گرچه زمان ظهور امام عصر پنهان است اما ایا درست است که امام زمان موقعی ظهور میکنند که دنیا راسراسر گناه گرفته باشد و هیچکس به یاد اخرت نباشد؟ اگر این موضوع درست است چرا باید هر جمعه منتظر ظهور ایشان باشیم؟
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
بين انتظار ظهور امام زمان (ع) و فراگير شدن ظلم و ناهنجاري ها منافات نيست زيرا، انتظار فرج امام يکي از جلوه هاي سعي و کوشش براي از بين بردن ظلم و ستم است، با اعتقاد به اين که حضرت هنگامي ظهور ميکند که دنيا پر از ظلم و ستم شده باشد، منافات ندارد، زيرا پر شدن دنيا از ظلم و جور در وقت ظهور معنايش اين نيست که منتظران براي اصلاح جامعه و امر به معروف و نهي از منکر و برچيدن ظلم و حکومت ظالمان تلاش نکنند.
مبارزه با ظلم و ستم و امر به معروف و نهي از منکر در تمام زمان ها لازم است . افزون بر آن مبارزه با ظلم و گناه زمينه ظهور امام را فراهم مي کند، زيرا تشکيل حکومت جهاني نياز دارد که جامعه و افراد اصلاح شود تا امام ظهور نمايد.
البته مبارزه با ظلم و ناهنجاري ها ما در آن حد نيست که همه ظلم و ناهنجاري ها را از بين ببريم ، ولي با مبارزه با ظلم گام مثبت جهت آمادگي فردي و اجتماعي براي اصلاح جامعه محسوب مي شود . مهم تر از همه اينکه يکي از وظايف شيعيان در عصر غيبت، انتظار است. رسول خدا(ص) فرمود:
"بالاترين اعمال امّتم انتظار فرج است".(1).
منتظر بودن يعني انسان از وضع موجود ناراضي باشد و خواهان وضع بهتر باشد. اين امر ميطلبد که با وضع موجود مبارزه شود وگرنه از وضع موجود نا رضايتي وجود ندارد نيست . پس انتظار حکومت حق و عدالت حضرت مهدي و قيام مصلح جهاني در واقع مرکب از دو عنصر است: عنصر نفي و عنصر اثبات. عنصر نفي، ناراضي بودن از وضع موجود و عنصر اثبات خواهان وضع بهتر. اين گونه انتظار سرچشمه آن ميشود که منتظر حضرت هر گونه همکاري و هماهنگي با عوامل ظلم و فساد را ترک نمايد و با آن مبارزه کند، نيز خود را از نظر روحي و جسمي و مادي و معنوي براي شکل گرفتن حکومت جهاني مهدي موعود و شرکت در آن آماده نمايد .
اگر چه ما نميتوانيم تمام ريشههاي فساد و ظلم را از بين ببريم و معتقديم که با ظهور حضرت تنها از بين خواهد رفت، اما حداقل ميتوانيم محيط زندگي خود را از آلودگي و فساد تاحدودي حفظ کرده، حداقل خود را نجات دهيم، و اين نه تنها در دين اسلام آمده، بلکه عقل انسان بر آن حکم ميکند، مانند اين که بدانيم نميتوانيم جامعهاي را که در آن زندگي ميکنيم و فاسد است اصلاح کنيم، اما آيا نبايد خودمان را اصلاح کرده يا خانواده خودمان را اصلاح کنيم؟ به اين دليل که جامعه را نميتوانيم درست کنيم، يا در راه اصلاح کشور و جامعه خودمان حرکت نکنيم، چون جهان را نميتوانيم اصلاح کنيم. در نهايت اين که بايد انسانهاي نيکوکار و شايسته در زمان ظهور به اندازه کافي وجود داشته باشند تا در کنار حضرت براي ريشه کن کردن ظلم باشند و راه آن ايجاد آمادگي در انسانها است.
پي نوشت:
1.تفسير نمونه، مكارم شيرازى وديگران ج 7، ص 381، دار الكتب الإسلامية، تهران ،1374 ش؛ بحارالأنوار، ج 13، ص 137.






