با سلام و سپاس از ارتباط تان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
این که چرا نام حضرت مریم در قرآن مجید آمده است ، ولی نام زنان دیگر به صراحت نیامده است، نمی توانیم جواب قطعی بدهیم زیرا خداوند که عالم به همه مصالح و لوازم و پی آمدها است، این گونه صلاح دیده است و نمی دانیم به همه لوازم و مصالح علم یابیم تا از علت کارهای خدا سر درآوریم.
قرآن بنا بر نام بردن افراد ندارد، جز در مواردی که مصلحتی اقتضا کند. در مورد حضرت مریم به دو جهت نام ایشان برده شده است:
اول- از تولد تا رشد و بالیدن و حامله شدن در حال باکرگی و بدون شوهر و ارتباط با مردی، آیتی خدایی بود. مادرش قبل از حامله شدن به او بشارت فرزند پسر یافته بود. وقتی فرزند خود را دختر یافت، تعجب کرد و نمی دانست بشارتی که داده شده، فرزند پاک و همین دختر است. او را وقف خدمت بیت المقدس کرد و مریم یعنی "عابده" نامید. بعد از دوره شیر خوارگی به راهبان بیت المقدس تحویل داد. با این که همه برای کفالت او بر دیگران سبقت می گرفتند ،ولی اراده خدا بر این بود که تحت کفالت بنده خاصش زکریا پرورش یابد. در معبد بالید . وقتی به سن رشد رسید، به اراده خدا بدون این که با مردی تماس داشته باشد، به عیسی باردار شد و او را به دنیا آورد. به اذن خدا این طفل تازه متولد شده، به زبان درآمد و از پاکی مادر و از نبوت خود سخن گفت . بدین گونه او و مادرش آیتی برای جهانیان شدند. بعد هم خدا از طهارت بانویی که از طرف یهود به فحشا متهم شده بود ، دفاع کرد. او را به عنوان الگو برای همیشه بشر معرفی کرد. به این جهات لازم بود شرح حال و بیان زندگی او با نام و مشخصات فردی باشد تا مردم در زندگی و اعمال و رفتار و سرگذشت او تدبر کنند و عبرت بگیرند و درس بیاموزند.
دوم - معمول این است که فرد را به نام پدرش معرفی کنند ( ابن عبدالله،ابن ابی طالب،...) خدا فرزند مریم را به او انتساب می دهد تا اعلام کند که عیسی اولا بدون پدر متولد شده و ثانیا بشر است و خدا نیست. در این وجه دوم _ که بیشتر نام بردن از مریم هم بدین جهت است_ مریم نسب عیسی است "عیسی بن مریم" تا مسیحیان نتوانند برای خدایی یا فرزند خدا بودن عیسی دلیلی بتراشند.
اما در مورد افرادی که زمان نزول قرآن یا بعد از آن بودند، بنای قرآن اصلا بر اسم بردن نیست، مگر ضرورتی اقتضا کند . در مورد نام بردن از معصومین، چنین ضرورتی وجود نداشته است، بلکه چه بسا مصلحت بر نام نبردن آشکار بوده ،زیرا بودند افراد زیادی که تاب شنیدن نام آنان در قرآن را نداشتند . نام بردن از آنان در قرآن، سوق دادن افراد به اقدام برای محو این نام و یاد بوده است.
احتمال بسیار بود که نام بردن از شخصیت هایی مانند حضرت زهرا یا حضرت علی(ع) و فضایل آن ها که در زمان پیامبر(ص) و از نزدیکان حضرت بودند، خطر تحریف قرآن و یا موضع گیری افراد بسیاری را در مقابل پیامبر به دنبال داشته باشد، در حالی که بیان فضایل آنها بدون آن که نامی از آنها برده شود، آن گونه که در سوره هل اتی، یا آیه مباهله وایه تطهیر آمده، مشکلات مورد نظر را نداشته و بهتر می تواند مقصود و هدف را برآورده سازد.
پی نوشت:
1. آل عمران(3)آیه 36.
۱۳۹۰/۱۲/۲۱ ۱۸:۱۴
شناسه مطلب: 64083






