حضرت مهدی (عج)، جریانی است که در طول تاریخ امتداد داشته و دارد و لذا هر لحظه و هر حادثهای گامی به سوی ظهور و علامتی از علائم عام یا خاص ظهور ایشان است. ظهور مانند یک زنجیری است که از حلقههای به هم پیوستهای تشکیل گردیده است و یکی هم حلقهی آخر آن است.
ظهور حرکتی مانند مرگ و قیامت است. چنانكه امیرالمؤمنین (ع) میفرمایند: « نَفَسُ الْمَرْءِ خُطَاهُ إِلَى أَجَلِه»(1) «هر نفسی که انسان میکشد، گامی است که به سوی مرگ مینهد»، و بالاخره در یک لحظه نیز نوبت به نفس آخر میرسد، ظهور حضرت (عج) نیز روز به روز و لحظه به لحظه تجلی یافته و اتفاق میافتد و یک لحظه نیز آن حلقهی آخر ظهور است که ایشان در کعبه حضور علنی یافته و قیام خود را اعلام میدارند.
ب : اما در عین حال شیعهی منتظر، تحولات را پی میگیرد و میخواهد بداند که آیا نمودهای آشکاری از نزدیک شدن به حلقهها و گامهای آخر وجود دارد یا خیر؟ آیا از تحولات اخیر اخباری در کلام معصومین (ع) به عنوان نزدیکتر شدن آن قدم آخر بیان شده است یا خیر؟ که سؤال فوق نیز به همین معنا اشاره دارد.
بيداري اسلامي و اتفاقاتي كه در چند دهه اخير در جهان رخ داده نيز از جمله وقايعي است كه مي توان رد پايي از آنها را در برخي روايات يافت؛ مخصوصا درباره ايران كه نقطه شروع بيداري اسلامي است. چنانكه امام خميني (ره) فرموده:« انقلاب مردم ايران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمدارى حضرت حجت- ارواحنا فداه- است كه خداوند بر همه مسلمانان و جهانيان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد.»(2)
اينك به برخي از اين روايات اشاره مي كينم.
از امام موسی کاظم (ع) نقل شده است که فرمود:
« رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ قُمَّ يَدْعُو النَّاسَ إِلَى الْحَقِّ يَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ كَزُبَرِ الْحَدِيدِ لَا تُزِلُّهُمُ الرِّيَاحُ الْعَوَاصِفُ وَ لَا يَمَلُّونَ مِنَ الْحَرَبِ وَ لَا يَجْبُنُونَ وَ عَلَى اللَّهِ يَتَوَكَّلُونَ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» (3)
«مردی از قم، مردم را به حق دعوت کند، افرادی پیرامون او گرد آیند که قلبهایشان همچون پارههای آهن استوار است. بادهای تند حوادث آنان را نلغزاند، از جنگ خسته نشده و نترسند، اعتمادشان بر خداست و سرانجام کار از آن پرهیزکاران است.»
در حديث ديگري از امام باقر (ع) مي خوانيم:
« أَقْبَلَ أَبُو بَكْرٍ وَ عُمَرُ وَ الزُّبَيْرُ وَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ عَوْفٍ جَلَسُوا بِفِنَاءِ رَسُولِ اللَّهِ (ص) فَخَرَجَ إِلَيْهِمُ النَّبِيُّ ص فَجَلَسَ إِلَيْهِمْ فَانْقَطَعَ شِسْعُهُ فَرَمَى بِنَعْلِهِ إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع ثُمَّ قَالَ إِنَّ عَنْ يَمِينِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْ عَنْ يَمِينِ الْعَرْشِ قَوْماً مِنَّا عَلَى مَنَابِرَ مِنْ نُورٍ وُجُوهُهُمْ مِنْ نُورٍ وَ ثِيَابُهُمْ مِنْ نُورٍ تَغْشَى وُجُوهُهُمْ أَبْصَارَ النَّاظِرِينَ دُونَهُمْ قَالَ أَبُو بَكْرٍ مَنْ هُمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَسَكَتَ فَقَالَ الزُّبَيْرُ مَنْ هُمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَسَكَتَ فَقَالَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ مَنْ هُمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَسَكَتَ فَقَالَ عَلِيٌّ ع مَنْ هُمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ هُمْ قَوْمٌ تَحَابُّوا بِرَوْحِ اللَّهِ عَلَى غَيْرِ أَنْسَابٍ وَ لَا أَمْوَالٍ أُولَئِكَ شِيعَتُكَ وَ أَنْتَ إِمَامُهُمْ يَا عَلِيُّ »(4)
« ابوبکر و عمر و زبیر و عبدالرحمن بن عوف به درگاه رسول الله (ص) نزدیک شدند و نشستند، پس پیامبر(ص) بر آنها وارد شد، کنارشان نشست، ... سپس فرمود: از سمت «یمین الله» یا سمت راست عرش الهی،قومی از ما هستند [برخاستند] بر منابری از نورند (منبر یعنی مکانی بلند برای پیام رسانی)، صورت هایشان نورانی است و لباسهایشان نورانی است، صورت هایشان بر چشم ناظرین دیگر پرده میاندازد. ابوبکر گفت: ای پیامبر خدا آنها کیستند؟ پس ایشان سکوت کردند. زبیر گفت : ای پیامبر خدا، آنها کیستند؟ پس ایشان سکوت کردند. عبدالرحمن بن عوف گفت: ای پیامبرخدا، آنها کیستند؟ پس ایشان سکوت کردند. سپس حضرت علی (ع) فرمودند: ای پیامبر خدا، آنها چه کسانی هستند؟ پس ایشان فرمودند: آنها قومی هستند که به واسطهی روح الله به یکدیگر محبت می ورزند. (دلهایشان به هم نزدیک می شود)، درحالی که هیچ نسب یا اموال مشترکی ندارند؛ آنها شیعهی تو هستند و تو امامشان هستی ای علی.»
