با سلام و خسته نباشد.
من دانشجوهستم ودردانشکده ماقراراست مناظره ای برای اینکه حجاب اجباری درست است یانه برگذارشودلطفاجواب سوالهارابامثالهایی ازتاریخ یاکشورهای دیگربیان کنید.
از تاریخجه حجاب اینکه به هنگام بعثت پیامبر چطور بودبرام بگید؟
آیارعایت حجاب در ایران اجباریست؟اگه نه آیایک زن درایران میتواندسرلخت بیرون بیاید؟.اگه بله آیارضاشاه تونست چادرازسرزنان برداردکه مابخواهیم چادرسرشان کنیم؟
در دین وقرآن برای رعایت حجاب چه حکمی آمده؟آیازن مسلمان باید رعایت کند یاهرچند اسلام را قبول کرده مختار است؟

پرسش 1:
حجاب
شرح : با سلام و خسته نباشد. من دانشجو هستم و در دانشکده ماقراراست مناظره اي براي اينکه حجاب اجباري درست است يانه برگذارشود لطفاجواب سوالها را با مثالهايي از تاريخ يا کشورهاي ديگربيان کنيد.1- از تاريخچه حجاب اينکه به هنگام بعثت پيامبر چطور بودبرام بگيد؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
شواهد متعددى از قرآن حاكى از اين نكته است كه در جامعه عرب قبل از اسلام زنان براى حضور در اجتماع از پوشش مناسب و مطلوبى برخوردار نبودند. به همين دليل همسران پيامبر ـ صلوات اللّه و سلامه عليه و آله ـ از متابعت آن الگو منع مى شوند:
يا نِسَاء النَّبِى لَسْتُنَّ كَأَحَد مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَيتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيطْمَعَ الَّذِى فِى قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا* وَ قَرْنَ فِى بُيوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيةِ الْأُولَى;
اى همسران پيامبر ! مانند هيچ يك از زنان [ديگر ]نيستيد،اگر سر پروا داريد. پس به ناز سخن مگوييد تا آن كه در دلش بيمارى است، طمع ورزد و گفتارى شايسته گوييد. در خانه هاي تان قرار گيريد و مانند روزگار جاهليت قديم زينت هاى خود را آشكار مكنيد.(1)
دستورهاى اصلاحى اسلام نسبت به پوشش زنان حاكى از برخى نقص ها و كاستى ها در پوشش زنان آن دوره و فاصله آن با پوشش مورد سفارش اسلام است:
يا أَيهَا النَّبِى قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يدْنِينَ عَلَيهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يعْرَفْنَ فَلَا يؤْذَينَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا;(2)
اى پيامبر! به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو: پوشش هاى خود را بر خود فروتر گيرند. اين براى آن كه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند [به احتياط] نزديك تر است و خدا آمرزنده مهربان است.(3)
همين نكته، از آيات سوره نور كه درباره آن ها بحث خواهد شد، فهميده مى شود. شأن نزول آيه 30 سوره نور
اشاره اى به كيفيت پوشش قبل از دستور حجاب دارد. در اين شأن نزول آمده است:
«كان النسا يتقنعن خلف آذانهن; زنان دنباله مقنعه خود را به پشت گوش هاى خود مى انداختند» .بنا بر اين، گلو و بنا گوش آن ها هويدا بود. تاريخ پژوهان نيز اين نكته را كه زنان جزيرة العرب از حجاب مناسبى برخوردار نبودند، تأييد مى كنند.(4)
اين وضعيت به دنبال وضع قانون اسلامى مبنى بر ضرورت حجاب بر هم خورد.
حجاب در قرآن
حجاب در دو سوره مطرح شده است. ابتدا اين نكته به طور اجمال در سوره احزاب مطرح شده(5)، سپس با تفصيل در سوره نور آمده است:
« به زنان با ايمان بگو ديدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاكدامنى ورزند. زيورهاى خود را آشكار نگردانند مگر آن چه طبعاً از آن پيداست. بايد روسرى خود را بر گردن خويش [فرو] اندازند . زيورهاي شان را جز براى شوهران شان يا پدران شان يا پدران شوهران شان يا پسران شان يا پسران شوهران شان يا برادران شان يا پسران برادران شان يا پسران خواهران شان يا زنان [همكيش] خود يا كنيزان شان يا خدمتكاران مرد كه [از زن ]بى نيازند يا كودكانى كه بر عورت هاى زنان وقوف حاصل نكرده اند آشكار نكنند . پاهاى خود را [به گونه اى به زمين ]نكوبند تا آنچه از زينت شان نهفته مى دارند معلوم گردد. اى مؤمنان!همگى [از مرد و زن ]به درگاه خدا توبه كنيد. اميد كه رستگار شويد.
