به نام خدا با عرض سلام خدمت شما عزیزان لطفا در مورد دعا ویا حرز یا هر چیز دیگری که نام دارد توضیح دهید و بفرمایید آیا از لحاظ شرعی اصلا دعاهایی که برروی ورق نوشته می شوند و به گردن آویخته میشوند یا اینکه در آب حل می شوند و به اشخاص خورانده می شوند حدیث یا جایگاهی دارند.
آیا استفاده از این دعاها که اشخاصی می نویسند کار صحیحی است و شرک به خدا محسوب نمی شوند البته انهایی که از اسمائ خدا در آنها استفاده می شود نه غیر از آن.
بنده دارای مشکلات فراوانی هستم از آن رو پدرم پیش سیدی رفته که نماز خوان ومومن است و همه دعاهای او را عالی میدانند و بعضی اشخاص هم خواص دعاهای او را تعریف می کنند البته در قبال این کار پول هم میگیرد و برای من هم قرار است دعایی بنویسد(البته از ما پول نمیگیرد زیرا دوست پدرم است) حال در حیرتم آیا به آن دعا اعتقاد داشته باشم و به گردن بیاویزم یا خیر از آن میترسم با این کار خدا را فراموش کرده باشم و در واقع هم توکلم به خدا را از دست داده باشم و هم شرک کرده باشم.
لطفا مرا راهنمایی کنید.
یک سوال دیگر بنده دارای مشکلات فراوانی از جمله اضطراب ترس وسواس و.. هستم آیا در این زمینه دعاها یا اعمالی وجود دارند که مرا از این بند رها کنند یا خیر .
سوال دیگر آیا انسان می تواند در این زمانه پر بلوا که احساس غربت می کند آقایش امام زمان را ببیند یا به نحوی با او ارتباط برقرار کند آیا امام زمان ما را فراموش کرده یا ما را به حال خود رها کرده .
با تشکر

پرسش 1:
دعا شرح : در مورد دعا و يا حرز يا هر چيز ديگري که نام دارد توضيح دهيد و بفرماييد آيا از لحاظ شرعي اصلا دعاهايي که روي ورق نوشته مي شوند و به گردن آويخته مي شوند يا اينکه در آب حل مي شوند و به اشخاص خورانده مي شوند حديث يا جايگاهي دارند؟ آيا استفاده از اين دعاها که اشخاصي مي نويسند کار صحيحي است و شرک به خدا محسوب نمي شوند؟
پاسخ:
با سلام و تشکر به خاطر ارتباطتان با اين مرکز
اگر مرادتان از اينکه دعاهاي مذکور چه جايگاهي دارند، اين است که آيا صحيح و قابل اعتماد هستند ، پاسخ اين است :دعاهاي مذکور اگر برگرفته از آيات الهي يا اذکار و ادعيه مأثوره از معصومين (عليهم السلام) باشد ،صحيح است و اعتماد بر آن ها درست مي باشد. اما اگر بر اساس كتاب هاي مجهول و نامعتبر نوشته شود، صحيح نبوده و قابل اعتماد نيست. مرحوم شيخ حر عاملي (ره) در كتاب وسائل الشيعه احاديث درباره اين مسئله را در بابي ذكر نموده اند.(1)
پرسيده ايد : آيا استفاده از اين دعاها که اشخاصي مي نويسند ،کار صحيحي است و شرک به خدا محسوب نمي شوند.
خداوند در قرآن مي‌فرمايد: و إذا سئلک عبادي عنّي فإنّي قريب أُجيب دعوة الداع إذا دعان فاليستجيبوا لي وليؤمنوا بي؛(2)
اي پيامبر! هنگامي که بندگانم از تو درباره من سؤال کنند، (به آنان ) بگو من نزديکم، من دعاي دعا کننده را به هنگامي که مرا مي‌خواند، اجابت مي‌کنم. بنابراين بندگان من بايد دعوت مرا بپذيرند و به من ايمان آورند.
