به نام خدا
با عرض سلام
میخواستم بدونم کسانی که بعد از آمدن حضرت محمد(ص) در مناطق غیر از اسلامی هستند آیا کسانی که شرایط آن را داشتند که به دین اسلام روی بیاورند و کسانی که شرایط آن را نداشتند در صورت انجام دادن کار خیر آیا امکان به بهشت رفتن را دارند؟
اگر دارند پس آن ها دستورات اسلامی را آنجام نداده اند یعنی از آن بی خبر بوده اند پس آن ها چه میشوند آیا امکان دارد با اینکه گناه کرده اند و دستورات اسلامی را مثل نماز،روزه و ... را انجام نداده اند کار های خیر آن ها این گناه هارا بپوشاند؟
اگه جواب های من را با اسنادی از قرآن و احادیث جواب بدین ممنون میشم.
اگه میشه زودتر جواب بدیت آخه خیلی فکر من مشغول کرده.
ممنون.
پرسشگرگرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
بر اساس آموزه هاي ديني، سرنوشت و سعادت هر كس در گرو ايمان و عمل صالح و باور و پذيرش دين حق در زمان خود او است. (1) همه اديان الهي تا وقتي كه دين الهي بعدي نيامده، دين حق محسوب مي شوند. افرادي كه قبل از ظهور حضرت مسيح (ع) به دين حقيقي موسي (ع) باور داشته و به آموزه هاي وحياني آن عمل نموده اند، از نظر قرآن مؤمن محسوب مي شوند. همچنين مسيحياني كه قبل از بعثت پيامبر اسلام (ص) به دين عيسي مسيح (ع) باور داشته و طبق دستورات او عمل نموده اند، مؤمن اند و رستگار. اینان تفاوتي از حيث درجه با مؤمنان ساير اديان در زمان حقانيت دين خودشان ندارند؛ بلكه ملاك و ميزان، ايمان و تقوا و عمل صالح و پيروي از دين حق مي باشد.
قرآن كريم نیز به همين واقعيت تصريح دارد و مي فرمايد:
«كسانى كه (به پيامبر اسلام) ايمان آوردهاند و كسانى كه به آیين يهود گرويدند و نصارا و صابئان [پيروان يحيى] هر گاه به خدا و روز رستاخيز ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند، پاداش شان نزد پروردگارشان مسلم است. هيچ گونه ترس و اندوهى براى آن ها نيست». (2)
اين آيه اعلام مي كند كه هر كسى كه در عصر خود به پيامبر بر حق و كتاب آسمانى زمان خويش ايمان آورده و عمل صالح كرده، اهل نجات است و جاى هيچ گونه نگرانى نيست. بنابراين، مسيحيان مؤمن قبل از ظهور پيامبر اسلام، اهل نجات و بهشت اند. (3)
وظيفه هر كس در هر زمان، تحقيق و يافتن دين حق و عمل طبق آموزه هاي آن دين است. بر همين اساس، ملاک بهشتی و جهنمی بودن افراد، پيروي از دين حق و حقیقت جویی و حق طلبی انسان ها و تسلیم بودن در مقابل آن، و یا در مقابل، نتيجه انکار آن حقیقت است. اما در مورد پیروان سایر ادیان كه پس از ظهور اسلام زندگي كرده اند و اكنون زندگي مي كنند، بايد به اين نكته توجه كرد كه افرادي كه حقانيت دين اسلام بر آن ها آشكار و واضح گشت، ولي از روي تعصب و يا عناد و يا هواي نفس و يا عوامل ديگر از حق پيروي نكردند، آن ها قطعاً در قيامت در عذاب خواهند بود و حتي اگر اعمال صالحي هم در دنيا انجام داده باشند، چون بر اساس ايمان حقيقي و باورديني درست نبوده و در راستاي اهداف دنيایي و جلب نظر مردم و فريب آن ها بوده، براي آن ها مفيد نخواهد بود. از این رو، خداوند متعال درحق این افراد می فرماید:
«وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُفْسِدينَ؛ (4) (آن ها حقانیت پیامبر الهی را فهمیدند ولی)... آن را از روى ظلم و سركشى انكار كردند؛ در حالى كه در دل به آن يقين داشتند! پس بنگر سرانجام تبهكاران (و مفسدان) چگونه بود». همچنین در مورد افرادی که اگر چه حقانیت دین اسلام و پیامبر اسلام به صورت اجمالی بر آن ها روشن شد، اما به دلیل قرار گرفتن در محیط آلوده و یا کشوری که امکان شناخت بیش تر و عمل بر اساس آموزه های دین حق وجود نداشت، از حرکت برای رسیدن به حقیقت و یادگیری دستورات الهی و عمل به آن خود داری نمودند. این افراد نیز جهلشان به خودشان بر می گردد؛ یعنی اصلاً به دنبال کشف حقیقت نبودند و برایشان اهمیت نداشته است و اگر اراده می کردند، می توانستند با تحقیق و در صورت لزوم با مهاجرت به حقیقت برسند. این افراد نیز در قیامت عذر نخواهند داشت. پس مورد مؤاخذه قرار خواهند گرفت و خداوند متعال نیز در همین زمینه می فرماید: «إِنَّ الَّذينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمي أَنْفُسِهِمْ قالُوا فيمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفينَ فِي الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فيها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصيراً؛ (5) (كسانى كه فرشتگان (قبض ارواح)، روح آن ها را گرفتند؛ در حالى كه به خويشتن ستم كرده بودند. به آن ها گفتند: شما در چه حالى بوديد؟ گفتند: ما در سرزمين خود، تحت فشار و مستضعف بوديم. آن ها [فرشتگان] گفتند: مگر سرزمين خدا، پهناور نبود كه مهاجرت كنيد؟ آن ها (عذرى نداشتند و) جايگاهشان دوزخ است و سرانجام بدى دارند».
