با سلام خدمت شما
منونم که زحمت کشیدید و در خصوص مسله ازدواج موقت مطالبی را برای من ارسال کردید ولی من کاملا قانع نشدم. برای اثبات یک مسله دینی و شیعی از گفته های یک خانم زاپنی مطالبی را درج کردید و اینکه مثالی زدید مثل یارانه برای قشر ضعیف یا اینکه مثالی زدید برای مردهایی که در جنگ هستند یا مسافرتهای طولانی خب اگه بخواهم ایده ال نگاه کنم برای این گونه افراد جایز هست ولی اکنون را نگاه میکنم ایا جوانان جبه ای ما متعه میکردند و شب به شهر های مجاور خط مقدم میرفتند تا با زنی متعه کنند و برگردند و بجنگند راستش من هیچ خبری در این خصوص نشنیدم که اگر اینطور بود خبرش توسط راسنهای بیگانه توی بوق و کرنا میشد همونطور که در جنگ امریکا و ژاپن این خبر پر شد که از خود زنهای ژاپنی برای شهوت رانی امریکائیها استفاده میشده یا حتی برای خود ژاپنیها طوری یک زن در طول یک روز باید با چندین مرد امیزش میکرد . حالا این محقق ژاپنی کجا بودند و خبرش رو نمیدونستند که حالا اومدن و برای ما شدن محقق متعه ؟
و از طرف دیگر در حال حاضر نرخ بنزین برای قشر ضعیف و غنی 400 و 700 تومان شده دودش در چشم کدوم میرود قشر ضعیف یا غنی ؟ ایا فکر میکنید افراد مجرد متعه کنند چه قشری اسیب میبینه زن یا مرد ؟ فرض کنید یک مردی برای تجارت به شهری رفته و چند ماه اونجا باید باشه و غریزه جنسیش هم باید پاسخ داده بشود و برود یک خانمی رو پیدا کند و ازدواج موقت انجام بدهد و مدت ماندن مرد در شهر تمام شود به نظر شما که کارشناس هستید تکلیف زن چه میشود احساس و علاقه ای که بین این دو انسان بوجود امده چه میشود مگه فکر میکنید ازدواج موقت فقط و فقط رفع شهوت هست با برقراری یک خط خطبه و یک قول برای پرداخت مزد هم خوابگی یا زنگی کوتاه مدت؟ در این صورت زن فقط و فقط برای رفع شهوت مرد است همونطور که در جوامع غربی ازش استفاده میشود . چون در جوابی که فرستاده بودید در هیچ جا نقش احساس و علاقه بین طرفین در نظر گرفته نشده . بعد فکر میکنید این زن رو به ازدواج دائم خواهد اورد وقتی ببیند میتواند از این راه بدون هیچ مسولیتی امرار معاش کند و به حس جنسیش هم که هر موقع بخواهد پاسخ میدهد ؟
در جایی دیگر این را فرمودید
امام صادق (ع) فرمود: من نمي پسندم كه مردي بميردويكي ازبرنامه هاي پيامبرخدا را به جاي نياورد. پرسيدند: پيامبر خدا متعه كرد فرمود: آرى
اگر امام صادق از این میترسیده که کسی بمیرد و سنت پیامبر را انجام نداده باشد پس باید هم اکنون همه مردها بروند و یک بار متعه انجام بدهند اینطور نیست؟ در وصف بهشت امده مردی در عالم برزخ با حوریه ای روبرو میشود که از زیبایی و جلالش مبهوت میماند و رو به حوریه میگوید تو کیستی و حوریه میگوید من از ان تو هستم ولی در مراتبی پائینتر و تو نمیتوانی زیبای واقعی مرا اکنون درک کنی مرد میگوید چطور تو مال من شدی حوریه میگوید یادت هست در قلان روز در فلان جا زنی را متعه کردی و با او امیزش کردی من از قطرات غسل ان امیزش خلق شدم . خب با این تفاسیر شما بگید کی میتونه دست از متعه برداره وقتی میبیند حتی از قطرات اب غسل امیزش در یک متعه چنین پاداشی دریافت میکند ؟ حالا زنها در مورد متعه چگونه فکر میکنند ایا نه اینست که مرد در ازائه یک ساعت یا یک روز میتواند با زنی پیمان ببندد و مقداری هم اجر و مزد به زن بدهد و برود پی کارش و از قطرات غسل هم بی نسیب نباشد؟ زن این وسط چه نقشی دارد؟
زن ازاد میتواند برای خود تصمیم بگیرد زن غیر ازاد در این زمانه چه نوع زنی است ؟
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
در ابتدا از دقت و پیگیری شما درمورد مطالب مطرح شده قدردانی نموده و امیدواریم که روز به روز بر معرفت و شناخت ما و شما نسبت به احکام دین افزوده گردد.