« وَ الْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاء اللَّاتِى لَا يرْجُونَ نِكَاحًا فَلَيسَ عَلَيهِنَّ جُنَاحٌ أَن يضَعْنَ ثِيابَهُنَّ غَيرَ مُتَبَرِّجَات بِزِينَة وَ أَن يسْتَعْفِفْنَ خَيرٌ لَّهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ;
بر زنان از كار افتاده اى كه [ديگر ]اميد زناشويى ندارند، گناهى نيست كه پوشش خود را كنار نهند [به شرطى كه] زينتى را آشكار نكنند، و عفت ورزيدن براى آن ها بهتر است و خدا شنواى داناست.»
در شأن نزول آيه 30 سوره نور « قل للمؤمنين يغضوا من أبصارهم ويحفظوا فروجهم...» كلينى از سعد اسكاف نقل
مى كند كه امام باقر(عليه السلام)فرمود:
جوانى از جماعت انصار در شهر مدينه با زنى روبه رو شد. در آن زمان زنان پوشش سر خود را پشت گوش هاى خود مى انداختند [در نتيجه، بناگوش و گردن ايشان هويدا بود. ]وقتى زن از كنار وى گذشت، جوان سر را به عقب برگرداند و هم چنان كه راه مى رفت ،وى را نظاره مى كرد . وارد كوچه اى شد . در حالى كه به پشت سر خود نگاه مى كرد، به راه خود ادامه داد كه صورتش به استخوان يا تكه شيشه اى كه از ديوار بيرون زده بود برخورد كرد و شكست. وقتى آن زن از نظرش محو شد ،نگاه كرد و ديد كه بدن و لباسش خونين شد. [به خود آمد] و گفت: به خدا سوگند !خدمت رسول خدا مى رسم و او را از اين مسئله خبر دار مى كنم. پس خدمت رسول خدا شرفياب شد. پيامبر از حال وى جويا شد و او جريان را به اطلاع آن جناب رساند. پس جبرئيل نازل شد و اين آيه را آورد:
قل للمؤمنين يغضّوا من أبصارهم ويحفظوا فروجهم ذلك أزكى لهم إنّ الله خبيرٌ بما يصنعون.(6)
سيوطى نيز اين شأن نزول را به نقل از ابن مردويه از امام على(عليه السلام)نقل كرده است.(7) از اين شأن نزول مى توان استنباط كرد اولين آياتى كه در تشريع حجاب و بيان محدوده نظر نازل شده، آيات سوره نور است.
گزارش هاى تاريخى حاكى از آن است كه مسلمانان بعد از نزول اين آيات، رويه متفاوتى را پيش گرفتند. با شنيدن اين آيات به ضرورت ايجاد تغييرات و دگرگونى هايى در چگونگى پوشش زنان پى بردند. به همين دليل بعد از نزول اين آيات، زنان با پوشش هاى متفاوتى در اجتماع حاضر مى شدند. مثلا طبرى در تفسير خود آورده است:
عن عائشه زوج النبى(صلى الله عليه وآله) انّها قالت يرحم الله النساء المهاجرات الاول لما انزل الله«وليضربنّ بخمرهنّ...» شققن اكثف مروطهن فاختمرن به;(8)رحمت خدا بر زنان مهاجر پيشگام باد ! هنگامى كه خداوند فرمان حجاب را نازل فرمود، ضخيم ترين پوشش هاى پشمين خود را برش داده و با آن سر و گردن خود را پوشاندند.
سيوطى از ام سلمه نقل مى كند كه بعد از نزول آيه «يدنين عليهن من جلابيبهن» زنان انصار از منازل شان با پوشش هاى مشكى خارج مى شدند، به گونه اى كه به نظر مى رسيد بر سر ايشان كلاغى نشسته است.(9)
به گفته سيوطى اين گزارش ذيل آيه «و ليضربن بخمرهن» از سوره نور نيز در جوامع روايى متعددى نقل شده است.(10) در كلام ديگرى آمده است كه نزد عايشه از برترى زنان قريش سخن به ميان آمد. او گفت: زنان قريش صاحبان فضيلت اند اما به خدا قسم ! در پاى بندى به كتاب خدا و ايمان به قرآن كسى را برتر از زنان انصار نديدم. وقتى آيه «وليضربنّ بخمرهنّ على جيوبهنّ» نازل شد و مردان اين آيه را در خانه ها بر زنان خود خواندند، بعد از آن هر يك از آن زنان با لباس خود، سر و كناره هاى صورتش را مى پوشاند. آنان وقتى صبح پشت سر رسول خدا به نماز ايستادند سر و گردن خود را پوشانده بودند ،به گونه اى كه خيال مى كردى بر سر آن ها كلاغ نشسته است.(11)
از آنچه گذشت معلوم مى شود كه برداشت مردم از اين آيات، ضرورت تجديد نظر در چگونگى حضور زنان در اجتماع و بين نامحرمان بود.
