سلام خداقوت
معني لفظي و لغوي سياست چيت ؟ ومعني عام آن چيست و به چه كسي سياستمدار ميگويند؟
آيا سياست به معناي دو رويي وريا كاري است(بعضي از دشمنان سياستمدار زيركي هستند)
و از طرفي ما معتقد به جدايي دين از سياست نيستيم
و حتي در قرآن سوره هاي سياسي داريم

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
سياست در اصل واژه اي عربي است و در لغت به معاني : پاسداشتن ملك ، نگاه داشتن ،حفاظت ، نگاه داري ، حراست ، حكم راندن بر رعيت ، رعيت داري كردن ،حكومت و رياست و داوري ، مصلحت ،تدبير ، دور انديشي مي باشد .(1)
ابوالبقاء گويد: «السياسة استصلاح الخلق بارشادهم الي الطريق المنجي في العاجل والآجل » ; (2) سياست عبارت است از يافتن صلاح بندگان و راهنمايي آنان به راه نجات در حال و آينده » .
جويري گويد: «سست الرعية سياسة وسوس الرجل امورالناس علي ما لم يسع فاعله اذا ملک امرهم ؛ (3) رعيت را سياست کردم يا فلان مرد امور مردم را سياست کرد، در اموري که توانايي انجام آن را ندارند» . (به معناي آن است که اختيار آنان را به دست گرفت) .
بنا بر اين علم سياست عبارت است از تدبير امور کشور به گونه اي که امور زندگي ملت به صلاح آيد . سياستمدار به کسي گفته مي شود که عضوي است از يک گروه سياسي، ديدگاه و نظر ويژه اي در مورد اداره جامعه خود دارد.عضو گروهي است که نظر خاص دارند و در بازي رقابت سياسي کشور خود شرکت دارد.
به يك اعتبار سياست را مي‏توان به دو قسم: مشروع و غير مشروع تقسيم نمود. سياست غير مشروع، يعني خدعه، نيرنگ و فريب. متأسفانه غالب اوقات از واژه سياست همين معنا به ذهن مي‌رسد. امام راحل فرمود:
"وقتي كه ما در حبس بوديم... رئيس امنيت آن وقت گفت: آقا، سياست عبارت است از دروغگويي، عبارت است از خدعه، عبارت است از فريب، عبارت است از پدرسوختگي... اين را بگذاريد براي ما، من به او گفتم: اين سياست مال شما است...". (4)
سياست مشروع، سياست اصولي و منطقي است كه جهت اصلاح جامعه و حفظ نظم از آن بهره گرفته ‏مي‏شود. امام راحل در تعريف سياست مشروع مي‏گويد:
"اما سياست به معناي اين كه جامعه را ببرد هدايت كند و به آن جايي كه صلاح جامعه و افراد است، اين در روايات ما براي نبي اكرم با لفظ سياست ثابت شده است".(5)
"و انبيا شغل شان سياست است و ديانت همان سياستي است كه مردم را از اين جا حركت مي‏دهد [ و به ] تمام چيزهايي كه به صلاح ملت و مردم است هدايت مي‏كند".(6)
اين مطلب واقعيت دارد كه سياست به معناي دروغ و خدعه وجود دارد و بيش تر سياست‌هاي دروغ كه در كشورها اعمال مي‌شود ، غير مشروع است.
از اين رو بزرگان دين بين سياست مشروع و غير مشروع مرزبندي كرده‏اند و هيچ گاه از سياست غير مشروع بهره نمي‏گرفتند. امام علي عليه‏السلام در دوران حكومت خود از سياست مشروع بهره گرفت. از اين رو يكي از مشكلات حضرت، صداقت در سياست بود، كه بعضي آن را برنمي‏تابيدند.(7)
برخي از اصحاب به ايشان عرض نمودند كه در سياست اين قدر صداقت شرط نيست. امام فرمود: "آيا به من دستور مي‏دهيد كه براي پيروزي خود از ظلم در حق كساني كه بر آن‏ها حكومت مي‏كنم ، ياري جويم؟! به خدا قسم! تا خورشيد طلوع مي‏كند و ستاره‏ها در آسمان چشمك مي‏زنند چنين كاري نمي‏كنم". (8)
به خاطر عدم بهره‏گيري علي عليه‏السلام از سياست غير مشروع بود كه مردم تصور مي‏كردند معاويه از امام علي(ع) سياست مدارتر است. امام در برابر چنين تصوري فرمود: "قسم به خدا! معاويه از من سياستمدارتر نيست، ولي او نيرنگ مي‏زند و مرتكب گناه مي‏شود. اگر نيرنگ خصلت زشتي نبود، من سياستمدارترين مردم بودم". (9)

پي‌نوشت‌ها:
1. لغتنامه دهخدا،‌ج 8 ، ص 12226 .
2. باقر شريف قرشي، النظام السياسي، ص 43 و ص 44 . سال چاپ : 1398 ،ناشر : دار التعارف بيروت.
3. جويري، صحاح اللغة، «سوس».
4. صحيفه نور، ج13، ص 216 - 217. ولايت فقيه إمام الخميني ، ص140، ناشر : مؤسسة تنظيم و نشر آثار الإمام الخميني.
5. روزنامه جمهوري اسلامي، 10/5/1373، ص 15.
6. صحيفه نور ، ج‏13، ص 432- 433 ، ناشر : مؤسسة تنظيم و نشر آثار الإمام الخميني .
7. مرتضي مطهري، سيري در سيره ائمه اطهار(ع) ص 28. چاپ دهم : 22بهمن 1373 ، ناشر : انتشارات صدرا.
8. أمالي شيخ مفيد، ص: 176 ، ناشر: كنگره شيخ مفيد.
9. نهج‌البلاغه، سيد رضى‏، كلمه 200. ص 318، ناشر: هجرت‏، قم‏ ،سال چاپ: 1414 ق‏، نوبت چاپ: اول‏.