با عرض سلام. این سؤال نیز هر چند تاریخی است، ولی بنده آنرا با موضوعیت فلسفه و معرفت شناسی ارسال میکنم، زیرا در اصل پرسش منطقی است و نه پیرامون گزارشهای تاریخی. البته سؤال بر مبنای هفت ردیه بر یک نوع گزارش تاریخی خاص است، و شاید آنرا تفسیر به هفت سؤال کنید(که امیدوارم نکنید) ضمناً ممکن است که سؤال، سؤال سبک و بی ارزشی به نظر برسد، ولی بسیار سؤال مهمی است به شرط اینکه در جای خودش مطرح شود:
فرض کنیم طبق یک سری گزارشهای تاریخی: «زید در یکم خرداد سال 1390 در دادگاه جرائم رانندگی حاضر شده است.»
این یک گزارش است که سندها و گزارشهایی(نه سندهای امضا شدۀ دادگاه، بلکه گزارشهایی به نقل از افراد حاضر دادگاه) ارائه شده است. آیا هر یک از این موارد میتواند نشان دهد که ما نمیتوانیم به حضور زید در دادگاه در تاریخ فوق، اطمینان داشته باشیم:
الف)اینکه در جزئیات گزارشها تناقض باشد، مثلاً یکی بگوید او عینک داشته، یکی بگوید عینک نداشته، یا در مورد وسیله ای که با آن به دادگاه آمده است، یا رنگ لباسش، یا در مورد صحبتهایی که در دادگاه کرده است، تناقض باشد. آیا اینجا میتوان گفت زید به دادگاه نیامده است؟
ب)اینکه بر اساس شواهد دیگر زید فرد بسیار حاضرجوابی است و سخنرانی قدرتمندی هم میباشد، ولی طبق گزارشها در دادگاه از خود هیچ دفاع قابل توجّهی نمیکند. آیا اینجا میتوان گفت ممکن است فرد دیگری با زید اشتباه گرفته شده باشد؟
ج)اینکه زید سخنی بگوید که از او بعید است، مثلاً یک فقیه باشد، ولی طبق گزارشها پیرامون فقه سخنی بگوید یک طلبه هم میداند که باطل است. آیا اینجا میتوان گفت، فرد حاضر در دادگاه زید نبوده یا گزارش غیر قابل قبول است؟
د)اینکه نویسندگان گزارشها نامعلوم باشند، و معلوم نباشد که گزارشها را از کسی گرفته اند، و به ما ارائه می دهند. آیا باعث می شود که به حضور زید اطمینان نداشته باشیم؟
ه)اینکه بر اساس گزارشهای هم سطحی از سخنان زید، طبق سخن خود زید در جای دیگر، او باید قاعدتاً در تاریخ دادگاه، در مسافرت بوده باشد. آیا این به ما نشان میدهد که او نمیتوانسته است، در دادگاه باشد؟
و)اینکه زید هرگز نگفته باشد که در دادگاه حاضر شده است. این مورد از درستی گزارشها چیزی کم می کند؟
ی)در آخر وجود برخی گزارشهای بی اعتبار که اعتبارشان در برابر این گزارشها کمتر است، که بگویند زید به دادگاه نرفت و مثلاً کسی شبیه به او به دادگاه رفت.
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز
آنچه در پذیرش درستی یا نادرستی یک گزارش تاریخی برای ما مهم است، رسیدن به اطمینان رضایت بخش است .خارج از حیطه مباحث شرعی که در مقوله حجیت واقع می شود و فقها در این زمینه خاص حتی به یک گزارش معتبر اکتفا می کنند و آن را دلیل و حجت در برابر خداوند برای نوع و کیفیت عمل می دانند، در خصوص سایر موارد مهم رسیدن به اطمینان است .
البته در خصوص حصول اطمینان راهکارهای گوناگونی قابل طرح است . هر یک در مورد خاص خود و در موقعیت مشخصی مورد توجه قرار می گیرد . نمی توان شرایط و موقعیت های گوناگون را کاملا مانند و مشابه هم دانست و با هم سنجید .
در گزارش های تاریخی که امکان هیچ نوع تحقیق و بررسی پیرامون درستی یا نادرستی واقعه به غیر از نقل های تاریخی وجود ندارد ،مساله منحصر در نقل و ناقل و کیفیت نقل می شود، اما موارد بسیاری هستند که شواهد و قرائن متعدد بیرونی و غیر نقلی می تواند در رسیدن یا نرسیدن به اطمینان مورد نظر موثر باشد .
در تفکر حدیثی شیعه آن چه از درجه اهمیت برخوردار است، رسیدن به اطمینان و وثوق نسبت به درستی نقل است؛ این امر در درجه اول می تواند از طریق تعدد راویان و گزارشگران حاصل شود؛ در نتیجه اخبار متواتر خبرهایی هستند که آن قدر از طریق گوناگون نقل شده اند که انسان امکان نادرستی خبر و جعلی بودن آن را نمی دهد؛ در مرتبه بعد خبرهابی مستفیض هستند که تا حدی از همان اعتبار برخوردارند اما به درجه متواتر نمی رسند .
بعد از این مرحله خبرها و گزارشات خبر واحد محسوب می شوند که در این مرحله شخصیت راویان حدیث معیار و مبنا قرار می گیرد.البته در این امر معیار و محور درستی عقیده فرد نبوده بلکه معیار درستی نقل او و قدرت حافظه و تعهد بر درستی انتقال گزارش و به اصطلاح ثقه بودن اوست؛ در نتیجه نزد راویان شیعه افراد بسیاری هستند که شیعه دوازده امامی محسوب نمی شوند اما ثقه شناخته شده و خبرهای شان مورد قبول است .
بر اساس آن چه گفته شد ،مجموعه شواهد و قرائنی که درون و بیرون یک گزارش قابل تامل و بررسی است، اعم از همخوانی درونی فقرات گزارش و تناسب آن با گوینده و معتبر بودن راویان و واسطه های نقل و تعداد راویان و .... همه در حصول یا عدم حصول اطمینان به درستی یک گزارش تاریخی موثرند .
بر این اساس اگر در مثال شما شواهد و قرائن متعددی درستی یک نقل را مخدوش نماید و احتمال عدم انطباق آنچه نقل شده با واقع را تقویت نماید ، چه بسا تعدد راویان و گزارشگران نتواند صحت گزارش یا انطباق نقل به ناقل خاص و اموری از این قبیل را ثابت نماید ، چون معیار، رسیدن به اطمینان عقلایی نسبت به درستی گزارش است و با وجود این شواهد و قرائن خلاف ، اطمینان حاصل نمی شود .