فقها و مفسران نيز مفاد اين آيات را وجوب پوشش خاص براى زنان در برابر مردان نامحرم دانسته اند.(12)
تاريخ نزول سوره احزاب و نور
به اتفاق دانشمندان علوم قرآن سوره هاى نور و احزاب از سوره هاى مدنى قرآن هستند. بر اساس نقل بسيارى از دانشمندان علوم قرآن سوره احزاب كه متعرض حوادث سال پنجم هجرى است ،چهارمين يا پنجمين سوره اى است كه در مدينه بر پيامبر اكرم ـ صلوات الله و سلامه عليه ـ نازل شد. سوره نور نيز بعد از سوره نصر كه بعد از صلح حديبيه [سال ششم هجرى] و قبل از فتح مكه [ماه رمضان سال هشتم ]در مدينه بر پيامبر نازل شده است.(13)
محققان تاريخ اسلامى معتقدند كه سوره نور به طور تقريبى در سال هشتم هجرى آغاز شد، زيرا اين سوره بعد از سوره نصر كه در سال هشتم نازل شد . در تاريخ نقل شده كه پيامبر بعد از اين سوره دو سال در قيد حيات بود. سوره نور بعد از سوره احزاب كه نزول آن از آغاز سال پنجم شروع شد، نازل شده است. به روايت ابن عباس چندين سوره بين زمان نزول سوره نور و احزاب فاصله شده است.(14)
شواهد روايى:
شواهد روايى متعددى نيز گوياى اين نكته اند كه حجاب در زمان رسول خدا واجب شد. آن جناب با كسانى كه خود را با وضعيت جديد وفق نداده بودند و هنوز از پوشش مرسوم گذشته استفاده مى كردند، برخورد مى كرد و تذكر مى داد.
در رواياتى از سوى رسول خدا(صلى الله عليه وآله) محدوده حجاب بيان شده است. در روايتى آمده كه نمايان ساختن تمام بدن براى زوج رواست. سر و گردن را مى توان در برابر پسر و برادر آشكار كرد، اما در برابر نامحرم بايد از چهار پوشش استفاده كرد: پيراهن (درع)، روسرى (خمار)، پوششى وسيع تر از روسرى كه بر روى سينه مى افتد(15) (جلباب) و چادر (ازار)(16).
شيخ صدوق از امام صادق(عليه السلام) و حضرت از پدران خود از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نقل مى كنند كه حضرت فرمود:
روا نيست زنى كه به دوران عادت ماهانه بلوغ رسيده ،موى جلوى سر و گيسوان خود را آشكار كند.(17)
در روايت ديگرى آمده است كه براى پيامبر(صلى الله عليه وآله) چند قواره پارچه آوردند. پيامبر قواره اى را به يكى از ياران خود داد و به او فرمود كه اين را دو قسمت كن: قسمتى را براى خود جامه كن .قسمت ديگر آن را به همسرت بده تا براى خود روسرى كند. بعد به وى فرمود: به همسرت بگو براى اين پارچه آسترى فراهم كند تا بدن وى از زير آن نمايان نباشد.(18)
هم چنين در روايتى آمده است كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) با جابر بن عبدالله انصارى به خانه فاطمه(عليها السلام) رفتند. پيامبر اجازه ورود خواست و فرمود: من و كسى كه همراه من است ،وارد شويم. فاطمه فرمود: روسرى بر سر ندارم. پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: قسمت اضافه روپوش خود را بر سر خود بگير . بعد پيامبر و جابر بر حضرت زهرا وارد شدند.(19)
