سلام
:آدمهايي مثل اروپايي ها كه به نظرم كسي نيست ائنهارو ارشاد كنه چطور ميتونن به دين اسلا بپيوندند وچطور ميتونن از دين ما كه كاملترين دينه با خبر بشن آيا اونها حقي به گردن خدا ندارن چون به نظرم اونها از پدر مادرشون براي انتخاب دين تبعيت ميكنن وتا آخر عمرشون بي خبر از اينكه دينشون كامل نيست زندگيشون ميكنن حالا به نظرتون اونها هم به جهنم ميرن وسوال بعدي اينكه آيا كسي مثل استاد عبدالباسط هم به جهنم ميره چون اون هم سني هست وشيعه نبود
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز.
وظيفه هر كس در هر زمان، تحقيق و يافتن دين حق و باور و عمل طبق آموزه هاي دين است . بر همين اساس ملاک بهشتی و جهنمی بودن افراد ،پيروي از دين حق و حقیقت جوئی و حق طلبی انسان ها و تسلیم بودن در مقابل آن، یا در مقابل، نتيجه انکار آن حقیقت است. اما در مورد چنين افرادي كه در اروپا يا آمريكا و به طور كلي در محيط هاي دور از اسلام زندگي مي كنند، حقي بر خدا ندارند، چرا كه دين حق و كامل را خدا براي بشر فرستاده ، انسان است كه بايد به دنبال حقيقت برود. البته قبول داريم كه كار اين افراد نسبت به ما كه در كشورهاي اسلامي و از والديني مسلمان متولد شده ايم، سخت تر است اما غير ممكن نيست . خدا به چنين افرادي وعده ثواب عظيمي داده است.
به طور كلي چنين افرادي را مي توان به دو گروه عمده تقسيم كرد:
1. افرادي كه حقانيت دين اسلام بر آن ها آشكار و واضح گشت، ولي از روي تعصب و يا عناد و يا هواي نفس و يا عوامل ديگر از حق پيروي نكردند. آن ها قطعا در قيامت در عذاب خواهند بود حتي اگر اعمال صالحي در دنيا انجام داده باشند، چون بر اساس ايمان حقيقي و باور ديني درست نبوده و در راستاي اهداف دنيائي و جلب نظر مردم و فريب آن ها بوده، مفيد نخواهد بود .
2. كساني كه در كشف حقيقت كوتاهي نكردند، ولي دين حق را نيافتند يا اصلا در محيطي بودند كه امكان دسترسي به دين حق نداشتند و يا خوب به آن ها معرفي نشد. به آنان منكر و مخالف اطلاق نمي شود . در صورتی که بر اساس دین و آیینی که به حقانیت آن ایمان داشتند، عمل کرده یا بر خلاف حکم صریح عقل خود در امور مرتبط با درستی و نادرستی رفتار ننموده باشند، به نظر نمی رسد مستحق عقوبتي باشند، بلکه به واسطه رحمت عام الهی، اهل سعادت و نجات خواهند بود ؛ شهید مطهرى (ره) در این باره مىگوید:
«اگر کسى در روایات دقت کند، مىیابد که ائمه (ع) تکیهشان بر این مطلب بوده که هر چه بر سر انسان مىآید، از آن است که حق بر او عرضه بشود و او در مقابل حق، تعصب و عناد بورزد و یا لااقل در شرایطى باشد که مىبایست تحقیق و جستجو کند، نکند. اما افرادى که ذاتاً و به واسطه قصور فهم و یا به علل دیگر در شرایطى به سر مىبرند که مصداق منکر و یا مقصر به شمار نمىروند، آنان در ردیف منکران و مخالفان نیستند. ائمه اطهار بسیارى از مردم را از این طبقه مىدانند. این گونه افراد داراى استضعاف و قصور هستند و امید عفو الهى درباره آنان مىرود».
