با عرض سلام وخسته نباشید و آرزوی توفیق وسلامتی می خواستم بدانم : به چه دلیل امام حسن علیه السلام که استاد تمام مربیان وامام همه معلمان بودند نتوانستند نزدیکترین کس خود یعنی همسرش را تربیت و ارشاد کنند با توجه به اینکه گفته می شود همسر ایشان در ابتدای ازدواج با امام زن خوبی بود اما بعدا منحرف شد تا جایی که دست به قتل همسرش زد
در این صورت که افراد عادی که کارشان منجر به طلاق میشود می گویند که ایشان که امام بود نتوانست مانع تاثیرات بیرونی بر روی همسرش بشود و کاش طلاق می گرفتند اما همسر ایشان قاتل نزدیکترین کس خود شد که این مسئله در زندگی افراد عادی هم پیش نمی آید چه برسد به ما ؟ با تشکر التماس دعا

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
بی تردید، امامان مردم را هدایت و در این جهت زحمات بسیاری را متحمل می شدند. انسان های زیادی در اثر موعظه و نصیحت آنان هدایت و تربیت شدند. انسان هایی مانند: عمار یسار، ابی ذر و مقداد، از جمله این افراد بودند؛ اما در این میان، برخی انسان ها تربیت و هدایت پذیر نبودند، موعظه و هدایت امامان در آن ها اثر نمی گذاشت. این امر بدان جهت بود که این گروه قابلیت تربیت را نداشتند. تاریخ نیز همین امر را نشان می دهد که برخی انسان ها تربیت پذیر و برخی تربیت ناپذیر بودند. بنابراین، پیامبران و اولیای الهی با دو گروه انسان هدایت پذیر و هدایت ناپذیر رو به رو بودند.
در محیط خانواده نیز برخی افراد خانواده انسان های حق طلب و حق پذیر، و برخی چنین نبودند. از این رو است که در خانواده حضرت نوح (ع) هم انسان های هدایت پذیر وجود داشت و هم انسان حق گریز؛ چنان که تعلیم و تربیت حضرت نوح، به یکی از فرزندان وی تأثیر نگذاشت و او مواعظ و نصایح نوح را نادیده گرفت. (1) این بدان جهت نبود که حضرت نوح (ع) در تربیت فرزند خود کوتاهی کرد؛ بلکه منشأ این امر عدم قابلیت فرزند وی بود.
در خصوص همسر امام حسن (ع) نیز این مطلب صادق است؛ یعنی این که که همسر امام (جعده) قابلیت تربیت و هدایت نداشت؛ نه این که امام در هدایت و تربیت همسر خود کوتاهی کرد. اتفاقاً همه امامان - از جمله امام حسن (ع) - همان طور که به هدایت و نصیحت افراد جامعه می پرداخت، اعضای خانواده خود را نیز هدایت و موعظه می نمود. امام حسن (ع) سعی نمود در قالب های مختلف جعده را هدایت و از خطرات هواهای نفسانی آگاه نماید؛ اما هدایت امام در او اثر نگذاشت و تحت تأثیر هواهای نفسانی و وعده های معاویه قرار گرفت و با این کار، زمینه های هدایت و موعظ امام را از بین برد. در بر خی منابع آمده است: معاوية بن ابى سفيان وى را تطميع كرد كه اگر به امام مجتبى زهر بنوشاند، صد هزار درهم به وى دهد و او را به حباله نكاح فرزندش، يزيد، در آورد. وى امام حسن (ع) را زهر داد و آن حضرت را به شهادت رسانيد؛ اما معاويه به عهد خويش وفا ننمود و به روايتى مال را به او داد؛ اما وى را به نكاح يزيد در نياورد. (2)
در ضمن، مردم نباید خیانت همسر امام حسن (ع) را بهانه قرار دهند و تصور کنند که چون امام حسن (ع) نتوانست همسر خود را هدایت کند، پس ما هم توان هدایت همسر خود را نداریم؛ زیرا همه زن ها یکسان نیستند. بعضی زنان هدایت پذیر می باشند. چنین زن هایی انسان را به کمال می رسانند و ما در کنار آنان می توانیم زندگی خوبی داشته باشیم. البته در این میان، زنانی نیز هستند که هدایت پذیر نیستند. وجود چنین زنانی باعث نمی شود که تصور نمایم ما توان هدایت زنان مان را نداریم.

پی نوشت:
1. ناصر مكارم شيرازى، تفسير نمونه، ج 9، ص 115، تهران، دار الكتب الإسلامية، تهران، 1374 ش.
2. مصطفی دشتی، معارف و معاریف، قم، چاپ دوم، ج 4، ص 150؛ احمد زمانی، حقايق پنهان، ص 288-289، انتشارات دفتر تبليغات، چاپ دوم، 1378.