برخى روايات نشان مى دهد زنانى كه خود را با وضع جديد تطبيق نداده بودند، مورد اعتراض قرار مى گرفتند. عايشه مى گويد: دختر عبدالله بن طفيل كه برادر مادرى من بود ،در حالى كه زينت كرده بود، به خانه ام آمد. در همان هنگام پيامبر(صلى الله عليه وآله)نيز وارد شد .هنگامى كه او را ديد، از وي روى برگرداند. عايشه گفت: يا رسول الله! اين دختر، بردار زاده من و خردسال است! پس پيامبر فرمود: هنگامى كه زن به دوران عادت ماهانه رسيد ،بر او جايز نيست كه جز روى خود موضع ديگرى را نمايان كند.(20)
در گزارش ديگرى نيز عايشه مى گويد : اسماء دختر ابى بكر در حالى كه پوششى نازك بر تن داشت، بر پيامبر(صلى الله عليه وآله)وارد شد. پيامبر از وى روى گرداند و به وى فرمود: اى اسماء! وقتى زن به سنى رسيد كه عادت ماهانه براى او اتفاق مى افتد، جايز نيست كه جز صورت و دست وى تا قدرى بالاى مچ در معرض ديد ديگران قرار گيرد.(21)
پيش از غزوه طائف دو نفر كه عموم مردم «غير اولى الاربه; مردى كه از زن بى نياز است.» به حساب مى آوردند، جمال و وضع ظاهرى زنى از اهالى طائف را تعريف مى كردند كه چنين و چنان است. پيامبر(صلى الله عليه وآله)سخن ايشان را شنيد و فرمود: مى بينم كه شما به زنان تمايل داريد (غير أولى الأربه نمى باشيد) آن گاه دستور داد آن دو را به محلى به نام «عرايا» تبعيد كردند.(22) اين قضيه حاكى از آن است كه پيش از فتح طائف كه در شوال سال هشتم هجرى اتفاق افتاد(23) حجاب و رعايت حريم زنان مطرح بوده است.
منابع براي مطالعه بيش تر:
1ـ مسأله حجاب شهيد مطهري، ص 1- 120.
2ـ نظام حقوق زن در اسلام، شهيد مطهري، ص 122، 157 تا 176.
3ـ فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي، حداد عادل، تمام كتاب.
4ـ در حريم حجاب، محمد قدسي، حاوي نامه?ها و حكايات از خانم?ها پيرامون حجاب.
5ـ مقدمه?اي بر روان شناسي زن، مجتبي كاوندي هاشمي، ص 197، 249.
6ـ زن در آيينه جلال و جمال، آيت الله جوادي آملي.

پي نوشت ها:
1. احزاب(33)، آيه هاى 32 ـ 33.
2. همان، آيه 59.
3. در كتاب الانوار تاليف ابوالحسن بكرى ـ يكى از منابع كتاب بحار الانوار ـ هنگام گزارش بازگشت پيامبر(صلى الله عليه وآله) از سفر شام و ملاقات ايشان با خديجه سخن از حجاب و برداشتن حجاب است كه ممكن است حاكى از وجود اين رسم در بين زنان بزرگ آن دوره باشد و رفتارى شخصى به حساب آيد و با آن چه در نقل هاى تاريخى كه بيانگر رويه حاكم بر اجتماع بوده منافات ندارد ر.ك: مجلسى، بحار الانوار، تهران، دارالكتب الاسلاميه،بى تا ، ج 16، ص 52. برخى از علما به كتاب او انتقادهايى داشته اند. ر.ك: عسكرى، مرتضى، معالم المدرستين، چاپ ششم: بى جا ، المجمع العلمى الاسلامى، 1416 ق ، ج 1، ص 291.
4. مرتضي مطهري ،مجموعه آثار، قم، صدرا، 1420 ق ، ج 19، ص 385ـ391.
5. احزاب (33) ، آيه 59.
6. كلينى، كافى، چاپ سوم: تهران، دار الكتب الاسلاميه، 1388 ق ، ج 5، ص 521.
7. از طباطبائى، الميزان، قم، جامعه مدرسين، بى تا ، ج 15، ص 116 ؛ شوكانى، فتح القدير، عالم الكتب، بى جا، بى تا ، ج 4، ص 23.
8. طبرى، جامع البيان فى تاويل القرآن، بيروت، دار الكتب العلميه، 1420 ق ، ج 9، ص 306؛ اسماعيل جوهرى، صحاح جوهرى.
9. سيوطى، جلال الدين، الدر المنثور، بيروت، دار الفكر، 1403 ق ، ج 5، ص 221.
10. همان ، ص42.
11. همان .