در جاي ديگر مي‌فرمايد: «ادعوني استجب لکم؛(3) مرا بخوانيد تا شما را اجابت کنم».
مراجعه براي دعا نزد علما و بزرگان و يا دعا نويساني كه از كمالات بهره‏اي دارند و از دعاهاي مخصوص و وارد شده از لسان معصوم و براي امور خير استفاده مي كنند ، امري پسنديده است.
دعا هايي که نوشته مي شوند و بر گردن آويخته مي شود و يا به شکل هاي ديگراستفاده مي شوند، مثل اينکه در آب حل مي شوند و به اشخاص خورانده مي شوند، اگر برگرفته از آيات الهي يا اذکار و ادعيه مأثوره از معصومين (عليهم السلام) باشد صحيح است . اعتماد بر آن ها درست مي باشد ، نيز دعا چون کمک خواستن ازخود خداوند متعال است، شرک نمي باشد.
نوشته ايد : مي ترسم با اين کار خدا را فراموش کرده باشم و در واقع هم توکلم به خدا را از دست داده باشم
نخست آن که : دعا کردن در واقع با خداوند صحبت کردن و از او طلب کمک نمودن است. بنابراين استفاده از دعا نشانه به ياد خدا بودن است، نه به معناي فراموش کردن خدا.
دوم : دعاکردن هيچ منافاتي با توکل نيز ندارد. اگر درک درست از توکل داشته باشيم، معلوم خواهد شد توکل با کار و تلاش و طلب کمک از خداوند منافات ندارد، بلکه اساسا معناي صحيح توکل همان است ،يعني برخي تصور مي‌کند توکل آن است که انسان دست از کار و تلاش بردارد و توکل کند،کارهايش حل مي‌شود، در حالي که معناي صحيح توکل اين است که انسان تلاش هاي خود را انجام دهد . در گرفتن نتيجه بر خدا توکل کند. از او کمک بخواهد. از اين روي مولوي با الهام از آموزه‌هاي ديني گفته است:
گفت پيغمبر به آواز بلند با توکل زانوي اشتر ببند
گر توکل مي کني در کار کن کشت کن ،پس تکيه بر جبار کن (4)
بنابراين دعا کردن اگر با فراهم کردن شرايط و مقدمات و مقوّمات برآورده شدن حاجات و خواسته‌ها و رفع آسيب‌ها و آفت‌هاي مانع اجابت همراه شود،نه تنها با توکل منافاتي ندارد ،بلکه عين توکل بر خداوند است.

پي نوشت ها:
1. وسائل الشيعة، ج‌6، ص 236‌.
2. غافر(40) آيه 60 .
3. نمل (27) آيه 40.
4. مثنوي ،دفتر اول ،ص 44.

پرسش 2:

داراي مشکلات فراواني از جمله اضطراب ،ترس ،وسواس و.. هستم .آيا در اين زمينه دعاها يا اعمالي وجود دارند که مرا از اين بند رها کنند ؟
پاسخ:
ترس و دلهره يا اضطراب و استرس دو چهره دارد: بهنجار و نابهنجار. اين زايده رواني، در اكثر انسان ها، كم و بيش وجود دارد 0در جهان كسي نيست كه نترسد زيرا ترسيدن يك رفتار انساني بهنجار است اما اگر به شکل شديد و افراط گونه در آيد و يا در جايي باشد که منطقي و معقول نباشد ، بايد به درمان آن اقدام کرد. بهترين و اساسي ترين راه درمان هر دردي، شناخت منشأ‌ پيدايش و راه نفوذ درد است، تا بدين وسيله ، منشأ مسدود گردد و راه نفوذ بسته شود. پس براي رفع استرس و اضطراب و خستگي روحي و باز يافت انرژي و نشاط ،بايد مانند بيماري هاي جسمي دو كار انجام داد:
يكي: منشأ پيدايش و نفوذ اين زايده روحي و رواني را شناخت و مسدود نمود.
