سلام خسته نباشد
1-از مرحوم آيت الله بهجت كتابي خواندمدر آن نوشته بود درمان ريا با خود ريا است يعني ريا را با ريا درمان كن و براي شاه رياه كند نه براي گدا
من منظورشان را اينگونه گرفتم كه مثلا چيزي را كه مي دانيم حق است و ديگران گوش به آن نمي دهند در لباس مخالفان ( قلبا طرفدار حق بودن )با آنها همرنگ شويم و طوري عمل كنيم كه پاسخ سوالشان را خودشان بدهند .(معناي دور اين مطلب)
يا اينكه اي به اصطلاح ريا كاري را در قلب براي رضاي خدا و در ظاهر طوري وانمود كنيم كه شخصي كه مخالف حق است را بتوانيم كم كم به اين سمت بكشانيم ولي در لباس و رفتاري كه شبيه به خود آنها ست مثلا در فيلم ها مي بينيم كه يك پليس در لباس دزدان نقش بازي مي كند تا آنها را به دام بياندازد يا قانع كند
به هر حال اگه توضيح كاملي در باره اين مطلب مرحوم بهجت (ره) بدهيد ممنون مي شوم(كامل)

2-علم نسب چيست ؟من شنيده ام كه مثلا اگه يكي دو تا از جدتو بگي بهت ميگن كه مثلا از نسل چه كسي هستي يا اينكه از نسل سادات هستي يا نه؟اگه شما كسي را سراغ داريد لطفا نسب
مرا دارآوريد؟ فاميلي ام ميرزايي است شنيده ام بعضي ميرزايي ها سيد اند ولي ما نيستيم جريان چيه؟

3-من خيلي دچار ناملايمي در قلب و افكار از نظر برخي مسائل ديني مشوم و هميشه سعي مي كن با آنها مبارزه كنم آيا اين همان جهاد با نفس است؟ اصلا جهاد با نفس معني ساده و خلاصه اش چيه؟براي رفع اين مشكل چه راهي رو پيشنهاد مي كنيد
4-بعضي موقع افكار خيلي زشت و ناپسند به ذهنم در مورد مسائل ديني و... نفوذ مي كنه و من از اين بابت خيلي نگران و ناراحت ميشم كه نكنه گناه بزرگي به پام نوشته بشه آخه بعضي افكارم انقدر زشت است كه فكرشان تنم را مي لرزاند تو رو خدا كمكم كنيد و راه حلي جلو پام بذارين .در اين رابطه روايتي خواندم كه شخصي پيش يكي از امامان آمد و گفت من افكار زشتي به سراغم مي آيد طوري كه مي خواهم خود راپاره پاره كنم (از شدت زشتي) امام در پاسخ گفت:بخدا اين از نشانه ايمان است
آيا من مشمول اين روايت ميشم يا نه؟ لطفا كمكم كنيد

@@پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
لطفا نام کتاب ،صفحه و ناشر آن را ذکر کنيد تا مورد بررسي قرار گيرد .
پرسش 2:
علم نسب چيست ؟ شنيده ام كه مثلا اگه يكي دو تا از جدتو بگي بهت مي گن كه مثلا از نسل چه كسي هستي يا اينكه از نسل سادات هستي يا نه؟اگه شما كسي را سراغ داريد لطفا نسب مرا در آوريد؟ فاميلي ام ميرزايي است. شنيده ام بعضي ميرزايي ها سيد اند ولي ما نيستيم .جريان چيه؟
پاسخ:
@@
علم انساب از تعيين نسب مردم و روش هاي پژوهش در آن، با هدف پرهيز از خطا در تعيين نسب اشخاص سخن مي گويد. نسب شناسي از جمله علوم پايه براي مورخ محسوب مي شود . مي توان آن را زير مجموعه تراجم طبقه بندي کرد.