به چند نکته توجه فرمائید:
1.در مباحث علمی پیرامون احکام دینی،اشاره کردن به نظر یک کارشناس ژاپني به عنوان دلیل حكم نیست،بلکه صرفا نگاهی از منظر بیرونی و از زاویه یک غیر مسلمان به این حکم می باشد تا بتوان قضاوت روشن تري نسبت به حكمت وضع چنين قانوني به لحاظ عقلي و منطقي داشته باشيم.
2.مثال هائي كه در تبين مطالب ذكر شد، براي مشخص نمودن پيشينه و زمينه متعه در صدر اسلام و به عنوا قرينه اي براي مشخص شدن فلسفه وضع اين قانون بود اما طبق نكته معروف كه گفته مي شود :مثال انسان را از يك جهت به مطلب نزديك مي كند و از ساير جهات دور مي كند، در مثال تعلق يارانه ها به اقشار جامعه نيز توجه شود كه هدف تبيين اين نكته بود كه در ازدواج موقت هدف رهائي قشر خاصي از فشار بوده اما اين به اين معنا نيست كه تمام ويژگي هاي نظام تقسيم يارانه ها قابل تطبيق بر ازدواج موقت مي باشد،همان طور كه نمي توان بيان اين حكمت در مورد ازدواج موقت را به معناي ناديده گرفتن ساير حكمت ها گرفت كه به برخي از آن ها در نكات بعدي اشاره مي شود . اگر چه موافق مطلب شما نيستيم كه دود تقسيم يارانه ها بيش تر به چشم چه كسي رفت اما بر فرض هم قشر مستضعف در اين جا فشار بيش تري ديده باشند،نبايد از اين مثال و آن هم از زاويه ديگر نتيجه گيري نمود.
3.در مورد داستاني كه در صدر اسلام و در جنگ در مورد ازدواج موقت بيان شد ، اولا تطبيق آن بر جبهه هاي نبرد در ايران اسلامي صحيح نيست ،چون شرايط و نياز جنسي افراد حاضر در آن زمان در سپاه اسلام و شرايط نظامي و تعداد افراد و ... با شرايط و روحيات و نيازهاي رزمندگان اسلام در جبهه هاي ايران و ... كاملا متفاوت بود.
ثانيا:با توجه نگاه منفي عمده مردم به ازدواج موقت به ويژه در كشور ما و با توجه به شخصي بودن اين مسائل، اگر هم چنين اتفاقي در جبهه هاي ما صورت هم مي گرفت، امكان رسانه اي شدن آن نبود.
4.يكي از آفت هاي مطالعه روايات توسط افراد غیر متخصص، يكجانبه نگري و عدم توجه به فضائي است كه امام در آن شرايط به انجام كاري سفارش و يا نهي مي كنند.البته اين كار دشواري است كه فهم آن مقدمات زيادي را مي طلبد كه عمدتا فقها به آن
پرداخته اند، ولي اجمالا در پاسخ قبلي اشاره شد كه:
گاهي در اثر حاكم شدن يك جو خاص بر جامعه در اثر عوامل گوناگون ،يك حكم الهي در آستانه انحراف و فراموشي و يا بدعت گذاري قرار مي گرفت. لازم بود امام معصوم به اذن خداوند با تشويق و يا ترغيب و يا برعكس تحذير و تنبيه موقت همچون طبيب كه موقتا فرد را به خوردن يك غذا تشويق مي كند و يا بر حذر مي دارد ،براي درمان انحراف و يا بدعت افراد را در آن برهه خاص ترغيب و يا تنبيه كنند، در مورد ازدواج موقت نيز در زماني كه تحت شرايط حاكم بر جامعه و تبليغ منفي عليه ازدواج موقت بدعتي صورت گرفت و اين عمل حرام اعلام شد،امام معصوم وارد عمل شد و با بيان فضيلت و تشويق افراد مانع فراموشي و يا تغيير اين حكم الهي شد. اما در كنار تشويق ها و ترغيب هاي كلي حضرت مانع خروج افراد از حيطه تشريع اين حكم مي شوند. به كساني كه بدون داشتن نياز قصد انجام چنين كاري را داشتند، فهماندند كه علت تشويق ها و ترغيب ها چيست (يعني درست است كه خداوند در انجام اين كار ثواب نهاده ،ولي راه رسيدن به ثواب فراوان است. برويد و فكر ديگر كنيد ).