دوم: عوارض به جا مانده از آن زايده بر روان را برطرف ساخت.
براي تحقق اين خواسته و رسيدن به هدف لازم است همزمان سه گونه نگاه درماني و آسيب زدايي به موضوع داشته باشيم0
يکي نگاه علمي وتجربي ،
دوم، نگاه معرفتي
سوم، دعا درماني0 زيرا هر سه راه را خداوند مقرر دا شته، او است که به عوامل مادي ومعنوي خاصيّت اثر بخشي و درمانگري مي دهد .
نگاه اول:
استرس به طور كلي زماني اتفاق مي‏افتد كه فرد از ذهني منفي گرا برخوردار باشد . توانائي هاي خود را در برابر مقاومت و كنار آمدن با استرس زير سؤال ببرد 0 انسان ممکن است يك زمان از آمدن برف شاد شود و زمان ديگر ناراحت0 در صورتي كه عامل هر دو يك چيز است مثلا" زماني كه براي شركت در آزمون يا انجام کاري عجله داريد، صبح كه از خواب بيدار مي‏شويد ،با ديدن برف ممكن است دچار استرس شويد چرا چون تصور مي‏كنيد با آمدن برف رفت و آمد اتومبيل‏ها كند شده و ممكن است به موقع نتوانيد به محل آزمون يا کارگاه برسيد0 اين خود يك عامل استرس‏زا مي‏شود. زمان ديگر از خواب پا شده‏ايد و با ديدن برف بسيار خوشحال مي‏شويد چرا كه با دوستان تان قرار گذاشته ايد که درصورت باريدن برف به اسكي رفته و تفريح و ورزش خواهيد كرد.
بنابراين، اين فكر ماست كه شرايط را مطلوب يا نامطلوب نموده و عا مل استرس‏زا مي‏شود. همان طوري كه در مثال بالا كاملا" مشهود است. به طور كلي براي رفع استرس روش هاي ذيل به صورت يك برنامه روزانه پيشنهاد مي‏شود.
1- هر روز به آرامي از خواب بيدار شويد ،يعني با بيدار شدن از خواب بلافاصله از رختخواب با عجله جدا نشويد. سعي كنيد يك تا دو دقيقه در رختخواب بمانيد0 ابتدأ نفس عميق بكشيد و با نام و ياد خدا روز را شروع كنيد . آرزوي يك روز خوب را براي خود داشته باشيد، و به خود بگوئيد حتما امروز روز خوبي خواهد بود.
2- ارتباط خودتان را با خداوند قوي كنيد .هميشه به خودتان بگوئيد خداوند مرا دوست دارد و از كمك‏هاي او بهره مند خواهيد شد.
3- ارتباط خودتان را با خودتان گسترش دهيد0 به خود بگوئيد وتلقين کنيد" همان قدر كه با ديگران مهربان هستم، به خود نيز محبت مي‏كنم".
4- هدف‏هاي دراز مدت خودتان را مانند هر چيزي را كه لازم داشته باشم، براي بهبود و سلامت جسم،روح وروان و اعتقاداتم مهيا مي‏كنم.
5- در هر روز تمرين‏هاي ورزشي را به صورت منظم انجام دهيد.
6- به تغذيه‏ خودتان توجه داشته باشيد.يك رژيم غذائي سالم را در پيش بگيريد0 توجه داشتن به تغذيه، خوردن هر وعده چلوكباب و يا چلوخورشت نيست بلكه استفاده از سبزيجات، ميوه‏ها ،لبنيات و تنوع غذايي است که بسيار اهميت دارد.
7- هر ساعت يك تا سه بار نفس عميق بكشيد.
8- مهم ترين توصيه ما به افرادي كه دچار استرس و اضطراب هستند،‌ اين است كه درهاي ديروز و فردا را به روي خويش محکم ببنديد. فقط به كارها و تكاليف امروزتان بينديشيد. در حوادث و خاطرات گذشته را قفل کنيد، درمورد آينده چه پيش خواهد آمد هرگز فکر نکنيد0.