احتمالا آقاي موحد ابطحي بتوانند كمك كنند
مي توانيد با کتابخانه آيت الله مرعشي نجفي ، قم تماس تلفني برقرار کنيد.با حجت الاسلام والمسلمين سيد مهدي رجايي که در علم نسب شناسي تبحر دارد ، صحبت کنيد. وي هر روز يک ساعت به اذان مغرب تا اذان، آماده پاسخ به سؤالات است.
تلفن: 7732067 ـ 0251

پرسش 3:

خيلي دچار ناملايمي در قلب و افكار از نظر برخي مسائل ديني مي شوم و هميشه سعي مي كنم با آن ها مبارزه كنم . آيا اين همان جهاد با نفس است؟ اصلا جهاد با نفس معني ساده و خلاصه اش چيه؟براي رفع اين مشكل چه راهي رو پيشنهاد مي كنيد؟
پاسخ:
@@
تنها فردي نيستيد كه از اين گونه افكار مزاحم و تكراري رنج مي‏بريد، بلكه افراد زيادي هستند كه دچار اين گونه افكار يا مشابه آن هستند؛ در واقع پيدايش اين حالات و اين نوع پرسش‌ها در ذهن انسان (آن هم در دوران نوجواني و جواني) امري عادي و طبيعي است .
در معارف اسلامي به اين گونه جرقه‌ها که گاهي در ذهن و دل انسان وارد مي‌شود و غالبا زود هم خارج مي‌گردد «حديث نفس» گفته مي‌شود . امروزه روان شناسان آن را نوعي وسواس فکري مي شمرند. حديث نفس يا وسواس فكرى، افكار بيهوده گاهي اوقات تصورات و تخيلات وحشتناكى است که افراد مبتلا به آن در ذهن خود به وجود مى‏آورند . اين افكار در چرخه‏اى بى پايان، مرتب تكرار مى‏شود.
بعضى از مبتلايان، مشكل خود را پنهان نگه مى‏دارند . گاهى دور از چشم ديگران چندين ساعت را صرف افكار خود مى‏نمايند ، اما خوشبختانه شما با ارسال نامه به طرح موضوع پرداخته‏ايد . در واقع با شناخت درد و تصميم به حل و درمان آن نصف راه را رفته ايد ، پس راهكارهايى را كه ارائه مى‏شود، با دقت مورد توجه قرار دهيد. در آغاز لازم است به چند نکته مهم توجه داشته باشيد:
الف- حديث نفس نه گناه است و نه انسان را از دايره «دين» خارج مي‌کند، چون شخص اين وضعيت را نمي خواهد ، به عبادتش نيز اشکال وارد نمي کند .مهم آن است که بر «عقيده و ايمان خود استوار و ثابت قدم» باشيد . براي بستن راه‌هاي ورودي «حديث نفس» و القاي شبهات و اشکالات ذهن توسط شيطان و پاسخ‌گويي به آن ها به اقدام‌هاي «علمي» و «عملي» دست بزنيد.
ب- چون شيطان با همفکري نفس امّاره پيوسته در صدد نقشه کشيدن و برنامه ريزي جهت دلسرد کردن و مأيوس ساختن انسان از عبادت خدا و پيروي از دين و انبيا و ائمه عليهم السلام هستند ،انسان بايد هميشه در مسير افزايش سطح اطلاعات و آگاهي ديني و شناخت و معرفت خود نسبت به خدا و نعمت‌ها و الطاف مادي و معنوي اش باشد تا از اين رهگذر بتواند به تدريج به ايمان و عقيده قوي و تقواي قلبي و قولي و عملي نايل گردد.
راهکارها:
1 - بازسازى شناختى:
درمان وسواس فكرى به تصميم و همت شما بستگى دارد. در اين جهت كسى جز خودتان نمى‏تواند به شما كمكى بنمايد. امام على(ع) مى‏فرمايد: «كسى كه در اصلاح خود كمك نكند، ديگرى نه مانع بروز مشكلات او مى‏شود و نه او را به سوى رشد و خير مى‏كشاند».(1)
بايد كمر همت را ببنديد و با اتكا به توانايى‏هاى خود وارد عمل شويد و نسبت به درمان بيمارى خويش اميدوار باشيد.
