بایک شخص مکاتبه ای سر اسلام داشتیم این مطالب را برای ما نوشت /جواب آنها را سریع می خواستم او می گفت:ببین شما به من می گی اسلام خوب هست ، بذار تا واست از حرف های آقای قمشه ای بگم امیدوارم که ایشون رو قبول داشته باشی :)
ایشون در یک سخنرانی گفتند که خوبی انسان رو از بدی باز می داره ، گفت دزدی بود آمد به خانه ای به قصد دزدی و به محض اینکه کودکی رو دید از این کار منصرف شد ، چون کودک مصداق نیکی و خوبی هست و به دور از پلیدی ، یا اینکه مثال زدند ممکن هست ما عزم بدی داشته باشیم و اگر همنشین نیکی بشیم ، بدی از بین خواهد رفت و دیگر مسایل که از ذکر جزئیات عاجزم
مراد این هست که شما از اسلام به نیکی یاد می کنی ، آیا نباید این نیک بودن انسان های همراه خودشو خوب و پاک به دور از انحراف نگه داره ؟!اسلام یعنی اینقدر هم ظرفیت در تغییر افراد نداره ؟ مگر نه اینکه جز خوبی نیست ؟!
اسلام هیچ برتری نسبت به دیگر ادیان نداره و برای قوم تازی بسیار ارزشمند و مصداق طلا هست نه ایران و ایرانی که از بتدا یکتا پرست بوده و جز نیکی چیزی نمی دانست ، شما می تونی به شخصی بگی اسلام خوبه که از بدی های اسلام بی خبر باشه ، در روز روشن ظلم می شه و دلیل هم دارند ، ببینم کی
گفته هر کسی بر فرض محال هم که ادعای رهبر شما درست باشه که از اسرائیل و آمریکا حمایت می کنه ریختن خونش مباح هست ؟ بعد شما بحرین رو بزرگ کردید ، مگر سوریه ای ها انسان نیستند که رهبر شما حمایت نمی کنه ؟ یعنی ارزش انسان ها و جونشون باید در مسایل سیاسی و عقدیتی خلاصه بشه ؟ نخیر مهدی جان این حنا واسه ما رنگی نداره ، داریم خوبی های اسلام رو می بینیم ، به قول آیت الله دستغیب زمان شاه خائن هر گند و کثافتی که بود دیگه از اسلام هزینه نمی شد ، بهتره نگیم اسلام خوب هست ، چون من نه اسلام واقعی می بینم نه مسلمان واقعی ، جناب حضرت محمد از قبر بیان بیرون تا من باهاشون حرف بزنم و ایرادات اسلامشونو بهشون بگم ، محمد وظیفه داشت انحرافات رو گوشزد کنه ولی چون می دونست دینش کامل نیست این کار رو بر عهده ی یاران بعد از خودش گذاشت تا تبلیغ کاملی دینشو بکنند و به کشور ما بتازند و برای اینکه اسلام بد بود گفت هر که مسلمان شد و از قوانین خوشش نیامد و خواست خارج بشه باید کشته بشه ، بازم بگو اسلام خوبه !!
