خدایی که بشینه و رنجو غم بندش رو ببینه و کاری نکنه خدا نیست....
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
مادری را تصور کنید که در بیمارستان نشسته و ناله فرزندش از درد و فشار معالجه پزشک را می شنود یا بعد از عمل ،فرياد جان سوز فرزندش برای خوردن آب را می شنود. اما توجهی به این امر نمی کند ؛ یا این که رنج و فشار کودک خردسال خود از مصرف یک داروی بسيار تلخ و تهوع آور را می بیند اما بر ادامه مصرف دارو اصرار می ورزد و به ناله ها و التماس های کودک خود اهمیتی نمی دهد .
نکته شما مانند همین موارد و مثال های ماست که بدون اندک تامل و توجهی مطرح کرده اید ،در حالی که چه بسا این نوع رفتار خداوند ،عین مهربانی و لطف او در حق بندگان باشد . در سوال شما چند نکته متفاوت مطرح شده ؛ این که خدا نشسته و رنج و غم بندگان خود را می بیند ؛ این که خداوند در قبال این امر کاری نمی کند؛ این که نتیجه این نوع رفتار ، خارج شدن خداوند از خدایی است ؛ هر یک از این ادعاها نیازمند توضیح مفصلی است اما اجازه بدهید از انتها آغاز کنیم :
اولا خدایی خداوند حقیقتی نیست که با لطف و محبت او در حق بندگان ثابت شده باشد تا بر فرض و بر اساس بی توجهی و بی محبتی احتمالی او از بین رفته باشد؛ در حقیقت خدایی مسئولیتی اعتباری و مجازی همانند مقامات دنیایی نیست که به موجودی داده شود و بعدها مثلا عدم کفایت او را به تصویب رساند و در نتیجه بتوان این مقام را از او سلب کرده به دیگری سپرد .
ما خداوند را از طریق براهین متقن عقلی( که در ساختار عالم ضرورت وجود یک حقیقت یعنی موجودی بی نهایت را كه در اوج همه کمالات باشد، ثابت می نماید) به دست آوردیم. از همین اصل به نکات عدیده دیگر دست یافتیم. بسیاری از سوالات و ابهامات را در مورد ذات و صفات الهی برطرف نمودیم ؛ هرچند بعد از پذیرش دین و دست یابی به آموزه های دینی هم بسیاری از سوالات و ابهامات از طریق منابع نقلی و وحیانی برای ما ثابت گشته و روشن شده است .
در نتیجه وقتی فهمیدیم خدای حقیقی عالم - نه موجودی که ما تصور می کنیم و در ذهن خود می سازیم- در حریم ذاتش ذره ای بی عدالتی و ظلم و بدخواهی و نامهربانی راه ندارد، همه افعال او را در عالم ،چه در حق خودمان و چه در حق دیگران ناشی از همان لطف و مهربانی می دانیم، هرچند به ماهیت این امر پی نبریم، مانند کودک بیمار که اگرچه از مادرش گله مند است و لب به شکایت از او می گشاید. اما در اعماق قلبش اطمینان دارد که مادرش جز لطف و مهربانی در حق او انجام نمی دهد .
اما چرا بندگانی گرفتار رنج و مشقت و درد می شوند؟ اجازه بدهید قدری در باره مفهوم رنج و اقسام آن بحث کنیم:
شاید بتوان گفت که هیچ تعریف مشخص و دقیق و کاملاً معینی درخصوص رنج وجود ندارد.
روانشناسان هم تعریفهای مشخصی در این خصوص ارائه نکردهاند. اما میشود گفت که انسان هر وقت احساس کند از وضع مطلوبش دور افتاده، آرامش از او سلب میشود. به هر حال چه در ساحت جسم و بدن و چه در ساحت روان و نفس، وقتی انسان در وضعیت نامطلوب قرار گیرد ، احساسی به انسان دست میدهد که از آن تعبیر به رنج میشود.
رنجها را می توان دو قسمت کرد:
1.رنجهایی که نوع بشر از آن حیث که بشر است دارد . فرقی نمیکند که غنی باشد یا فقیر، فرهیخته باشد و یا نافرهیخته، سفید پوست باشد یا سیاه پوست. این رنجها اختصاص به هیچ شخص خاصی ندارند. مثل رنجی که از تنهایی و یا از احساسی زودگذر میکشیم، یا رنجی که از فقدان عدالت میبریم.
2.رنج هایی که ممکن است من مبتلا به آن ها باشم، ولی شما آن ها را احساس نکنید و برعکس. وقتی از درد دندان رنج میکشم ، مسلماً به طور عادی درد نمی کشید. چنین دردهایی عمومیت ندارد. با این تعریف میتوانیم رنجها را به عمومی و اختصاصی ( شخصی) تقسیم کنیم.
