باسلام من چند هفته پیش سوالی به این صورت مطرح کردم که ایا سرنوشت انسان با اختیار تغییر پذیر است؟اما جوابی از شما دریافت نکردم ! و سوال دیگرم توضیح در مورد عدل الهی است مثلا اگر کسی فلج یا کور مادرزاد باشد درسته که حکمت خداوند است ولی ممکنه فرد نسبت به فرد سالم احساس تبعیض کند

با سلام و تشکر به خاطر ارتباطتان با این مرکز
پرسشگر محترم ! پاسخ پرسش قبلی به آدرس شما ارسال شد ؛ اما در مورد سوال فعلی باید گفت :
اینکه در ساختار عالم موجودات به شکل های متفاوت مورد لطف خداوند قرار می گیرند و میزان عنایت الهی به آن ها متفاوت است، یا در بهره مندی افراد مختلف از نعمت ها و توانایی ها تفاوت آشکاری وجود دارد ، امری کاملا درست و بدیهی است ؛ مثلا خداوند موجودی را سنگ و دیگری را انسان خلق می کند ؛ یقینا کمیت و کیفیت عنایت خداوند به این دو موجود تفاوتی شگرف دارد و به هیچ وجه قابل قیاس نیست ؛ یا انسانی سالم و زیبا و دارای هوش عالی متولد می شود و دیگری دارای نقص جسمانی یا مشکلات دیگر .
اما آیا تفاوت در عنایت خداوند موجب امری قبیح یا غیر قابل قبول مانند ظلم و تبعیض و مانند آن می شود ؟
با تاملی عمیق روشن می شود که تمام مواردی که در آفرینش انسان‌ها و موجودات دیگر به عنوان نابرابری لحاظ می‌شود، تفاوت‏هایى است که در جهان وجود دارد، نه تبعیض‏ها ؛ فرق تفاوت و تبعیض آن است که در فرض تبعیض، چند موجود قرار دارند که همه شایستگى و حق یکسان دارند، اما به یکى داده مى‏شود و به دیگرى داده نمى‏شود یا کم تر داده مى‏شود، اما در صورت تفاوت در آفرینش اصلاً حقى مطرح نیست تا بحث تبعیض به میان آید .
در مورد آفرینش انسان، از ابتدا انسانى نبوده تا حقى مطرح باشد ؛ این تصور که از طرف خداوند حق انسان‌ها به طور برابر ادا نمی شود، تصور صحیحی نیست . اما در عین حال باید دید که راز تفاوت ها در موجودات چیست ؟
در این زمینه باید گفت :
اولا خداوند، عالم هستی را بر اساس یک نظام ثابت و مهم یعنی نظام علت و معلول (اسباب و مسببات) استوار کرده است . هیچ پدیده‏ای بدون علت به وجود نمی‏آید؛ هر آنچه در عالم هستی محقق می‏شود ،ناشی از علت و سبب خاصی است. آتش علت سوزاندن است، پیدایش درخت میوه معلول قرار گرفتن نهال درون خاک با شرایط و کیفیت خاص و آب و هوای مناسب است.
اراده‏ حکیمانه‏ خداوند بر آن است که تحقق هر پدیده‏ای را معلول علت خاصی قرار داده که این امر موجب قوام زندگی موجودات و از جمله انسان است ، زیرا اگر اصل علّیت بر جهان هستی حکمفرما نبود، هیچ کاری نمی‏توانستیم انجام دهیم و هیچ تصمیمی برای انجام کاری نمی‏توانستیم بگیریم. در آن صورت، پدید آمدن هر چیزی از هر امر نامربوطی ممکن و محتمل بود.
لازمه‏ نظام علت و معلولی حاکم بر جهان هستی، تحقق پدیده‏ها به دنبال علت آن هاست، یعنی همان گونه که بر اساس نظام علت و معلولی، استفاده‏ بیمار عفونی از آنتی‏بیوتیک موجب سلامت یافتن و بهبود بیمار است، استفاده از این دارو در هنگام بارداری روی جنین اثر می‏گذارد . موجب اخلال در آن و ناقص‏الخلقه شدن نوزاد خواهد شد. همان گونه که قانون جاذبه زمین موجب آسایش انسان ها و ساختن بناهای بلند و زندگی و حرکت روی کره زمین است، قانون جاذبه باعث می‏شود که اگر کسی از ارتفاع بپرد، با زمین برخورد کند و بمیرد.
