در نهج البلاغه گفته شده كه زن وزندگي دردسر وزحمت است و زحمتبار تراينكه چارهاي جز بودن با آن نيست براساس اين جمله امام علي زن و زندگي كردن را زير سوال بردهاست واينكه ما مجبور هستيم وزن را يك نوع دردسر پنداشته وازدواج كردن را نفي ميكند در حالي كه اسلام ميگويد بايد ازدواج كرد يا چيزهاي ديگر درباره زنان گفته است لطفا توضيح دهيد يا در حديثي است كه ميگويد اگر زن نبود مرد بهتر خدا را عبادت ميكرد لطفا به صورت خوب توضيح دهيد

پرسش: خدا شرح :
در بعضي از كتاب ها مثلا اصول كافي خواندم. اگر كسي به سمت خدا بخواهد برود با مشكلات و گرفتاري هايي مواجه مي شود . منظور چيست ؟ مي دانم كه مشكلات ممكن است براي امتحان باشد و يا خدا مي گويد ما به اندازه ظرفيت هركس او را امتحان مي كنيم. ولي توضيحات دقيق تر مي خواهم. اگر اين جور است ،پس چرا خدا ما را به خودش دعوت مي كند؟ اين جور باشد ، كسي به سمت خدا نمي رود .

پاسخ:
@@پرسشگر گرامي با سلام سپاس از ارتباط تان با اين مرکز.
يك سلسله از آيات و روايات، بيانگر اين حقيقت است كه مؤمنان، به دليل ايمان شان بيش تر در معرض آزمون هستند. حتي اموال و فرزندان آنان نيز به عنوان ابزاري براي آزمايش ايشان تلقي شده است. (1) امتحان مؤمنان، همچون زينتي دانسته شده كه فرد مؤمن بدان آراسته مي‏گردد. (2) مانند شير مادري تلقي گشته كه فرزند خردسال، با آن سدجوع مي‏كند؛(3) گويا:
هر كه در اين بزم مقرب‏تر است‏ جام بلا بيش ترش مي‏دهند
فرد مؤمن به قدر ايمانش از طريق گوناگون و با شدت و ضعف، به وسيله ابتلاي الهي، محك مي‏خورد . اين خود موجب افزايش كمي و كيفي ايمانش مي‏گردد؛ زيرا در پرتو اين آزمون اركان اصلي ايمانش عمق بيش تري مي‏يابد؛ يعني، هم معرفتش زياد مي‏شود و هم انقياد، تسليم و خضوع قلبي‏اش افزايش مي‏يابد. در واقع مؤمن، با اين آزمايش‏ها قيمت و ارزش پيدا مي‏كند.
گندمي را زير خاك انداختند پس ز خاكش خوشه‏ها بر ساختند
بار ديگر كوفتندش ز آسيا قيمتش افزود و نان شد جان فزا
باز نان را زير دندان كوفتند گشت عقل و جان و فهم هوشمند
باز آن جان چون كه محو عشق گشت‏ يعجب الزراع آمد بعد كشت‏(4)
خداوند، آزمون الهي را به عنوان سنتي حكيمانه بر جهان جاري ساخته و دنيا را با آرامش و اضطراب، سختي و راحتي و خوشي و ناراحتي در آميخته است تا انسان‏هاي وارسته را محك زده و مؤمنان را در طي صراط مستقيم و تداوم آن ياري بخشد. (5) اين‏مسأله به قدري اهميت دارد كه اگر فردي، خود را در معرض آزمون نديد، بايد بداند مبغوض درگاه الهي است. (6) پس بي‏جهت نيست كه عاشقان، كمال خود را در درد و بلا مي‏بينند.
بر چنين گلزار دامن مي‏كشيد جزو جزوش نعره زن «هل من مزيد»
گلشني كز بقل رويد يكدم است‏ گلشني كز عقل رويد خرم است‏(7)
در مورد فلسفه شدائد بايد گفت :سختي‏ها و دشواري‏ها نقش مهم و نيرومندي در تربيت، تقويت اراده، شکوفايي استعدادهاي نهفته انسان و بيرون آوردن زندگي انسان از يکنواختي و تکرار دارند، ولي وقتي سخن از کارکرد سازنده دشواري و مصائب مي‌رود، منظور اين نيست که اين تأثير روي همه افراد يکسان است، بلکه روي برخي ممکن است نقش منفي داشته باشد، ولي مهم چگونگي برخورد و رويارويي با مشکلات است. هر اندازه شخص داراي جهان بيني بهتري باشد و فلسفه رنج‏ها و مصائب را بهتر بشناسد و از نظر روحي، خطرپذير و با اراده و مقاوم‏تر باشد، از جنبه‏هاي مثبت مشکلات بهره افزون‏تري مي‌گيرد. بر عکس هر اندازه شخص عافيت طلب، بدبين و خطر گريزتر باشد، از مشکلات آثار منفي بيش تري دريافت مي‌دارد.