پرسش: سیاسی
شرح : 1- بایک شخص مکاتبه ای سر اسلام داشتیم این مطالب را برای ما نوشت /جواب آنها را سریع می خواستم او می گفت:ببین شما به من می گی اسلام خوب هست، بذار تا واست از حرف های آقای قمشه ای بگم امیدوارم که ایشون رو قبول داشته باشی :) ایشون در یک سخنرانی گفتند که خوبی انسان رو از بدی باز می داره ، گفت دزدی بود آمد به خانه ای به قصد دزدی و به محض اینکه کودکی رو دید از این کار منصرف شد، چون کودک مصداق نیکی و خوبی هست و به دور از پلیدی ، یا اینکه مثال زدند ممکن هست ما عزم بدی داشته باشیم و اگر همنشین نیکی بشیم ، بدی از بین خواهد رفت و دیگر مسایل که از ذکر جزئیات عاجزم مراد این هست که شما از اسلام به نیکی یاد می کنی ، آیا نباید این نیک بودن انسان های همراه خودشو خوب و پاک به دور از انحراف نگه داره ؟!اسلام یعنی اینقدر هم ظرفیت در تغییر افراد نداره ؟ مگر نه اینکه جز خوبی نیست ؟! اسلام هیچ برتری نسبت به دیگر ادیان نداره و برای قوم تازی بسیار ارزشمند و مصداق طلا هست نه ایران و ایرانی که از بتدا یکتا پرست بوده و جز نیکی چیزی نمی دانست ، شما می تونی به شخصی بگی اسلام خوبه که از بدی های اسلام بی خبر باشه ، در روز روشن ظلم می شه و دلیل هم دارند ، ببینم کی گفته هر کسی بر فرض محال هم که ادعای رهبر شما درست باشه که از اسرائیل و آمریکا حمایت می کنه ریختن خونش مباح هست ؟ بعد شما بحرین رو بزرگ کردید ، مگر سوریه ای ها انسان نیستند که رهبر شما حمایت نمی کنه ؟ یعنی ارزش انسان ها و جونشون باید در مسایل سیاسی و عقدیتی خلاصه بشه ؟ نخیر مهدی جان این حنا واسه ما رنگی نداره ، داریم خوبی های اسلام رو می بینیم ، به قول آیت الله دستغیب زمان شاه خائن هر گند و کثافتی که بود دیگه از اسلام هزینه نمی شد ، بهتره نگیم اسلام خوب هست ، چون من نه اسلام واقعی می بینم نه مسلمان واقعی ،
پاسخ:
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
توجه به چند نكته لازم است:
1. گاهي تلقي اشتباهي از قبول داشتن افراد وجود دارد و تصور مي شود اعتقاد به صداقت و حسن نيت افراد و حتي اعتقاد به قدرت علمي افراد در يك زمينه به معني درست بودن همه نظرات و بيانات آن فرد مي باشد؛ لذا قبل از پاسخ لازم است در مورد چنين رويكردي در مورد افراد تجديد نظر گردد. لذا حتي در مورد قوي ترين اساتيد يك فن نيز احتمال خطا در حوزه تخصص خود او وجود دارد تا چه رسد به نظرات او در حوزه اي كه تخصص ندارد. لذا اگر چه در مورد استاد قمشه اي ارادت ويژه داريم و اگر چه اين سخن ايشان را اجمالا قبول داريم، ولي هدف اين است كه تصور نشود كه قبول داشتن يك فرد به معني درست بودن همه كلمات و حرف هاي او و لزوم پذيرش آن مي باشد. مطمئنا هيچ استادي چنين توقعي از مخاطبين خود ندارد.
2. خوبي انسان را از بدي باز مي دارد؛ اما با شرايط خاص خود مثلا: اين خوبي زماني در جلوگيري از بدي در انسان مؤثر مي باشد كه درون خود انسان باشد و ايجاد شود و نهادينه شود و اگر این خوبی در درون فرد دیگری باشد تا زمانی که به خود انسان منتقل نشود نمی تواند مانع بدی گردد. لذا در همین مثالی که ذکر شد فرد، دزد به صرف دیدن کودک که نماد خوبی است، منصرف نشده بلکه ممکن است دیدن معصومیت آن طفل او را نسبت به پاک شدن تحریک نموده باشد و وجدان خفته او را بیدار نموده باشد و آن وجدان درونی او را از خطا باز داشت و الا کم نبودند دزدانی که رفتند و کودکی را هم دیدند و نه تنها خوب بودن آن کودک مانع دزدی آن ها نشد بلکه اصلا خود کودک را دزدیدند ... از طرف دیگر و مهم تر از دیگر شرایط هر خوبی زمانی در فرد تاثیر می گذارد که در وجود او پذیرفته شود و نهادینه شود والا صرف قبول داشتن زبانی یک خوبی نمی تواند انگیزه کافی برای بیرون راندن یک بدی را در انسان ایجاد نماید. البته مطمئنا این شرایط مد نظر استاد بزرگوار بوده است و آن فرد شنونده نتوانسته درست مطلب را درک نماید.