2 - شفاف كردن افكار:
براى مقابله با افكار انحرافى بايد انديشه خود را پالايش كنيد و ابهام زدايى نماييد. امام على(ع) مى‏فرمايد: «به دليل شفافيت افكار ملائكه، آنان به وسواس فكرى مبتلا نمى‏شوند».(2)
اگر شبهه و سؤالى در ذهن خود نسبت به خدا ،نماز،دعا،توکل،و يا توسل به اولياى الهى داريد، بدون واهمه آن‏ها را مطرح نماييد . از راه انديشيدن يا مطالعه کردن و يا مکاتبه نمودن با ما در پي يافتن پاسخي رضايت بخش جهت پرسش هاي خود باشيد.
3 - متمركز شدن بر افكار مطلوب:
براى رهايى از افكار ناخواسته، لازم است افكار خوشايند را جايگزين كنيد. توجه به افكار معقول و تقويت و تمركز آن به وسيله تكرار زبانى، شما را از افكار مخرّب و آزار دهنده باز مى‏دارد. پيامبر اكرم(ص) مى‏فرمايد: «كسى كه مبتلا به وسواس فكرى درباره خدا است، سه بار ايمان به خدا و رسول را به زبان تكرار كند ، يعني سه بار بگويد :«آمنت بالله و رسوله »تا آن حالت وسواسى از بين ‏برود».(3)
4 - ذكر و دعا : شخصى از امام صادق(ع) در مورد وسواس و شك سؤال كرد، حضرت فرمود: «لا شى فيها، تقول لا اله الا الله؛ اين وسواس و شك مشكلى ندارد ، يعني گناهي بر آن بار نيست . هر گاه به وسواس فكرى مبتلا شدى، بگو لا اله الا الله ».
(4) با اين ذكر و تغيير حالت دادن، از فكر تكرارى رهايى مى‏يابيد.
- مردي خدمت امام باقر(ع) رسيد و از سه چيز شکايت کرد:
يکي از وسوسه شيطان و حديث نفس که براي او پيش مي‌آيد،
دوم- از فقر و تنگدستي،
سوم ـ از بدهکاري‌هاي زيادي که دارد.
حضرت فرمود: اين دعا را مکرر بخوان. خداوند هر سه مشکل را برطرف مي‌کند: «توکّلت علي الحيّ الذي لا يموتُ و الحمد للّه الذي لم يتّخذ ولداً و لم يکن له شريکٌ في المُلک و لم يکن له وليُّ من الذلّ و کبّره تکبيراً».
پس از مدتي آن مرد خدمت امام رسيد و گفت: به دستور شما عمل کردم، خداوند هر سه مشکل مرا برطرف ساخت.
در روايتي آمده است که براي رفع وسوسه شيطان و حديث نفس و زماني که در دل شکي نسبت به خدا ( يا يکي از مقدسات ) پيدا شد، بگويد: «هو الأوّل و الآخر و الظاهر و الباطن و هو بکلّ شيءٍ عليم».
امام صادق(ع) فرمود:‌«هر گاه شيطان در دل انسان وسوسه کرد و در او شک و ترديد ايجاد کرد، سه مرتبه بر سينه و شکم خود دست بکشد و بگويد: «بسم الله وبالله، محمّدٌ رسول الله و لا حول و لا قوّة إلاّ بالله العليّ العظيم، اللهمّ امْسَح عنّي ما أحذر».
5 - تقويت اعتقادات مذهبى:
«كول جى آر» با مرور بر زندگى «مارتين لوتر» رهبر مذهبى شهيرى كه مبتلا به وسواس فكرى بود، اظهار داشت كه اعتقادات مذهبى «لوتر» نقش بسيار مهمى در كنار آمدن او با نگرانى‏ها و ناراحتى‏هاى درونى ناشى از وسواس داشته است.
