سلام در کتابی خواندم که عمر مختار برای قدرت قیام کرد ایا این چنین است و در کتابی دیگر از امام سجاد گفته شده بود که هر کس از شیعیان برای خدا قیام کند خدا از او راضی است یا شبیه این ایا این چنین است . واهل سنت می گوین ام کلثوم دختر علی همسر عمربن الخطاب است ایا این چنین است

پرسش: اجتهاد شرح : سلام در کتابي خواندم که عمر مختار براي قدرت قيام کرد . چنين است و در کتابي ديگر از امام سجاد گفته شده بود که هر کس از شيعيان براي خدا قيام کند، خدا از او راضي است .

پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
درباره مختار و انگيزه او در اين قيام قضاوت‏هاي گوناگون شده است؛ تا آن­ جا که بعضي دانشمندان طبقه اوّل و دوم شيعه در باره او نظر مساعدي ندارند. اما متأخران او را به نيکويي ستوده‏اند.
مختار پس از قيام نافرجام سليمان بن صرد (رهبر نهضت توابين) شيعيان را آماده ساخت. او مي­دانست. اگر بخواهد جنبش شيعه به نتيجه برسد، بايد يکي از اعضاي خاندان پيامبر آن را رهبري کند يا لااقل جنبش به نام او آغاز شود. چه کسي براي اين کار مناسب است؟ علي بن الحسين ـ (ع) فرزند شهيد آل محمد ـ و اگر او نپذيرد؟ محمد فرزند علي بن ابي طالب عموي علي بن الحسين (ع).
مختار به هر دو نامه نوشت. امام علي بن الحسين (ع) که بي وفائي عراقيان و رنگ پذيري آنان را ديده بود و مي‏دانست به گفته پدر بزرگوارش اين مردم «دين را تا آن جا مي‏خواهند که زندگاني خود را بدان سرو سامان دهند و هنگام آزمايش پاي پس مي‏نهند» به مختار پاسخ مساعد نداد . تنها تا آن جا که کار او با کيفر قاتلان پدرش مربوط مي‏شد ، کردار او را تصويب نمود؛ چون مختار سر عبيد الله بن زياد و عمر بن سعد را نزد او فرستاد، امام به سجده رفت و گفت: «الحمد لله الذي ادرک لي ثاري من أعدائي و جزي الله المختار خيراً».(1)
ولي در مجموع مي توان گفت هدف وي انتقام از قاتلان امام حسين مي باشد . از همين رو قيام وي مورد تاييد امام سجاد (ع) قرار گرفت . کلمات و رويکرد ايشان نيز حکايت از اين دارد که به منظور انتقام از قاتلان امام حسين و سر نگوني دشمنان حضرت قيام نمود.
براى اثبات اين مطلب و درك فلسفه قيام مختار، ادلّه ذيل بيان مى‌شود:
1- مختار در ملاقات با سران شيعه در كوفه، هدف دعوت و قيام خود را چنين بيان مى‌كرد:
محمد حنفيّه فرزند على، وصى و جانشين پيامبر، مرا به عنوان امين و وزير و فرمانده بـه سـوى شما فرستاده ، به من دستـور داده است كـسـانى را كه ريختـن خون حسين را حـلال دانـسـتـنـد ،بـه قتل برسانم . به خـونخـواهـى اهـل بيتش و دفاع از ضعفا قيام كنم. پس شما نخستين گروهى باشيد كه به نداى من پاسخ مثبت مى‌دهيد.(1)
2- در مـوضـعـى ديـگـر گـفـت: " بـراى اقـامـه شـعـار اهـل بـيـت و زنـده كـردن مـرام آنـان و گـرفـتـن انـتـقـام خـون شـهـيـدان بـه سـوى شـمـا آمـده‌ام."(2)
3- هـنـگـامـى كـه در زنـدان بـود، مـى‌گـفـت: "بـه خـدا سـوگـند، هر ستمگرى را خواهم كشت . دل‌هاى مؤمنان را شاد خواهم كرد . انتقام خون(فرزندان)پيامبر را خواهم گرفت . مرگ و زوال دنيا هم نمى‌تواند مانع من شود."(3)