3. جواب اصلي اين نكته كه چرا بنا بر حقانيت دين اسلام ، تعداد زيادي از پيروان اين دين هنوز دچار انحراف و گرفتار بدي ها مي باشند در اين حقيقت است كه اگر چه دين اسلام برنامه هدايت انسان به سوي سعادت و كمال و اصلاح هر گونه بدي و انحراف مي باشد اما از آنجائي كه شرط اصلي تحقق چنين هدفي انتخاب آگاهانه افراد مي باشد لذا خداوند افراد را در انتخاب مسير مخير قرار داده است و خداوند خواسته مردم با اختیار خود پاک باشند لذا مي فرمايد: «إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً؛ (1) ما آنچه را روى زمين است زينت آن قرار داديم، تا آنها را بيازماييم كه كدامينشان بهتر عمل مىكنند!».
و به خاطر وجود همین حق انتخاب است که نه تنها پیامبر اسلام بلکه در طول تاریخ نیز پیامبران بزرگی از قبیل حضرت نوح و ابراهیم و ... علیهم السلام هم توفیق چنین کاری را پیدا نکردند که همه انسانهای زمان خود را هدایت کنند حتی حضرت ابراهیم (ع) توفیق هدایت عموی خویش و حضرت نوح (ع) توفیق هدایت فرزند خویش را پیدا نکرد و سائر پیامبران نیز به همین صورت که سر آن در همین مختار بودن بشر است و کاملا طبیعی است که در اثر وجود چنين قدرت انتخابي برخي از افراد با بي توجهي به آموزه هاي دين مسير غلط را انتخاب مي كنند لذا نمي توان وجود چنين افرادي را حمل بر ناحق بودن دین نمود.
4. با توجه به این شرایط معتقدیم که قطعا دین اسلام می تواند انسان را به سعادت برساند و باعث بوجود آمدن تغییر در انسان شده و فضائل انسانی را در نهاد انسان جایگزین رذائل نماید اما زمانی این تاثیر بوجود خواهد آمد که انسان از اسلام تنها به داشتن نام آن بسنده نکند، متاسفانه بسیاری از افرادی که در جامعه اسلامی اسم مسلمان را به یدک می کشند هنوز آموزه های اسلام را نشناخته و به آن عمل نکرده اند لذا نباید رفتار و کردار این چنین افرادی را ملاک درستی و نادرستی یک دین قرار داد، بلکه زمانی شخصیت و رفتار یک فرد می تواند معرف حقانیت یک دین باشد که فرد واقعا متدین به آموزه های آن دین باشد،که وجود آنها نیز قابل انکار نیست؛ با مراجعه به تاریخ مشخص می شود که در هر جامعه ای اسلام به عنوان یک راهکار عملی مورد توجه آحاد افراد قرار گرفته جهشی علمی و فرهنگی عظیمی در آنجا رخ داده است که می توان به پیشرفتهای عجیب علمی جهان اسلام در قرون اولیه اسلام اشاره نمود و حتی در همین جامعه اسلامی خود ما با این که از مستقر شدن حکومت اسلامی با همه کاستی ها ونواقص آن مدت زیادی نمی گذرد. اما اکنون بر هیچ کس موفقیت های علمی و فرهنگی و جهش علمی و فرهنگی کشور در همین چند سال اخیر پوشیده نیست که اگر چه اين نتائج مرهون تلاش و مجاهدت جوانان دانشمند كشور مي باشد. اما با توجه به جهت گيري اين پيشرفتها و حفظ و تقويت ارزش هاي انساني و ديني و معنوي در همه اين پيشرفتها مشخص مي شود اين موفقيت ها در سایه حاکمیت دین و عمل به سفارشات وتاکیدهای دین نسبت به کسب علم و دانش بوجود آمده ولي پيشرفتهاي كشورهاي با حاكميت غير اسلامي غالبا در زمينه هاي علمي بدون توجه به ارزش هاي انساني و ديني بوده و حتي منجر به ساخت سلاح هاي كشتار جمعي و ... شده است.
