با سلام.وقتی مشکلی پیش میاد،به هدفی نمی رسیم، میگیم مصلعت نبوده.شایدم واقعا مصلحت نبوده.باتمام دعا های ماآخه خدا جون چرا مصلحتو تغییر نمی ده،به جای این که ما شکست بخوریم.
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
منظور از مصلحت خدا این بود یا این که خدا مصلحت ندانست، چیست ؟ چون منشا اشتباه شما همین جا است.مصلحت از ریشه « صلاح و صلح» است که نقطه مقابلش « مفسده » و فساد می باشد. مفهوم این دو واژه در نظام تکوین و تشریع این است که خداوند چون علیم و حکیم است ، هر چیزی را برای انسان آفریده و هر نعمتی را به او داده و یا هر چیزی را به او نداده و باز داشته،با توجه به «خیر و صلاح» و در نظر گرفتن « منفعت و خوشبختی» انسان بوده است.
چنان که هر قانون و احکام و مقرراتی را که تحت عناوین « واجب و حرام و مستحب و مکروه یا مباح » وضع کرده ،بر پایه همین اصل بوده است . نتیجه« مصلحت خدا » به انسان بر می گردد، نه به خودش . یعنی خدا چون بنده مؤمنش را دوست دارد . دعاها و حاجاتی را که از خدا می خواهند، اگر خیر و مصلحت و منفعت بنده اش در آن باشد ، اجابت می کند . اگر نباشد ،اجابت نمی کند اما از آن جایی که ما از غیب و سرانجام کارها بی اطلاع هستیم، خیلی اوقات برآورده شدن حاجاتی را صد در صد به نفع و مصلحت خود می پنداریم ، در حالی که واقع امر این گونه نیست و یا بر عکس سختی ها، مصیبت ها و مشکلات یا نرسیدن به یک هدف یا جور نشدن یک معامله یا ازدواج و مانند آن را صد در صد به ضرر خود می پنداریم ؛ حال آن که آنچه خداوند می داند و برای ما مقرر کرده ، به ضرر ما نیست. قرآن کریم می فرماید:
عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسی ان تحبوا شیئا و هو شرّ لکم(1) ؛
چه بسا چیزی را بد و ناگوار بدانید، در حالی که خیر شما در آن است یا چیزی را دوست داشته باشید اما واقع امر این است که آن چیز به ضرر شما است.
امیرمؤمنان(ع) می فرماید: «دیر اجابت شدن دعا ، تو را ناامید نکند که همانا بخشش، بسته به مقدار درخواست است. چه بسا در اجابت دعای تو تأخیر رخ دهد تا درخواست تو طولانی تر گردد و بخشش او کامل تر شود. چه بسا چیزی را خواسته ای آن را به تو نداده امّا به جایش بهتر از آن را در دنیا به تو داده یا در آن دنیا به تو می دهد و یا خیر و صلاح واقعی تان آن بوده که آن را از شما باز دارد. چه بسا چیزی را طلب نمودی که اگر به تو می داد، تباهی دین یا تباهی و ناخوشی های دنیای خود را در آن می دیدی». (2)
پی نوشت ها:
1. بقره (2) آیه 216.
2. نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام نامه 31.