پس از پیروزی انقلاب اسلامی آیت الله صدوقی در ملاقاتی خدمت امام عرض كرده بودند. آقا این روح الله كه در حدیث (تحابوا بروح الله) شما هستید؟ زیرا امروز تمام اقشار مردم به واسطه رهبری دوستی شما متحد شدند،امام با لبخندی گذشت.
حدیث دیگر از امام صادق (ع) وارد شده است که ممکن استد به شرایط امروزی عربستان و مرگ ملک عبدالله و اختلاف بر سر جانشینی او منطبق باشد. حضرت در ضمن این حدیث می فرمایند:
« مَنْ يَضْمَنْ لِي مَوْتَ عَبْدِ اللَّهِ أَضْمَنْ لَهُ الْقَائِمَ ثُمَّ قَالَ إِذَا مَاتَ عَبْدُ اللَّهِ لَمْ يَجْتَمِعِ النَّاسُ بَعْدَهُ عَلَى أَحَدٍ وَ لَمْ يَتَنَاهَ هَذَا الْأَمْرُ دُونَ صَاحِبِكُمْ إِنْ شَاءَ اللَّهُ وَ يَذْهَبُ مُلْكُ سِنِينَ وَ يَصِيرُ مُلْكَ الشُّهُورِ وَ الْأَيَّامِ فَقُلْتُ يَطُولُ ذَلِكَ قَالَ كَلَّا»(5)
«هرکس برای من مرگ عبدالله را تضمین کند، من ظهور را برای او تضمین می کنم آنگاه كه مرگ عبد الله فرا رسد، مردم در جانشینى او نسبت به هیچكس به توافق نمىرسند و این جریان تا ظهور حضرت صاحب الامر همچنان ادامه مى یابد،. عمر سلطنتهاى چندین ساله به سر آمده، نوبت پادشاهى چند ماهه و چندین روزه فرا مىرسد. ابوبصیر مى گوید: پرسیدم : آیا این وضع به طول مى انجامد؟ فرمود: هرگز»
درباره يمن و مصر و عراق و نقش آنها در ظهور امام زمان (عج) نيز رواياتي وارد شده كه براي مطالعه آنها مي توانيد به كتاب عصر ظهور تأليف آيت الله كوراني مراجعه نماييد.
ج : در مسئلهی ظهور نباید مقوله و سنتی تحت عنوان «بداء» را نا دیده گرفت. بداء یعنی «سببی» بر «سبب» دیگر غلبه مییابد و آثار آن را از بین میبرد. مثل این است که کسی ظلمی کرده و از عقوبتهای دنیایی او این است که این ظلم دامن گیر او شود، اما با جبران یا اخذ حلالیت از مظلوم، رفع ظلم میکند و همین امر سبب تغییر در مقدرات میگردد و یا کسی دعا و توبهای مستجاب دارد، اما با گناهی آثار آن را از بین میبرد. یا تاریخ مرگش را به واسطه صدقه یا صلهرحم به عقب میاندازد و ... . مسئله ظهور نیز چنین است، با حرکتی، اسباب تعجیل در ظهور فراهم میگردد و به اصطلاح میگویند: ظهور جلو افتاد. اما با حرکت دیگری ممکن است که آن اسباب از بین برود و ظهور به عقب بیفتد.
لذا اگر مسلمین هم چنان بیدار باشند و در ضمن با بصیرت باشند، از تهدیدها نترسند، به وعدههای تو خالی دشمنان خود طمع نکنند، پایدار باشند، روح مبارزه با طاغوت و شهادتطلبی در آنان تقویت گردد و ...، حتماً إن شاء الله ظهور نزدیک است. اما اگر خدایی ناکرده غفلت کنند، ممکن است بداء حاصل شود.
پي نوشت ها:
1. نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره 74
2. امام خميني، صحيفه امام ، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، تهران، بي تا، ج21، ص 327.
3. علامه مجلسي، بحارالانوار، بيروت، مؤسسه الوفاء ، سال 1404 هـ ق، ج 57، ص216.
4. همان، ج 65، ص 139.
5. همان، ج 52، ص210.






