اگر به این دلیل که در این دنیا عدالت برقرار نمیشسود اخرت وجود دارد واخرت برای احقاق حق است پس چرا کسی که در این دنیا عمل خطای مرتکب میشود مانند قتل یا جنایات جنگی یا حتی بزرگتر باید تا اخرت اخرت است در جهنم بسوزد وعذاب ببیند این که خود بزرگترین مصداق ناعدالتی است همچنین در قران امده که کافران در جهنم جاویدان اند
با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما ؛ و تشکر به خاطر ارتباطتان با این مرکز؛
سوال شما در حقیقت به نابرابری عذاب های آخرت با گناهان دنیا بخصوص مساله عذاب خلود و ابدی در جهنم در برابر گناهان محدود دنیوی بر می گردد.
در مورد تبیین این امر باید گفت:
از دیدگاه شیعه خلود در جهنم فقط برای کفّار و مشرکان و منکران خدا و قیامت و انبیا است. مسلمان و مؤمن، اگر چه مرتکب کبایر شده باشد، دائماً در جهنم نمیماند، بلکه پس از چشیدن عذاب به مقدار مناسب بالاخره نجات پیدا میکند و اهل بهشت میشود، امّا در مورد کفّار که چگونه ممکن است مثلاً هشتاد سال عمر بکنند، امّا تا ابد در جهنم بسوزند؟ باید گفته شود: مجازات و کیفرها سه گونه است:
1- مجازات قراردادی، همان کیفرها و مقرّرات جزیی است که در جوامع بشری قانون گذاران الهی یا غیر الهی وضع میکنند، مثل حدّ شرابخوار، دزد، قاتل و ... .
در این گونه مجازات همه گفته اند باید بین جرم و کیفر تناسب وجود داشته باشد.
چنان که در اسلام چنین چیزی ملاحظه شده است . بین مجازات زناکاری که زن دارد و کسی که زن ندارد، تفاوت وجود دارد. بین کسی که بار اول دزدی کرده یا چیزی را خارج از صندوق و انبار در بسته دزدیده و کسی که دزد حرفهای است، یا با شکستن صندوق و انبار چیزی را دزدیده است، تفاوت وجود دارد و ... .
2- مجازاتی که با عمل رابطه تکوینی یا علت و معلولی دارد، مثلاً بین خوردن سمّ و مسموم شدن رابطه تکوینی وجود دارد، چه شخص بداند و چه نداند، بچه باشد یا بزرگ، گناهکار باشد یا بی گناه ... فرقی نمیکند هر کسی بخورد، مسموم میشود. در این جا تناسب وجود ندارد و احدی هم اعتراض نمیکند که این چه ظلمی است در حق بچه یا بی گناه و ... .
3- مجازاتی که تجسم و عینیّت یافتن جرم و گناه است، در قرآن آمده است: آنانی که اموال یتیمان را از راه ظلم و غیر شرعی میخورند، آتش در شکم خود وارد میکنند. (1) یعنی مال یتیم به صورت آتش در میآید. سایر گناهان چنین است. (2)
در این نوع از مجازات هم تناسب بین جرم و کیفر لازم نیست، چون در حقیقت کیفری از طرف خداوند وضع نشده است، بلکه عمل شخص تجسم پیدا میکند و به این شکل در میآید.
مولوی در مثنوی میگوید:
ای دریــده پوستیــن یوسـفــان گرگ بر خیزی از این خواب گران
گشتـه گرگان یک به یک خوهای تو مـیدرانند از غضب اعضــای تـو
ز انچـه میبافی، همـــه روزه بپـوش زانچه میکاری، همه سالـه بپــوش
گـرز خاری خستـهای ،خود کشته ای ور حـریر و قز دری ،خود رشته ای
چـون ز دستت زخم بر مظلوم رست آن درختی گشت و زآن زقوم رست
این سخن های چــو مار و کژدمت مـار و کـژدم میشود ،گیـرد دمت (3)
کفر و شرک حقیقی به خدا که ریشهای نفسانی دارد و روان انسان را در تاریکی مطلق قرار میدهد، در سرای دیگر تجسم عینی و اخروی آن رنگ ابدیت را دارد و مایه کیفر دائمی میشود.
یعنی کفر و انکار حقیقت درون شخص رنگ ابدیت گرفته، به گونه ای که اگر تا ابد در دنیا باشد، همین گونه خواهد بود؛ اما از آن جا که دنیای مادی، شایستگی ابدیت ندارد، مرحله ظهور این باطن و درون، قیامت است، و ظهور کفر و انکار حقیقت جز دوزخ نیست.
فلسفه مجازات ها چیست؟
بنا به شهادت بسیارى از آیات و روایات , پاداش ها و کیفرهاى روز رستاخیز نـتـیـجـه اجتناب ناپذیر اعمال و کردارهاى دنیوى ماست. نتایج - خواه و ناخواه - دامنگیر ما مى گردد. هـمـان طـور کـه اعـمـال بـشـر در جـهان لوازم اجتناب ناپذیر دارد و از آن جدا نـمـى گـردد , مـثـلا فرد مبتلا به مواد مخدر , باید با رنج و درد و بیمارى دست به گریبان باشد و فرد میگسار که مدت ها با شراب و الکل سر و کارداشته , باید باقی مانده عمر را با بـدن رنـجـور و کـبـد و قـلب بیمار به سر برد , کارهاى نیک و بد ما داراى آثار و لوازمى هـسـتند که در روز واپسین آشکار مى گردند و خود را نشان مى دهند ; بنا بر این قسمت مهمى از پـاداش ها و کیفرها زاییده اعمال ما و اثر مستقیم کردارهاى ماست. هیچ نوع حق گله و اعتراض نـداریم. اگر زندگى خود را با برنامه صحیح و عالى شرع تنظیم مى نمودیم , هرگز دچار عـواقب بد و ناگوار نمى شدیم ; همان طور که نتایج اعمال ما در جهان با بی نیازى و رحمت خدا منافاتى ندارد, نتایج اعمال ما در رستاخیز نیز چنین است.
پاداش ها و کیفرهاى روز واپسین , ضامن اجراى دستورهاى آسمانى است و صد در صد جنبه تربیتى دارند. خداوند با وعده هاى قطعى و تخلف ناپذیر خود بندگانش را به کارهاى نیک دعوت نموده و آنان را از اعمال زشت باز مى دارد . این وعده در صورتى مى تواند نقش تشویقى و تهدیدى را ایفا کند که صد در صد قطعى و تخلف ناپذیرباشد. اگر در آن احتمال تخلف باشد, اثر تربیتى خـود را از دست خواهد داد. دیگر دلیل ندارد که یک نفر زیر بار سنگین وظایف و واجبات و اعمال نیک برود و یا از بسیارى هوس هاى سرکش چشم بپوشد. پاداش ها و کیفرهاى الهى در صورتى مى توانند ضامن اجراى احکام و دستورهاى آسمانى گردند که بـه صـورت وعـده قـطـعى و تخلف ناپذیر درآیند. هیچ نوع احتمال تخلف به آن راه نیابد. خداوند منزه است از آن که به وعده خود عمل ننماید.
بنا بر این وجود عذاب های اخروی از جهتی رحمت است برای انسان ها تا برای در امان ماندن از آن ها به کارهای نیک رو آورده و بهشت جاودان را نصیب خود کنند.
پی نوشتها:
1. نساء (4) آیه 10.
2. شهید مطهری،مجموعه آثار، انتشارات صدرا ، تهران، 1374ش، ج 1، ص 225.
3. همان، ص 238 به بعد.






