چطور میشه قسمت و تقدیر و سرنوشت را از حماقت تشخیص داد؟
سلام
فرمودید اطلاعات خود را بیان کنم تا پاسخ دقیق تری دریافت کنم
به روی چشم
سن : 30
تحصیلات : دیپلم
رشته : کامپیوتر

یک سال پیش به دختری علاقمند شدم
خواستگاری هم کردم اما با مخالفت خانواده او همراه شد
البته مخالفت بیشتر از طرف داماد آن خانواده بود که دوست صمیمی و 9 ساله بنده می بود
این موضوع خیلی برای من تعجب برانگیز و عجیب بود
چون به دلایلی که هنوز متوجه آن نشدم با گفتن حرف هایی از مشکلات شخصی و خانوادگی
من در دوران رفاقت با او به خانواده و پدر آن دختر باعث شد تا مخالفت ایجاد شود
تقریبا هر جوانی در دوران جاهلیت خود اشتباهاتی دارد که من هم مستثنی نبودم
اما اکنون که به سن ازدواج رسیدم سعی کرده ام دیگر رفتارهای دوران جوانی و جاهلیت
را تکرار نکنم مثلا مشروب می خوردم اما حالا دیگر نمی خورم چند ماهی است که حتی نماز هم می خوانم
همینطور ترجمه قرآن کریم را هم می خوانم که خیلی زیباست
در این یک سال یک رابطه پاک بین من و آن دختر هم ایجاد شده است که فقط در حد تلفن و پیامک و رفتن من به دانشگاه او
و صحبت کردن در محیط دانشگاه می باشد
که این رابطه پاک کم کم باعث ایجاد علاقه شدید قلبی شده چون با بیان دیدگاه ها و بسیاری از مسائل زندگی دارای تفاهم فوق العاده ای می باشیم که این امر باعث هر چه بیشتر شدن علاقه و به جرات می توانم بگویم ایجاد عشق بین ما شده است
حالا تقریبا یک سال است که در بلاتکلیفی به سر می برم
نمی دانم چیکار کنم
تنها راهی که بعد از مشورت با اطرافیان پیدا کردم پیدا کردن واسطه بود که هم خانواده مارا بشناسد و هم آنها را
تصمیم گرفتم یک واسطه را نزد پدرش بفرستم
آیا با وجود بدگویی هایی که در مورد من شده و مخالفت پدر و خانواده دختر و علاقه شدیدی که بین ما ایجاد شده
در صورت مخالفت مجدد پدر دختر
من باید بگویم قسمت نیست ؟
یا باید پافشاری کنم؟
آیا اسرار در این ازدواج حماقت محسوب می شه یا باید بگم تقدیر و سرنوشت همینه و بی خیال این دختر بشم
تا چه زمانی باید صبر کنم تا بفهمم قسمت چیه؟
خواهش میکنم کمکم کنید
می دونم صبر خوبه ولی من در سن ازدواج هستم
سی سال سن دارم و هر چی میگذره زندگی برام سخت تره
خواهش می کنم یک پاسخ به من بدین که یک تصمیم درست بگیرم
آخه فکر می کنم ازدواج مهمترین تصمیم در زندگیه
و بیشترین تاثیر رو در زندگی یک انسان داره
یا حق

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
قبلاً سؤالی با این ایمیل از شما دریافت نکرده ایم .در عین حال با توضیحاتی که فرمودید، پاسخ را برای شما ارسال می کنیم.
از دوست خود توضیح بخواهید که چرا مانع شده،شاید با شناختی که از شما و آن خانم داره، فکر کرده به درد هم نمی خورید.اگر دلایلش قانع کننده است بپذیرید. اگر نیست بگوئید از شما دفاع کند و به اشتباهش اعتراف نماید.
اگر دوستش داری، عاقلانه و آرام آرام جلو برو،به مشاوره مراجعه کن. مسأله را در میان بگذار. واسطه هم بفرست. اگر قبول کردند که مشکل حل است و گرنه خودتان را اسیر یکدیگر نکنید.شاید واقعاً به درد هم نخورید. البته فعلا باید پیگیری و سماجت در کار را داشته باشید.
اما راجع به گذشتۀ خود که کارهای اشتباهی انجام داده اید،باید توبه نمائید. توبه هم باید دارای چهار شرط باشد: پشیمانی قلبی، استغفار زبانی، ترک گناه و تصمیم بر ترک در آینده.
پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله - فرمود: «التائب مِن الذنب کمن لا ذنب به؛ (1) توبه کننده از گناه، مثل کسی است که هیچ گناهی را مرتکب نشده است».
خیلی خوب است که نماز را شروع نموده اید و با قرآن محشور هستید. راه صحیح همین است. سعادت انسان در گرو نماز است.تصمیم تان این باشد که تا آخر عمر ترک نکنید. از خدا بخواهید در امر ازدواج تان کمک تان نماید. دعا کنید که اگر به درد هم
می خورید و با هم خوشبخت می شوید،موانع ازدواج تان بر طرف شود.
در ارتباط تان مواظب باشید به گناه آلوده نشوید. مراعات احکام شرعی را بنمایید،یعنی از نگاه آلوده و نگاه بیش تر از گردی صورت و مچ دست و تماس بدنی مثل دست دادن و... دوری کنید. به حد ضرورت برای پیشبرد ازدواج اکتفا نمایید تا خداوند هم زودتر کمک تان نماید. اما اگر خانوادۀ دختر راضی نشدند، دیگر دلبستۀ یکدیگر نباشید . دنبال زندگی خود و پیدا نمودن مورد دیگری باشید.
موفق باشید.
پی نوشت :
1. ابوالقاسم پاینده، نهج الفصاحه، دنیای دانش، تهران، 1382ش.