پرسشگر گرامی با سلام و تشکر از ارتباط با این مرکز.
گناه هر چند بزرگ باشد، قابل توبه و بازگشت است و توبه از آن در درگاه الهى پذیرفته مى شود و آثار و برکات توبه در دنیا و آخرت نمایان مى گردد، به شرط آن که توبه حقیقى باشد ،و از عمق دل توبه کرده باشد. یعنی پشیمانی راستین از عملکرد گذشته و استغفار و طلب آمرزش از خداوند، تصمیم جدی بر ترک آن در حال و آینده. زیرا خدای مهربان همه گنه کاران و کسانی که با معصیت خدا به خودشان ستم روا داشته اند را به توبه و بازگشت از گناه دعوت کرده، سپس فرموده : خداوند تمام گناهان را می آمرزد:« ان الله یغفر الذنوب جمیعاً»(1) لیکن جهت آگاهی از گناهی که انجام گرفته و ضرورت توبه فوری و واقعی از گناه لازم است توضیح مختصری در مورد گناه انجام گرفته داده شود.
زنا از گناهان کبیره است و آثار و عواقب بسیار خطرناک دنیوی و اخروی به دنبال دارد. گناه و کیفر زنا از نظر قرآن کریم آن قدر سنگین و شدید است که می فرماید: «و لا تقربوا الزّنا انّه کان فاحشة و ساء سبیلاً ؛ (2) یعنی به زنا نزدیک نشوید که کار بسیار زشت و بد مسیر و راهی است! ».
امام صادق (ع) می فرماید:
زنا شش اثر سوء دارد: سه اثرش در دنیا ظاهر می شود، و سه اثر آن در آخرت گریبانگیر فرد می گردد. اما آثار دنیوی زنا عبارت است از : 1. آبرو و حیثیت فرد را می برد؛ 2. رزق و روزی را کم می کند؛ 3. مرگ را نزدیک می کند.
اما آثار اخروی آن عبارت است از : 4. خشم و غضب پروردگار را به دنبال دارد؛ 5. در عالم برزخ و قیامت از او حسابرسی سختی به عمل می آید. ( یعنی بر اساس عدالت با او رفتار می شود نه بر پایه عفو و رحمت ) 6. ورودش در آتش جهنم قطعی و یقینی و ماندگاریش همیشگی است . (3)
بنا بر این زنا و بی عفتی که از آن به بی بند و باری جنسی تعبیر می شود ،فاسد کننده دنیا و آخرت است. کسی که مرتکب آن شده ، واجب و لازم است فوراً توبه کند و به سوی خداوند باز گردد تا خود را از منجلاب بدبختی نجات دهد.
زیرا هر دردی دوا و درمانی دارد، داروی گناهان استغفار و طلب عفو از پیشگاه ذات پاک الهی است. توبه موجب بخشش گناه شده و صفحه قلب را از آلودگی پاک و تیرگی را مبدّل به روشنایی می سازد. توبه زناکار، پشیمانى از گناه و عزم و ارداه جدّی بر ترک آن برای همیشه و سعى در استغفار مىباشد. موفق باشید
پی نوشتها:
1. زمر (39) ، آیه 59.
2. اسراء (17) آیه 32.
2. العلامه المجلسی، بحارالانوار، الناشر، مؤسسه آل البیت، قم ، سنه النشر ، 1404 ه ق ، ج 76، ص 22، حدیث 17.