6 - ورود افكار منحرف را به ذهن دراختيار خود بگيريد تا اين افكار ناخواسته به ذهن شما وارد نشود. به اين منظور براى فكر در اين امور، ساعت خاصى تعيين كنيد، يعنى با خود عهد ببنديد كه زمان فكر كردن درباره موضوع وسواس، ساعت خاصى باشد.
در طول روز هرگاه اوهام و افكار وارد ذهن تان شد، به خود بگوييد: زمان فكر كردن فلان ساعت است. در زمان مقرر مدتى را به فكر كردن درباره آن موضوع اختصاص دهيد، تا در طول روز ذهن تان مشغول آن نشود. البته زمان اختصاصى را به تدريج در طى (مثلاً سى روز) روزى يك دقيقه كم كنيد تا به صفر برسد.
7 - هر روز به خود تلقين كنيد : قادرم افكار ناخواسته را كنار بگذارم. تلقين يكى از راه‏هاى مبارزه با افكار منفى است.
نكته مهم و قابل توجه آن است كه از افكار ناخواسته و مزاحم، احساس وحشت و نگرانى نكنيد . بدانيد كه آن‏ها موجب كفر نمى شود و اصلاً گناه نيست، بلكه يك نوع بيمارى است كه بايد درمان شود. پس اثر وضعى (نجاست) و اثر تكليفى (گناه و كفر) ندارد.
پيامبر اكرم(ص) فرمود: «از امت من هر چه كه در ذهن شان خطور مى‏كند، عفو شده است، تا وقتى كه آن را به زبان جارى نكرده و عملى انجام نداده باشند».(5) يعنى عمل تان طبق افكار كافرانه و آلوده نباشد. نسبت بد دادن در ذهن و يا تصوير نادرست ايجاد كردن، هيچ كدام از نظر فقهى گناه محسوب نمى‏شود.
افسوس خوردن مشكلى را حل نمى‏كند، بلكه اعصاب شما را ضعيف‏تر مى‏سازد. با صبر و بردبارى و با يارى جستن از خدا و توسل به اهل بيت(ع) و انجام راهكارهاى ارائه شده، از افكار منفى رها خواهيد شد.
ما را از نتايج به كاربندى راهكارها آگاه كنيد.
پى‏نوشت‏ها:
1. دكتر شكوه نابى نژاد، رفتارهاى بهنجار و ناهنجار، ص 162.
نهج البلاغه، فيض الاسلام، خطبه 89.
2 . همان، خطبه 90.
3 . كنزالعمال، حديث 1245.
4 . كافى، ج‏2، ص 424.
5 . بحار الانوار، ج‏66، ص 42.
جهاد با نفس، به معناي تسليم نشدن در برابر خواسته‏ها و اميال نفسانى است .جهاد با نفس، و تسليم نشدن در برابر خواسته‏ها و اميال نفسانى است. يكى از مهم ترين خواسته‏هاى نفسانى، كه مبارزه با آن بسيار مهم است، و ارباب سير و سلوك به آن فوق العاده اهميّت مى‏دهند، «خودخواهى» و «خودمحورى» و «برترى‏جويى» و «خودپرستى» است.تهذيب نفس نوعى جهاد و مبارزه با دشمنان درونى است، كه در كمين انسان ها هستند. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از آن به «جهاد اكبر» تعبير كرده است،پيغمبر گروهى از مجاهدان اسلام را به سوى ميدان جهاد فرستاد، هنگامى كه از جهاد بازگشتند فرمود:
«مَرْحَبًا بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهادَ الْاصْغَرَ وَبَقِىَ عَلَيْهِمُ الْجِهادُ الْاكْبَرُ فَقيلَ يارُسُولَ اللَّهِ مَاالْجِهادُ الْاكْبَرُ، قالَ : جِهادُ النَّفْسِ؛
آفرين بر جمعيّتى كه جهاد اصغر را انجام دادند و جهاد اكبر بر دوش آن ها مانده است؛ كسى عرض كرد: اى رسول خدا! جهاد اكبر چيست؟ فرمود: جهاد با نفس.(1)
در بحارالانوار در ذيل حديث آمده است:
ثُمَّ قالَ صلى الله عليه و آله: افْضَلُ الْجِهادِ مَنْ جاهَدَ نَفْسَهُ الَّتى بَيْنَ جَنْبَيْهِ؛
برترين جهاد، جهاد با نفسى است كه در ميان جان آدمي قرار گرفته است. ( 2). بعضى از آيات قرآنى كه در زمينه جهاد وارد شده نيز به جهاد اكبر تفسير شده است، يا از اين نظر كه مربوط به جهاد با نفس است، و يا از اين نظر كه مفهوم عامّى دارد كه هر دو بخش از جهاد را شامل مى‏شود.
