سلام علیکم
ضمن عرض ادب خواهشمنداست کلیه اصول و فلسفه خمس و پرداخت آن وهمچنین روش پرداخت آن شامل استنادات قرآنی واحادیث و روایات را به آدرس الکترونیکی اینجانب ارسال نمائید.

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
خمس همانند سایر عبادات یک نوع عبادت مالی است . بر اساس آموزه های دینی ادای آن تکلیف الهی است، چه اینکه اسلام دین جامعی است که در تمامی ابعاد زندگی بشر، دارای قوانین و دستوراتی است که آدمی در صورت عمل و تمسک به آن، می تواند به سعادت واقعی برسد .
این رهنمودها در امور مختلف زندگی بشر گسترده است . در همه شئون زندگی، اعم از فردی، اجتماعی، حقوقی، عبادی، قضایی، حکومتی و سیاسی، معاملاتی و اقتصادی و ... جریان دارد.
یکی از شاخه­های مهم این پیکره اقتصادی، خمس است که همراه دیگر منابع مالی مانند زکات، صدقه، فیء، خراج، جزیه و ...، بیت المال اسلامی را تشکیل می­دهد. برای تامین مخار ج زندگی برخی از مستحقان جامعه به نام سادات ضرورت است که از این طریق استفاده شود.
با توجه به آن که زکات بر نیازمندان بنى هاشم به طور مسلم حرام است ،باید احتیاجات آن ها از طریق دیگرى تامین گردد. امام صادق فرمود: خداوند هنگامى که زکات را بر ما حرام کرد، خمس را براى ما قرار داد .بنا بر این زکات بر ما حرام است و خمس حلال.
دلیل اصلی بر وجوب و ضرورت دادن خمس، قرآن کریم است. قرآن کریم مسئله خمس را به صورت کلی بیان نموده و چون کليت قران کريم نياز به تفسير و بيان دارد، جزئيات مسئله خمس و بيان تفسير آيه شريفه در روايات اهل بيت عليهم السلام بيان شده است.
خداوند در قرآن کریم نسبت به خمس می فرماید:
بدانيد كه هر گونه غنيمتي به دست آورديد ، خمس آن براي خدا ، براي پيامبر ، براي ذي القربي و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه ( از آن ها ) است ، اگر به خدا و آن چه بر بنده خود در روز جدايي حق از باطل، روز درگيري دو گروه ( با ايمان و بي ايمان) روز جنگ بدر نازل كرديم، ايمان آورده ايد، و خداوند بر هر چيزي تواناست. (1)
واژه غنیمت در آیه بیان شده، از نظر روایات اهل بیت خمس معناي وسيعي دارد كه هم شامل غنيمت جنگي مي شود و هم شامل ديگر بهره ها و غنيمت هاي مادي .
با در نظر داشت همین معنا، در روایات اهل بیت علاوه بر غنائم جنگی، نسبت به در آمد از راه تجارت و کسب، معادن، و گنج و امثال این ها وجوب خمس بیان شده است، از جمله:
1- محمدبن حسن اشعری گوید :«كتب بعض اصحابنا الى ابى‏جعفر الّثانى عليه السلام اخبرنى عن الخمس اعلى جميع ما يستفيد الرّجل من قليل و كثير من جميع الضّروب و على الصّناع و كيف ذلك؟ فكتب بخطّه عليه السلام الخمس بعد المؤونة (2)؛
يكى از اصحاب ما به امام نهم نوشت: به ما اطّلاع بدهيد كه آيا خمس بر تمام چيزهايى است كه انسان استفاده مى‏كند، از كم و زياد از تمام انواع درآمدها و همچنين بر صنعتگران؟ خمس را چگونه بايد پرداخت؟ امام به خطّ خويش نوشت : خمس بعد از هزينه زندگى است.»
از اين عبارت به خوبى استفاده مى‏شود كه سؤال‏ كننده هم در عموميّت خمس شك داشته ، هم در كيفيّت آن. امام با يك جمله كوتاه چنان كه معمول نامه‏نگارى آن زمان بود، به هر دو سؤال پاسخ گفته است.
هنگامى كه مى‏فرمايد خمس بعد از هزينه زندگى است، هم پاسخ كيفيّت گفته شده كه سؤال دوم راوى است و هم پاسخ سؤال اوّل راجع به اصل وجوب خمس در تمام درآمدها.