4- وى نـامـه‌اى مـحـرمـانـه از زنـدان بـراى تـوّابـيـن فـرسـتـاد . ضـمـن تـجـليـل از حـركـت انقلابى آنان، بشارت داد " به زودى به اذن خدا، از زندان آزاد خواهم شد . دشمنان شما را از دم تيغ خواهم گذراند و نابودشان خواهم كرد."(4)
5- در ملاقات نمايندگان شيعيان عراق با محمد حنفيّه و امام سجاد(عليه السلام) در حجاز، اظهار داشتند كه مختار ما را به خونخواهى شما دعوت كرده است. امام و محمد حنفيّه در پاسخ آنان، اظهار داشتند كه خواهان اين كاريم و بر مردم واجب است او را يارى دهند.(5)
6- در بـازگـشت سران شيعه از مدينه به كوفه، مختار در جمع آنان اعلام داشت: "مرا در جنگ با قاتلان اهل بيت و خونخواهى حسين(عليه السلام) يارى دهيد."(6)
7- مـخـتار به ابن غرق گفت: "به مردم بگو: هدف مختار و گروهى از مسلمانان، كه قيام كرده‌انـد، خـونخواهى شهيد مظلوم و كشته شده كربلا، حسين سرور مسلمانان و فرزند دختر پيامبر سيّد مرسلان مى‌باشد.(7)
8- در ديـدار مـحـرمـانه سران شيعه با ابراهيم اشتر و دعوت از او براى يارى مختار، يزيد بن انس اظهار داشت: " تو را به كتاب خدا و سنّت پيامبر و خونخواهى اهل بيت او و دفاع از ضعفا و مظلومان دعوت مى‌كنيم."(8)
9- در نـامـه ابـن حـنـفـيـّه بـه ابراهيم اشتر آمده : مختار، امين و وزير و منتخب من است . به او دسـتـور داده‌ام با دشمنانم وارد نبرد شود و به خونخواهى ما برخيزد، خود و طايفه و پيروانت او را يارى كنيد.(9)
10- مختار در مراسم بيعت مردم كوفه با او گفت: "بيعت مى‌كنيد با من بر اساس كتاب خدا و سنّت پيامبر و خونخواهى اهل بيت
." (10)
11- شعار قيام مختار "يا لثارات الحسين" بود.(11)
در اين باره به کتاب : ماهيت قيام مختار ،ابوفاضل رضوي مراجعه فرماييد.

پي نوشت ها :
1. اختيار معرفة الرجال ،شيخ طوسي ، ج 1 ، ص 341 تحقيق : السيد مهدي الرجائي ، 1404،مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث ؛ المختار الثقفي، ص 124 .
1. تاريخ الأمم و الملوك ، أبو جعفر محمد بن جرير الطبري ج 5، ص 580، تحقيق محمد أبو الفضل ابراهيم ، بيروت، دار التراث ، چ الثانية، 1387/1967. ؛
كامل ابن اثير، ج 4، ص 172.
2 .البداية و النهاية، ابن كثير، ج 8، ص 270. سال چاپ : 1408 - 1988 م ،ناشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت - لبنان.
3. الكامل في التاريخ ، ابن اثير، ج 4، ص 173 سال چاپ : 1386 - 1966م ، ناشر : دار صادر للطباعة و النشر - دار بيروت للطباعة والنشر.
4. كامل ابن اثير، ج 4، ص 211.
5. بحارالانوار، علامة المجلسي ، ج 45، ص 365. سال چاپ : 1403 - 1983 م ، ناشر : مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان.
6. كامل ابن اثير، ج 4، ص 215.
7. همان، ج 4، ص 170.
8. كامل ابن اثير، ج 4، ص 215.
9. تاريخ‏الطبري محمد بن جرير طبرى ،ترجمه ابو القاسم پاينده، ،ج‏8،ص:3297 ، تهران، اساطير، چ پنجم، 1375ش.