عبرت را جايگزين حسرت بر گذشته و تدبير را جانشين بيم از آينده قرار دهيد0.
9- روز را با همان صورتي كه شروع كرده‏ايد تمام كنيد0 پيش از اين كه بخوابيد سعي كنيد از خودتان راضي باشيد. اگر اشتباهي كرده‏ايد ،سعي كنيد از آن به عنوان يك تجربه استفاده كنيد ،نه اينكه اشتباه گذشته باعث خرابي آينده تان شود.
سعي کنيد با ياد خدا و خواندن دعا به خواب برويد. ضمنا جهت آرامش قلب اين آيه را دائم بخوانيد:«الا بذكر الله تطمئن ا لقلوب»(1).
نگاه دوم:
روح انسان براي رهايي از هيجانات و استرس ها محتاج تكيه گاهي مطمئن است . داشتن عقائد صحيح از آن جمله است. اعتقاد توحيدي صحيح در مؤمن اين با ور را به وجود مي آورد که ذره اي در عا لم هستي مؤثر نيست مگر به اذن خدا .چنين توكل و اعتقاد ي نيازمند مقدمات معرفتي خاصي است، به گونه اي كه در گام اول ، عقل انسان قانع شود كه خداوند، قادر به هر چيزي است و چيزي از اختيار او خارج نيست . در بر آوردن حوائج انسان بخلي ندارد0 اين معرفت عقلاني هنگامي که با عمل خا لصانه همراه شد ،به معرفت قلبي تبديل مي شود.سبب «استقرار ايمان در قلب» مي شود.
آنچه انسان را به آرامش و نشاط روحي نايل مي گرداند ،قوّت و انرژي مي بخشد ،عشق و دلبري مي آفريند و از همه خستگي ها ،استرس ها ،اضطراب ها ،دغدغه ها،و بالاخره از همه هياهو هاي جهان مادي دور نگه مي دارد ،ايماني است که از مرحله معرفت عقلاني به معرفت قلبي رسيده باشد و ايمان را در قلب مستقر و مأوا داده باشد.
اين قلب است که قرآن ازآن به« قلب سليم »(2) نا م مي برد.
اين قلب است که پيوسته به ذکر خدا ا شتغال دارد. ذکري که بر پايه «" الا بذكر الله تطمئن القلوب " آرام کننده و نشاط دهنده "روح روان" و زداينده همه ترس ها و واهمه ها است. بنا براين ،از يک سو بايد سطح معرفت عقلي و قلبي را افزايش داد و از سويي ديگر آن چه که به آن معرفت حاصل شد ،عمل گردد تا نور حق در قلب تجلي يابد . دل از همه نا هنجاري ها و دغدغه ها خلاص شود . به آرامش واقعي و ماند گار دست يازد.
نگاه سوم:
دعا هايي که ذيلا ذکر مي گردد، جهت رفع خوف و ترس و اضطراب و پيدايش آرامش روان و تقويت ايمان و حل بسياري از مشکلات مؤثر است.
