باسلام
علت حرام بودن موسیقی چیست؟
اگر یکی از علل حرام بودن موسیقی غافل شدن از یاد خداست؛ بازی کردن، تماشای مسابقه و فیلم و... نیز باعث غافل شدن از یاد خدا می شوند؟
باتشکر
پرسشگر گرامي با سلام سپاس از ارتباط تان با اين مرکز
موسيقي بر سه قسم بوده كه به نظر مقام معظم رهبري فقط يك قسم آن حرام است:
موسيقي مطرب كه انسان را از ياد خدا غافل كند.
2- موسيقي غير مطرب.
3- موسيقي مشكوك بين مطرب و غير مطرب. يعني صداهائي كه نمي توان تشخيص داد كه آيا مطرب است يا خير.
آنچه طبق نظر مقام معظم رهبري حرام است، فقط قسم اول مي باشد كه در استفتای ايشان آمده است:
"در غنا و موسيقي حرام كه عبارت است از آواز لهوي و مضل عن سبيل الله ..."(1)
فلسفه حرمت اين قسم از موسيقي با توجه به قيد " مضل عن سبيل الله" خيلي روشن است ، چرا كه مجموعه جان و جسم انسان مجموعه اسرارآميزي است كه از يك سو ميتواند با رهبري عقل و پيروي دين، از فرشتگان بالاتر رفته و از سويي ديگر با فرو افتادن در گودال هوي و هوس از حيوان فرومايهتر و از درنده، خطرناكتر شود. مسلماً بر حيوان سرزنشي نيست، چرا كه تنها ، پاسخ گوي غرائز حيواني خويش است . بي آن كه بداند محكوم غرائز است، ولي آدمي با برخورداري از نعمت عقل و راهنمايي پيامبران اگر پاي بند خور و خواب و خواهش تن باقي بماند، از حيوان فرومايهتر است.
بر اين اساس لازم است هر انسان بيدار براي دست يابي به هدفهاي برتر و براي ارتباط هر چه بيشتر و قويتر با مبدأ جهان هستي و براي تكامل گوهر وجود خود، همه عوامل بازدارنده را از پيش پاي برداشته و به مقام بالاي انساني كه مقامي برتر از مقام ملائكه است ، نائل آيد .
از امام صادق (ع) سوال شد: فرشتگان بافضيلت ترند يا بنی آدم؟ امام به نقل از اميرالمومنين فرمود: "خدا ملائکه را از عقل بدون شهوت ؛ چهارپايان را از شهوت بدون عقل ؛ بنی آدم را از عقل و شهوت سرشت. پس هر انسانی که عقلش بر شهوتش غلبه کند، برتر از فرشتگان است . هر انسانی شهوتش بر عقلش چيره شود، از چهارپايان پست تر است" .(2)
در قوانين الهي و آيين پيامبران، به ويژه در آيين مقدس اسلام، سرگرميهاي زيانبار و عوامل بازدارنده از پيشرفتهاي معنوي و آن چه به سقوط و انحطاط ميانجامد، ممنوع تلقي شده است كه اين دسته از موسيقي از همين عوامل مي باشد. حال چه تخدير و عامل خطرناكي بالاتر از اين كه وقتى انسان تحت نفوذ زير و بم آهنگ موسيقى قرار گرفت، رخوت و سستى بر اعصاب مستولى شده و از مفاهيم انسانى جز شهوترانى، عشقبازى و جمال پرستى چيزى در برابر ديدگان بى فروغ عقل وى مجسم نمى گردد و چنان سرپوش روى ادراك و نيروى خرد گذارده مى شود كه مفاهيم مقدسى به نام رحم، مروت، عفت، حيا، امانت، مساوات، برادرى، مجد و عظمت، كوشش و فعاليت، مبارزه و استقامت در راه هدف، به دست فراموشى سپرده مى شود ؟
از پيغمبر اكرم (ص) آمده است: " الْغِنَاءُ رُقْيَةُ الزِّنَا؛ غنا و موسيقى مقدمة زنا و فحشا است"(3) . در اين دسته از موسيقي علاوه بر آنچه بيان شد ، مي توان به آثار زيانبار بر روح و جسم انسان، اشاره كرد،چنان كه به گواهی بسياري از روانشناسان ، غنا و موسیقی آثار زیان باری بر روی اعصاب داشته ، یکی از عوامل مهم تخدیر اعصاب به شمار می رود. مواد مخدر گاهی از راه دهان و نوشیدن وارد بدن می شوند(مانند شراب) ؛ زمانی از راه بوییدن مثل هرویین ؛ گاه از راه تزریق (مانند مرفین ) و از راه حس شنوایی به جان و روان آدمی منتقل می شود (مانند غنا و موسیقی) .از این رو بعضی از آهنگ ها چنان افراد را در نشئه فرو می برد که حالتی شبیه به مستی به آن ها دست می دهد.البته گاهی ممكن است به اين مرحله نرسيده، ولی تخدیر خفیف ایجاد كرده و در پی آن آثار زیانباری روی اعصاب بر جای گذاشته و شخص را دچار افسردگی و مبتلا به فشارخون کند.
