با سلام.در مورد عدالت خدا سوال هایی داشتم:
1) شنیده ام بین بچه های حرام زاده(زنا زاده و...)فرق هایی با حلال زاده هاست.مثلا می گویند یکی از دلایلی که یزید یا عمر نمی توانستند خلیفه ی مسلمین باشند همین حرام زاده بودنشان است.حال با توجه به این که خود آنها فاعل نبوده اند این فرق عادلانه است؟
2) می گویند افرادی شکمشان با حرام پر شود حرف حق قبول نمی کنند و... مثلا امام حسین به سپاه مقابل در مورد اینکه نصیحت پذیر نیستند همین را فرمود و می گویند اگر دلتان برای بچه هایتان میسوزد غذای پاک و حلال بدهید.حالا اگه اون بچه نداند چه گناهی کرده که باید حرام خور قلمداد شود و نصیحت پذیر و .... نباشد؟
3) دو فرد را که از نظر ایمان،تقوی، گناه و صواب انجام داده شده و... کاملا یکسان اند(در مرتبه ی الهی یکسانی اند)را در نظر بگیریدحال یک فرد تاجر است و میلیونی سود می کند و فرد دیگر کارمند است و حقوق کمی دارد در صورتی که کارمند سختی بیشتری می کشد.آخرت آنها به خاطر ایمان و.. که گفته شد یکی است اما دنیای این دو خیر پس این بی عدالتی نیست؟
پرسش 1:
عدالت خدا
شرح : با سلام. در مورد عدالت خدا سوال هايي داشتم: 1) شنيده ام بين بچه هاي حرام زاده (زنا زاده و...) فرق هايي با حلال زاده هاست. مثلا مي گويند يکي از دلايلي که يزيد يا عمر نمي توانستند خليفه ي مسلمين باشند همين حرام زاده بودنشان است. حال با توجه به اين که خود آن ها فاعل نبوده اند اين فرق عادلانه است؟
پاسخ:
#### پرسشگر گرامي با سلام و تشکر از ارتباطتان با اين مرکز
اگر منظور شما از تفاوت بين افراد حلال زاده و زنازاده، مواري نظير داشتن مقام خلافت و امامت و مرجعيت و قضاوت و ... نظير اين موارد باشد، گفتني است که همه اين موارد، مناصبي اجرايي هستند که به عنوان مسئوليتي خطير بر عهده افراد خاص قرار مي گيرند و به عنوان حق محسوب نمي شوند که سلب آن از برخي از افراد نظير زنازادگان تضييع حق آنان و غيرعادلانه محسوب شود؛ بلکه به جهت جايگاه خاص و خطيري که اين مسئوليت هاي اجرايي دارند و لازم است فردي که در چنين جايگاهي قرار مي گيرد، مورد قبول و اقبال عموم مردم باشد و هيچ وجه غير عادي که در نگاه مخاطبان مورد نفرت شود، در آن ها نباشد تا در انجام اين وظيفه مانعي ايجاد نشود.
و البته بر اساس آموزههاي ديني و در مقام ارزش گذاري ذاتي بر افراد، زنازادگان، گناه و جرمي متوجه شان نيست؛ زيرا هيچ تقصيري ندارند. عمل خلاف پدر و مادرشان، مسئوليتي را متوجه آن ها نميکند. قرآن کريم به طور يک اصل کلي در اين باره ميفرمايد: «و لا تزر وازرة وزر اُخري؛ (1) هيچ کسي بار گناه ديگري را بر دوش نمي گيرد».
همان گونه که در آيه ياد شده آمده، کسي گناه ديگري را بر دوش نمي کشد. حرام زاده هم ميتواند با داشتن اعتقاد درست و انجام اعمال و دستورهاي ديني، به بهشت برود؛ همان گونه که در فرمايش امام صادق (ع) آمده است:
«زنازاده اگر اعمال خوب انجام بدهد، به او پاداش داده ميشود. اگر کار بد از وي سر زند، مجازات ميگردد»؛ (2) يعني زنازاده، مانند ساير مردم است.
پيامبر (ص) فرمود: «ليس علي ولد الزّنا من وزر أبويه شيء؛ (3) گناه پدر و مادر، بر گردن فرزند نيست».
بنابراين، نسبت به رسيدن به مقامات معنوي و الهي و علمي و عملي که جايگاه فرد را نسبت به خداوند متعال و در آخرت تعيين مي کند، بين زنازادگان و ساير انسان ها تفاوتي نيست و همه قدرت و امکان رسيدن به اين جايگاه را دارند. اگر چه در اين مسير افراد زنازاده سختي بيش تري را بايد متحمل شوند، چون به جهت خطايي که والدين آن ها مرتکب شده اند، سرشت آن ها ميل بيش تري به بدي ها داشته، همان طور که برخي از حلال زاده ها ممکن است در اثر عواملي ديگر نظير حرام خواري، طينت شان شر باشد؛ امّا در نهايت، اين گرايش به سمت بدي ها و اين پليدي باطني، علّت براي فاسد شدن نيست؛ بلکه زمينه آلودگي در آنان بيش تر است. در عين حال، مي توانند خود را از آلودگي حفظ کنند؛ هر چند شايد براي شان سخت باشد و محتاج به رياضت و مجاهدت بيش تر با هواهاي نفساني باشند. اين گونه افراد اگر با سختي و مجاهدت جلوي شرارت باطني خود را بگيرند، ثواب بيش تر و جايگاه بالاتري نسبت به افراد مشابه خود داشته باشند که جبران آن سختي و گرايش به بدي را مي نمايد. بنابراين، در اين جا نيز عدالت خداوند خود را نشان مي دهد؛ چون به هر کس به اندازه تلاش او اجر و پاداش و نتيجه مي دهد. (4) پس، اين تفاوت را اين گونه جبران مي نمايد.
