سیستان و پلوچستان بسیار ازاین حوزههااست که باعث اختلاف بین فرقه حنبلی با حوزههای سلفی گری شده است
واژه سلفیه در آغاز پیدایش آن، ناظر به این معنا بود که مسلمانان را به بازگشت به ارزشهای دینی خود متوجه سازد تا تسلیم مادیگرایی جدید غرب نشوند، ولی وهابیها آن را از معنای اصلی و درستش جدا کرده، معنای دلخواه خود را جایگزین آن کردند . بر این اساس تنها خود را مسلمانان راستین و پیرو سلف امت (مسلمانان صدر اسلام وعصرپیامبر ) دانسته و دیگر مسلمانان را گمراه می پندارند.
از نظر آنان، سلفی کسی است که پیرو مسلک و مرام خاص آنان باشد، در غیر این صورت بر بدعت یا شرک در دین متهم میگردد.(1)
مسلک وهابیت، منسوب به محمد عبدالوهاب نجدی است . محمد بن عبدالوهاب، در سال 1115 هـ ق در شهر «عیینه» چشم به جهان گشود. از کودکی به کتابهای تفسیر، حدیث و عقاید، علاقه داشت. به مدینه رفت و در آن جا توسل مردم به پیامبر(ص) را ناپسند شمرد. محمد بن عبدالوهاب، بعد از مرگ پدر، افکار و عقاید خود را ـ که قبلاً از سوی ابن تیمیه و شاگردش ابن قیم پیریزی شده بود ـ اظهار نمود . به تبلیغ و ترویج و رسمیت دادن آن همت گماشت.
آن ها معتقدند هیچ کس موحّد و مسلمان نیست، مگر اين كه امور معينى را ترك نمايد كه از جمله آن ها اين چند مورد است:
1. به وسيله هيچ يك از انبيا و اولياى خدا به خداوند تعالى توسل نجويد و هرگاه چنين كند و بگويد: اى خدا توسط پيامبرت محمد (ص) به تو متوسل هستم كه من را مشمول رحمت خود قرار دهى، چنين كسى به راه مشركان رفته و عقيدهاش شرك است.
2. به قصد زيارت به قبر پيغمبر (ص) نزديك نشود و بر آن دست نگذارد و در آن جا دعا نخواند و نماز نگذارد و بر آن بنا و مسجد نسازد و براى آن نذر نكند.
3. از پيغمبر طلب شفاعت نكند. اگر چه خداوند حق شفاعت را به پيغمبر (ص) اسلام عطا كرده است، ولی از طلب آن نهى فرموده است.
بر مسلمان جايز است كه بگويد: «يا اللّه شفّع لى محمدا؛ يعنى محمّد (ص) را شفيع من قرار ده». ولى روا نيست بگويد: «يا محمد اشفع لى عند اللّه؛ يعنى اى محمّد (ص) نزد خدا براى من شفاعت كن».
كسى كه از پيامبر طلب شفاعت كند، مانند اين است كه از بتان شفاعت خواسته باشد.
4. بايد هرگز به پيغمبر سوگند نخورد و او را ندا و «يا محمدا» نكند و آن حضرت را با لفظ «سيدنا» توصيف نكند و الفاظى از قبيل: "بحق محمد"، "يا محمد" و "سيدنا محمد(ص)" بر زبان جارى نسازد.
5. نذر براى غير خدا و پناه بردن و استغاثه به غير خداوند، شرك است.
6. زيارت قبور و ساختن گنبد و بنا بر آن ها و تزيين قبور و سنگ و كتيبه نهادن بر آن، و نیز چراغ و شمع گذاشتن بر آن، شرك است.
همه مسلمانان معتقدند كه هر كس شهادتين گويد، مسلمان محسوب مىشود و خون و مالش محفوظ است؛ امّا «وهابيون» گويند: قول، بدون عمل ارزش و اعتبارى ندارد و بنابراين، هر كس شهادتين را بخواند، ولى از مردگان استعانت بطلبد، چنين كسى كافر و مشرك خواهد بود و خون و مال او حلال مىباشد.
«وهابيان» به پيروى از ابن تيميه به ظاهر آيات و اخبار عمل مىكنند و قايل به تأويل و توجيه نيستند، و به استناد ظاهر پارهاى از احاديث و آيات، براى بارى تعالى اثبات جهت مىكنند و او را مانند «مجسمه» داراى اعضا و جوارح مىدانند.
آنان نخستين پيغمبر را نوح و خاتم ايشان را حضرت محمد (ص) بن عبد اللّه دانند.
در سرزمين ايشان زيارت قبور وجود ندارد و تمام قبرها با خاك يكسان است و روضه منوره پيغمبر (ص) را كه تا به حال باقى مىباشد، طورى قرار دادهاند كه كسى نمىتواند بدان نزديك شود و قبر مطهر ابداً ديده نمىشود.
مذهب وهابى اكنون در عربستان سعودى مذهب رسمى است و فتاوى علماى آن مذهب از طرف دولت اجرا مىشود.