از طرف دیگر اگر چه معتقدیم در طول تاریخ در غالب کشور های اسلامی در سراسر دنیا دین به معنای خاص خود حاکم نشده است اما کاملا قابل مشاهده است که حتی با همین عمل ناقص تفاوت های زیادی در جوامع مسلمان با سایر جوامع بی دین وجود دارد که می توان به کمتر بودن اضطراب ها و ناهنجاری های اخلاقی و استحکام بنیان خانواده و وجود معنویت و آرامش بیشتر دربین جوامع مسلمان و ... اشاره نمود.
اگر چه مشخص می باشد که عدم موفقیت کامل اسلام در جوامع اسلامی نیز نقصی نیست که به اصل اسلام بر گردد. زیرا در اثر عوامل مختلف جز در موارد بسیار محدود و کوتاه مدت هیچ گاه اسلام به عنوان یک دین کامل حاکمیت نداشته و برنامه های اسلام برای تربیت و هدایت جامعه به سوی سعادت اجرا نشده است. حتی با اینکه حکومت اسلامی کشور خودمان را در حال حاضر سالمترین و بهترین و موفق ترین حکومت در بین جوامع اسلامی می دانیم. ولی باز هم معتقدیم میان حکومت جمهوری اسلامی ایران تا جامعه اسلامی آرمانی فاصله بسیار زیادی وجود دارد که بخش عمده آن هنوز در جامعه ما محقق نشده است و لذا عیوب و کاستی های این نظام را نمی توان به پای اصل اسلام قرار داد.
5. برای مقایسه بین ادیان و شناخت دین حق اگر چه توجه به پیروان حقیقی آن ادیان راه مناسبی می باشد. اما بهترین راه ،توجه به آموزه های آن ادیان می باشد، و با توجه به این آموزه ها و معارف مشخص می شود آیا آن دین متعلق به یک فرهنگ و جغرافیای خاص می باشد و یا فرا مکانی است، آیا متعلق به یک زمان خاص بوده و یا نه فرا زمانی است آیا آن دین با عقل و فطرت انسان سازگاراست ویا برخلاف عقل و فطرت پاک انسان می باشد ، معتقدیم با توجه به آموزه های دین اسلام و مقایسه آن باسایر ادیان حقانیت و برتری آن به وضوح به دستمی آید همانطور که فرازمانی و فرا مکانی بودن آن مشخص است و سازگاری آن با عقل و فطرت انسان هم مشخص بوده و هم در طول تاریخ به اثبات و تجربه رسیده است، در همین زمینه استاد بزرگوار شهید مطهری مقایسه ای نموده اند بین دین اسلام و آموزه های آن با سایر ادیان که می توانید جهت اطلاع مراجعه فرمائید. (2)
6. و از طرف ديگر بنا بر فرض هم كه اين مقدمه غلط را بپذيريم كه اگر دين اسلام خوب است بايد همه كساني كه مسلمان هستند را به دور از انحراف نگه دارد همين اشكال دقيقا به ساير اديان نيز وارد مي باشد زيرا انحرافات و جنايات در بين پيروان آن اديان به مراتب بيشتر مشاهده مي شود و حتي كمي فراتر از همين اشكال به خود خداوند نيز وارد مي باشد زيرا اگر خدا در همه جاي جهان وجود دارد و در همه اديان وجود او پذيرفته شده پس چرا درجهان شاهد انحراف و بدي و زشتي هستيم.آيا اين انحراف و بدي فراگير خوبي و حقانيت خدا را زير سؤال نمي برد؟!! با اين وجود اگر به زعم ايشان دين اسلام دين كاملي نيست كدام دين را سراق دارند كه اين اشكال به آن وارد نباشد ؟اما در حقيقت با توجه به نكات گذشته اصل اين اشكال بي پايه و اساس مي باشد.