5. اما در خصوص آسيب ديدن قشر زن و يا مرد از ازدواج موقت:
اولا خداوند متعال هر حكمي را بيان مي كند،از طريق وحي و عقل شرايط و ويژگي هاي آن را نيز تبيين مي كند. به انسان توصيه
مي كند قبل از ورود به هر عملي ابتدا جوانب و شرايط را بسنجد. اگر در مورد عملي اطلاع كافي ندارد، وارد نشود(1). نهي مي كند كه با ورود به عرصه اي كه جوانب كار را خوب نسنجيده اي، خود را به هلاكت نينداز. (2) حال اگر فردي بدون توجه به اين شرايط و حدود وارد عملي شد و آسيب ديد، جز خود نبايد كسي را سرزنش كند. نبايد آسيب را به حكم الهي نسبت دهد.
دوم: نياز زن به مسائل جنسي بيش تر جنبه عاطفي و احساسي دارد .اين نياز در سايه تكيه به يك همسر دائمي تامين مي شود. در نگاه اوليه هرگز به يك دختر توصيه به ازدواج موقت نمي شود. به خانمي هم كه به هر دليلي مثل طلاق و يا فوت شوهر قصد ازدواج دارد، در درجه اول اقدام به ازدواج دائم توصيه مي شود. اما در صورتي كه امكان چنين ازدواجي فراهم نباشد و از طرفي نياز جنسي او انجام ازدواج موقت را ايجاب مي كند، با ملاحظه چند نكته آسيب نخواهد ديد :
1.با توجه به اينكه در تعيين مهر و مدت عقد زن كاملا اختيار دارد، مي تواند با دقت در انتخاب همسر مطلوب خود براي زمان طولاني ازدواج نمايد و گرنه از ازدواج كوتاه مدت خود داري كند.
2.فردي را انتخاب كند كه با توجه به داشتن شرايط همسر ايده آل امكان تبديل ازداوج موقت به دائم در او باشد،به ويژه در عقد هاي طولاني مدت كه نوعا يا تمديد مي شوند و يا تبديل به دائم مي شوند.
3. در صورت نبودن هيچ يك از اين شرايط و كوتاه بودن مدت عقد از دل بستن و تعلق خاطر پيدا كردن به طرف مقابل خودداري نمايد، اگر چه غالبا در چنين ارتباط موقت و جهت داري تعلق خاطر به وجود نمي آيد.
سوم:اگر با رعايت اين نكات مانع آسيب روحي و احساسي زن شود، ديگر در بقيه مسائل بين زن و مود تفاوتي نيست كه تصور شود كسي از اين حكم الهي ضرر كند ، يعني اگر ثوابي بيان شد، مختص مرد نيست . روايات اين ثواب را مطلق بيان نموده است. اگر لذتي در ارتباط باشد، اگر سهم زن بيش تر نباشد، كم تر هم نيست.
مراد شما از زن آزاد و غير آزاد خيلي روشن نيست اما اجمالا بيان شد كه زن تا قبل از ازدواج كاملا مختار است كه در انتخاب همسر خود دقت كند، ولي پس از انتخاب و ازدواج تا زمان انقضای زمان اين ازدواج ديگر نمي تواند به ازدواج ديگري بپردازد. محدوديت عوامل مختلفي دارد كه اصلي ترين آن ها توجه به نياز عاطفي و احساسي زن به مقوله ازدواج از يك طرف و ضابطه مند بودن اين قانون و پرهيز از اختلاط نسل ها و فرزندان احتمالي متولد شده از اين طريق از طرف ديگر مي باشد. به هر حال با ورود به اين ازدواج بايد شرايط آن را هم در نظر بگيرد.
پي نوشت ها:
1.اسراء (17) آيه 36.
2. بقره (2) آيه 195.