بخشی ازدردها و رنج های بشر ناشی از اعمال او است و ارتباطی با خداوند و خواستش ندارد. خداوند ساختار عالم را بر اساس رابطه علی و معلولی تعریف کرده است. در مسیر زندگی طبیعی برای هر علتی معلولی تعریف نموده و از طريق مختلف نتایج مطلوب و نامطلوب را به بشر گوشزد کرده ؛ امااو است که گاه مسیرهایی را می پیماید که در نهایت به درد و رنج و غم منتهی می گردد .
البته این امر گاهی کاملا شخصی است و گاهی اجتماعی ، یعنی یک مجموعه خانواده یا جامعه انتخابی می کنند و به گونه ای رفتار می نمایند که در نهایت به رنج و فشار و مصیبت گرفتار می شوند؛ فرض کنید فردی را که به رغم هشدارهای گوناگون عقل خود و عاقلان پیرامون خويش به اعتیاد و مصرف مواد مخدر کشیده شود؛ چنین فردی به طور قطع و در نهایت به وضعیتی دردناک منتهی می شود که چه بسا ترحم بسیاری را در حق او برانگیزد. اما این به معنای بی رحمی کسانی که نمی توانند کمکی در حق او بکنند نیست، زیرا چنان که گفته اند « خود کرده را تدبیر نیست » .
البته این امر می تواند ناشی از رفتار خود فرد نباشد، مثلا والدینی بر اثر بی توجهی و عدم رعایت اصول بهداشتی و ... تولد فرزندی ناقص الخلقه را رقم بزنند که در طول زندگی خود رنج بسیار ببیند و درد بسیار تحمل کند. این امر باز بر اساس قاعده و ساختار علی و معلولی عالم است. نمی توان این ساختار را نادرست خواند ،زیرا اگر این ساختار نبود، مسئولیت و تکلیف و تکامل و تلاش و تکاپوی علمی و تجربی و تعهد در قبال اعمال خود و بسیاری از ارزش های زندگی بشری نبود .
پس ساختار عالم ،صحیح و منطقی و معقولی است اما باید در این مجموعه درست حرکت کرد و به درستی گام برداشت . مسیری را که به نهایتی دردناک منتهی می شود برنگزید؛ اما در کنار همه این موارد به یقین مواردی از درد و رنج و غم برای بشر تصور می شود كه لازمه ساختار عالم است. به طور طبیعی عموم بشر با آن دست به گریبان اند ؛ غم ازدست دادن عزیزان و رنج تنهایی ها و جدایی ها و ... همه اموری از این دست هستند؛ چرا خداوند این امر را برای بشر پسندید ؟
از نظر دینی چرا رنج و درد خلق شده است؟ حتي خدا دوستانش را دچار رنج ها و دردها مي نمايد، بلكه به تعبيري دوستان خدا بيش تر از رنج ها و دردهاي دنيا برخوردارند.
عقل و دین در پاسخ به این پرسش می گوید :این امر لازمه هدف اصلی آفرینش انسان و زندگی او در دنیاست . به عبارت روشن تر خداوند زندگی انسان را توأم با رنج و مشقت قرار داد تا وی را تربیت کند و استعدادهایش را شکوفا نماید.
ناملایمات برای انسان جنبه سازندگی دارند. بسیاری از کمالات و رشدها است که جز در روبرو شدن با سختی ها و گرفتاری ها ، جز در نتیجه برخوردها، جز در میدان مبارزه و پنجه نرم کردن با حوادث به دست نمی آید.سختی ها در زندگی بشر تنها گوهر واقعی انسان را آشکار نمی کند، بلکه به گوهر وی تکامل می بخشد. بلاها و سختی ها اثر کیمیایی دارند و سازنده اند. از موجودی، موجود دیگر ؛ از ضعیف ، قوی ؛ از پست، عالی؛ از خام، پخته به وجود می آورند.
همچنین خداوند به وسیله حوادث، انسان ها را امتحان می کند. قرآن می فرماید: "قطعاً همه شما را با چیزی از ترس و گرسنگی و زیان مالی و جانی، و کمبود میوه ها آزمایش می کنیم و بشارت ده استقامت کنندگان را".(1)
خداوند برای شکوفا کردن استعدادها و پرورش دادن بندگانش، آنان را با گرفتاری ها می آزماید، یعنی همان گونه که فولاد را برای استحکام بیش تر در کوره می گذارند تا به اصطلاح آبدیده شود و فلز خالص به دست آید، آدمی را نیز در کوره حوادث سخت پرورش می دهد تا مقاوم گردد.