همان طور که آتش علت سوزاندن است و برای انسان منافعی مانند روشن کردن کوره‏های ذوب آهن و یا پختن غذا دارد، اگر آتش به خانه یا بدن انسان برسد علت و سبب سوزاندن و از بین رفتن آن ها می‏شود و...
پس بینا و نابینا ، سالم و بیمار ، زیبا و نازیبا تولد یافتن یک فرد لازمه حتمی مجموعه عواملی است که در به وجود آمدن وی مؤثر بوده‏اند ، عواملی همچون سلامت یا نارسایی ژنتیکی والدین ، شرایط خاص هنگام انعقاد نطفه، کیفیت تغذیه مادر در هنگام بارداری، نوع مواد و غذاها و داروهای مصرفی هنگام بارداری، حرکات فیزیکی مادر در هنگام بارداری و... همان طور که گرفتار شدن انسان به بیماری های سخت معلول علل و عوامل طبیعی خاص خود است .
بنابراین پیدایش افراد ناقص الخلقه بر اساس یک نظام معین و کاملاً همخوان با حکمت الهی است. زیرا اگر قرار باشد همه رفتارها و اعمال ما به نتایج خوب و مطلوب ختم شوند، ساختار عالم به هم می خورد . ارزش نیکی و خیر از بدی و اشتباه شناخته نمی شود ؛یا باید بپذیریم قوانین منظم و معینی در عالم وجود داشته باشد و معلول ها نتیجه علت های شان باشند و یا همه چیز در عالم متغیر و بدون پیش بینی خواهد بود.
در نتیجه انتظار اینکه خداوند نتیجه علت هایی را که به تولد یک نوزاد معلول منجر می شود، به تولد نوزادی سالم دگرگون کند ، انتظاری نامعقول است. زیرا هم با اصل علیت منافات دارد و هم با حکمت های الهی؛ چون این کار و تغییر در عمومیت قانون علیت به معنی مانع شدن از امکان رشد و بالندگی در یک انسان ، همچنین مانع شدن از تلاش برای رسیدن به نتایج علل مطلوب و مورد نیاز بشر است .
فلج شدن یا کور متولد شدن یک نوزاد نیز معلول علت های طبیعی خاص خود است و حصول این نتیجه لزوما خواست و مطلوب خداوند نبوده ، بلکه آن چه خداوند اراده می نماید ،تحقق نتایج طبیعی علل خاص در این عالم است . این ماییم که دانسته یا ندانسته زمینه ساز بروز برخی از نتایج به ظاهر نامطلوب می شویم . پس خداوند اقتضای طبیعی بهره مندی همه از نعمت ها را دریغ ننموده است ، اما علل و عوامل گوناگون عامل ایجاد پیامدهای منفی شده است .
یقینا اگر علم پیشرفت بیش تری کند و همه عوامل تحقق بیماری ها شناخته شود ، در آینده شاهد چنین بیماری هایی نخواهیم بود ، همان طور که امروزه شاهد انبوهی از بیماری های سخت و صعب العلاج که در گذشته به وفور وجود داشت نیستیم ، اما درعین حال نباید فراموش کنیم که وجود دردها و مشکلات پایه گذار تلاش بشر برای مقابله با آن در آینده و یافتن راه کارهای جلوگیری از این پیامدهاست .
تفاوت ها یقینا دارای حکمت ها و آثار گوناگونی هستند ؛ یعنی اگر اشیا از نظر خوبى و بدى اگر تنها و مستقل از اشیاى دیگر در نظر گرفته شوند، یک حکم دارند . اگر جزء یک نظام و به عنوان عضوى از اندام در نظر گرفته شوند، حکم دیگرى پیدا مى‏کنند.
قرآن کریم وجود اختلاف‏ها را از آیات و نشانه‏هاى قدرت الهى مى‏شمرد. در نتیجه برای شکوه و عظمت و زیبایی این مجموعه هم مثلا به سنگ نیاز است و هم به انسان ، هم به انسان های عادی و هم به نوابغ ، هم افراد زیبا و هم زشت و... .
