سلام
خسته نباشيد
درمورد دل بردين از دنيا و انگيزه زنده بودن و زندگي كردن بيشتر توضيح دهيد.
ميگويند مؤمن بايد طوري زندگي كند كه اگر لحظه مرگش فرا رسيد مشتاق مردن باشد و دل به دنيا نبسته باشد . اگر تا اين حد از دنيا بريده باشيم پس چگونه به زندگي ادامه بديم؟
و يا درمورد بي ارزش بودن و فاني بودن دنيا. برفرض كه من به نتيجه رسيدم كه دنيا بي ارزش است .پس چطور زندگي كنم؟ به عشق چي زندگي كنم؟ براي به دست آوردن چي زندگي كنم؟
فاصله من با زهرا شدن آنقدر زياد است كه حتي اگر عمر نوح هم بكنم به تحقق نخواهد پيوست. تازه هرچه سن بالاتر ميرود بازگشت سختتر هم ميشود.
لطفا راهنمايي كنيد
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز.
كيفيت جمع ميان زندگي و دل نبستن به آن را می توان با رجوع به قرآن و احادیث بیان کرد. از آیات قرآن بر می آید که انسان می تواند از نعمت های دنیا بهره مند شود و در آخرت نیز سعادتمند باشد، یعنی هم دنیا را داشته باشد و هم آخرت را.
قرآن مجید از کسانی مثل حضرت سلیمان(ع) یاد می کند که هم دنیا و هم آخرت را دارند و درباره حضرت ابراهیم(ع) می فرماید: «به وی در دنیا سعادت را عطا کردیم و او در آخرت از صالحان است».(1) درباره بعضی از مؤمنان می فرماید: «پس خداوند، پاداش دنیا و نیکی پاداش آخرت را به آنها عطا فرمود».(2) امام علی(ع) در مورد متقان می فرماید: «بدانید که پرهیزگاران دنیای گذرا و آخرت دیرپا بردند. با مردم در دنیا شریک گشتند. اما مردم دنیا در آخرت آنان شرکت نداشتند».(3)
حضرت می فرماید: «برگزیده ترین شما کسی است که آخرتش را به سبب دنیایش رها نکند و دنیای خود را برای رسیدن به آخرت ترک نگوید».(4)
پرداختن به دنیا در چارچوب ارزش های دینی و پیروی زندگی دنیا از احکام دینی، وجه جمع دنیا و آخرت است. امام علی(ع) می فرماید: «اگر دنیایت را تابع دینت قرار دهی، دین و دنیا را احراز کرده و در آخرت از رستگاران خواهی بود».(5)
حضرت به علاء بن زیاد حارثی که خانه بزرگی خریده بود، فرمود:
«می توانی با دنیا به آخرت هم برسی».(6) در بیانی ملامت آمیز خطاب به کسی که دنیا را نکوهش می کرد فرمود: «دنیا خانه راستی است برای کسی که آن را راستگو انگاشت... و خانه بی نیازی است برای کسی که از آن توشه اندوخت ... دنیا مسجد دوستداران خداست».(7)
البته از ظاهر بعضی روایات بر می آید که بین دنیا و آخرت تضاد است، مثلاً امام علی(ع) می فرماید: «دنیا و آخرت دو دشمناند . دو راهند مخالف هم. آن که دنیا را دوست داشت و مهر آن را در دل کاشت، آخرت را نپسندید و دشمن انگاشت»(8). ولی با توجه به آیات و روایات دسته اوّل استاد مطهری می گوید:
میان برخورداری از دنیا و برخورداری از آخرت تضادی نیست، بلکه میان هدف قراردادن دنیا و هدف قرار دادن آخرت یا هدف قرار دادن دنیا و برخورداری از آخرت تضاد است.(9)
پس می توان گفت: بین دنیایی که ما را از آخرت باز می دارد و آخرت، تضاد وجود دارد. بین دلبستگی به دنیا و آن را هدف نهایی زندگی قرار دادن و زندگی سعادتمندانه اخروی، تضاد است، که ترجیح دنیا بر آخرت است. مشغول شدن به دنیا و رغبت به آن، عاملی است که در عمل، تضاد بین دنیا و آخرت را پدید می آورد. امام علی(ع) می فرماید: «چگونه برای آخرت کار می کند كسي که مشغول به دنیا است؟!».(10)
جمع بندی: بین وجود نعمت های دنیایی با نعمت های آخرتی، نه تلازم وجود دارد و نه دشمنی، بلکه بهره مندی از نعمت های دنیا و آخرت و محروم شدن از هر دو یا بهره مندی از یکی و محروم شدن از دیگری، عوامل ویژه ای دارند.
پی نوشت ها:
1. نحل (16) آیه 122.
2. آل عمران (3) آیه 148.
3. نهج البلاغه، نامه 27.
4. کنز العمال، ج 3، ص 732.
5. غرر الحکم، ج 3، ص 24.
6. نهج البلاغه، خطبه 209.
7ـ همان، قصار 131.
8ـ همان، قصار 103.
9ـاستاد مطهری، سیری در نهج البلاغه، ص 244.
10ـ غرر الحکم، ج 4، ص 559.