1- اللهم إني أسألك يا مدرك الهاربين و يا ملجأ الخائفين و يا غياث المستغيثين اللهم إني أسألك بمعاقد العز من عرشك و منتهى الرحمة من كتابك و باسمك العظيم الكبير الأكبر الطاهر المطهر القدوس المبارك وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ يا الله عشرا يا رباه ...يا مولاه يا غاية رغبتاه يا هو يا هو يا من لا يعلم ما هو إلا هو و لا كيف هو إلا هو يا ذا الجلال و الإكرام و الإفضال و الإنعام 0يا ذا الملك و الملكوت يا ذا العز و الكبرياء و العظمة و الجبروت يا حي لا يموت يا من علا فقهر يا من ملك فقدر يا من عبد فشكر يا من عصى فستر يا من بطن فخبر يا من لا تحيط به الفكر يا رازق البشر يا مقدر القدر يا محصي قطر المطر يا دائم الثبات يا مخرج النبات يا قاضي الحاجات يا منجح الطلبات يا جاعل البركات يا محيي الأموات يا رافع الدرجات يا راحم العبرات يا مقيل العثرات يا كاشف الكربات يا نور الأرض و السماوات يا صاحب كل غريب يا شاهدا لا يغيب يا مونس كل وحيد يا ملجأ كل طريد يا راحم الشيخ الكبير يا عصمة الخائف المستجير يا مغني البائس الفقير يا فاك العاني الأسير يا من لا يحتاج إلى التفسير يا من هو بكل شي‏ء خبير يا من هو على كل شي‏ء قدير يا عالي المكان يا شديد الأركان يا من ليس له ترجمان يا نعم المستعان يا قديم الإحسان يا من هو كل يوم في شأن يا من لا يخلو منه مكان يا أجود الأجودين يا أكرم الأكرمين يا أسمع السامعين يا أبصر الناظرين يا أسرع الحاسبين يا ولي المؤمنين يا يد الواثقين يا ظهر اللاجين يا غياث المستغيثين يا جار المستجيرين يا رب الأرباب و يا مسبب الأسباب و يا مفتح الأبواب يا معتق الرقاب يا بارئ النسم يا جامع الأمم يا ذا الجود و الكرم يا عماد من لا عماد له يا سند من لا سند له يا عز من لا عز له يا حرز من لا حرز له يا غياث من لا غياث له يا حسن البلايا يا جزيل العطايا يا جميل الثنايا يا حليما لا يعجل يا جوادا لا يبخل يا قريبا لا يغفل يا صاحبي في وحدتي يا عدتي في شدتي يا كهفي حين تعييني المذاهب و تخذلني الأقارب و يسلمني كل صاحب . يا رجائي في المضيق يا ركني الوثيق يا إلهي بالتحقيق يا رب البيت العتيق يا شفيق يا رفيق اكفني ما أطيق و ما لا أطيق و فكني من حلق المضيق إلى فرجك القريب و اكفني ما أهمني و ما لم يهمني من أمر دنياي و آخرتي برحمتك يا أرحم الراحمين. (3)
2- سحر خيزي ونماز شب سبب صحت وسلامتي جسم و آرامش روح و روان و مايه عزم و اراده مي گردد.(4)
3- پايبندي به خواندن نماز در اول وقت.
4- خواندن دعا هاي هر روز به خصوص دعاي روز هاي سه شنبه و چهار شنبه و پنج شنبه.
5- بعد از هر نماز ده مرتبه بخوانيد: "سبحان ربي العظيم و بحمده و لا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم"
موفق باشيد.
پي نوشت ها:
1- رعد(13)،آيه 28.
2- شعراء(26)،آيه 89.
3- بحارالانوار،ج82،ص 225.
4- ارشاد القلوب ديلمي،ج 1،ص192؛التهذيب،ج2،ص121
پرسش 3:

آيا انسان مي تواند در اين زمانه پر بلوا که احساس غربت مي کند، امام زمان را ببيند يا به نحوي با او ارتباط
پاسخ:
ارتباط با امام زمان به چند صورت متصور است :
1- ملاقات حضوري:
تشرف به محضر پر فيض حضرت بقيةالله الاعظم(عج) آرزوي هر عاشق دل‌سوخته است. اگر تشرف در دوران غيبت كبري به محضر يوسف فاطمه امكان داشته باشد (چون عده اي معتقدند در دوران غيبت كبري ارتباط حضوري با حضرت امكان ندارد)(1) و حضرت ولي عصر صلاح بدانند (زيرا ممكن است كسي لياقت تشرف داشته باشد، ليكن حضرت مصلحت نداند و نقاب از چهره غيبت بر ندارد) شايد بتوان با به كار بستن راه هاي زير توفيق تشرف حاصل نمود:
1ـ اطاعت از دستورهاي ديني و پرهيز از گناه و تقوا را سرلوحه زندگي قرار دادن، و عملي را بر خلاف رضاي خدا انجام ندادن.