به چند نكته توجه فرمائيد:
1-در فلسفه حرمت، غافل شدن عادي از خدا مطرح نيست تا آن را با تماشای مسابقه و فیلم و...مقايسه كنيد ،چرا كه لهو نيز داراي اقسامي است . آنچه به شدت در اسلام از آن نهي شده، مشغول شدن به اموری است كه باعث طرب و شادی نفسانی و خارج شدن از حد اعتدال می گردد؛ مانند غنا و نواختن موسیقی خاص كه شارع مقدس به طور جزئی و مشخص ، به آن تصریح کرده است.
2-آنچه بيان شد ،بخشي از فلسفه حرمت اين دسته از موسيقي است كه با عقل محدود خود به آن دسترسی پیدا کرده و به صورت حدس و گمان برای حکمت این حکم بیان کردیم. اما به هیچ وجه ادعا نمی کنیم فلسفه حرمت فقط به همین دلائل ختم می شود ، چرا که شاید اين دلائل به هيچ عنوان فلسفه حرمت آن نبوده و يا علوم تجربي در كشف مضرات موسيقي به اشتباه رفته باشند . مضرات بيان شده فقط در حد فرضيه بوده كه شايد بعد ساليان دراز دانشمندان ديگر نظر خلاف آن را ثابت كنند . خداوند در حرمت آن ده ها دلیل ديگر قرار داده که ما بی خبریم ، چنان كه خداوند به خاطر آزمايش قوم يهود آن ها را از صيد روز شنبه منع كرده بود:"وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِي السَّبْتِ ؛به طور قطع از حال كسانى از شما، كه در روز شنبه نافرمانى و گناه كردند، آگاه شديد! (4)
بر این اساس از آن جا که معتقدیم احکام شرعی از طرف خداوند به وسیله پیامبر یا معصومان بیان شده است ، به آن ملتزم شده و عمل می کنیم ، چنان که در امور عادی این گونه عمل می نماییم. با اعتمادی که به پزشکان متخصص داریم ، به نسخه های آن ها عمل می کنیم، بدون این که از خواص داروهای نوشته شده مطلع باشیم .
منطقي ترين دليل ما بر پذيرش حكم آن است كه اين دستور به عنوان تكليفي ديني از مجاري منطقي و قابل اعتماد شريعت به ما رسيده ، در نتيجه عمل به اين دستور همانند هر دستور ديگر تعبدي شرعي، لازم و منطقي و معقول است . اگر معيار منطقي بودن يك حكم را يافتن علل طبيعي ، بهداشتي و دنيايي آن بدانيم، چه بسا نتوان براي بسياري از دستورات قطعي دين دليلي از اين دست يافت.
پي نوشت ها:
1.فلاح زاده، محمد حسين، استفتائات جديد، بي چا، بي تا ، ص 15
2.شيخ صدوق،علل الشرائع، چ مكتبة الداورى قم بي تا، ج 1 ص 4
3. مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، چ مؤسسة الوفاء، بيروت، 1404ه.ق،ج 76 ،ص 247 .
4.بقره(2)آيه 65.






