بسم الله الرحمن الرحيم
سلام عليكم
از يك طرف در روايت از حضرت زين‌العابدين داريم كه: «ما بمكة و المدينة عشرون رجلا يحبنا» و از طرف ديگر در تاريخ داريم كه موقعيت حضرت سيدااشهدا در مكه چنان بود كه با وجود ايشان كسي به عبدالله بن زبير اقبالي نشان نمي‌داد. اين دو مطلب چگونه قابل جمع‌اند؟
متشكرم

پرسشگر گرامی با سلام و تشکر از اعتماد شما نسبت به مرکز
همانطور که گفته اید در حدیثی از امام سجاد (ع) آمده است که حضرت می فرماید: مَا بِمَكَّةَ وَ الْمَدِينَةِ عِشْرُونَ رَجُلًا يُحِبُّنَا (1) باید گفت این سخن در جای خود صحیح است ومنافاتی با اقبال ظاهری مردم مکه با امام حسین (ع) ندارد. زیرا منظور امام دوستان عاطفی نیست که احیانا در مصیبات اظهار دوستی کنند و گریه نمایند. بلکه سخن امام (ع) اشاره به دوستان واقعی و جان برکف دارد که از جان و دل مطیع باشند که تعداد اینها بسیار اندک بوده است که طبق احادیث یاوران واقعی و جان برکف امام سجاد (ع) فقط چهار نفر بودند که عبارت باشند از ابوخالد کابلی، لنکر معروف به وردان، یحی بن ام طویل سعید بن المسیب المخزومی و حکیم بن جبیر، و در حدیث دیگر آمده است که مردم پس از واقعه کربلا همگی مرتد شدند. مگر همین چهار نفر،(2) پس با این توضیح روشن شد که نمی توان گفت افرادی که در مکه به امام حسین اقبال کردند و اطراف حضرت جمع شدند همگی مطیع واقعی امام به شمار می آمدند. خیر هرگز چنین نبود بلکه چون امام حسین فرزند پیامبر بود و مردم مکه مسلمان بودند و آوازه امام حسین را شنیده بودند در باطن امام را دوست داشتند و در ظاهر به سخنانش گوش می دادند و ممکن بود برای حضرت هم گریه کنند. ولی شما دیدید که فقط با 72 نفر وارد کربلا شد که بیشترشان هم از کوفه بودند البته این دوستی ظاهری هم دلیل دارد که جای بحث آن نیست و اگر عبدالله بن زبیر که فردی جاه طلب وظاهر الصلاح پیش از ورود امام حسین به مکه در سال شصت هجری وارد مکه شد و در مدت اقامت امام در مکه وی تحت الشعاع آن حضرت قرار گرفت و چندان مورد توجه مردم نبود بخاطر این است او کسی نبود و در میان مسلمانان جایگاهی نداشت تا مردم به او اقبال داشته باشند .
به هر حال مردم حجاز امام حسین را هم در باطن دوست داشتند ولی باید توجه داشت که این دوستی حقیقی و واقعی نبود اینگونه نبود که مردم دعوت حضرت را برای هدف خود که مبارزه با ظلم یزید بود نشان دهند (3) شما ببینید اگر مردم مکه این آگاهی را داشتند لااقل مانند مردم کوفه حضرت را دعوت ظاهری می کردند می بینیم که چنین نبود . به هر حال سخن امام سجاد (ع) درست است که فرمود ما اهل بیت بیست نفر دوست واقعی در مکه و مدینه نداشتیم .
به عنوان مثال مگر امام صادق علیه السلام چهار هزار شاگرد علمی نداشت. اما چرا در جواب یکی از اصحاب(سدیر صیرفی ) که پرسید چرا قیام نمی کنید ؟ فرمود اگر به تعداد این گوسفندان یار داشتم قیام می کردم روای می گوید وقتی آنها را شمردم دیدم 17گوسفند است (4)
پس شاگرد علمی بودن و عاطفه داشتن غیر از مطیع محض امام بودن و آماده شهادت در رکاب او و جان بر کف بودن است

پی نوشتها:
1. مجلسی ،بحار الأنوار بیروت نشر الوفا، 1363، ج‏46، ص: 144.
2. همان ص، 145.
3. مهدی پیشوایی ،سیره پیشوایان،قم، موسسه امام صادق ،سال 1372، ص 256.
4.سَدِيرٍ الصَّيْرَفِيِّ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَقُلْتُ لَهُ وَ اللَّهِ مَا يَسَعُكَ الْقُعُودُ فَقَالَ وَ لِمَ يَا سَدِيرُ قُلْتُ لِكَثْرَةِ مَوَالِيكَ وَ شِيعَتِكَ وَ أَنْصَارِكَ وَ اللَّهِ لَوْ كَانَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع مَا لَكَ مِنَ الشِّيعَةِ ... وَ اللَّهِ يَا سَدِيرُ لَوْ كَانَ لِي شِيعَةٌ بِعَدَدِ هَذِهِ الْجِدَاءِ مَا وَسِعَنِي الْقُعُودُ وَ نَزَلْنَا وَ صَلَّيْنَا فَلَمَّا فَرَغْنَا مِنَ الصَّلَاةِ عَطَفْتُ عَلَى الْجِدَاءِ فَعَدَدْتُهَا فَإِذَا هِيَ سَبْعَةَ عَشَرَ( الكافي ، کلینی، دار الکتب ، 1365ش، ج 2، ص 242، باب في قلة عدد المؤمنين .....).