سختي‏ها و گرفتاري‏ها مقدمه کمال و پيشرفت است. اين امور براي تکامل بشر ضرورت دارد. اگر سختي‏ها و رنج‏ها نباشد، بشر تباه مي‌گردد ؛ بنابراين انسان بايد مشقت‏ها را تحمل کند و سختي‏ها بکشد تا به کمال لايق خويش دست يابد. تضاد و کشمکش شلاق تکامل است و موجودات زنده با اين شلاق خود را به سوي کمال مي‌رسانند.(8)نگاهي کوتاه به کشورها و ملت هائي که به پيشرفت رسيده اند نشان مي‌دهد که چگونه با سختي‌ها و مشکلات مقابله نمودند و از تلاش و کوشش باز نايستاده اند تا به پيشرفت و تمدن دست يافته اند.
استاد مطهري مي‏گويد:
«به حکم قانون و ناموس خلقت، بسياري از کمالات است که جز در مواجهه با سختي‏ها و شدايد، جز در نتيجه تصادم‏ها و اصطکاک‏هاي سخت، جز در ميدان مبارزه و پنجه نرم کردن با حوادث، جز در رو به رو شدن با بلايا و مصايب حاصل نمي‏شود، البته نه اين که اثر شدايد و سختي‏ها تنها، ظاهر شدن و نمايان شدن گوهر واقعي باشد (به اين معني هر کس يک گوهر واقعي دارد که رويش پوشيده است مانند يک معدني است در زير خاک و اثر شدايد فقط اين است که آن چه در زير خاک است، نمايان مي‏شود و اثر ديگر ندارد) نه اين طور نيست، بلکه بالاتر است. شدايد و سختي‏ها و ابتلائات اثر تکميل کردن و تبديل کردن و عوض کردن دارد، کيميا است، فلزي را به فلز ديگر تبديل مي‏کند، سازنده است، از موجودي، موجودي ديگر مي‏سازد، از ضعيف و قوي و از پست، عالي و از خام، پخته به وجود مي‏آورد.(9) اين قاعده حتي در باره پرندگان درست است. در مورد بعضي از پرندگان مي‏نويسند: براي آموزش پرواز، جوجه خود را در فضا رها مي‏سازند و با مشکلات رو به رو مي‏کنند تا بر پرواز چيره شوند. (10) از اين جا مي‏توان پي برد که چرا خداوند، بندگان صالح خود را با بلاهاي گوناگون مي‏آزمايد. آزمايش‏ها نبود، مقامات معنوي نمي‏رسيدند، از اين رو گفته‏اند :هر که در اين بزم مقرب تر است، جام بلا بيش ترش مي‏دهند. هر آزمايش الهي براي بندگان مؤمن و موفق بيرون آمدن از آزمايش، اخذ اين کمال و مرتبه وجودي و دست يافتن به مقام قرب الهي است.
درمورد سختي معيشت و فقر انسان‌ها ، بسياري از اين موارد، معلول عملکرد خود انسان‌ها است، سعي و تلاش نکردن در زندگي و مبارزه نکردن براي به دست آوردن حق، يا تجاوز به حقوق ديگران، پايمال نمودن حق آن ها، ظلم، دزدي ،خيانت و موارد بسيار ديگر از اين دست، مربوط به خود انسان‌ها است . اين سنت‌ها و قوانين براي همه انسان‌ها (خواه مومن و مسلمان يا افراد غير مومن ) يکسان است.
پي‌نوشت‏ها:
1.رک.انفال (8)، آيه 27 و 28؛ تغابن (64)، آيه 14 و 15.
2. ميزان الحكمة، ج 1، ص 487، ح 1928.
3. همان، ص 488، ح 1932.
4. مثنوي، دفتر 1، ابيات 3165 - 3168.
5.بقره (2)، آيه 214؛ آل عمران (3)، آيه 142؛ نساء (4)، آيه 95 و 96.
6.ميزان الحكمة، ج 1، ص 485 و 486.
7. مثنوي، دفتر 6، بيت 4648 و 4649.
8. مرتضي مطهري، مجموعه آثار، ج 1، ص 176 به بعد.
9. استاد مطهري، بيست گفتار، ص 176.
10. همان، ص 182.