12. جصاص، احمد، احكام القران، بيروت، دارالكتاب العربى، بى تا ، ج 3، ص 315 ـ 319 و 369 ـ 372; راوندى، قطب الدين، فقه القران، قم، مكتبة آية الله عظمى مرعشى، 1405 ق ، ج 2، ص 127 ـ 130 ; سيورى، فاضل مقداد، كنز العرفان، تهران، مرتضوى، 1369، ج 2، ص 220ـ224 و اردبيلى، احمد، زبدة البيان، قم، انتشارات مومنين، 1421 م ، ج 2، ص 684 ـ 699.
13. طباطبائى، محمدحسين، الميزان، قم، جامعه مدرسين، بى تا ، ج 20، ص 376ـ377; زركشى، البرهان، بيروت، دار الفكر، 1408 ق ، ج 1، ص 251; سيوطى، عبدالرحمان، الاتقان، بى جا، بى تا ، ج 1، ص 41 و 43; محمدهادى، التمهيد فى علوم القران، قم، مطبعه مهر، 1396، ج 1، ص 106ـ107.
14. جعفرمرتضى، حديث الافك، بيروت، دار التعارف للمطبوعات، 1400 ق ، ص 129 و نيز ر.ك: همان، ص 137.
15. فخر الدين طريحى، مجمع البحرين، ذيل واژه جلباب.
16 طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البيان، بيروت، موسسة الاعلمى للمطبوعات، 1415 ق ، ج 7، ص 271.
17. صدوق، محمد، من لايحضره الفقيه، قم، جامعه مدرسين، 1404 ق ، ج 3، ص 467; و محمد كلينى، همان، ج 5، ص 520.
18. سجستانى، سليمان، سنن أبى داود، بيروت، دار الفكر، 1410 ق ، ج 2، ص 272.
19. محمد كلينى، همان، ج 5، ص 528.
20. طبرى، محمد، جامع البيان فى تاويل القرآن، بيروت، دار الكتب العلميه، 1420 ق ، ج 9، ص 305.
21. جلال الدين سيوطى، الدر المنثور، پيشين ، ج 5، ص 42.
22. حرعاملى، محمد، وسائل الشيعه، قم، آل البيت(عليهم السلام)، 1414 ق، ج 20، ص 205; محمد كلينى، كافى، ج 5، ص 523 ؛عسقلانى، ابن حجر، فتح البارى شرح صحيح البخارى، بيروت، دار المعرفه للطباعه و النشر، بى تا ، ج 9، ص 274.
23. الكوفى، احمد، فتوح البلدان، بيروت، دار الندوه الجديده، بى تا ، ج 1، ص 65 ؛مجلسى، محمد باقر، بحار الانوار، تهران، دارالكتب الاسلاميه، بى تا ، ج 21، ص 168.

پرسش 2:
آيا رعايت حجاب در ايران اجباريست؟ اگه نه آيايک زن در ايران مي تواندسرلخت بيرون بيايد؟اگه بله آيا رضاشاه تونست چادر از سر زنان برداردکه مابخواهيم چادر سرشان کنيم؟
پاسخ:

طبق قوانين جمهوري اسلامي، رعايت حجاب اسلامي اجباري است، اما دعوت زنان به حجاب، با کشف حجاب تفاوت دارد، بدين معنا که مي توان گرايش زنان را- با ارائه برنامه هاي مفيد- به حجاب بيش تر نمود اما نمي توان آنان را مجبور به کشف حجاب کرد، از اين رو است که رضا خان در کشف حجاب موفق نبود و بيش تر زنان از اين امر استقبال نکردند، و حال اينکه بيش تر زنان ما را زنان با حجاب تشکيل مي دهند.
1.اگر چه انسان فطرتا آزاد آفريده شده و از هر گونه محدوديت و اجباري گريزان مي باشد، لکن به خاطر عاقل بودن ، خود درک مي کند که بايد براي بهتر زيستن و جلب منافع طولاني مدت خود بخشي از آزادي هاي خود را محدود کند. در بسياري از موارد عقل انسان در زندگي شخصي خود به خاطر بسياري از شناخت ها و معرفت هائي که از درون خود و از محيط اطراف خود و ساير انسان ها دارد و به دست مي آورد، حکم مي کند که لازم است بخشي از آزادي ها براي رسيدن به اهداف متعالي انساني محدود شوند ، مثلا عقل حکم مي کند که براي داشتن جامعه اي سالم و پويا نبايد آزادي هاي شخصي افراد به گونه اي باشد که سلامت ديگران را به خطر بيندازد. منافع طولاني مدت افراد اقتضا مي کند که بخشي از آزادي هاي فعلي آن ها محدود شود. براي محقق شدن اين هدف، اجبار خود و ديگران به محدوديت ها را مي پذيرد و لازم مي داند . مي توان نتيجه گرفت که اتفاقا در بسياري از موارد انسان به خاطر باورهاي دروني و عقلي و درک حقيقت برخي از امور، خود را مجبور به داشتن محدوديت هائي نظير حجاب مي کند.
