سوال : باسلام برای روشن شدن وضعیت خودلازم است شرح كوتاهی اززندگی خودبدهم درخانواده ای بدنیاامدم كه پدرم كارگرساده است با6فرزند كه همگی ازدواج كرده اندهیچ كدام تحصیلات عالی نداریم پدرم فردی بسیارساده وبسیار غصه خوروترسو وفاقداعتمادبه نفس است پدربابا ی من هم همینطوربود متاسفانه من هم بسیارغصه خور اعتمادبه نفس ندارم گاهی تاافسردگی شدید میروم اعتماد به نفس ندارم به زور مدرك دیپلم گرفتم 18 سال است كارمندهستم اما یك كارمندساده كه فقط یك كارتكراری میكند فقط كارهای ساده كه احتیاج به فكركردن ندارد می توانم انجام دهم دردوران دبیرستان دردرسها ضعیف بودم سركلاس درسها رابخصوص ریاضی وفیزیكرامتوجه نمی شدم دران زمان غریزه جنسی هم به شدت مرا عذاب می داد اصلا اجازه نمی داد درست فكركنم گاهی دچار تخیلات جنسی می شدم دردفاع ازخانواده ترسو وفاقددرك صحیح هستم برای مثال روزی بچه همسایه ومادرش فرزندمرادركوچه می زدندامامن وقتی این صحنه رادیدم خیلی ترسیدم ناراحت شدم دهانم خشك شدوبدنم می لرزید نتوانستم دفاع كنم وقتی می خواستم حرفی بزنم نمی دانستم چه بگویم این صحنه درذهن من مانده ومراعذاب میدهد پسرم می گوید توترسویی ونتوانستی ازمن دفاع كنی درزندگی به شغل وكاروحتی ورزش وهیچ رشته تحصیلی علاقه ندارم دوست دارم معلم می شدم یا یك روانشناس واقعی كه جوانانرانجات دهدواعتمادبه نفس رادرانها زنده كند یا كسی شوم كه ازغیب بگوید ایا می شود دراین 40 سالگی باداشتن بچه وزندگی كارمندی ازنو زنده شوم كاری كنم ویك پدر باعتمادبه نفس بالا وباعث افتخاربرای خانواده باشم
با سلام و تشکر از اعتماد شما نسبت به مرکز
قبل از هر چیز باید دانست که به تعداد انسان های روی زمین روحیات و اخلاقیات متفاوت وجود دارد. اگر تک تک انسان ها از آن چه که هستند ناامید و متنفر باشند، نظم جهان به هم خواهد خورد. پس خوب است قبل از هر چیز طرز نگرش به موقعیت پدر و پدر بزرگتان را تغییر دهید. قطعا چیزی که باعث شده آن ها به زندگی ادامه دهند، توجه به نقاط مثبت خودشان بوده است. علاوه بر این که ممکن است تصور شما از این که فرمودید که ساده و ترسو هستند! از نظر آن ها سادگی یا تواضع و گذشت معنا شود. مسلما شما نمی توانید در مورد آن ها قضاوت کنید. اگر پدر خودتان را آن گونه که هست، بپذیرید باری از دوش شما برداشته خواهد شد.
بنا بر این مخاطب اصلی در این نامه شما خواهید بود. سعی کنید هر گونه احساس منفی به افراد مرتبط با خودتان را کنار بگذارید و با دقت به نکات ذیل توجه فرمایید.
1. موقعیت و طرز تفکر حال حاضر شما زمینه را برای ابتلا به افسردگی مهیا کرده است. مطمئنا تا به حال خودتان متوجه این امر شده اید، اما اگر تا به حال اقدامی برای جلوگیری از این اختلال انجام نداده اید، بنده به عنوان روانشناس به شما توصیه اکید می کنم که حتما به یک متخصص روانشناس بالینی مراجعه کنید. غالبا مشکل افسردگی ریشه دار است و افراد هر چه مسن تر می شوند، بیشتر به یک مداخله بالینی و درمان اساسی نیاز دارند.
2. یکی از کلیدهای حل افسردگی و ایجاد اعتماد به نفس شریک کردن دیگران در نداشته های فرد است. کم نیستند افرادی که دیپلم خود را به زور گرفته اند. کم نیستند افرادی که کارگر ساده و جزء هستند و از انجام کارهای روزمره و تکراری خسته نمی شوند (چون احتمال دارد که اولا در انجام کارهای تکراری تنوع ایجاد کرده باشند و ثانیا از خودشان توقع بیشتر از این را نداشته باشند. یعنی با این واقعیت کنار آمده اند که من همینم که هستم).