2- ابوعلى بن راشد كه از وكلاى حضرت جواد و امام هادى عليهما السلام بود مى‏گويد:
«قلت له امرتنى بالقيام بامرك و اخذ حقّك فاعلمت مواليك بذلك فقال لى بعضهم واىّ شى‏ء حقّه؟ فلم ادر ما اجيبه، فقال يجب عليهم الخمس، فقلت ففى اىّ شى‏ء؟ فقال فى امتعتهم و صنايعهم، قلت و التّاجر عليه و الصّانع بيده، فقال اذا امكنهم بعد مؤونتهم (3)؛
به امام عرض كردم : به من دستور داده‏ايد به كارهاى شما رسيدگى كنم، و حقّ شما را بگيرم، اين موضوع را به دوستان شما اطّلاع دادم، بعضى از آن ها گفتند: حقّ امام چيست؟ ندانستم چه در جواب بگويم. امام فرمود: خمس بر آن ها واجب است، گفتم : در چه چيز؟ فرمود: در امتعه و صنايع، گفتم :نیز كسانى كه تجارت مى‏كنند و با دست خود چيزى را مى‏سازند؟ فرمود: بلى در صورتى كه بعد از هزينه زندگى براى آن ها امكانى بماند.»
در اين حديث كه از نظر سند صحيح و محكم است ، صريحاً دستور داده شده است كه مردم موظّفند از مازاد درآمد بعد از كسر هزينه زندگى، خمس بپردازند.
طبرسی در تفسیر مجمع البیان می نویسد :
« علمای شیعه معتقدند که خمس در هر گونه فایده ای که برای انسان فراهم می گردد ، واجب است، اعم از این که از طریق کسب و تجارت باشد ، یا از طریق گنج و معدن و یا آن که از راه غواصی از دریا خارج کنند ،‌و سایر اموری که در کتب فقهی آمده است. می توان از آیه بر این مدعی استدلال کرد، زیرا در « عرف لغت » به تمام این ها غنیمت گفته می شود.»(4)
در تفسیر المیزان نیز با استناد به سخنان علمای لغت تصریح شده که غنیمت به معنای هر گونه فایده ای است که از طریق تجارت یا کسب و کار و یا جنگ به دست انسان می‌افتد. مورد نزول آیه گرچه غنائم جنگی است، ولی می دانیم که هیچ گاه مورد نزول، عمومیت مفهوم آیه را تخصیص نمی زند . (5)
طریحی در « مجمع البحرین » درباره غنیمت ضمن ذکر آیه « و اعلموا انما غنمتم من شیء فان لله خمسه و للرسول » می نویسد :
غنیمت در اصل همان فایده کسب شده است لکن اصطلاحاً به معنای غنیمت جنگی به کار می رود .حال چیزی که از کافر گرفته می شود، اگر بدون جنگ باشد ،اصطلاحاً آن را فیء؛ اگر با جنگ باشد ، غنیمت اطلاق می کنند. (6)
یک دوم خمس سهم امام است.یک دوم دیگر آن مانند زکات برای رفع نیازمندی های سادات است.(7)
اما سهم امام از خمس، سهمی است که خدا برای تثبیت ولایت در هر حکومت اسلامی قرار داده .در آیه آمده است :« فان لله خمُسه و للرسول» بر اساس روایات باید سهم خدا و پیامبر را در اختیار امام و حاکم عادل اسلامی قرار داد. تا در راه خدا و تبلیغات دینی و استقرار نظام اسلامی و رفع نیازمندی های آن و هر جا که به مصلحت مسلمانان و جامعه اسلامی باشد ،هزینه کند.
پس سهم خدا و پیامبر در زمان حضور پیامبر و ائمه به پیامبر و ائمه تعلق می گیرد، اما در زمان غیبت همان گونه که مراجع تقلید در همه امور نایب عام امام عصر می باشند، در این مورد نیز نایب حضرت بوده و مانند امامان در مصارفی که شرع مقدس اجازه داده است، مصرف می کنند.
خمس درسال دوم هجرت با نزول آیه 41 سوره انفال واجب شد .پیامبر حکم واجب شدن خمس بر درآمد را برای مردم بیان کرد ،ولی افرادی را مامور جمع آوری خمس نکردند.به شکل امروزی پرداخت خمس در سطح گسترده محقق نشد، گرچه حضرت گاهی افرادی را برای جمع آوری خمس از بعضی طایفه ها فرستاد. درزمان علی (ع) هم جمع آوری خمس محقق نگردید.
خمس مربوط به پیامبر و خویشان حضرت است و به ملکیت خصوصی شباهت دارد. پیامبر موظف بود همانند وجوب نماز و روزه و دیگر واجبات، حکم خمس را برای مردم بیان کند. در آن زمان شرایط به گونه ای نبود که افرادی را مأمور جمع‌آوری آن نماید.