پي نوشت ها:
1. فاطر (35)، آيه 18.
2. ري شهري، محمد، ميزان الحکمة، ج 5، ص 244، نشر دار الحديث، قم، 1407 ق.
3. مجلسي، بحار الانوار، ج 75، ص 2، نشر دار الاحيا التراث العربي، بيروت، 1403 ق.
4. نجم (53)، آيه 39.
پرسش 2:
مي گويند افرادي شکمشان با حرام پر شود حرف حق قبول نمي کنند و... مثلا امام حسين به سپاه مقابل در مورد اين که نصيحت پذير نيستند همين را فرمود و مي گويند اگر دلتان براي بچه هايتان مي سوزد غذاي پاک و حلال بدهيد.حالا اگه اون بچه نداند چه گناهي کرده که بايد حرام خور قلمداد شود و نصيحت پذير و .... نباشد؟
پاسخ:
####
همان طور که در مورد فرد زنازاده مطرح شد، اگر فرزندي در اثر بي مبالاتي والدين خود ناخواسته با مال حرام ارتزاق نمود، اثر آن در گرايش بيش تر فرد به سوي بدي ها خود را نشان مي دهد؛ اما در هر صورت، اختيار فرد از او سلب نمي شود و در همين حالت نيز گرايش به سوي خوبي ها و به سوي حق در او وجود دارد و فرد مي تواند به کمک عقل و انديشه مسير درست را انتخاب کند و خداوند نيز به او کمک خواهد نمود. اگر چه در اين مسير تلاش بيش تري بايد انجام دهد و به همين دليل، با انتخاب مسير درست پاداش افزون تري نصيب او خواهد شد. پس حرام خواري والدين و حرام خوراندن به فرزند، نمي تواند مانعي قطعي در مسير سعادت فرزند محسوب شود و راه سعادت هنوز بر روي چنين فرزندي باز مي باشد؛ اما اگر فردي خود از روي اختيار و انتخاب آگاهانه حرام خواري را برگزيد، اگر هم دچار انحراف شود، ديگر گمراهي او نتيجه سوء انتخاب خود او است؛ هر چند راه بازگشت او نيز بسته نيست. امام حسين (ع) نيز اگر چه مي داند که به جهت پر شدن شکم اين افراد گرايش آن ها به باطل بيش تر شده است، اما چون هنوز اميدي به برگشت و اصلاح آن ها دارد، به نصيحت و راهنمايي آن ها مي پردازد و اتفاقاً عده اي از همين افراد با سخن حضرت و تحت تأثير کلام او در حمايت از ظلم متزلزل شدند و برگشتند؛ ولي دشمن اجازه نداد که سخن حضرت به نتيجه کامل برسد و با ايجاد سر و صدا و جسارت به حضرت مانع تحقق هدف حضرت شدند و البته مهم ترين عامل که گرايش افراد را به حق در آن زمان کم نمود، همان لقمه حرامي بود که خودشان از روي اختيار خوردند و گمراهي آن ها نتيجه انتخاب خود آنان بود و با عدالت خداوند منافاتي ندارد.
پرسش 3:
دو فرد را که از نظر ايمان، تقوي، گناه و صواب انجام داده شده و... کاملا يکسان اند (در مرتبه ي الهي يکساني اند) را در نظر بگيريد حال يک فرد تاجر است و ميليوني سود مي کند و فرد ديگر کارمند است و حقوق کمي دارد در صورتي که کارمند سختي بيش تري مي کشد. آخرت آن ها به خاطر ايمان و.. که گفته شد يکي است اما دنياي اين دو خير پس اين بي عدالتي نيست؟
پاسخ:
####
البته در بين پاسخ هاي قبلي اشاره شد که ملاک خداوند براي تعيين مقام و جايگاه اخروي هر فرد، صرفاً جايگاه فعلي او از لحاظ ايمان، تقوا، گناه و صواب انجام داده شده و... نيست، بلکه ميزان حرکت و سعي و تلاش هر فرد براي رسيدن به اين جايگاه نيز مهم است. (1) همان طور که امکاناتي که فرد در دنيا در اختيار داشته و از آن بهره مند بوده نيز مؤثر مي باشد، مواردي نظير: جايگاه خانوادگي فرد، وضعيت مالي او، دسترسي او به معارف دين و ... . همه اين موارد نيز در محاسبه اعمال يک فرد مؤثر مي باشد. به همين دليل، در دنيا هر کس قدرت مالي بيش تري داشته باشد، تکليف بيش تري نيز از جانب خداوند بر عهده او مي باشد. (2) بنابراين، در فرض سؤال شما، بر فرض که اين دو فرد دقيقاً از لحاظ ايمان و تقوا و اعمال و کردار يکسان باشند، باز هم فردي که کارمند بوده و از لحاظ مالي ضعيف تر بوده، در محضر خداوند از جايگاه و اجر آخرتي بالاتري برخوردار مي باشد؛ چون با امکانات کم تري به اين جايگاه رسيده است و اين دقيقاً مطابق عدالت الهي مي باشد.
پي نوشت ها:
1. نجم (53)، آيه 39.
2. بقره (2)، آيه 286.