امتحان خدا با گرفتاری ها ، به کار باغبان پر تجربه شبیه است که دانه های مستعد را در سرزمین های آماده می پاشد. دانه ها با استفاده از داده های طبیعی شروع به رشد و نمو می کنند، تدریجاً با مشکلات می جنگند و با حوادث پیکار می نمایند، در برابر طوفان های سخت و سرمای کشنده و گرمای سوزان، ایستادگی به خرج می دهند تا شاخه گلی زیبا یا درختی تنومند و پرثمر بار آید که بتواند به زندگی خود در برابر حوادث سخت ادامه دهد.
همان گونه که سربازان برای این که از نظر جنگی نیرومند و قوی شوند، به مانور و جنگ های فرضی رفته. در برابر انواع مشکلات ، تشنگی، گرسنگی، گرما، سرما، حوادث دشوار و موانع سخت قرار می گیرند تا ورزیده و آبدیده شوند.(2)
علی (ع) فرمود: "در حوادث روزگار جوهر مردان شناخته می شود".(3) و : "سازندگی بلا و گرفتاری ها برای مؤمن موثر تر است از اثر باران در زمین ".(4) حضرت صادق (ع) فرمود: "بلا زینت مؤمن است".(5) رسول گرامی اسلام فرمود: "خداوند بنده مؤمنش را با بلا تغذیه می کند، همان گونه که مادر فرزندش را با شیر تغذیه می کند".(6)
حضرت صادق (ع) فرمود :"مؤمن به منزله کفه ترازو است. هر اندازه ایمانش زیاد شود، گرفتاریش زیاد می شود ".(7)
ازاین نکات به دست می آید که همه رنج ها و درد ها به نوعی عین لطف و محبت خداوند به بندگان است حتی دردها و رنج هایی که بشر به خاطر اعمال نادرست خود تحمل می کند ؛ خدا در قرآن می فرماید :
« وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْديكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثيرٍ؛ (8)هر مصيبتى به شما رسد، به خاطر اعمالى است كه انجام دادهايد، و بسيارى را نيز عفو مىكند! »
حتی در این موارد مصیبت های ناشی از اعمال خودمان زمینه برطرف کردن مشکل در دنیا و راحتی در آخرت را فراهم می آورد . رنج و درد دنیایی به نوعی کفاره عمل نادرست و انتخاب غلط در دنیا خواهد بود که این مکافات آسان دنیایی لطف خداوند در حق بندگان گنهکار است .
نکته مهم در سرتاسر موضوع آن است که نگاه خود را به زندگى در این جهان نباید محدود کنیم. این بخش از زندگى را باید در پیوست با بخش عظیمتر از زندگى و حیات جاودانه و عالم برتر و حقیقىتر نگاه کنیم. اگر نگاه ما به زندگى محدود به دنیا بود، اشکال وجود برخی رنج ها در دنیا به جا بود، در حالى که هر چیزى در دنیا، آزمایشى براى انسان است که در عالم دیگر نتیجه آن را خواهیم دید.
به علاوه در منابع دینی تاکید شده کسانی که به آزمایشات سخت تر مانند بیماری و رنج های مختلف آزموده
می شوند. پاداشی در خور و عظیم در برابر آن ها دریافت می دارند که قابل مقایسه با نعمت سلامت و رفاه دنیایی دیگران نیست. در قیامت اهل نعمت و سلامت به حال آن ها غبطه می خورند ، بلکه خودشان آرزو می کنند ای کاش مشکلات و رنج های بیش تری را در دنیا تحمل می کردند .(9)
در نتیجه همه تفاوتهای ظاهری در تفاوت رنج های انسان ها و اختلاف در آزمایشهای دنیوی وجود دارد ، در نحوه محاسبه قیامت و اعطای پاداش ها به نحوی کاملا دقیق و عادلانه لحاظ می گردد تا هیچ بی عدالتی رخ ندهد . در این مسیر نه به کسی ظلم می شود و نه تبعیضی در حق فردی روا داشته می شود.
پی نوشت ها :
1 . بقره (2) آیه 155.
2 .مکارم شیرازى ، تفسیر نمونه ، دار الکتب الإسلامیه ، تهران، چاپ اول، 1374 ش، ج1، ص 527 .
3 تا 7 .محمدی ری شهری، ميزانالحکمه، نشر مکتب الاعلام الاسلامي، قم 1404 ق ، واژة بلا، شمارة 1891 ، 1899 ، 1931، 1950.
8 . شوری (42) آیه 30.
9. علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت، 1404 ه ق ، ج 67، ص 24.