7.با توجه به نکته گذشته مشخص می شود که اگر چه شروع اسلام در سرزمین حجاز و در میان اقوام عرب بوده است. ولی این به معنای تعلق آن به همان جغرافیا نمی باشد و اگر چه افتخار می کنیم که تاریخ کشور عزیزمان از عمق باور توحیدی و یگانه پرستی در میان مردمان ایران زمین حکایت دارد اما به همین دلیل معتقدیم اسلام ناب طلائی بود که وقتی به دست مردم طلا شناس ایران رسید به خوبی قدر آن را دانستند و به سرعت مسیر پیشرفت و هدایت را با توجه به آموزه های دین اسلام طی نمودند و از طرف دیگر ظرفیت های ناشناخته اسلام در ایران و به دست ایرانیان کشف و آشکار شد. استاد شهید مطهری در کتاب خدمات متقابل ایران و اسلام به این نکات اشاره دقیقی دارند که جهت اختصار شما را به مطالعه آن ارجاع می دهیم.
8. اگر چه به بدی هائی که از اسلام سراغ دارند اشاره نکردند و درست بیان نکردند کجای اسلام ظلم را با دلیل یا بی دلیل بر کسی روا دانسته اند، اما اگر منظور ایشان همین مواردی باشد که ذکر کردند لازم به ذکر است که:
اولا : هرگز نسبت دادن چنین ادعائی به اسلام و همچنین رهبر انقلاب اسلامی ایران درست نمی باشد و در هیچ کجا ریختن خون فردی را به جهت حمایت از آمریکا و یا اسرائیل جایز ندانسته اند، دراسلام خون همه انسان ها حتی انسان های بی دین و حتی مخالف محترم است و حفظ خون ديگران از بالاترين واجبات مي باشد، لذا خداوند متعال مي فرمايد: "مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَميعاً وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَميعا"؛ (3) هر كس، انسانى را بدون ارتكاب قتل يا فساد در روى زمين بكشد، چنان است كه گويى همه انسانها را كشته و هر كس، انسانى را از مرگ رهايى بخشد، چنان است كه گويى همه مردم را زنده كرده است».
و تنها جائی که خون شخصی از احترام خارج می شود جائی است که فردی با هر دینی، بر علیه مردم بی پناه دست به سلاح برده و امنیت جامعه را از بین برده و به قتل انسان های بی گناه بپردازد در اینجا حاکم اسلامی باید به هر طریق ممکن جلوی این ناامنی را گرفته و مانع ریخته شدن خون بی گناهان شود. حتی اگر لازم باشد خون فرد مهاجم ریخته شود، و البته این مختص به اسلام هم نیست و قانونی عقلی می باشد که در همه کشورهای دنیا حاکم است.
ثانیا: مساله بحرین با مساله سوریه جدای از بحث اعتقادی از جهات مختلف متفاوت می باشد که به برخی از آن ها اشاره می شود مثلا مردم بحرین افرادی بودند که بر اساس اصول دمکراسی بدون استفاده از سلاح و با راهپیمائی مسالمت آمیز خواستار احقاق حقوق از دست رفته خود بودند و حقوقی که نه بر اساس اسلام، بلکه بر اساس همه قوانین بشری متعلق به آن ها بود که از اکثریت برخوردار بودند. ولی به اتهام داشتن اعتقاد شیعی از کوچک ترین آزادی و حقی بهره مند نبودند. مظلومیت آن ها بر هر انسان آزاده ای روشن بود و سکوت در مقابل کشتار بی رحمانه و مظلومانه آن هائی که کوچک ترین دفاعی از خود نداشتند ظلمی آشکار بود. اما در مورد سوریه این گونه نبود هم مخالفان با اسلحه به ترور مردم عادی پرداختند و هم بر خلاف اکثریت جامعه که خواستار حفظ وضعیت موجود بودند با ایجاد ناامنی و با ایجاد رعب و وحشت در دل مردم خواستار مطالبات خود بودند و حمایت از آن ها به معنای به رسمیت شناختن چنین ظلم آشکاری از طرف این افراد بود.