وى از مرحوم علامه طباطبایى نقل مىکند: «همان طورى که ممکن است منشأ استضعاف، عدم امکان تغییر محیط باشد، ممکن است این جهت باشد که ذهن انسان متوجه حقیقت نشده باشد و به این سبب از حقیقت محروم مانده باشد». (1)
این گروه در فرهنگ دين به عنوان مستضعفان فرهنگي شناخته می شوند. اگر واقعاً و حقیقتاً به دنبال حقیقت و دین حق بودند، اما به دلایلی بر آن دست نیافتند ،ولی بر اساس باورهای فطری و عقلی و یا دینی که داشتند مؤمن بودند و انسان های درستکار بودند ،مورد عفو الهی اند. نیز اگر طبق فطرت پاک و حکم عقل و روش صحیح دین خود عمل نمودند و به تکلیف معلوم خود عمل نمودند اما چون به تکلیفی فراتر از آن علم نداشتند ، دیگر قادر بر عمل طبق آن نبودند،مشمول عفوند.
در قرآن هم خداوند می فرماید: ما از هر کس بیش از اندازه وسع و توانش تکلیف نمی خواهیم (2)، پس محاسبه اعمال آنان، و بهشتي بودن يا نبودن و رتبه آن ها در بهشت بر پایه عدل خداوندى به نسبت توان شان و ميزان مطابقت كردار آن ها طبق علم و باورهاي ديني آن ها صورت می گیرد .
قسمت دوم سوال ؛
آن چه که به شیعه هویت شیعه بودن می بخشد، یدک کشیدن نام شیعه با باطنی بی محتوا و میان تهی نیست. هویت شیعه را پای بند عملی به آموزه های اعتقادی تشکیل می دهد که به عنوان نشانه شیعه و وظائف او توسط امامان معصوم بیان شده است.
به هیچ وجه نمی توان پذیرفت که صرف ادعای همراهی با اهل بیت، بدون این که سیره آن ها در عرصه زندگی سایه افکن شود، برای نجات از جهنم کافی باشد. زیرا در برخی از روایات وارد شده که خداوند بهشت را برای افراد مطیع خلق کرده، هرچند عبد حبشی باشد . جهنم را برای افراد گنه کار آفریده است، هرچند از افراد بنی هاشم باشد. (3)
آری اگر افرادی عشق به اهل بیت داشته و از صمیم دل به آنان معتقد باشند اما در پیمودن راه ائمه کاستی هایی داشته باشند، با توجه به روایات فراوان بالاخره به بهشت می روند. زیرا در هر حال عشق و محبت به اهل بیت، عشق به خوبی ها و صفات شایسته و ارزنده انسانی است. مشروط بر این که کاستی ها به گونه ای نباشد که همه تار و پود عشق و محبت را بسوزاند و خاکستر کند، به گونه ای که دیگر احساسی نسبت به اهل بیت در دل او باقی نماند.
غیر شیعیان اگر جاهل قاصر باشند ،یعنى دسترسى به حقّانیّت شیعه و ولایت امیرالمؤمنین (ع) نداشته باشند، امید عفو و رحمت الهی در مورد آنان می رود. اما در هر حال آن ها به جهت عقیده نداشتن به مقام امامت و ولایت ائمه، از الطاف بسیاری محروم
می مانند و در رفتار نیز دچار کمبود و نقصان هستند.
اگر دسترسى به پیدا کردن راه حقّ داشته، ولى کوتاهى کرده اند، به آنان جاهل مقصّر مى گویند. در این صورت اعمال شان قبول نیست و در روز قیامت معذّب خواهند بود.
یک حکم کلی نمی توان در مورد همه افراد صادر کرد. چه بسا افرادی از اهل سنت مانند مرحوم عبدالباسط باشند که به دلیل عناد نداشتن و آگاه نبودن، اما انسان درستکار بودن و دوست داشتن اهل بیت و انجام خدماتي براي بشر به طور عام و براي اسلام و مسلمانان به طور خاص، اهل بهشت شوند.
پى نوشتها:
1. مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، نشر صدرا، تهران 1374 ش، ج 1، ص 320 به بعد.
2. بقره (2) آیه 282 .
3. مجلسي، محمدباقر، بحار الانوار، موسسه الوفاء، بيروت، 1404ه.ق، ج 42، ص 82.






