در مورد اندیشه اسلامی

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
یکی از مسائل کهن و بحث‌انگیز که گفتگو فراوانی را میان متکلمان برانگیخته، حسن و قبح عقلی است، متکلمان امامیه و معتزله از طرفداران حسن و قبح عقلی‌اند . بر این باورند که عقل می‌تواند مستقلاً و بدون نیاز به راهنمایی شرع به نیکویی (حسن) و زشتی (قبح) برخی افعال پی برد . بر اساس آن خداوند را از ارتکاب افعال زشت و قبیح منزه دارد. در مقابل اشاعره اعتبار داوری عقل را در تحسین و تقبیح مستقل افعال انکار می‌کنند. به حسن و قبح شرعی اعتقاد دارند.
در نظر اینان فعل نیکو (حسن) آن است که شارع به نیکویی آن حکم کرده و کار زشت (قبیح) آن است که شارع آن را زشت شمرده باشد . عقل آدمی در آن وادی به تنهایی راه به جایی نمی‌برد. بر این اساس با صرف نظر از امر و نهی شارع، افعال هیچ گاه متصف به حسن و قبح نمی‌شوند، بلکه شرط لازم و کافی اتصاف ،تعلق امر و نهی شرعی است.
مسأله اصلی حسن و قبح آن است که آیا عقل می‌تواند به صورت مستقل و بدون نیاز به شرع و صرفاً با ملاحظه عنوان افعال و بدون پا در میانی عناوین دیگری همچون «مأمور به» یا «منهی‌عنه» بودن فعل، در مورد شایستگی انجام یا ترک آن ها داوری کند و فاعل آن را شایسته ستایش یا نکوهش بداند و او را مستحق ثواب یا کیفر الهی بشمارد ؟
در مقابل اشاعره ،متكلمان عدلیه برای اثبات حسن و قبح عقلی دلایل بسیاری اقامه كرده اند (1) که در این جا به بیان سه دلیل بسنده می كنیم. در ضمن دلایل سخن قائلان به حسن و قبح شرعی نیز رد می شود. تعدادی از ادله قائلان به حسن و قبح عقلی، برای اثبات مدعای خودشان است و تعدادی در رد قائلان به حسن و قبح شرعی:
1. كسانی كه به شرایع آسمانی عقیده ندارند،اما حسن و قبح افعالی چون عدل و ظلم، احسان و عدوان، صدق و كذب را قبول دارند، اگر منشأ اعتقاد به حسن و قبح افعال، منحصر در شرع بود ،می بایست اعتقاد به حسن و قبح افعال به پیروان شرایع اختصاص داشته باشد. از طرفی، آداب و رُسوم ملل و اقوام نیز متفاوت است. بنابراین، اتفاق آنان در حسن و قبح افعال یاد شده، ریشه در فطرت و خرد آنان دارد. چون فطرت و خرد همگانی است، حسن و قبح افعال نیز همگانی است. البته از آن جا كه درك و داوری عقل محدود است، حسن و قبح بسیاری از افعال از طریق شرع روشن می شود، و آن موارد مورد اتفاق همه اقوام و ملل نمی باشد.(2)
2. انكار حسن و قبح عقلی مستلزم انكار حسن و قبح شرعی خواهد بود، در نتیجه حسن و قبح افعال به طور مطلق انكار خواهد شد، زیرا حسن و قبح شرعی مبتنی بر این است كه نسبت به آنچه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ از جانب خداوند می گوید، یقین داشته باشیم، و احتمال كذب در آن راه نداشته باشد، در حالی كه احتمال كذب داده می شود. برای ابطال این احتمال نمی توان به گفتار پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ استناد كرد، زیرا مستلزم دور خواهد بود. در نتیجه حسن و قبح هیچ فعلی ثابت نخواهد شد. با این كه وجود حسن و قبح مورد قبول همگان است. بنابراین، از آن جا كه انكار حسن و قبح عقلی مستلزم خلف (انكار مطلق حسن و قبح) است، باطل است. پس حسن و قبح عقلی ثابت است.
3. با انكار حسن و قبح عقلی راه تشخیص صدق دعوی نبوت بسته خواهد شد، در نتیجه ارسال پیامبران برای هدایت بشر لغو خواهد بود، چون راه شناخت راستگویی مدعی نبوت، آوردن معجزه است. استدلال به معجزه بر صدق دعوی نبوت در گرو این است كه سپردن معجزه به دست دروغگو قبیح باشد، تا به حكم این كه خداوند از هر گونه فعل ناروایی منزه است، اثبات شود كه آورنده معجزه در ادعای نبوت راستگو است.(3)
برخی از اشاعره در رد این استدلال گفته اند: سپردن معجزه به دست دروغگویان، اگر چه از نظر عقلی محال نیست، ولی بر خلاف عادت الله است، زیرا عادت و رویه خداوند بر این است كه معجزه را به دروغگویان ندهد.(4)
باید پرسید: راه تشخیص عادت الله چیست؟ بر چه اساسی می توان به چنین معرفتی دست یافت؟ اگر مقصود، استقرار مطالعه زندگی پیامبران گذشته است،
اولاً: استقرار مفید یقین نیست، تا در مسئله نبوت كه مبتنی بر یقین است، به آن استناد شود.
ثانیاً: در مورد نخستین پیامبران اجرا نمی شود. در این صورت تكذیب كنندگان پیامبران، معذور خواهند بود، چون هنوز از طریق استقرا، عادت الله را درباره بعثت پیامبران نمی دانستند!

پی نوشت ها:
1. علامه حلی، نهج الحق و كشف الصدق، سید رضا صدر، دارالهجره، قم، 1407ق
2. همان، ص 83.
3. همان، ص 84.
4. المظفر، محمدحسن، دلائل الصدق، موسسه آل البیت، قم،1423ق، ج 1، ص 368 .