10. كامل ابن اثير، ج 4، ص 226.
11. همان، ص 214.

پرسش:
اهل سنت مي گويند ام کلثوم دختر علي همسر عمربن الخطاب است. چنين است؟
پاسخ:
شيخ مفيد، از بزرگان شيعه و از مورخان و فقها و متکلمان برجسته، اين ازدواج را نمي‌پذيرد و معتقد است که اين گزارش توسط زبير بن بکار(1) نقل شده که مورد وثوق نيست. افزون بر اين، او از دشمنان علي(ع) به حساب مي‌آيد و در مطالبي که به بني هاشم نسبت مي‌دهد، قابل اعتماد نيست. متن روايت به صورت‌هاي مختلف و گاهي متضاد نقل شده که به آن اشاره مي‌شود:
أ) علي(ع) متولي عقد ازدواج بود.
ب) عباس، عموي علي، متولي ازدواج شد.
پ) بعد از اينکه بني هاشم مورد تهديد قرار گرفتند، اين ازدواج انجام شد.
ت) اين ازدواج از روي اختيار و بدون تهديد انجام شد.
ث) فرزندي به نام زيد، از اين وصلت به وجود آمد.
ج) زيد، زنده ماند و صاحب نسل شد.
ح) زيد و مادرش (ام‌کلثوم) در زمان عمر کشته شدند، به گونه‌اي که معلوم نشد کدام يک زودتر درگذشتند.
خ) ام کلثوم بعد از عمر، زنده بود.
د) عمر، مهريه او را چهل هزار درهم قرار داد.
ذ) عمر، مهريه را چهار هزار درهم قرار داد.
ر) عمر، مهريه را پانصد درهم معيّن کرد.
مرحوم شيخ مفيد چنين نتيجه‌گيري مي‌کند که وجود اين همه اختلاف، موجب بطلان گزارش مي‌گردد.
وي مي‌فرمايد: اگر اين روايت صحيح باشد (و چنين ازدواجي محقق گرديده باشد) باز با مذهب شيعه منافاتي ندارد.(2)
سيد مرتضى، شاگرد برجسته شيخ مفيد معتقد است اين ازدواج از روي اختيار نبود. سپس رواياتي را که دلالت بر اضطرار دارد، يادآور مي‌شود و در پايان مي‌فرمايد: حليت و حرمت هر کاري بستگي دارد به اينکه دليلي از دين و شريعت بر آن وجود داشته باشد و کار اميرالمؤمنين، از نظر ما حجت و دليل شرعي است.(3)
از مطالب مرحوم سيد مرتضى استفاده مي‌شود که وي وقوع اين ازدواج را پذيرفته، ولي دليل آن را اضطرار و تهديدهايي مي‌داند که متوجه بني‌هاشم شده بود.
علامه مجلسي بر اين عقيده است که انکار اين واقعه از سوي شيخ مفيد شگفت‌انگيز است. مجلسي بر اين باور است که شايد منظور شيخ مفيد اين بوده که اين موضوع از طريق اهل سنت قابل اثبات نيست،(4) چون رواياتي که از طريق آنان وارد شده، بسيار متفاوت و متضاد است!
آن گاه مرحوم مجلسي مي‌گويد: بهترين و اساسي‌ترين پاسخ به اين پرسش آن است که گفته شود اين کار به جهت تقيه و اضطرار انجام شد! دور از ذهن نيست که چنين بوده، چون خيلي از کارهاي حرام، در حال ضرورت و ناچاري، حکم آن تغيير مي‌کند و گاهي مبدّل به وجوب مي‌شود.(5)
دکتر سيد جعفر شهيدي، نويسنده و پژوهشگر معاصر، مي‌نويسد: ام‌کلثوم دومين دختر علي(ع) که مادرش حضرت زهرا(س) بود، در سال هشتم هجري متولد شد و در سال هفدهم با عمر ازدواج کرد و چون عمر کشته شد، با عون فرزند جعفر و پس از مرگ او با برادرش محمد بن جعفر بن ابي طالب ازدواج کرد.ام‌کلثوم از عمر پسري به نام زيد آورد.(6)
نويسنده اعيان الشيعه سيد محسن امين بر اين باور است که حضرت علي(ع) دو دختر به نام ام کلثوم داشته، مادر يکي از آنان حضرت فاطمه(س) و مادر دومي، زن ديگري بود. آن که با عمر ازدواج کرد، مادرش فاطمه(س) نبود و پيش از واقعه کربلا، در مدينه درگذشت.