چرا انسان سنگ نشد و برعکس؟
در پاسخ استاد مطهرى مى‏گوید :
« خداوند متعال به هر موجودى همان میزان از وجود و همان اندازه از کمال را مى‏دهد که مى‏تواند بپذیرد. نقصانات از ناحیه ذات خود آن‏ها است، نه از ناحیه فیض بارى تعالى، نظیر خواص اَشکال هندسى که ذاتى موجودات است، مثلاً خاصیت مثلث این است که مجموعه زاویه هایش برابر با دو قائمه است و خاصیت مربع این است که مجموع زوایایش برابر با چهار قائمه است. معنایش این نیست که به آن، خاصیت دو قائمه و به این خاصیت چهار قائمه داشتن را اعطا کرده‏اند تا گفته شود. چرا به مثلث ستم کرده‏اند. تفاوت موجودات جهان همین طور است.
بوعلى سینا گفته است: « خدا زردآلو را زردآلو نکرده، بلکه زردآلو را ایجاد کرده است.» در این جا زردآلو از باب مثال است، و گرنه منظور همه موجودات است، یعنی اشیا قبل از خلقت چیزی نبودند تا خداوند به فراخور حال هریک عنایتی به آن ها نموده باشد ، بلکه خداوند همه موجودات را از عدم و نیستی محض بر اساس آنچه ممکن و لازم بود باشند خلق فرموده است ؛ در نتیجه خدا اشیا را آفریده ، در حالی که آن‏ها ذاتاً اختلاف دارند. قرآن مجید این مطلب را با یک تمثیل بیان کرده و فرموده است :
« خدا از آسمان آبى فرود آورد و هر رودخانه‏اى به قدر ظرفیت خودش سیلان یافت».(1) یعنى رحمت فیض پروردگار هیچ موجود مستعدى را محروم نمى‏سازد و براى همه یکسان است، ولى استعداد و ظرفیت موجودات یکسان نیست. استعدادها مختلف است. هر ظرفى به قدرى که گنجایش دارد، از رحمت خدا لبریز مى‏گردد. پس هر موجودى، حق خود را که امکان داشته دریافت دارد، دریافت کرده است » .(2)
طبق این سخن فیض الهى از ناحیه خدا تمام است .در حق هیچ موجودى تبعیض روا نمى‏دارد، بلکه موجودات هستند که به فراخور شأن و جایگاه و مرتبه خود و قابلیت و استعداد و عوامل دیگر فیض الهی را می‌پذیرند .به اندازه استحقاق، در مرتبه‏اى از عالم هستى قرار می‌گیرند. در جهان خلقت آنچه که وجود دارد ،تبعیض نیست، بلکه تفاوت است، همان طور که ظرف یک لیترى نسبت به ظرف پنج لیترى مقدار کم ترى آب در خود جاى مى‏دهد. آرى هر موجودى در نظام هستى به میزان ظرفیت خود دریافت فیض مى‏کند.
اما ممکن است اشکال شود که تفاوت افراد در بهره مندی از نعمت ها به تفاوت در رسیدن به فضیلت ها و دستیابی به اهداف بلند خلقت مانند رهیافت به معرفت و و لقای خداوند می گردد ؛ در این خصوص باید گفت :
اگر در برخورد با انسان های دارای موقعیت های مختلف یکسان و مانند هم معامله شود، این اشکال وارد است ، در حالی که اختلافات در بین افراد نیز به روشنی مورد ملاحظه قرار گرفته است ، زیرا حقیقت قرب خداوند و رسیدن به رضوان او چیزی است که در سرای آخرت که دیگر محل تجلی و بروز تفاوت ها نیست ، ظهور می یابد . در نتیجه باید دید آیا تفاوت ها در آن دنیا به نوعی در رسیدن افراد به اهداف عالی موجب تفاوت می گردند ؟
با تامل در منابع دینی می توان به این حقیقت رسید که اصولا در حصول نتیجه ای همچون سعادت ابدی و قرب الهی مسیری مساوی و یکسان وجود ندارد . این گونه نیست که مثلا هرکس دارای نبوغ و ظرفیت معرفتی یا استعداد روحی بیش تری یا سلامت روحی و جسمی بالاتری باشد ، شانس بیش تری برای رسیدن به نتیجه داشته باشد .