در آيه 78 سوره حج آمده است:
وَجاهِدُوا فِى‏اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَاجْتَباكُمْ وَما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِى‏الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ؛
در راه خدا جهاد كنيد و حقّ جهادش را ادا نمائيد، او شما را برگزيده و در دين (و آيين خود) كار سنگين و شاقّى بر شما نگذارده است.
غالب مفسّران اسلامى جهاد را در اين آيه به مفهوم عام( كه شامل جهاد اكبر و اصغر هر دو مى‏شود، يا به معنى خصوص جهاد اكبر )تفسير كرده‏اند، چنان كه مرحوم علّامه طبرسى در مجمع‏البيان از اكثر مفسّران نقل مى‏كند كه منظور از حقّ جهاد، اخلاص نيّت و انجام اعمال طاعات براى خداست. (3)
در حديث معروف ابوذر آمده است :
«قُلْتُ يارَسُولَ اللَّهِ اىُّ الْجِهادِ افْضَلُ؛
عرض كردم كدام جهاد برتر است؟»فرمود:
«انْ يُجاهِدَ الرَّجُلُ نَفْسَهُ وَهَواهُ؛
برترين جهاد آن است كه انسان با نفس و هواى خويش جهاد كند.( 4)
در حديث ديگرى پايه اصلى جهاد با نفس را، خود شناسى دانسته است. امام علي (ع) مي فرمايد :: مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ جاهَدَها؛ وَ مَنْ جَهِلَ نَفْسَهُ اهْمَلَها؛
كسى كه خود را بشناسد، به جهاد با نفس بر مى‏خيزد . كسى كه خود را نشناسد ،آن را رها مى‏سازد. ( 5).

پي نوشت ها:
1. وسائل الشّيعه، ج 11،ص 122
2. بحارالانوار، ج 67، ص 65.
3. مجمع البيان، ج 7، ص 97.
4. ميزان الحكمه، ج 2، ص 141.
5. همان، ج3، مادّه معرفت، ص 1881.

پرسش 4:
بعضي موقع افكار خيلي زشت و ناپسند به ذهنم در مورد مسائل ديني و... نفوذ مي كنه و من از اين بابت خيلي نگران و ناراحت مي شم كه نكنه گناه بزرگي به پام نوشته بشه آخه بعضي افكارم آن قدر زشت است كه فكرشان تنم را مي لرزاند. تو رو خدا كمكم كنيد و راه حلي جلو پام بذارين . در اين رابطه روايتي خواندم كه شخصي پيش يكي از امامان آمد و گفت من افكار زشتي به سراغم مي آيد ، طوري كه مي خواهم خود را پاره پاره كنم (از شدت زشتي) امام در پاسخ گفت:به خدا اين از نشانه ايمان است. آيا من مشمول اين روايت ميشم يا نه؟
پاسخ:
@@
به پاسخ پيشين مراجعه كنيد.