با سلام وخسته نباشيد

در قرآن کريم براي وصف معصومين از دو واژه ي معادل عصمت که مخلص و مطهر است و هر دو

صيغه ي مفعولي است و معاني آن ها يعني مورد تطهير قرار گرفته شده لذا نشان مي دهد

که معصومين واجد رجس و گناه بوده اند و خداوند ايشان را مورد طهارت قرار داده است

لطفا راهنمايي فرماييد

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز.
اصل در اسم مفعول اين است كه دلالت بر معنايي حادث و غير ملازم با صاحب خود داشته باشد . شامل زمان گذشته و آينده نمي شود اما اين اصل زماني معتبر است كه قرينه اي كه دلالت بر ثبوت و استمرار داشته، وجود نداشته باشد . اگر قرينه اي وجود داشته باشد كه دلالت بر ثبوت و دوام داشته باشد، اسم مفعول تبديل به صفت مشبهه مي شود (1) . در صفت مشبهه اختصاص به زمان خاص وجود ندارد . كسي كه منتسب به اين صفت مي شود ،دائما متصف به آن است . اطلاق اسم مفعول بر آن مجازي است، چنان كه وقتي مي گوييم: خداوند متعال «محمود» است، منظور ما اين نيست كه در زمان گذشته محمود نبود و الان محمود است، بلكه خداوند متعال هميشه و در همه احوال محمود است. همچنين وقتي به فرزندي كه عليل به دنيا مي آيد و ما او را معلول مي ناميم، منظور ما اين نيست كه در گذشته صحيح و سالم بود و اكنون معلول شده است. در باره تعبير مطهر و مخلص و معصوم هم بايد بگوييم كه دلايل عقلي و نقلي كه عصمت پيامبر (ص) و اوصياي ايشان (عليهم السلام) را اثبات مي كنند، قرينه اي هستند براي اينكه طهارت و إخلاص و عصمت ايشان را حادث و غير ملازم ندانيم، بلكه عصمت ايشان پيوسته و دائم وجود داشته است.
درباره تعبير « إذهاب رجس؛بردن همه پليدي ها» هم كه در آيه تطهير (2) به كار برده شده«اذهاب رجس» همان گونه كه در جائي كه رجس و پليدي وجود دارد ،به كار مي رود ،در جائي هم كه موجود نيست و لكن اقتضا و زمينه وجود را دارد ، استعمال مي شود، همان طور كه وقتي گفته مي شود: «اذهب الله عنك كل المرض؛خدا همه مريضي ها را از تو ببرد » در اين جا لازم نيست كه حتما مرض وجود داشته باشد، بلكه همين اندازه كه اقتضا و زمينه مرض در شخص هست ،مي توانيم اذهاب را استعمال نمائيم. درباره اهل بيت (عليهم السلام) هم گرچه رجس و پليدي آن ها وجود ندارد اما ايشان همانند بقيه انسان ها از اميال و غرايز مختلف انساني بهره مند هستند . زمينه طغيان غرايز در ايشان نيز به حسب انسانيت ايشان وجود دارد . تعبير اذهاب رجس و پليدي از اين حيث درباره آن ها استعمال شده است . وجود زمينه هاي طبيعي و غريزي با عصمت منافاتي ندارد . (3) دفع رجس نيست، بلكه رفع رجس است. درمان نيست، بلكه پيشگيري است.
پي نوشت ها:
1. عباس حسن ، النحو الوافي، دار المعارف ، بي تا، چاپ پانزدهم، ج3، ص 277.
2. «إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً»(احزاب(33) آيه 33 ) « خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملًا شما را پاك سازد».
3. آيت الله سبحاني، اهل البيت (ع)، قم، مؤسسه امام صادق (ع)، 1420ق، ص 97 .