با سلام . دختری 20 ساله هستم . خواستگاری دارم که از همه نظر به دلخواه من بوده و اخلاق خوبی دارد تنها ایراد او این است که نماز نمی خواند و خود را این گونه توجیح می کند که من با خدای خودم طور دیگری حرف می زنم و این دلیل بر این نمی شود که من خدا را قبول ندارم . البته من هم بر این باورم که شاید او پیش درگاه خداوند از منی که نماز می خوانم نزدیک تر باشد ولی خیلی دوست دارم که همسر آینده ام نماز بخواند و حتی او مرا بیشتر به دین اسلام نزدیک تر کند ، با این وجود من چطور می توانم او را قانع کنم که نماز بخواند نه به خاطر من بلکه از ته دل و برای خود خدا . و اگر نتوانستم او را قانع کنم باید به او جواب منفی بدهم و از همه ی خصوصیات خوب دیگر او چشم پوشی کنم؟

پاسخ:
@@@@پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز.
ذکر دو نکته را لازم و مفید می دانیم :
1- ملاک هایى که در انتخاب همسر باید در نظر گرفته شود، دو نوع است:
الف) آن هایى که رکن و اساس اند و براى زندگى سعادتمندانه حتما لازم اند.
ب) آن هایى که شرط کمال هستند و براى بهتر و کامل تر شدن زندگى اند و بیش تر به سلیقه و موقعیت افراد بستگى دارد.
یکی از ملاک هاى دسته اول، تدین و دیندار بودن فرد است.
انسانى که دین ندارد ،هیچ ندارد. انسان بى دین در حقیقت مرده متحرک است . کسى که پاى بند به دین (که اصلى ترین مسئله زندگى است) نباشد، هیچ تضمینى وجود ندارد که پاى بند به رعایت حقوق همسر و زندگى مشترک باشد. انسان دیندار هرگز
نمى تواند با همسر بى دین کنار بیاید و با هم زندگى سعادتمندانه اى داشته باشند. البته منظور از دینداری و تدیّن این است که اسلام را با جان و دل پذیرفته و در عمل به آن کوشا باشند، نه تدین سطحی و بی ریشه و بی عمل.
پیامبر (ص) به شخصی که می‏خواست ازدواج کند، فرمود: "علیک بذات الدین؛ (1) بر تو باد که همسر دیندار بگیری".
بدیهی است کسی که نماز نمی خواند، بنا بر آنچه در روایات آمده کم ترین فاصله را تا کفر دارد .
رسول خدا می فرماید :
مَا بَيْنَ الْمُسْلِمِ وَ بَيْنَ الْكَافِرِ إِلَّا أَنْ يَتْرُكَ الصَّلَاةَ الْفَرِيضَةَ مُتَعَمِّداً أَوْ يَتَهَاوَنَ بِهَا فَلَا يُصَلِّيَهَا؛ (2)
اگر مسلمانى نماز واجب خود را عمدا ترك كند يا آن را سبك بشمارد و به جا نياورد، ميان او و كافر فرقى نيست‏.
در برخی دیگر از روایات آمده است :تارک نماز اگر کار و عمل خیری نیز داشته باشد، فایده ای ندارد و مقبول نیست.
بر این اساس به نظر نمی رسد کسی که نماز نمی خواند، هر چند تمام فضائل و خوبی های دیگر را دارا باشد، برای زندگی آینده شریک مناسبی باشد. بنابراین در مورد خواستگارتان ، بیش تر تامل کنید.
2- اما اینکه گفته اند : با خدا طور دیگری حرف می زنم، نشان می دهد اطلاعات ایشان در مورد فلسفه نماز کم می باشد. زیرا ارتباط با خدا و صحبت با او یکی از فلسفه های نماز است .
آری انسان می تواند با هر زبانی که خواست و با هر شکلی ، با خدا صحبت کند و با او راز دل بگوید اما ارتباطی به ترک نماز ندارد.
سخن خواستگار در حقیقت به این سوال بر می گردد که چرا باید نماز بخوانیم؟ این امر دیگری است که در صورت تمایل در مکاتبات بعدی به این مهم می پردازیم.
خلاصه سخن :
به نظر می رسد حتی اگر به خاطر همین مسئله به او پاسخ منفی بدهید، به جا و عاقلانه باشد.آیا چنین شخصی می تواند شما را بیش تر به دین اسلام نزدیک تر کند؟!براى این که بتوانید به تصمیم صحیح و عاقلانه اى برسید ،بهتر است با افراد مورد اعتماد مثل والدین، یا اقوام نزدیک دلسوز و عاقل و داراى تجربه مشورت کرده و با دقت کافى تصمیم مناسبى اتخاذ کنید.
البته می توانید پیشنهاد ازدواج او را در صورت خواندن نماز بپذیرید. ولی باید ببینید میزان تاثیر گذاری شما روی ایشان، در خصوص نماز خوان کردن وی تا چه اندازه است؟ آیا تنها برای رسیدن به شما این شرط را قبول می کند و یا واقعا قصد نماز خواندن را دارد؟ البته با توجه به آنچه در نامه نوشته اید که می گوید با خدا طور دیگری حرف می زنم، تشخیص اینکه واقعا قصد نماز خواندن را داشته باشد، کمی سخت می باشد.می توانید برای تشخیص این موضوع با بخش تلفنی مرکز به شماره 09640 (بدون کد)تماس گرفته و راهنمایی بگیرید.
موفق باشید.

پی نوشت ها :
1.شيخ حر عاملى، وسائل الشيعة، مؤسسه آل البيت عليهم‏السلام ،قم، 1409 هجرى قمری، ج4، ص42
2.محدث نورى، مستدرك الوسائل، مؤسسه آل البيت عليهم السلام ،قم، 1408 هجرى قمری، ج3، ص 44.