حضرت در اين زمينه مي‌فرمايد: "هر يك از شما بايد به رفتاري كه به وسيله آن به دوستي ما نزديك مي‌شود، عمل كند و از آن چه موجب ناخشنودي و غضب ما مي‌شود،‌پرهيز نمايد".(2)
2ـ انتظار فرج؛ پيامبر فرمود: "افضل اعمال امتم انتظار فرج است".(3)
3ـ دعا براي سلامتي و فرج حضرت (مثل دعاي فرج، ندبه و عهد).
4ـ صدقه براي حفظ وجود مبارك حضرت.
5ـ غمگين شدن به خاطر غيبت آن جناب.
6ـ انجام حج و عمره به نيابت حضرت.
7ـ برخاستن براي تعظيم به هنگام شنيدن اسم مبارك (قائم).
8ـ دعا براي خود كه از شرّ فتنه ها در امان باشيم.
9ـ استغاثه به آن جناب و استمداد از وجود نازنينش به هنگام گرفتاري ها.(4)
2- ارتباط معنوي:
بى ترديد مى توان با امام ارتباط معنوى بر قرار كرد. البته اين ارتباط با بهره گيرى از تقوا، دعا و توسل به ائمه(ع)، به ويژه به ساحت مقدس امام زمان امكان پذير است. شايد بر همين اساس باشد كه يكى از وظايف شيعيان در زمان غيبت، دعا براى امام زمان و توسل بيان شده است.(5) ارتباط معنوى بدان معنا نيست كه انسان امام زمان را ملاقات حضورى كند، بلكه بايد با امام ارتباط برقرار كند و هميشه به ياد او باشد و او را در تمام اعمال ناظر بداند.
هرگاه چنين لياقت و شايستگى حاصل شد ،حضرت به انسان عنايت نموده و به رفع مشكلاتش مى پردازد؛ از اين رو امام زمان در توقيعى كه براى شيخ مفيد صادر نمود، فرمود:« ما بر اخبار و احوال شما آگاهيم . هيچ چيز از اوضاع شما بر ما پوشيده نمى ماند».(6)
باز حضرت درهمان توقيع فرمود: «در رسيدگى و سرپرستى شما كوتاهى نكرده و ياد شما را از خاطر نبرده ايم. اگر جز اين بود، دشوارى ها و مصيبت ها بر شما فرود مى آمد .دشمنان، شما را ريشه كن مى كردند».(7)
ارتباط معنوى انسان با امام زمان سبب مى شود كه حضرت ميان مردم حضور پيدا كند، اگر چه مردم او را نشناسند. امام علي(ع) فرمود: «سوگند به خدا ، حجت خدا ميان آنان هست . در كوچه و بازار گام بر مى دارد . بر خانه هاى آنان وارد مى شود . در شرق و غرب جهان به سياحت مى پردازد . گفتار مردمان را مى شنود. بر اجتماعات آنان وارد شده سلام مى دهد. او مردمان را مى بيند».(8)
در دعاى ندبه مى خوانيم: «جانم فدايت! تو آن غايبى هستى كه از ميان ما بيرون نيستي. جانم فدايت! تو آن دور شده از وطن هستى كه از ما دور نيستي».(9)

پي نوشت ها:
1 . مجله حوزه، شماره 70 - 71؛ مهر - دي 1374، سال 12، ص 65.
2 . بحارالانوار، ج53، ص 176.
3 . لطف الله صافي، منتخب الاثر، ص 629، حديث 5.
4 . شيخ عباس قمي، منتهي الامال، ص 483.
5. منتهى الآمال، ص 559و 562.
6. احتجاج طبرسي، ج 2، ص 596.
7. همان.
8. جباري، عاشورى و حكيم، تاريخ عصر غيبت، ص 426، به نقل از الغيبه نعماني، ص 72.
9. مفاتيح الجنان، دعاى ندبه.