بسم الله الرحمن الرحيم
سلام عليكم
آيا اين دو روايت معتبراند؟
1. هرگاه رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) ميخواست به جنگ برود همسرانش را صدا ميزد و از آنها مشورت ميخواست؛ سپس مخالف نظر آنها عمل ميكرد. (سنن النبي، ترجمه كاشاني، ص 42 حديث 35)
2. هرگاه رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) چيزي را فراموش ميكرد، دست مباركش را بر پيشاني ميگرفت و ميفرمود: الهي ... . (سنن النبي، ترجمه كاشاني، ص 55 حديث 61)
متشكرم
پرسش: بررسي اعتبار دو روايت
شرح : بسم الله الرحمن الرحيم سلام عليكم آيا اين دو روايت معتبراند؟ 1. هرگاه رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) ميخواست به جنگ برود همسرانش را صدا ميزد و از آنها مشورت ميخواست؛ سپس مخالف نظر آنها عمل ميكرد. (سنن النبي، ترجمه كاشاني، ص 42 حديث 35)
پاسخ:
باسلام
اصل اين حديث در كتب معتبر حديثي از جمله اصول كافي و وسايل الشيعه آمده است : « محمد بن يحيي عن احمد بن محمد عن الحسين بن سيف عن اسحاق بن عمار رفعه قال كان رسول الله اذا اراد الحرب دعا نساؤه فاستشارهن ثم خالفهن »(1)اسحاق بن عمار در حديث مرفوع مي گويد :رسول خدا هر گاه اراده جنگ مي كرد، زنان خود را فرا مي خواند و با آن ها مشورت مي كرد، سپس با آن ها مخالفت مي كرد.
در علم حديث به اين گونه احاديث كه عبارت « رفعه قال» در سند آن آمده، حديث مرفوع مي گويند . حديث مرفوع حديثي است كه از وسط يا آخر سند يك نفر يا بيش تر حذف شده باشد . راوي تصريح به لفظ رفع بنمايد. حديث مرفوع مي تواند صحيح ، موثق و يا ضعيف باشد.
بنابراین باید سند حدیث و راویان آن بررسی شوند. با بررسی که در کتب رجالی به عمل آمد ،حسین بن سیف توثیق خاصی از او نشده است . اسحاق بن عمار فطحی مذهب،ولی ثقه است .بنابراین با توجه به مرفوع بودن حدیث و بودن حسین بن سیف در سند، حدیث ضعیف می باشد.
پي نوشت :
1. مرحوم كليني ، اصول كافي ، انتشارات دارالكتب الاسلاميه ، باب في ترك طاعتهن ، ج5 ، ص 518 ؛
شيخ حر عاملي ، وسايل الشيعه ، انتشارات موسسه آل البيت قم ، ج20 ،ص 179
پرسش: 2. هرگاه رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) چيزي را فراموش ميكرد، دست مباركش را بر پيشاني ميگرفت و ميفرمود: الهي ... . (سنن النبي، ترجمه كاشاني، ص 55 حديث 61) متشكرم
پاسخ:
علامه طباطبایی در کتاب سنن النبی( که با ملحقات و اضافات بعضا تایید نشده به چاپ رسیده است) احادیث و روایاتی از زندگانی و رفتار و حالات شخصی پیامبر اسلام صلوات الله علیه جمع آوری نموده اند که بیش تر برای مطلع شدن افراد مشتاق از حالت های خصوصی پیامبر است .به عنوان دستور تشریعی و لازم الاطاعت تلقی نمی شود.این گونه رفتارها برای هر فردی از جامعه می تواند نشانگر حال و وضع شخص هر کسی نسبت به خودش باشد . از آن جمله است رفتاری که پیامبر از خود نشان می داد چون حضرت در امور شخصی چون سایر مردم و از جنس بشر بود.
با این حال در مقدمه کتاب با ترجمه آقای فقهی نوشته شده است:
سيره و سنت نبوى يكى از منابع عمده و اصيل تشريع و قانونگذارى در اسلام است . با در نظر داشتن مسئله «عصمت»، توجه به سيره و سنت رسول اللّه، به مثابه تكيهگاه تشريع قوانين، يك اصل غير قابل ترديد مىباشد . سيره و سنتى از چنين جايگاهى برخوردار خواهد بود كه مربوط به امر شخصى، زمان و مكان خاص و يا محيط و دوران ويژهاى نباشد.
اينكه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله، براى دورى از اشرافىگرى و هماهنگ بودن با ديگر مردم جامعه، روى زمين مى نشست و يا مثلًا به جاى خنده فقط به تبسم اكتفا مىنمود و نظائر اينها، هيچكدام به معناى دستورعمل لازم الاجرا براى هميشه و همگان نيست. روش زندگى خصوصى پيامبر را نشانمىدهد كه البته اگر كسى به عنوان تبعيت، اين قبيل امور را هم مراعات كند، بىترديد يك عمل استحبابى انجام داده است، ولى به طور قاطع بايد گفت كه اين قبيل امور، بُعد تشريعى و لزوم پيروى ندارد.(1)
پی نوشت:
1.طباطبایی، محمد حسین،سنن النبى با ترجمه محمد هادى فقهى، قم، انتشارات بوستان کتاب.






