با سلام و خدا قوت...بنده دانشجوی ترم 1 رشته پزشکی هستم...اطلاعات دینی ام در حد متوسط رو به بالا است چندی پیش توسط یکی از پژوهشگران عرصه مهدویت به نام آقای رائفی پور متوجه مطلبی تحت عنوان بداء شدم... خصوصا بداء در امامت... واقعا برای من جای شبهه دارد... من به اصول کافی مراجعه کرده و احادیث امام صادق را در این باب مطالعه کرده ام...اما هرچه بیشتر میخوانم بیشتر گیج میشوم... لطفا کل بداء را به صورت کامل توضیح داده و مخصوصا در امامت بگویید چطور میشود در لحظه آخر امام کس دیگری شود؟
با سلام و تشکر به خاطر ارتباطتان با این مرکز.
"بداء" در لغت به معنای "آشکار شدن" آمده (1) ، همان طور که قرآن مجید دربارة ظالمان و ستمگران می فرماید : "وبدا لهم سیئات ما عملوا" (2) یعنی در روز رستاخیز بدی های اعمال و رفتار آنان آشکار می گردد، نتیجة کردار سوء خود را می بینند . از نظر علمای کلام نیز معنای اصطلاحی بداء نزدیک به همین معنای لغوی است در واقع علمای کلام بداء را این گونه تعریف می کنند :
« بداء يعنى ظهور امرى يا رأيى بعد از خفاء آن » (3) بر این اساس وقوع حوادثی که توقع وقوع آن نمی رفت یا همان حوادث غیر مترقّبه و بر خلاف شرایط عادی و روال طبیعی، در نظر ما"بدا" است. یعنی چیزی که عوامل تحقق آن پنهان بود، برای ما آشکار گشت. در واقع به اموری که بر حسب ظاهر و متعارف مورد توقع ما بوده و تحقق آن ها از طرف خداوند پذیرفته شده به نظر می رسید اما به ناگاه برخلاف تصور ما امری دیگر اتفاق می افتد ، "بدا" اطلاق می شود .
بدا هرگز به معنای تغییر در تصمیم خداوند نیست . شیعه نیز چنین عقیدهای ندارد که تبدیل رأی و تغییر تصمیم درباره خداوند جائز باشد ؛ اما منظور از تحقق بدا در تقدیرات خداوند چیست ؟
ما معتقدیم که خداوند برای همه امور عالم مقدراتی دارد . حدود و اندازه هایی را برای مسائل مختلف و حوادث گوناگون تقدیر نموده است ، اما مقدرات به یک گونه نیستند .برخی حتمی و قطعی هستند که به اصطلاح در "لوح محفوظ" ثبت و ضیط شده اند و با عوامل و علل گوناگون تغییر نمی کنند .
اما خداوند به غیر از لوح محفوظ ، لوح دیگری به نام لوح محو و اثبات نیز دارد که مقدرات اشخاص و اشیا و جوامع و ملل و غیر در آن ثبت است، ولی بدین صورت که احتمال تغییر در آن می رود ؛ مثلا مقتضای طبیعت آن است که عمر زید پنجاه سال باشد. اگر او کاری نکند که موجب درازی یا کوتاهی عمر او شود، اما اگر صله رحم نماید، عمرش از آن مقدار به شصت سال می رسد و اگر قطع رحم کند، به چهل سال .
بدا بدین معنا هیچ محذوری عقلی و شرعی ندارد بلکه طبق حکمت و مصلحت الهی است . چه بسا موجب توجه مردم به نیکی و دوری آنان از بدیها بشود. (4)
مقصود از پذیرش اصل بدا این است که در حوادث تاریخ بشر، خدا برای پس و پیش رفتن تاریخ بشر، صورت قطعی معین نکرده است. یعنی : ای انسان! تو خودت مجری قضا و قدر الهی هستی. تو هستی که تاریخ را می توانی جلو ، عقب ببری، نگهداری و ... هیچ جبری، نه از ناحیه طبیعت، نه از نظر ابزارهای زندگی، و نه از نظر مشیّت الهی، بر تاریخ حکومت نمی کند.(5)
اين مسئله در باب امامت و ولايت دوازده امام رخ نداده است، زيرا اولا هيچ كسي از علما ي بزرگ شيعه اماميه آن را مطرح ننموده است، ثانيا هيچ روايتي در اين باره از ائمه (ع )نقل نشده است كه در برخي موارد نظير آنچه در پرسش اشاره گرديده بداء رخ داده است. ثالثا: ائمه دوازده گانه با نام و مشخصات از سوي پيامبر ص معرفي شده اند از جمله در روايتي آمده است: ابن عباس از رسول خدا (ص) پرسيد امامان پس از شما چند نفرند؟ حضرت فرمودند: به عدد حواريان عيسي و اسباط موسي و برگزيدگان بني اسرائيل، امامان پس از من دوازده نفرند، نخستين آنان علي ابن ابيطالب (ع) است، و پس از او سبط من حسن و حسين، پس از حسين فرزندش علي (ع) و پس از او فررزندش محمد ، پس از او فرزندش جعفر ، پس از او فرزندش موسي ، و پس از او فرزندش علي (ع)، پس از او فرزندش محمد ، پس از او فرزندش علي، پس از او فرزندش حسن، پس از او فرزندش حجت.(6)
رابعا بر اساس روايات هر كدام از امامان که از دنيا مي رفته امام بعد از خود معرفي مي كرده است. در اين باره مطالعه منبع ذيل توصيه مي گردد.(7)
بنابراين هرگز شائبه بداء در باب امامت و ولايت وجود ندارد و امامان شيعه همين افراد از آغاز در علم الهي بوده و بوسيله پيامبر و ائمه به مردم معرفي گرديده است. و هرگز بدائي در اين خصوص رخ نداده است.بويژه اينكه قلمرو بداء امور عرفي است، و امامت از اصول اعتقادي است و در اصول دين بداء جريان ندارد و هيچ كسي چنين ادعايي نكرده است.
