سلام علیکم
باتشکر از پاسخ شمابه سوال قبلیم
ہ اولاموضوع اینست که پرشدن جهان از ظلم را چگونه تفسیر کنیم:وقتی اغلب مردم جهان ظالم اند یا فساد می کنند یا حداقل بی تفاوتند(مانندبنی اسراییل)دیگر ان شرایط دیگر ظهور(امادگی روحی و وجود قوانین) اماده نیست واگر درراستای بهبود جامعه تلاش کنیم در حقیقت جلوی ظهور ان حضرت راگرفته ایم واین تناقض است.
ہ دوماعلاوه بر این وقتی اغلب مردم فاسدند دیگر حتما تشنه ظهور نخواهند بود!!
ہ سومااگر هم مصداق ظلم وفساد را حاکمان بدانیمباز هم مسأله فساد که یک موضوع همگانی مربوط به اقشار مردم است باقی می ماند
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
با تشكر از توجه و دقت شما در پاسخ قبلي.
در مجموع، در سؤال خود به دو نكته اشاره كرديد: اول آن كه به صورت مشخص، مسئله پر شدن فساد در عالم مربوط به چه كساني است؟ اگر مربوط به عموم مردم باشد، با وجود فساد در همه، شرط آمادگي روحي در آن ها بي معنا خواهد بود و اگر اين امر فقط مربوط به حاكمان باشد، فساد عمومي كه در روايات به آن اشاره شده، رخ نخواهد داد و در نتيجه، يكي از علائم ظهور كه فساد عمومي باشد، محقق نخواهد شد. دوم آن كه از طرفي ادعا مي كنيد تا جهان از ظلم و فساد پر نشود، امام ظهور نخواهد كرد و از طرفي ديگر، جلوگيري از ظلم و فساد را وظيفه هر مسلمان مي دانيد و به تعبيري، از يك طرف مي گوييد زمينه ظهور را آماده كنيد و از طرفي ديگر، مانع زمينه ظهور مي شويد.
اما در مورد سؤال اول بايد گفت: مسئله ظلم فساد هم مي تواند از سوي برخي از مردم باشد و هم مي تواند از سوي برخي از حاكمان ستمگر صورت گيرد. بنابراین، ظلم كردن برخي براي برخي ديگر ،خواسته يا نا خواسته، افراد مظلوم و سائر افراد را براي ظهور شخص بزرگي كه به تمام اين مسائل خاتمه دهد، آماده مي كند؛ حال چه اين ظلم از طرف برخي از افراد جامعه باشد و چه از طرف حاكمان ستمگر. بر اين اساس، ظالم و فاسد بودن برخي از مردم و حكام، دليل بر ظالم بودن تمامي آن ها نمي شود و مسئله گسترش ظلم و فساد در روايات، بدان معنا نيست كه تمام مردم روي كره زمين باید ظالم و فاسد باشند تا حضرت ظهور كند؛ بلكه مراد گسترش ظلم و فساد از سوي برخي است كه زمينه و آمادگي روحي را در ديگران ايجاد مي كند كه البته ظالم نبودن و آمادگي روحي افراد، اعم از آن است كه آن ها مسلمان بوده و ظهور حضرت را بپذيرد يا خير؛ زيرا بسيار افرادي كه به هر دليل مسلمان نبوده، اما از وضعيت كنوني جهان نيز ناراضي بوده، در نتيجه، منتظر منجي اي باشند كه آن ها را از اين وضعيت نجات دهد. به علاوه آن كه هميشه آمادگي روحي، معلول گسترش ظلم و فساد در جامعه نيست تا بگوييم حال كه فساد در جهان پر شده است، آمادگي روحي از بين مي رود؛ چرا كه آمادگي روحي براي ظهور مي تواند به دلیل پي بردن به نارسایی، ضعف قوانین و حكومت افراد عادي بشر برای اجرای عدالت اجتماعی باشد و بشر بفهمد بسياري از بحران های کنونی جهان، خواسته يا نا خواسته، زاییده همین قوانین و حكومت افراد غير الهي است. بنابراین، نارضایتی و یا قانع نبودن ازوضع موجود، آمادگي روحي را براي ظهور فراهم نموده و در نتيجه، مردم را تشنه ظهور مي كند.
اما در مورد سؤال دوم، تذكر داده شد كه گسترش فساد و ناهنجاری ها، از نشانه های ظهور امام زمان (ع) می باشد، نه از شرایط ظهور حضرت؛ بدین معنا که امام (ع) زمانی ظهور می کند که جهان را ظلم فرا می گیرد. از این رو، نظريه گسترش فساد براي زمينه سازي ظهور، هم بر اساس عقل انسانى و هم بر اساس آیات و روایات، مردود است كه بحث مفصل آن، در پاسخ قبلي بيان شد.