پی نوشت ها:
1. کهف (18) آیه 7.
2. مرتضى مطهری، مجموعةآثار، ج 2، ص 229 تا250، انتشارات صدرا، تهران، 1378ش.
3. مائده (5) آيه 32.
پرسش:
جناب حضرت محمد از قبر بیان بیرون تا من باهاشون حرف بزنم و ایرادات اسلامشونو بهشون بگم، محمد وظیفه داشت انحرافات رو گوشزد کنه ولی چون می دونست دینش کامل نیست این کار رو بر عهده ی یاران بعد از خودش گذاشت تا تبلیغ کاملی دینشو بکنند و به کشور ما بتازند و برای اینکه اسلام بد بود گفت هر که مسلمان شد و از قوانین خوشش نیامد و خواست خارج بشه باید کشته بشه ، بازم بگو اسلام خوبه !!
پاسخ:
در مورد اين نكته كه ايشان بيان كرده كه:« پيامبر از آنجائي كه مي دانست دينش كامل نيست لذا اين كار را به عهده ياران بعد از خودش گذاشت » بايد توجه شود كه بر اساس آيات قرآن ،دين اسلام مجموعه اي است از آموزه هاي حقيقي به عنوان برنامه زندگي و سعادت كه كليات آن در قرآن بيان شده ولي خداوند تبيين و اجراي عملي آن را به پيامبر (1) و پس از آن به جانشينان ويژه او كه همانند قرآن متصل به علم الهي بوده اند واگذار نموده است (2) و لذا دين اسلام به مجموعه ايات از قرآن و سنت پيامبر و جانشينان معصوم او كه كامل و بي نقص مي باشد، و اين تلقي غلط است كه قرآن را به تنهائي و جداي از تفسیر و تبيين پيامبر و امامان معصوم به عنوان يك دين تلقي كرد و الا اين كار بر خلاف آموزه هاي خود قرآن مي باشد.
اما در مورد حكم ارتداد لازم به ذكر است كه وجود اين حكم نشانه ناقص بودن دين و يا اجباري بودن آن نيست بلكه وجود چنين حكمي ريشه اي عميق و عقلاني دارد كه براي پى بردن به فلسفه این حکم الهى باید خاستگاه وضع این حکم از دیدگاه قرآن بررسى شود.
در تاريخ آمده است دوازده نفر از دانشمندان یهود خیبر و نقاط دیگر، نقشهاى ماهرانه براى متزلزل ساختن باور و ایمان بعضى از مؤمنان طرح نموده و با یکدیگر تبانى کردند که صبحگاهان خدمت پیامبر برسند و ظاهراً ایمان بیاورند، ولى در آخر روز از آیین برگردند. هنگامى که از علت کارشان سؤال شد بگویند: ما صفات محمّد را از نزدیک مشاهده کردیم و هنگامى که به کتب دینى خود مراجعه نموده یا با دانشمندان دینى خود مشورت کردیم، دیدیم صفات و روش او با آنچه در کتب ما است، تطبیق نمى کند. از این رو برگشتیم. این موضوع سبب مى شود که عدهاى بگویند اینها که به کتب آسمانى از ما آگاه ترند، لابد آنچه را گفتهاند، راست مى گویند و به این وسیله ایمان مسلمانان متزلزل مى گردد.(3)
قرآن در اين باره مي فرمايد: «جمعى از اهل کتاب (یهود) گفتند (بروید ظاهراً) به آنچه بر مؤمنان نازل شده در آغاز روز ایمان بیاورید، و در پایان روز کافر شوید و (باز گردید) شاید آنها (از دین خود) باز گردند". (4)
خداوند در آن زمان براي پيشگيري از وقوع چنين امري، حكم ارتداد را وضع نمود. البته این ترفند مختص زمان رسول خدا(ص) نبوده، بلکه در همه زمانها امکان اجراى آن وجود دارد. حال اسلام با وضع چنین حکمى جلوى مفاسد احتمالى را نظیر بازیچه قرار دادن دین توسط افراد فرصت طلب و ایجاد تزلزل در ایمان افرادی که هنوز به لحاظ اعتقادی و ایمانی به سطح بالائی نرسیده اند را گرفته است.