اما كساني كه در كشف حقيقت كوتاهي نكردند، ولي دين حق را نيافتند و يا اصلا در محيطي بودند كه امكان دسترسي به دين حق نداشتند و يا خوب به آن ها معرفي نشد، به آنان منكر و مخالف اطلاق نمي شود كه مستحق عقوبتي باشند. این گروه در فرهنگ دين به عنوان "مستضعفان فرهنگي" شناخته می شوند. خداوند متعال نیز در ادامه آیه گذشته این گروه را از عقوبت و مؤاخذه خود استثنا می کند و در مورد آن ها می فرماید: «إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ وَ الْوِلْدَانِ لَا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لَا يهَْتَدُونَ سَبِيلًا * فَأُوْلَئكَ عَسىَ اللَّهُ أَن يَعْفُوَ عَنهُْمْ وَ كاَنَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُورًا؛ (6) (مگر آن دسته از مردان و زنان و كودكانى كه به راستى تحت فشار قرار گرفتهاند (و حقيقتاً مستضعف اند) نه چارهاى دارند و نه راهى (براى نجات از آن محيط آلوده) مىيابند. باشد که خداوند، آن ها را مورد عفو قرار دهد و خداوند، عفو كننده و آمرزنده است».
شهید مطهرى (ره) در این باره مىگوید:
«اگر کسى در روایات دقت کند، مىیابد که ائمه (ع) تکیهشان بر این مطلب بوده که هر چه بر سر انسان مىآید، از آن است که حق بر او عرضه بشود و او در مقابل حق، تعصب و عناد بورزد و یا حداقل در شرایطى باشد که باید تحقیق و جستجو کند، نکند. اما افرادى که ذاتاً و به واسطه قصور فهم و یا به علل دیگر در شرایطى به سر مىبرند که مصداق منکر و یا مقصر به شمار نمىروند، آنان در ردیف منکران و مخالفان نیستند. ائمه اطهار بسیارى از مردم را از این طبقه مىدانند. این گونه افراد داراى استضعاف و قصور هستند و امید عفو الهى درباره آنان مىرود».
وى از مرحوم علامه طباطبایى نقل مىکند: «همان طورى که ممکن است منشأ استضعاف، عدم امکان تغییر محیط باشد، ممکن است این جهت باشد که ذهن انسان متوجه حقیقت نشده باشد و به این سبب از حقیقت محروم مانده باشد». (7)
به عنوان نمونه، یکی از روایاتی را که در کلام استاد مطهری به آن اشاره شده است، بیان می نماییم: امیر مؤمنان، علی (ع) می فرماید: «و لا يقع اسم الاستضعاف على من بلغته الحجة فسمعتها اذنه و وعاها قلبه؛ (8) اسم استضعاف بر کسی که حجت الهی به او رسید (حقیقت را درک کرد) و با گوش شنید و با قلب خود آن را حفظ و درک نمود، قرار نمی گیرد (در زمره مستضعفین شمرده نمی شود)».
بر این اساس، افرادی که واقعاً و حقیقتاً به دنبال حقیقت و دین حق بودند، اما به دلایلی بر آن دست نیافتند، ولی بر اساس باورهای فطری و عقلی و یا دینی که داشتند، مؤمن بودند و انسان های درستکار بودند، مورد عفو الهی اند. بنابراین، این امکان هست که اگر چه در اثر بی اطلاعی نا خواسته آن ها به وظایف حقیقی خود مثل نماز و روزه و... عمل نکرده باشند، ولی از آن جایی که گناهی مرتکب نشده اند، اعمال صالح آن ها در پوشاندن قصور آنان مؤثر بوده و اهل بهشت گردند.
در قرآن هم خداوند می فرماید: «ما از هر کس بیش از اندازه وسع و توانش تکلیف نمی خواهیم». (9) پس محاسبه اعمال آنان و بهشتي بودن يا نبودن و رتبه آن ها در بهشت، بر پایه عدل خداوندى به نسبت توان شان و ميزان مطابقت اعمال و كردار آن ها طبق علم و باورهاي ديني آنان صورت می گیرد. در عين حال، شرايط زمان كنوني و حجم اطلاعات موجود در اقصي نقاط جهان و امكان دسترسي به حقيقت، موجه بودن بسياري از بي اطلاعي ها و كوتاهي ها در تشخيص حقيقت را می تواند برطرف نماید.
البته نبايد از ياد برد كه شرايط خاص هجمه هاي فكري و فرهنگي هم در مواردي به گونه اي است كه اصولا فرد به هيچ وجه احتمال نادرستي باورهاي فكري و عقيدتي خود را نمي دهد و چه بسا نوعي جهل مركب و استضعاف فكري شديدتر از گذشته براي برخي از افراد وجود داشته باشد.
پى نوشت ها:
1. عصر (103)، آيه 3.
2. بقره (2)، آيه 62.
3. آيت الله مكارم شيرازي،تفسير نمونه، ج 1، ص 285، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ اول، 1374 ش.
4.نمل (27)، آیه 14.
5.نساء (4)، آیه 97.
6. نساء (4)، آیه 98
7. مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج 1، ص 320 به بعد، نشر صدرا، 1378 ش.
8. علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 66، ص 227، مؤسسة الوفاء بيروت - لبنان، 1404 ق.
9. بقره (2)، آیه 282.