3. پناه بردن به تخیلات راحت ترین و بهترین راه برای ایجاد اعتماد به نفس کاذب است. در مواردی دیده می شود افرادی که در نوجوانی و جوانی از تخیلات جنسی برای رهایی از فشارها استفاده کرده اند، در آینده هم دچار تخیلات واهی و کمال طلبی افراطی شده اند.
4. برای افزایش جرأت در بیان نظرات و دفاع از خانواده علاوه بر کمک گرفتن از همکاران متخصص روانشناس بالینی مطالعه کتاب اعتماد به نفس به زبان ساده بسیار مفید خواهد بود (نوشته کیت بورتون - ترجمه مهدی قراچه داغی -نشر آسیم).
5. علاقه به هدف های بزرگ و رسیدن به بالاترین مراتب دنیایی، آرزوی هر انسانی است. اما چه کسی گفته که همه انسان ها می توانند معلم یا روانشناس شوند. یا چه کسی جرأت می کند به راحتی ادعای غیب گویی معجزه آسا کند جز تعداد انگشت شماری که غالبا واقعیت ادعاهای آن ها هم غیر قابل اثبات است.(البته به غیر از پیامبران)
در پایان به چند نکته جهت افزایش اعتماد به نفس توجه کنید.
1. رها کردن خود از فشار کمال طلبی: رسیدن به حد کمال و حفظ کردن آن غیر ممکن است. تلاش برای رسیدن به کمال، اعتماد به نفس شما را از بین می برد. شما یک انسان هستید نه یک ابرقهرمان. پس به جای کمال طلبی سعی کنید به سطوح بهتری برسید. این هدف ارزشمندتری است. وقتی هدفتان را برای بهتر شدن در نظر می گیرید دنبال بهترین ها می روید. اما چگونه می توانید در سطح بهترین ها قرار بگیرید؟
جواب:
1.1- به موضوع و زمینه ای در زندگی خود اشاره کنید که برایتان مهم است؛
2.1- واقع بینانه آن را انتخاب کنید و هدف هایتان را با شرایط تطبیق دهید؛
3.1- برای رسیدن به آن، هدف های کوچک تری را انتخاب کنید و برای آن هدف های کوچک تر محدوده زمانی مشخص کنید؛
4.1- در ازای اجرای موفق هر هدف کوچک تر به خودتان جایزه بدهید ( مثلا یک آفرین با صدای بلند).
2. تهیه یک دفترچه اختصاصی که در جیب شما جا شود ( بعنوان یک همراه همیشگی): نقاط مثبت شخصیت خودتان را از ابتدای دفترچه؛ نقاط منفی و قابل اصلاح را در وسط دفترچه؛ و نقاط منفی و غیر قابل اصلاح را در انتهای دفترچه بنوسید. حتی الامکان سعی کنید برای هر قسمت از دفترچه حداقل روزی یک مورد یادداشت کنید.
سعی کنید نقاط منفی و قابل اصلاح شخصیت خودتان را به نقاط مثبت تبدیل کنید؛ هر چند که این کار مدت ها و یا حتی ماه ها طول بکشد. برای پاک شدن نقاط منفی و قابل اصلاح به خودتان جایزه بدهید و شکل مثبت شده آن را در ابتدای دفترچه بنویسید. اما توجه کنید که نقاط منفی غیرقابل اصلاح را با دقت انتخاب کنید. چون شاید نقاط غیرقابل اصلاح هیچ وقت پاک نشود. راز نقاط غیر قابل اصلاح جلوگیری از خیالپردازی های افراطی و قبول واقعیت های زندگی است.
3. مثبت اندیش باشید: به زمانی در آینده فکر کنید که هیچ کدام از اینها اهمیت ندارد. در اوقات استراحت قدم بزنید و به آسمان نگاه کنید و به یاد همه اتفاقات مثبت زندگی خود، هر چند کوچک و جزئی بیفتید.
4. به تفریح و سرگرمی خود و خانواده بها دهید: کار تنها زندگی را ملال آور می کند.
5. تقویت ارتباط با خدا: در لحظات تنهایی و ناامیدی به خدا تکیه کنید، چون تنها با یاد خداست که دل ها آرامش می یابد.