2. رعايت حجاب فقط امري ديني و يا مختص به ايران نيست، بلکه دستور و توصيه اي عقلي و فطري مي باشد.
مي توان براي اثبات اين مطلب به روند زندگي مردم ساير کشورهاي غير مسلمان استناد نمود که در غالب اين کشورها که آزادي انسان به عنوان يکي از اصول نهادينه در آن ها پذيرفته شده است، مي بينيم که داشتن لباس و پوشاندن بخشي از بدن را بر خود لازم مي دانند، اگر چه در مقدار لازم و محدوده پوشش با ايران و نظر اسلام متفاوتند، ولي اجمالا اصل داشتن حجاب را پذيرفته اند و لازم مي دانند.
3.اگر چه رعايت حجاب در ايران به لحاظ قانوني لازم است. اما اين گونه نيست که حجاب در ايران به اجبار رعايت شود. غالب زنان محجبه در کشور ما حجاب را از روي ميل فطري و ديني و عقلي و با انتخاب خود اختيار نموده اند، نه به خاطر قانون بودن آن.
4.قانون ايران نيز اگر چه ريشه ديني دارد و تمام قوانين آن بر اساس احکام اسلام شکل گرفته اند. اما به لحاظ اجرائي اين قانون به راي همه مردم گذاشته شده و مورد تاييد آن ها است. درخواست عموم مردم رعايت حجاب بوده است.
5. اگر فلسفه حجاب و فوائد داشتن حجاب آن براي شخص به درستي تبيين شود، زنان بيش تر به حجاب گرايش پيدا مي کنند.
6. هدف اصلي چنين قانون و حکمي در اسلام و در قانون اساسي کشور ما ايجاد امنيت رواني و جنسي براي تمام افراد جامعه اعم از زن و مرد مي باشد. رعايت اين قانون مي تواند تا حد زيادي مفاسد اجتماعي و اخلاقي را کاهش دهد. اگر چه در کشور ما به اين قانون کاملا عمل نمي شود اما در مناطقي که بهتر عمل شده ، شاهد کاهش مفاسد اخلاقي و اجتماعي مي باشيم که حاکي از مثمر ثمر بودن اين قانون دارد.
7.دستورات ديني غالبا جنبه تربيتي و اخلاقي دارند ، مثل حجاب اما در عين حال قانون زندگي محسوب مي شوند و جنبه قانوني دارند . نتيجه بخش بودن هر قانوني زماني به وجود مي آيد كه جنبه همگاني و لازم و ملزومي به خود بگيرد . اگر بنا باشد كه در زندگي اجتماعي عمل به قانون اختياري باشد، با توجه به اينكه برخي افراد حتي نسبت به عمل به بديهي ترين قوانين بي ميل هستند ،خود به خود فايده قانون از بين مي رود.
8.در منظر ديني امور تربيتي و معرفتي تا جائي كه عدم رعايت آن تنها صدمه فردي به دنبال داشته باشد، تبديل به قانوني عام و اجتماعي و لازم الاجرا نمي شود، مانند ترك نماز يا عدم رعايت حجاب در حريم شخصي، اما اگر عدم رعايت آن صدمه اجتماعي به دنبال داشته باشد و زياني را متوجه ديگران كند، مثل كشيده شدن جاذبه هاي جنسي افراد به عرصه فعاليت اجتماعي و آلودگي گسترده افراد به اين مسائل ، ديگر امري شخصي محسوب نمي شود. صدمات آن منحصر در فرد بي حجاب نمي ماند. در صورت تخلف لازم است براي حفظ كيان جامعه اسلامي با آن برخورد شود و جنبه الزامي پيدا كند.