آن ام‌کلثوم که در کربلا حضور داشت و در کوفه خطبه خواند، مادرش حضرت زهرا(س) مي‌باشد.(7)
آقاي سامي الغريري (که الفصول المهمه ابن صباغ مالکي را تحقيق کرده) بر اين عقيده است که ام کلثوم همسر عمر، دختر خليفة اوّل (ابو بکر) بود، که قلم به دستان مزدور چنين وانمود کردند که دختر علي(ع) است.(8)
در فروع کافي، بحث طلاق، در مورد عِدّة زني که شوهرش از دنيا رفته، دو روايت يکي توسط معاويه ابن عمار(9) و ديگري توسط سليمان بن خالد،(10) از امام صادق(ع) نقل شده که محتواي هر دو اين است: چون عمر درگذشت، حضرت علي(ع) نزد ام‌کلثوم رفت و او را به خانه خود برد.
از اين دو روايت استفاده مي‌شود که ام‌کلثوم، دختر علي(ع) بود، اما اين که مادرش چه کسي بود ،در روايت به آن اشاره نشده است.
مرحوم مجلسي روايت اوّل را موثق و روايت دوم را صحيح مي‌شمارد.(11)
با اين ديدگاه‌هاي بسيار متفاوت و اينکه برخي در گذشت ام کلثوم را پيش از شهادت امام مجتبي (ع) ذکر کرده اند (12 )، اظهار نظر قطعي، در اين باره بسيار مشکل است، ولي مسلّم است اگر اين ازدواج انجام شده باشد، با ميل و رغبت انجام نگرفته، اما چه ضرورت‌هايي مي‌توانست آن را توجيه نمايد، با قاطعيت نمي‌توانيم اظهار نظر کنيم. ولي اگر اين کار انجام شده باشد، مصلحت مهمي بوده که علي اين وصلت پذيرفته ، هر چند ما از آن آگاه نباشيم .
پي‌نوشت‌ها:
1. ابو عبدالله، زبير بن ابي بکر بن عبدالله بن مصعب، در زمان معتصم عباسي از سوي وي عهده‌دار قضاوت در مکه بود. در سال 256 درگذشت. تاريخ بغداد، ج 8، ص 467.
2. مصنفات المفيد، ج 7 (المسائل السرويه) ص 86 ـ 90؛
محمدباقر مجلسي، مرآة العقول، ج 20، ص 43 تهران ،دار الکتب الاسلاميه ،1366 چاپ اول.
3. مرآة العقول، ج 20، ص 44.
4. همان .
5. همان.ص 45.
6. زندگاني حضرت فاطمه(س)، ص 263 ـ 264.
7. سيد محسن امين، اعيان الشيعه، ج 2، ص 12.بيروت ،دارالتعارف للمطبوعات ،1418 ،چاپ پنجم ،تحقيق سيد حسن امين .
8. علي بن محمد، ابن صباغ مالکي، الفصول المهمه في معرفة الأئمة، ج 1، پاورقي، ص 647، تحقيق سامي الغريري، انتشارات دار الحديث.
9. فروع کافي، ج 6، ص 115، ح 1، تهران ، ،دار الکتب الاسلاميه ،1388 ، چاپ دوم .تحقيق علي اکبر غفاري .
10. همان، ح 2.
11. مرآه العقول، ج 21، ص 197 و 199.
12 .زندگاني حضرت فاطمه(س)، ص 265 .