اگر چه مهمترین مسئله در ارتداد، پیامدهاى سیاسى، اجتماعى و فرهنگى آن است. در جامعه اسلامى که اسلام و احکام و قوانین آن پایه اي براى رفتارهاى فردى، اجتماعى، روابط خانوادگى، تعیین کننده رفتار انسانها با یکدیگر و ارزشهاى اخلاقى جامعه است، هر گونه اختلالى در ایمان و اعتقاد انسانها با توجه به همسنگ نبودن آگاهىها، در رفتارها تأثیر گذاشته و التزام به احکام و قوانین دینى و اجتماعى را سست مى کند. ارکان جامعه را مورد تهدید جدّى قرار مى دهد.
لذا با توجه به این که حکم ارتداد، یک حکم اجتماعى و سیاسى است، نه فردي و شخصي.چنين امري معقول بوده و نه تنها در اسلام، بلكه در اديان ديگر نيز جاري مي شود،چنان كه دین یهود در زمان خود اجازه ارتداد نداده و با مرتدان شدّت برخورد میکرد(5) نیز در زمان حقانیت دین حضرت عیسی (ع) قانون ارتداد وجود داشت. (6)
حكم ارتداد زمانی است که انکار دین اسلام مغرضانه باشد، یعنی شخص به رغم قبول حقانیّت دین اسلام، به جهت انگیزههای نادرست، از دین اسلام خارج شده و در مقابل آن موضعگیری نماید. بر اين اساس اگر کسی دین دیگری غیر از اسلام را (آن هم پس از بررسی و به دور از هر گونه پیش داوری و مشکلات دیگر) انتخاب نماید، این عقیده برای او محترم است. تا زمانی که به صورت موضعگیری در مقابل اسلام در نیاید، یا به صورت سخنرانی و تحریک دیگران در مقابل اسلام جبهه گیری نکند، کسی مزاحم او نمی شود .
در نتیجه اگر فردی در خانواده مسلمان تشخیص داد دین اسلام بر حق نیست، میتواند دین دیگر را انتخاب کند، اما در جامعهای که بر اساس اعتقادات و باورهای دینی، قوانین و رفتارهای اجتماعی و فردی، نیز گرایش ها و آرزوهای انسانها و ارزشهای اخلاقی شکل گرفته (که هر یک از این موارد کارکردهای بسیاری در زندگی فردی و اجتماعی دارد) حق ندارد در برابر دین و اعتقادات موضعگیری نموده ، درصدد تخریب آن ها باشد، زیرا آثار نامطلوب در زندگی فردی و اجتماعی ایجاد خواهد کرد . باعث تزلزل ارکان اجتماعی خواهد شد،
و از طرفی دیگر این حکم اسلام نوعی رفتار پیشگیرانه است تا افراد به مجرد احساس برخی دشواری ها در رفتارهای دینی یا ایجاد پاره ای شبهات اظهار برگشت از اسلام نکرده ،خود و جامعه را دچار مشکل و انحراف ننمایند. برخورد اسلام با فرد مرتد در تحت ضوابط و شرایط خاصی است . همه مرتدها هم مجازات اعدام نخواهند داشت، بلکه تنها کسانی که به عنوان مقابله گر با اسلام شناخته شوند.
پی نوشت ها :
1. نحل (16) آيه 44.
2. نساء (4) آيه 59.
3. مكارم شيرازي، تفسیر نمونه، چ دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1379ش. ج 2، ص614.
4. آل عمران (3) آیه 72.
5. کتاب مقدس، تورات، سفر تثنیه، فصل 13.
6. عهد جدید (انجیل)، نامهای به مسیحیان عبرانی، بند 10.






