پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
سوال شما را مي توان به دو بخش تقسيم كرد:
1- آيا ممكن است خداوند براي انسان شر بخواهد؟ ضررهاي ناشي از اتفاقاتي مثل اسيد پاشي را خدا براي انسان مي خواهد؟
2- آيه 17 سوره احزاب را چگونه مي توان توضيح داد؟
به ترتيبي كه سوال شما را تحليل كرديم، پاسخ مي دهيم، يعني اول توضيح در باره اراده خدا و اراده او نسبت به شرور. سپس به توضيح معناي آيه و ارتباط آن با سوال شما مي پردازيم.
سوال اول :
همه اتفاقات در عالم اعم از رخدادهاي خوب و خير و رخدادهاي شر و بد به خواست و اراده او محقق مي شود و هيچ امري خارج از اراده خدا در عالم رخ نمي دهد.
در عالم هستى و وجود, هيچ چيز از خواست و اراده و توجه خدا خالى نيست. نمى شود چيزى در عالم باشد كه از اراده خدا دور بوده و وجودى مستقل از خدا داشته باشد. هر مخلوقى در تحت اراده و توجه خدا است , حتى اشرف مخلوقات عالم كه انسان هاى كامل هستند, همه در حكومت الهى قرار دارند .هيچ كس و هيچ چيز از حكومت الهى نمى تواند بيرون رود. قهر و غلبه خدا بر همه چيز سيطره دارد. همه چيز در دست قدرت الهى اداره مى شود.
على عليه السلام در دعاى كميل مى فرمايد: اللهم عظم سلطانك و علا مكانك و خفى مكرك و ظهر امرك و غلب قهرك و جرت قدرتك و لا يمكن الفرار من حكومتك ; خدايا تو بر هر چيز قادرى. قدرت و قهر تو فرا گير است. نمى توان از حكومت تو فرار كرد.
يكى از چيزهايى كه تحت اراده و حكومت خدا است، انسان است. وي با همه وجودش , با تصميم و اراده اش، از اراده و تصميم و خواست خدا جدا نيست حتى انسان كه تصميم مى گيرد ،بدون اراده خدا نمى تواند تصميم بگيرد و دنبال كارى برود .پس انسان كه داراى اراده خلق شده , مخلوق خدا است. وقتى كه تصميم مى گيريم نماز بخوانيم و تصميم مى گيريم كه گناهى انجام دهيم ، تصميم ما از اراده خدا خارج نيست ،يعنى خدا خواسته و خدا قدرت تصميم گيرى را به ما داده حتى وقتى كه گناه انجام مى دهيم، از اراده خدا جدا نيستيم , پس اراده انسان در طول اراده خداوند است , به اين معنا كه خداوند انسان را موجودى صاحب اراده خلق كرده ؛ وقتى كه انسان اراده مى كند كارى انجام دهد,در طول اراده خدا است ; يعنى انسان به قدرت خدايى مى تواند هر كارى را كه بخواهد انجام دهد و انسان به خودش واگذار نشده است.
خواست و اراده خدا را كه بر همه جهان و همه موجودات سيطره دارد و هيچ رخدادي و اتفاقي خارج از خواست و اراده خدا انجام نمي شود حتي اعمال انسان ، اراده تكويني مي نامند.
خداي متعال در مورد انسان اراده ديگري دارد كه به نام اراده تشريعي است. اراده تشريعى به معناى فرمان دادن و وضع قوانين و مقررات براي ديگران و دوست داشتن اين است كه فاعل مختار ديگرى با اختيار خودش كارى را انجام بدهد. از اين اراده به اراده تشريعي تعبير مي شود. اراده اي كه در آيه 6 سوره مائده به كار برده شده، اراده تشريعي است :« ما يُريدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لكِنْ يُريدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَ لِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُم؛
خداوند نمى‏خواهد مشكلى براى شما ايجاد كند ، بلكه مى‏خواهد شما را پاك سازد و نعمتش را بر شما تمام نمايد».
پس با تركيب اين دو اراده روشن مي شود كه خدا از انسان ها به اراده تشريعي كار خير و خوب را مي خواهد. انجام كار بد و شر را ،چه در مورد خود و چه در مورد ديگران نهي كرده است .انجام آن ها مورد خواست و اراده خدا نيست. اگر انساني ( به دليل اينكه مختار آفريده شده، يعني خدا اراده كرده است كه كار خوب يا بد، مفيد يا مضر را خودش انتخاب كند تا مورد امتحان قرار گيرد ) هر كدام از دو عمل خوب يا شر، مفيد يا مضر را انتخاب كرد، با اراده تكويني خود آن را محقق مي سازد و جلوي آن را نمي گيرد. مانند نماز خواندن و كمك به ديگران .
فردي تصميم به نماز خواندن و كمك به ديگران مي گيرد. با اين تصميم طبق اراده تشريعي خدا پيش رفته است . وقتي آن را عملي مي كند ،خدا نماز و كمك به ديگران را كه داراي وجود و حقيقتي است ، به اراده تكويني خود محقق مي سازد.
اگر كسي تصميم به نگاه نامحرم يا زدن سيلي به ديگري از روي ستم گرفت و اقدام به آن كرد ، خلاف اراده تشريعي خدا اقدام كرده است، ولي خدا جلوي تحقق نگاه حرام يا تحقق ظلم به ديگري را نمي گيرد . به اراده تكويني خود ( كه اراده تحقق موجودات است ) اجازه تحقق را به آن مي دهد. حال سيلي خورنده پيامبر يا يك فرد عادي باشد.
