باعرض سلام وخسته نباشید قبل ازمطرح کردن سوالم ازتون گله داشتم می خواستم بکم که خیلی دیربه سوالات ما جواب داده میشه سوال قبلیم رو من یک ماه منتظرجوابش بودم***** سوالی از حضورتون داشتم دختری 19ساله هستم دانشجوی رشته ی مهندسی حدود3 ماه پیش پسری به خواستگاری من آمد که 21ساله ودیپلم پدری جانباز وسرشناس محل دارد وپدرو مادر من هم فرهنگی هستندخلاصه اینکه پدرم تحقیق نکرده من رو به عقد دائم این پسر درآورد پس ازحدود یک ماه که ازعقدمان گذشت فهمیدم از نظر اخلاقی مقید نیست مثل پدرش نیست نماز نمیخواند قلیان میکشدرابطه اش با همکاران خانم بیشتر رابطه ی همکار بودن است وقتی متوجه شدم وگله کردم به من گفت که همینم که هستم من مثل پدرم نیستم می خواستی چشمات رو باز کنی وزن من بشی باتوجه به اینکه خودش از من خوشش اومده بود یعنی نظر خودش بود نه خانوادش به من میگفت که کم کم داره ازت بدم مید وقتی میرفتیم بیرون میگفت که دوست دخترم برام خرج میکردتوهم باید برام خرج کنی من با توجه به اینکه دختری چادری ومقید به احکام دینی هستم وبه خاطر اینکه ایشون هم همینطور هست بله گفتم.باتوجه با اینکه نامزدم تک پسرخونده اش هست وآخرین بجه ودو خواهر مجرد بزرگتراز خودش دارد وخیلی دخالت میکنن هر روز دعوا داشتیم دوماه است که نه جواب زنگ های من رو میدا نه اس ام اس هام رو فقط گفته که من بزرگترین اشتباه زندگیش هستم ومیخواد من رو طلاق بده من خیلی بهش اصرار کردم که طلاق خوب نیست باتوجه به اینکه همش مقصر اون بوده وجلوی در وهمسایه سر من داد زده وفحاشی کرده ونفقه حتی توی این 3ماه یک هزار تومنی هم دست من نداده قرار بودده 2ماه پیش از هم جدا شیم ولی اون میگه میخواهم زجرت بدم بعدا طلاقت بدم بهش اس ام اس هم میدم جوابم رو که نمیده هیچ بد وبیرا هم میده خانواده اش هم از اون طرفداری میکنن تورو خدا راهنماییم کنید ؟

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
در ابتدا به جهت تأخیر در ارسال پاسخ، از شما پوزش می‌طلبیم. اما توجه به حجم انبوه نامه‌های رسیده، دلیل اصلی این تأخیرها است و حقیقتاً برای ادامه دادن این مسیر، به دعای خیر شما نیز محتاج هستیم.
از وضع پیش آمده برای شما متأثر هستیم و امیدواریم هر چه سریع‌تر به این وضع پایان دهید؛ چون می‌تواند وضعیت روحی و روانی را در هم بریزد. اول این که از نظر وضعیت تحصیلات ازدواج شما چندان مطلوب به نظر نمی‌رسیده است. همچنین مشخص می‌گردد که شاید تحقیقات کافی به عمل نیاورده اید. به هر حال، آنچه اکنون مهم است، این است که آیا این فرد نسبت به شما به عنوان همسر خود احساس مسؤولیت دارد یا نه. مسئله مهم احساس تعهد و مسوولیت پذیری در فرد مقابل است. همچنین باید بررسی نماید که آیا ممکن است تغییری اساسی در او به وجود بیاید. گاهی فرد در اثر رشد و تجربیات بعدی ممکن است بیدار شود و احساس تعهد به همسر خود در او وجود بیاید. اما اگر او هنوز هم رفتاری غیر مسئولانه دارد و با دختران در ارتباط است، شاید نتوان به او اعتماد نمود. همچنین باید او را از نظری دیگر نیز بی مسئولیت دانست. او عمداً تلاش کرده است تا در شما حال بد ایجاد نماید. این جمله که دوست دختر من برای من خرج می کرد!، رفتاری کاملاً غیر مسئولانه و حاکی از فقدان رشد اخلاقی در فرد و خاموشی وجدان است. علاوه بر آن، اهداف او حاکی از همین است که او فردی فاقد اخلاق است؛ چون اهدافی ناپخته از ازدواج را برای خود تصور می‌کند و مسائل مالی دارای درجه اهمیت نخست برای او است. شواهدی متعددی دیگر، از جمله عبارت «من همینم که هستم!» نشانگر آن است که او هیچ گونه تلاش برای اصلاح وضعیت را هم در نظر ندارد و این وضعیت را مطلوب دریافت کرده است.
ما نمی‌توانیم به شما توصیه به طلاق کنیم. به هر حال، می‌دانیم که طلاق امری ناپسند است و باید آن را به عنوان آخرین راه حل همچون تیغ جراحی دانست که باید عضوی را برای جلوگیری از رخنه فساد به پیکره، قطع نماید.
نماز نخواندن و قلیان کشیدن، مسائلی هستند که در سطوح دیگر می‌توانند مطرح گردند. نماز نخواندن، از جمله مسائلی است که باید پیش از ازدواج درباره آن مطمئن گشت؛ اما بعد از ازدواج، نباید آن را به تنهایی عاملی برای تجویز طلاق دانست. همچنین قلیان کشیدن را نیز باید عاملی ضعیف برای تجویز طلاق دانست. اما آنچه می تواند به طور دقیق عاملی برای تجویز طلاق باشد، فقدان مسئولیت پذیری در همسر باشد. چه پس از ورود به زندگی مشترک، با انتظارات بزرگ تر و جدی تر رو به رو هستیم و نمی توان نادیده گرفت که در آن صورت، خروج از زندگی مشترک و طلاق به مراتب دشوارتر خواهد بود. باکره نبودن و فرزنددار شدن می‌تواند دو مانع عمده برای طلاق باشد. همچنین مسئله ازدواج مجدد با تأخیر بیش تر و احتمال کم تری رو به رو خواهد بود و این در حالی است که در شرایط کنونی می‌تواند به مراتب با سهولت بیش تری صورت پذیرد.
طلاق خوب نیست؛ اما گاهی دارای چنان مزایایی می شود که هیچ چیز نمی‌تواند ما را از آن باز دارد. در خصوص این که او می‌گوید می‌خواهم تو را زجر بدهم نیز ممکن ایشان با یک اختلال شخصیتی جدی یا یک اختلال روانی وخیم رو به رو باشد؛ چون این را بیان کرده است و لازم است سریعاً در خصوص این مسائل با والدین خودتان گفتگو کنید و تصمیم مناسبی را هر چه سریع تر اتخاذ نمایید. گفتگوی با والدین، بسیار ضروری است؛ چون آسیب‌ها هر روز نسبت به قبل پیشروی می‌کنند و پیشرفته‌تر می‌شوند و فرد متجاوز خود را در یک امنیت کامل می‌بیند؛ چون می‌داند که دختر تمام آن ها را از خانواده خود پنهان می‌سازد.