بر اساس نقل بعضی از مورّخان، پیامبر برای گرفتن خمس افرادی فرستاده است، از جمله: این که به دو طایفه «سعد هذیحم و جذا» نامه نوشت و به آنان فرمود که زکات و خمس را به فرستادگان تحویل دهند.(8)
هم‌چنین عمرو بن حزم را برای جمع‌آوری خمس و زکات به یمن فرستاد. در آن‌ جا جنگی نبود تا برای جمع‌آوری خمس غنیمت جنگی، او را به یمن فرستاده باشد.(9)
نیز حضرت به برخی قبایل عربی نوشت:
زمین و دشت و درّه‌ها و آنچه در آن هاست، در اختیارتان می‌باشد تا این که حیوانات از گیاهان، و شما از آب‌ها استفاده کنید، به شرط آن که خمس اموال خویش را بپردازید.(10)
در نامه‌ای که برای وائل بن حجر می‌نویسد، می‌فرماید:
« در سیوب خمس می‌باشد.» مراد از سیوب اموالی است که مورد نیاز انسان نیست.(11)
در زمان امیرمؤمنان علی (ع) هم گرفتن خمس به مرحله اجرایی درنیامد.
بعد از رحلت پیامبر ، خمس، چه از نظر موارد و چه از جهت مصرف، از مسیر واقعی خود خارج شد. تا حکومت و خلافت امیرمؤمنان علی علیه‌السلام این وضع ادامه یافت . حضرت نتوانست خمس را در مسیر واقعی قرار دهد؛ زیرا جنگ‌های داخلی فرصت را از او گرفته بود. به علاوه مردم و حتی سربازان حضرت، با سنت‌های غلط گذشته خو گرفته بودند و آن را روش صحیح اسلامی تصور می‌کردند. تجربه نشان داده بود تغییر روش خلفای گذشته چندان کار آسانی نبود و مورد اعتراض مردم واقع می‌شد که برای آن نمونه های متعددی می توان ذکر کرد.
بعد از علی علیه‌السلام، امامان و شیعیان تا زمان امام باقر علیه‌السلام تحت فشار و ستم حاکمان بنی‌امیه بودند. هیچ‌گونه فرصت و مجالی برای ائمه علیهم‌السلام پیش نیامد که بتوانند خمس را - آن‌طور که هست- برای مسلمانان بیان کنند. این وضع ادامه داشت تا زمان امام باقر علیه‌السلام که فرصتی برای حضرت پیش آمد تا مردم را با اسلام ناب محمدی و معارف اهل بیت علیهم‌السلام آشنا سازد.
زمان امام صادق علیه‌السلام شیعیان، با خمس کاملاً آشنا شده بودند . حضرت احکام دینی خمس را که شامل غیر غنائم جنگی می شد ، به طور کامل تبیین نمود . آنچه امروز مبنای اجتهاد فقها قرار دارد ، نه تنها در موضوع خمس ، بلکه در بسیاری از احکام دینی، روایات و سیره عملی امام باقر و صادق (ع) می باشد. به همین خاطر فقه شیعی به نام فقه جعفری شناخته می شود.
خمس سال یک بار پرداخت می شود.تعیین سال خمسی آن است که انسان تاریخ معینی را برای دادن خمس اموال و دارائی خود در نظر می گیرد. در آن تاریخ هر مقداری که از در آمد سال پس انداز کرده باشد، یک پنجم آن را بابت خمس پرداخت می کند.
شروع سال خمسى نیاز به تعیین از سوى خود مکلف ندارد، بلکه خود به خود بر اساس چگونگى حصول درآمد سالانه متعیّن مى‏شود. بنا بر این ابتداى سال خمسى امثال کارگران و کارمندان از اولین روز امکان دریافت اولین درآمد از درآمدهاى کار و کارمندى است. سال خمسى تجّار و مغازه داران از تاریخ شروع به خرید و فروش و سال خمسى امثال کشاورزان از تاریخ برداشت اولین محصول کشاورزى سال شروع مى‏شود.(12)

پی نوشت ها
1 . انفال (8)آیه 41 .
2و3 .وسائل الشیعه، ج6 ،کتاب الخمس، ابواب ما یجب فیه الخمس، باب 1-12، ص348و 349 ،نشر دار الاحیا لتراث العربی، بیروت، بی تا.
4. طبرسی ، مجمع البیان ، ج 4 ، ص 544 ـ 543 نشر دار المعرفت 1408 ق.
5. سید محمدحسین، طباطبایی ، تفسیر المیزان ، ج 9 ، ص 99 ،نشر جامعه مدرسین قم، بی تا ،با ترجمه سید محمد باقر همدانی.
6. طریحی، مجمع البحرین ، ماده غنم ، ج 3 ،ص 333 ،نشر المکتبه المرتضویه، 1365، تهران.
7. مسائل مستحدثه زکات، مجله فقه اهل البیت، شماره 10.
8. آیت‌‌الله نوری،الخمس، ص 108 ،نشر اسلامی، قم، 1378 .
9. همان ، ص 107،
10. علی متقی ، کنز العمال، ج 7، ص 67، نشر موسسه الرساله، بیروت، 1413ق.
11. بحارالانوار، ج 69، ص 82. نشر دار الاحیا التراث العربی، بیروت، 1403 ق.
12. آیت الله خامنه ای، استفتائات، سؤال س 996.