خدا طبق اراده تشريعي خود، شر را از كسي نمي خواهد، بلكه رساندن شر به ديگران را نهي كرده ، براي آن عذاب دنيوي و آخرتي وعده داده، ولي طبق اراده تكويني خود اراده كرده است كه انسان آزاد باشد . اگر تصميم به كاري شرر آميز شد ،جلوي كارش گرفته نشود و شر محقق گردد.
چرا خدا آزاد و اختيار به انسان داده است ؟
خدا اختيار داده است تا براي انسان زمينه امتحان و انتخاب هاي آزادانه فراهم باشد تا با اختيار خود راه سعادت و يا شقاوت را انتخاب كند. اگر خدا در هر تصميم شر و اقدام شري، جلوي تحقق آن را بگيرد ،ديگر انتخاب آزادانه بي معني خواهد بود. زمينه امتحان از بين مي رود . خداي متعال به هدف خلقت انسان كه رسيدن به كمال با اختيار خودش است، نمي رسد. يعني خلقت انسان بيهوده مي شود و خدا كار بيهوده نمي كند.
در مورد سوال شما ،اگر به مطالب گفته شده دقت كنيم، اين مطلب جريان دارد كه خدا هيچ وقت خواستار اسيدپاشي از طرف يك انسان به ديگري نيست و از آن نهي كرده است. عامل آن را يقينا مجازات خواهد كرد. اگر فردي از روي اختيار تصميم به اين كار گرفت ،در حالت عادي خداي متعال جلوي كارش را نمي گيرد و با اراده تكويني خود آن را محقق مي سازد.
آيا با اين بيان نمي توان جلوي شر و بدي را گرفت ؟‌
مي توان جلوي شر و بدي را گرفت. اما همان گونه كه شر و بدي با استفاده از ابزار عادي رخ مي دهد، اگر خواهان جلوگيري از اتفاق هستيم، بايد با ابزار عادي و طبيعي و غير طبيعي(مانند دعا و صدقه ) كه خداي متعال در اختيار ما گذاشته و براي دفع آن شرور به ما دستور داده است از آن ها استفاده كنيم،‌ بهره ببريم. يعني اراده و خواست تكويني خدا را به وسيله ابزاري ديگر اعمال كنيم. به واسطه ضرر ناشي شده از عمل آن شخص را دفع كنيم.
تمام آنچه كه گفتيم، به اين معني نيست كه اراده تكويني خدا همه جا تابع اراده انسان باشد، بلكه در بسياري از موارد به خاطر اعمال و گناهاني كه انسان ها انجام مي دهند، مورد غضب خدا قرار گرفته و خدا به نتيجه اعمال سوء خودشان آن ها را گرفتار مي كند:
ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُم بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ؛
به سبب آنچه دست هاى مردم فراهم آورده،فساد در خشكى و دريا نمودار شده است تا [سزاى] بعضى از آنچه را كه كرده‏اند به آنان بچشاند ،باشد كه بازگردند. (1)
در آيه ديگر مي فرمايد : وَمَا أَصَابَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُو عَن كَثِيرٍ؛
هر [گونه] مصيبتى به شما برسد، به سبب دستاورد خود شماست و [خدا] از بسيارى درمى‏گذرد.(2)
به واسطه اعمال خير و خوبي كه انسان آن ها را انتخاب مي كند، مي تواند اراده خير خدا را به سوي خود جلب كند و به واسطه آن اتفاقات ناگوار و شرور را از خود دفع كند.
گناه و طاعت، توبه و پرده دري، عدل و ظلم، نيكوكارى و بدكاري، دعا و نفرين از امورى است ‌كه در سرنوشت بشر و خواست خدا نسبت به خير و شر از نظر عمر و سلامت و روزى مؤثر است.
امام صادق(ع) فرمود: ‌شمار كسانى كه به واسطه‌گناهان مي‌ميرند، بيش‌تر است . عدد كسانى كه به سبب نيكوكارى زندگى دراز مي‌كنند، از كسانى كه با عمر خود ‌زندگى مي‌كنند، افزودن است.(3)
توضيح درمورد معناي آيه مورد سوال:
اگر به آيات قبل و بعد دقت كنيد ،درباره منافقاني است كه از جنگيدن در راه خدا به خاطر ترس از رسيدن ضرر و كشته شدن، سر باز مي زنند . تصور مي كنند كه اگر بخواهند ،مي توانند از اراده خدا كه بر همه جهان سيطره دارد، فرار كنند ،در حالي كه نمي دانند تمام خير و شر به دست خدا است. اگر خدا اراده رسيدن شر كند، كسي نمي تواند از رسيدن آن به او جلوگيري كند. مطلب به اين معنا نيست كه خداوند بي دليل و بدون توجه به اعمال يك فرد براي او اراده شر كند.
آيه شريفه در صدد بيان اين نيست كه خدا براي شما بد مي خواهد، بلكه با بيان اين مطلب توهم غلط منافقان را از بين مي برد كه فكر مي كنند اگر از دستور خدا سرباز بزنند و در جنگ در راه خدا شركت نكنند ،از بلايا و اتفاقات ناگوار مصون خواهند ماند.

پي نوشت :
1. روم (30) ، آيه41.
2. شوري (42) ،‌‌آيه 30.
3. علامه مجلسي،بحار الانوار، تهران، دارالكتب الاسلاميه، بي تا، ج 5 ، ص 140.