«وهابيان» در سال 1216 هجرى قمرى بعد از خراب كردن قبور بقيع، به كربلا و نجف حمله كردند و حرم حضرت امام حسين (ع) را غارت نمودند و قريب چهار هزار تن از مردم شيعه آن شهر را كشتند.
ايشان بر آن بودند كه گنبد رسول (ص) خدا را نيز خراب كنند و با خاك يكسان نمايند؛ ولى از بيم اعتراض ديگر مسلمانان، از اين كار خوددارى كردند.
گويند: محمد بن عبد الوهاب، مؤسس وهابیت، بر سر قبر رسول (ص) خدا مىرفت و با عصاى چماقگونه خود بر قبر آن حضرت مىكوفت و مىگفت: «يا محمد، قم ان كنت حيّا؛ يعنى اى محمد (ص) اگر زندهاى برخيز». با اين عمل مىخواست به پيروان خود نشان دهد كه پيغمبر (ص) زنده نيست و نبايد از او حاجت خواست. (2)
چندمطلب ، در ارتباط با این فرقه قابل توجه است :
1. تشدید فعالیت های تبلیغاتی و فرهنگی وهابیت در داخل ایران و حوزه های مسلمان نشین خارجی (نظیر حوزه قفقاز، بالکان و سایر کشورهای مجاور ایران) که آمادگی برای تأثیرپذیری از انقلاب اسلامی ایران مشاهده می شود. وهابیت به عنوان جریانی انحرافی در جهان اسلام و و ابسته به استعمارگران، وظیفه جلوگیری از تداوم و گسترش جریان اسلام گرایی اصیل- که به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی در سطح جهانی در حال پیشرفت است- را بر عهده داشته ، از این رو تخریب و ایجاد تزلزل در مبانی فکری و اعتقادی شیعیان به عنوان محور اصلی این جریان را دنبال می نماید.
در سال های اخیر در جهت همسویی با تهاجم فرهنگی و نظامی آمریکا علیه کشورهای اسلامی و به خصوص ایران، فعالیت های تبلیغی خود را در ایران توسعه بخشیده است. البته در مقابل این تهاجم حوزه های علمیه و نظام اسلامی، اقدامات و تدابیر امنیتی و فرهنگی مناسبی _هر چند ناکافی_ اعمال نموده اند.
2. وهابیت به دلیل افکار اعتقادی خاصی که در باب شفاعت، توسل، شرک و مانند آن دارد ، در تعارض کامل با مذهب شیعه است؛ هر چند که اکثر فرقه های اهل سنت با تفکرات این گروه مخالفند. از این رو گروه یاد شده همواره در تلاش است تا با تبلیغات سازمان یافته (اعم از کتاب، مقاله، سخنرانی و مانند آن) بیش تر شیعه را بکوبد.
3. خطر بزرگ تر این گروه، روش های دور از منطق اسلامی است که در برخورد با دنیا پیش گرفته است از جمله: ظهور گروه طالبان و القاعده (به رهبری ملا عمر و اسامه بن لادن) که سبب بهانه جویی غربی ها شد که مسلمانان را به تروریسم و خشونت و مخالف تمدن معرفی کنند تا جایی که دست قدرت های استعماری غرب به خصوص آمریکا را در منطقه باز گذاشته ، زمینه دخالت های نظامی و سیاسی آنان در کشورهای اسلامی فراهم ساخته، افغانستان و عراق دو نمونه بارز این دخالت ها به شمار می آیند.
در رابطه با افزایش حوزه های اهل سنت می توان گفت که نظارت براین موضوع مربوط به سازمان اوقاف وامور خیریه است وچون اهل سنت معمولا حوزه های خود را در مساجد برگزار می کنند ،برای تربیت طلاب مشکل کمتری دارند وبا سهولت می توانند انها را گسترش دهند .از سوی دیگر دروسی که انها فرامی گیرند بسیار محدودتر از حوزه های شیعه می باشد .
برای مطالعه و تحقیق پیرامون وهابیت، کتابهای معرفی شده ذیل را مطالعه نمایید:
1ـ آیین وهابیت ، جعفر سبحانی
2ـ برگی از جنایات وهابیها ، مرتضی رضوی ، ترجمه: ضیایی
3ـ وهابیان ، علی اصغر فقیهی
4ـ آیا این است اسلام واقعی، ابوالفضل حسینی
5ـ فتنه وهابیت ، زینی دهلان، ترجمه: همتی
6ـ نقدی بر اندیشه وهابیان ، موسوی قزوینی ، ترجمه: طارمی
7ـ تحلیلی نو بر عقاید وهابیان ، حسن ابراهیمی
پینوشتها:
1.. علی ربانی گلپایگانی ، فرق و مذاهب کلامی، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، 1377، چاپ اول، ص177
2 . محمدجواد مشکور، فرهنگ فِرَق اسلامی، ص 459 -460، مشهد، آستان قدس، 1375 ش، چاپ سوم ؛ عبد الله مبلغی ، تاریخ ادیان و مذاهب جهان ،انتشارات منطق ( سینا)، قم، 1373، چاپ سوم، ج 3 ، ص 1429 - 1432 .






