این که در قرآن کریم علت فراموشی و بی دقتی را از جانب شیطان مطرح کرده است به معناست؟
در آن صورت خوب بود که تمام گناهکاران بیماری حافظه بگیرند.
بسیاری از گناهکاران فراموشکار نیستند و در کفر خودشان و نیز در کارهای روزمره شان از ما هم دقیق تر می باشند.
لطفا در صورت امکان با آیات و روایات پاسخ دهید.

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز.

در بسیاری از مواقع انسان ها عالم به گناه هستند؛ ولی هنگام ارتکاب گناه خود را به غفلت زده و گناه را مرتکب می شوند، در حالی که در اصل شیطان وسیله غفلت و اضلال را فراهم کرده است؛ ولی این کار مطابق با ظاهر آیات الهی که شیطان عامل گناه شده و آن ها را به فراموشی افکنده تا موجب تبرئه انسان ها شود نمی شود، زیرا اگر فراموشی واقعی به انسان دست دهد به گونه ای که هنگام ارتکاب گناه هیچ توجهی به زشتی آن نداشته باشد، مثل آدمی می ماند که در خواب کاری را انجام می دهد، در آن صورت اصلا گناهی را مرتکب نشده است.
خدای متعال فرمود:
"اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ"؛(1)
شيطان بر آنان مسلّط شده و ياد خدا را از خاطر آنها برده، آنان حزب شيطان اند! بدانيد حزب شيطان زيانكاران اند!
در این صورت مقصر به فراموشی انداختن و غفلت انسان ها، اگر چه شیطان است، ولی این خود انسان است که با آمادگی قبلی که برای خودش فراهم کرده موجب غرور و فراموشی از حقایق و انحراف از مسیر هدایت شده است و باید عذاب شود.
و اما در مورد القای فراموشی از طرف شیطان به انسان،آیات بسیاری در قرآن نقل شده است که پرداختن به همه آن از حوصله پاسخ خارج است با این حال به نقل مختصری در این باره بسنده می کنیم:
آن چه در میان آیات الهی در مورد انتساب فراموشی به شیطان آن هم نه برای افراد عادی بلکه برای انبیای الهی شده است ( البته بنا به اعتقاد بعضی از مفسرین که سهو و فراموشی را برای پیامبران الهی مادامی که منجر به تعارض با رسالت آنان نشود جایز می دانند) این فراموشی موجب ارتکاب گناه از طرف ایشان نشده است بلکه به مصلحت و تقدیر الهی چنین فراموشی هایی در دل ایشان ایجاد و تنبه به آن؛ موجب هوشیاری بیشتر آنان شده،در نتیجه گناهی صورت نگرفته بلکه حداکثر به ترک اولی انجامیده است. (2)
اما این مطلب ارتباطی با عمل شیطان مبنی بر این که با القاء غفلت و فراموشی در دل بندگان خدا آنان را به طرف گناه بکشد، ندارد. مثلا فرد گناهکاری بخواهد گناهی را که مرتکب می شود به فراموشی خود نسبت دهد نمی تواند بر این گمان باشد که هنگام ارتکاب گناه، شیطان عامل اصلی بوده و او را از یاد خدای متعال غافل کرده در نتیجه هنگام مواخذه نزد پروردگارش، عذر تقصیر آورد و شیطان را عامل خطای خویش معرفی کند!
هیچ گناهکاری نمی تواند هنگام گناه فراموش کار باشد ( وگرنه به او گنه كار نمي گويند ) زیرا اگر قبل از انجام هر کاری فراموشی به او دست دهد،گناه هم نباید بکند. انسان خطا کار با عنایت و قصد قبلی اسباب گناه را برای خود فراهم می کند و از همان ابتدا به مقصد شیطانی اش با علم قبلی توجه می کند و آن گاه عزم جزم کرده به طرف گناه می رود.البته آخرین لحظه قبل از وقوع عمل چون هیچ امیدی به بازگشتش نیست، شیطان ماموریت اصلی خود را آغاز می کند و پرده ای به وسعت غفلت، میان دیدگان فرد گناه کار و حقایق می کشد تا فرد فریب خورده به مقصد نهایی اش برسد و گناه را مرتکب شود.
قرآن در مورد امت های سابق بر زمان پیامبر فرمود:
"فَلَوْ لا إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا تَضَرَّعُوا وَ لكِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ ما كانُوا يَعْمَلُونَ"؛ (3)
پس چرا هنگامى كه عذاب ما به آنها رسيد زارى نكردند؟ زيرا دلهايشان را قساوت فراگرفته و شيطان اعمالشان را در نظرشان آراسته بود.
توضیح حدیث چنین است که:
شیطان مسایل دنیوی را نزد افرادی که این آمادگی را داشتند و دارند از قبل تا آخرین روز حیات دنیا به زینت و زیبایی آراسته می کند. نتیجه زیبایی امور دنیوی، مجذوب شدن و دل بستگی انسان های ضعیف به آن است و نتیجه دلبستگی به چنین اموری؛ غفلت و فراموشی یاد خدا و باقی ماندن در کفر و ظلم و شرک است.
امام صادق سلام الله علیه فرمود:
شيطان به لشكريانش گفت: اگر در سه كار بر آدمى‏زاده مسلط شويد، ديگر باكى ندارم و هر عملى بكند مورد قبول درگاه خدا نيست: بزرگ شمردن كار خير، فراموشى گناه، و خودپسندى. (4)
به گفته معصوم سلام الله علیه، فراموشی و غفلت انسان از خدا نتیجه تسلط شیطان بر انسان است.
پی نوشت ها:
1. سوره مجادله آیه 19.
2. برای دریافت اطلاعات بیشتر به آیات 68 سوره انعام که خطاب به پیامبر گرامی اسلام صلوات الله علیه و آیه 42 سوره یوسف که در مورد یوسف پیامبر و آیه 63 سوره کهف که در مورد موسای پیامبر و هم سفرش یوشع نبی (به گفته روایات) می باشد، به همراه تفاسیر مربوط مراجعه کنید.
3. سوره انعام آیه 43 .
4. جنتی احمد، نصايح، انتشارات الهادی، ص 148 .