پرسشگر گرامی با سلام و تشکر از اعتماد شما نسبت به مرکز
عبادت یک معنای عام دارد که همان بندگی و مطیع خدا بودن و به امر و نهی خدا عمل کردن و جز بندگی همت و هدفی نداشتن است. به این معنا عبادت هدف خلقت است:
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ (1)
من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اينكه عبادتم كنند (و از اين راه تكامل يابند و به من نزديك شوند)!
و هر کاری که برای رسیدن به رضای خدا و بندگی خدا صورت می گیرد ، عبادت است و ثواب دارد. حتی غذا خوردن، خوابیدن و ... زیرا غذا می خورد تا بنیه جسمی اش قوی شود و بتواند وظایفی که خدا برایش تعیین کرده، انجام دهد و ... .
امام علی علیه اسلام در دعای کمیل به همین نگاه می فرماید:
يا رب أسألك بحقك و قدسك و أعظم صفاتك و أسمائك أن تجعل أوقاتي من [في‏] الليل و النهار بذكرك معمورة و بخدمتك موصولة و أعمالي عندك مقبولة حتى يكون أعمالي و إرادتي [و أورادي‏] كلها وردا واحدا و حالي في خدمتك سرمدا (2)
خدایا به حقت و قداستت و به اسم ها و صفات عظیمت از تو می خواهم که همه اوقات مرا در شب و روز به یاد خودت آباد و در خدمت خودت پیوسته قرار دهی و کارهایم را قبول کنی تا این که عمل ها و ورده و گفته هایم همه یکراستا شود و دائم در خدمت تو باشم.
و همان است که بابا طاهر می گوید :
خوشا آنان که دائم در نمازند.
اما عبادت به معنای خاص و فقهی به عملی گفته می شود که باید با قصد قربت به خدا و بدون ریا انجام شود تا قبول درگاه خدا باشد مثل نماز و زکات و خمس و ... و اگر قصد قربت نباشد و ریا در آن باشد، باطل است.
تقسیم روایات به هفتاد قسم در روایات نداریم. شاید منظور جنود و لشکریان عقل باشد که در روایات آمده است.
شمردن عبادات به معنای فقهی هم بحث و بررسی و وقت زیاد می طلبد که از وظیفه ما که جوابگویی به پرسش ها و شبهه ها است، خارج می باشد.
شاید هم منظور روایت مرسل زیر (که راوی بدون ذکر سلسله سند از امام نقل می کند) از امام رضا (ع) باشد که فرمود:
أن العبادة على سبعين وجها فتسعة و ستون منها في الرضا و التسليم لله عز وجل و لرسوله و لأولي الأمر صلى الله عليهم (3)
عبادت بر هفتاد وجه است که شصت و نه وجه و جزء آن تسلیم و رضا به امر خدا و رسول و اولی الامر بودن است (که همه اش روحی و فکری و باوری و قلبی است و یک وجه آن افعال عبادی می باشد).
پی نوشت ها:
1. ذاریات (51) آیه 56.
2. سید بن طاووس، اقبال، تهران، اسلامیه، 1367 ش، ص 709.
3. مجلسی، بحار الانوار، هشتم، بیروت، الوفا، 1403 ق، ج 2، ص 212.