بلکه در واقع این مسیر برای هر فرد به تناسب میزان توانایی ها و استعداد ها و ظرفیت های وجودی اش تعیین می گردد ؛ در نتیجه یک پیامبر با همه استعدادها و ظرفیت های بی نظیری که در اختیارش نهاده شده، موظف است مسیری بسیار دشوار را برای رسیدن به قرب الهی بپیماید ، در حالی که یک انسان عادی و بی بهره از زمینه های معنوی و تربیتی و ژنتیکی و ... مسیری به مراتب آسان تر را پیش رو دارد .
همچنین مسئولیت ها و توقعات از یک فرد سالم و تن درست و دارای موقعیت اجتماعی و خانوادگی بالا به مراتب بیش تر از فردی است که دارای برخی نقائص و مشکلات روحی و جسمی و مانند آن است و به هیچ وجه با این افراد یکسان برخورد نمی شود .
به همین خاطر است که مسئولیت ها ، آزمایشات و توقعات الهی از انسان های دارای توانایی های زیاد ، بسیار بیش تر و سنگین تر از انسان های عادی است . به علاوه امور و تکالیف لازم و واجب خداوند برای افرادی چون پیامبر بسیار بیش تر از مسئولیت ها و تکالیف واجب افراد عادی بود .
خداوند در قرآن مى‏فرماید: "او کسى است که شما را جانشینان در زمین قرار داد و بعضى را بر بعض دیگر درجاتى داد، تا شما را به آن چه در اختیارتان قرار داده بیازماید". (3)
تفاوت‏ها براى این است که معلوم شود انسان چگونه از امکانات خدادادى بهره بردارى مى‏کند. اگر نابرابرى‏ها نبود، زمینه امتحان از میان مى‏رفت.
بعضى افراد با نعمت و گروهى دیگر با نقمت و تنگدستى آزمایش مى‏شوند. عده ای با سلامتی و تن درستی و گروهی با بیماری و مشکلات جسمی مورد آزمون قرار می گیرند ؛ در این میان تنها شکل آزمون ها متفاوت است ، اما باید دانست که آنان که از نعمت استعداد و توانایى و سلامت بیش تر برخوردارند، زياد تر مورد سؤال و درخواستند و باید بیش تر پاسخگو باشند.
نکته مهم در سرتاسر این موضوع آن است که نگاه خود را به زندگى در این جهان نباید محدود کنیم. این بخش از زندگى را باید در پیوست با بخش عظیم‏تر از زندگى و حیات جاودانه و عالم برتر و حقیقى‏تر نگاه کنیم. اگر نگاه ما به زندگى محدود به دنیا بود، اشکال از تفاوت‏ها در دنیا به جا بود، در حالى که هر چیزى در دنیا، آزمایشى براى انسان است که در عالم دیگر نتیجه آن را خواهیم دید.
به علاوه در منایع دینی تاکید شده کسانی که به آزمایشات سخت تر مانند بیماری و رنج های مختلف آزموده می شوند. پاداشی در خور و عظیم در برابر آن ها دریافت می دارند که قابل مقایسه با نعمت سلامت و رفاه دنیایی دیگران نیست . در قیامت اهل نعمت و سلامت به حال آن ها غبطه می خورند ، بلکه خودشان آرزو می کنند ای کاش مشکلات و رنج های بیش تری را در دنیا تحمل می کردند .(4)
در نتیجه همه تفاوت­های ظاهری در آزمایش­ها و نحوه محاسبه قیامت و اعطای پاداش ها به نحوی کاملا دقیق و عادلانه لحاظ می گردد تا هیچ بی عدالتی رخ ندهد . در این مسیر نه به کسی ظلم می شود و نه تبعیضی در حق فردی روا داشته می شود.

پى‏نوشت‏ها:
1. رعد (13) آیه 17.
2. مجموعه آثار، ج 1، ص 172 - 171.
3. انعام (6) آیه 165.
4. بحارالانوار، ج 67، ص 24.