در مجموع مي توان گفت: با ارائه راهکار هاي مفيد گرايش زنان را به حجاب بيش تر نمود. برخي از اين راهکار ها عبارتند :
1 - تقويت بنيان خانواده
2 - آموزش صحيح از طريق اوليا و مربيان
3 - تقويت باورهاي مذهبي
4 - معرفي الگوهاي شايسته
5 - مبارزه با تهاجم فرهنگي دشمن
6 - برقراري ارتباط صميمي با دختران جوانان
7 - از بين بردن زمينه‏هاي بدحجابي
8 - ترويج فرهنگ امر به معروف و نهي از منکر
9 - تسهيل امر ازدواج
10 - قاطعيت در اجراي قوانين و مبارزه با باندهاي فساد
11 - خلق آثار فرهنگي و هنري‏
12 - جذب جوانان از طريق گفتگوهاي چهره به چهره و پاسخ گويي به شبهات آنان( در زمينه حجاب)
13 - بازشناسي ناهنجاري‏ها و نقاط منحط فرهنگ غرب‏
14 - همخواني گفتار و رفتار مربيان
15 - تکيه بر دعوت عملي و زبان رفتاري‏
16 - سالم سازي محيط
براي مقابله با بدحجابي، اولين قدم را بايد خانواده بردارد. والدين فرزندشان را از ابتدا با فرهنگ پوشش و حجب و حيا آشنا سازند. احکام شرعي و حدود اسلامي را به آن‏ها بياموزند.
قدم دوم را محيط آموزشي به‏ خصوص مقطع ابتدايي و راهنمايي بايد بردارند.
گام سوم بايد توسط محيط اجتماع و فرهنگ عمومي برداشته شود. وظيفه حکومت و دلسوزان جامعه به ويژه رسانه‏هاي گروهي مانند صدا و سيما و روزنامه‏ها آن است که با ارائه فيلم، مقاله و غيره، موضوع حجاب را به صورت فرهنگ درآورند. نيز عوامل اجرايي مراقب عناصر فاسد باشند و به پاک سازي محيط بپردازند. از همه مهم تر اينکه افراد عادي و عموم اشخاص به امر معروف ونهي از منکر بپردازند که نتيجه اين امر رستگاري انسان و اصلاج جامعه بيان شده است:
" بايد از ميان شما، جمعى دعوت به نيکى، و امر به معروف و نهى از منکر کنند! آن ها همان رستگارانند." (1)
" بهترين امتى بوديد که به سود انسان ها آفريده شده‏اند (چه اين که) امر به معروف و نهى از منکر مى‏کنيد .
البته امر به معروف ونهي از منکر بايد با رعايت شرايط انجام گيرد، که يکي از آن شرايط احتمال تاثير امر به معروف ونهي از منکر مي باشد"(2)
پي نوشت ها:
1 آل عمران(3) آيه104.
2. همان، آيه110.

پرسش 3:
در دين و قرآن براي رعايت حجاب چه حکمي آمده؟3- آيازن مسلمان بايد رعايت کند ياهرچند اسلام را قبول کرده مختار است؟

پاسخ:
@@
قرآن در مورد عفت و پاکدامني به زنان دستور داده:
«قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن و لا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها و ليضربن بخمرهن علي جيوبهن و لا يبدين زينتهن الا لبعولتهن او...». (1)
در اين آيه با صراحت مي فرمايد: اي رسول! به زنان مؤمن بگو: چشم هاي خود از چشم چراني و نگاه ناپاک به مردان بيگانه بپوشند ( با بيگانه در حد مخاطبه و لزوم آن نگاه کنند ، نه اين که به مردان نامحرم خيره شوند و چشم بدوزند ) . عفت و پاکدامني خود را حفظ کنند. زينت هاي (طبيعي و عاريتي) خود را آشکار نکنند ( و بپوشانند)مگر زينت هايي که به طور طبيعي آشکار است . روسري هاي خود را بر گردن و سينه اندازند. زينت هاي خود را جز براي شوهران (مردان محرم و زنان مسلمان و کودکان نابالغ و غير مميز و مردان طفيلي که چيزي از اين مفاهيم نمي فهمند و...)آشکار نکنند.
در اين آيه با صراحت کامل زنان به پوشاندن زينت هاي خود از مردان نامحرم امر شده اند. فقط دو استثنا وجود دارد:
يک. پوشاندن زينت ها از مردان محرم و بعض افراد ديگر که در آيه آمده ،لازم نيست.
دو. پوشاندن زينت هايي که به طور طبيعي يا قهري ظاهرند، لازم نيست.
حالا از هر کسي که به قرآن اعتقاد دارد ، مي پرسيم: آيا در زينت بودن موي سر و زينت بودن گردن ، سينه ، بازو ، ساق و ديگر اعضاي بدن زن شک داريد؟
بعيد است کسي پيدا شود که مو و گريبان زن را از برترين مظاهر زينت نشمارد. همين که زنان براي موهاي خود و رنگ و آرايش و نماياندن آن، اين همه سعي و تلاش دارند ، برترين و محکم ترين دليل بر اين است که آن ها برترين زينت هاي طبيعي و عاريتي براي زن مي باشند. اگر پوشاندن زينت ها به صريح اين آيه لازم و واجب است، شک نيست که پوشاندن موها و گردن و ساعد و بازو از قطعي ترين مصداق هاي اين دستور است. در همين آيه به صراحت دستور داده شده که با روسري خود گردن و زير چانه و گريبان(سينه) خود را بپوشانند . اين ها از معناهاي کاملا ظاهر اين آيه است . هيچ کس نمي تواند اين معنا را انکار کند.