اما آنچه در خصوص برخی از فرزندان ائمه مانند جناب اسماعیل فرزند امام صادق و یا محمد فرزند امام علی النقی نقل شده ربطی به بداء الهی ندارد بلکه حقیقت آن این بوده که شيعیان گمان مي كردند كه ایشان بعد از پدر بزرگوارشان امام خواهد بود یعنی مردم چنين گماني نسبت به ايشان داشته است نه اينكه او چنين مقامي را داشته ولي بر اثر بداء به فرد دیگری رسیده است .
در واقع در مورد برخی افراد مانند جناب اسماعیل روایات خاصی در خصوص بداء در مورد امامت ایشان وارد شده مانند این روایت امام صادق علیه السلام که فرمودند :
« مَا بَدَا لِلَّهِ بَدَاءٌ أَعْظَمُ مِنْ بَدَاءٍ لَهُ فِي إِسْمَاعِيلَ ابْنِي (8) براى خدا بدائى بزرگتر از بدائى كه براى اسماعيل پسرم پديد آمد پيدا نشده » اما با تحلیل و تبیین دقیق ابعاد قضیه روشن می شود که منظور از حصول بداء برای خداوند ایجاد تغییر در اراده خداوند نیست بلکه نوعی تغییر شرایط عادی و ظاهری و آشکار شدن اراده اصلی خداوند مد نظر است ، چنان که محدث بزرگ شیخ صدوق در تبیین همین روایت می نویسد :
« يعنى ظاهر نشد از براى خدا امرى چنان كه در باب اسماعيل پسر من ظاهر شد در هنگامى كه او را پيش از وفات من هلاك كرد تا آنكه به همين سبب دانسته شود كه او بعد از من امام نيست» (9)
در واقع ماهیت بداء در این گونه امور نوعی حکمت خداوند یا زمینه آزمایش برخی افراد است که در ابتدا حقیقتی آشکار می شود و گمان می شود که مثلا این فرد به مقام امامت می رسد اما در نهایت روشن می شود که اراده الهی چیز دیگری بوده و افراد موظف می شوند بر اراده مخفی خداوند گردن بنهند و بر آن تسلیم کردند .
پینوشتها:
1. طريحي، مجمع البحرين، دفتر نشر فرهنگ اسلامي،تهران 1408 ه ق ، ماده بدء ، ج 1 ،ص 45.
2. زمر(39)آیه41 .
3. سيد جعفرسجادى، فرهنگ معارف اسلامى، انتشارات دانشگاه تهران ، تهران ،1373 ش ، ج 1 ص 391 .
4. آیت الله مکارم و آیت الله سبحانی،پاسخ به پرسش های مذهبی، ص327. انتشارات نسل جوان، قم 1383 ش ، ج1، 71.
5. مکارم شیرازى ناصر، تفسیر نمونه ، دار الکتب الإسلامیه ، تهران، چاپ اول، 1374 ش ، ج10،ص245 و ج1، ص390.
6. مجلسي ، بحارالانوار ج 36 ص 286 حديث 107 نشر دارالاحياء التراث العربي، بيروت 1403ق.
7. محمد سعيدي مهر ، آموزش كلام اسلامي ، نشرطه ، قم 1383 ش، ج 2 ص 182
8. علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت - لبنان، 1404 ه ق ج 47 ص 269 .
9. شيخ صدوق، التوحيد، انتشارات جامعه مدرسين قم، 1398 ه ق ص 336 .