ممکن است افراد بسياري به اين دستورها پايبند نباشند. اما نمي توانند آن ها را به عنوان دستور دين انکار کنند.
گفته شده گردي صورت و دو دست تا مچ استثنا هستند، چون پوشاندن آن ها سبب به سختي افتادن و ناممکن شدن حضور اجتماعي زن است . لباس هاي رو هم که به طور قهري پيدا هستند، آيا مو و سر و گردن و سينه هم اين گونه است تا آن ها هم از حکم پوشش استثنا باشند؟
آيا کسي مي تواند بگويد مو و گردن و گريبان مانند گردي صورت و دو دست تا مچ و لباس هاي رو،به طور قهري آشکار هستند و نمي توان آن ها را پوشاند و يا با پوشاندن آن ها امور اجتماعي و حضور اجتماعي زن مختل مي گردد؟
لزوم پوشاندن موها و گردن و گريبان آن قدر روشن است که هيچ کس نمي تواند در آن شک کند . احتياج به اثبات ندارد، ولي بسياري از انسان ها مي خواهند آزاد باشند و به دنبال بهانه مي گردند و بالاخره بهانه را مي تراشند:
«بل يريد الانسان ليفجر امامه؛(2)
بلکه انسان مي خواهد آزاد باشد و هيچ قيد و بندي جلوي او نباشد».
آن کس که به خدا و قيامت باور داشته باشد ، با کمي دقت در اين آيه به يقين و بدون شک و ترديد مي يابد که پوشيدن مو و گردن و گريبان لازم، بلکه لازم تر از پوشاندن بسياري ديگر از مواضع بدن است. آن که ادعا مي کند به حجاب باور دارم ، ولي در وجوب پوشيدن موي سر يقين ندارم، دنبال توجيه اقدام غلط خود است . خودش هم مي داند که راست نمي گويد . ما هم نمي توانيم همه انسان ها را به پايبندي به احکام دين سوق دهيم.
اثبات لزوم پوشاندن موها احتياج به استدلال و تتبع فراوان ندارد . به صراحت از آيه فهميده مي شود . در جامعه اسلامي زمان پيامبر و امامان هم محل سوال نبود، بلکه سوال ها از استثناها است ، يعني سوال از اين است که به موي چه زناني مي توان نگاه کرد ؟ چه زناني و در کجا لازم نيست موي خود را بپوشانند؟ به بعضي روايات توجه کنيد:
راوي مي دانسته که نگاه کردن به موي زنان جايز نيست ، ولي چون ازدواج با خواهر زن مانند ازدواج با ديگر محارم ممنوع است، گمان کرده که پس بايد نگاه به موي خواهر زن ( البته بدون قصد لذت) مانند نگاه کردن به موي مادر و خواهر و...، جايز باشد . از اين رو از امام پرسيده:
آيا جايز است مرد به موي خواهر همسرش نگاه کند؟
امام فرمود: نه ، مگر اين که خواهر همسرش از زنان بازنشسته (يعني زنان که پا به سن گذاشته و ديگر خواهش جنس مخالف ندارند)باشد.
راوي با تعجب مي پرسد: خواهر زن و زن غريبه يکسان هستند؟
امام فرمود:آري.(3)
در روايت ديگر به صراحت آمده:
لازم نيست زن از پسر بچه هفت ساله(که هنوز به سن تميز نرسيده) موي خود را بپوشاند.(4)
در روايت ديگر به صراحت مي فرمايد: لازم نيست زنان از مردان خواجه(که بيضه آنان کشيده شده و شهوت مردانگي ندارند)موي خود را بپوشانند.(5)
بنا بر اين وجوب پوشيدن موها از نامحرم ، واضح و قطعي و مسلم بوده، نسبت به استثناها و موارد مجاز سوال هايي در ذهن بوده که نسبت به آن ها روشنگري شده است.
پي نوشت ها:
1.نور(24)،آيه31.
2.قيامت(75)،آيه5.
3.وسايل الشيعه،ج3،ص25.
4.همان،ص29.
5.همان.