سلام دوستان عزیز ،

احتراماً برای من سئوالی پیش آمده که از شما راهنمایی میخواهم.

بسیار از افراد بهانه جو و مخالف دین اسلام ایراد هایی به پیامبر اسلام می گیرند از جمله تعدد همسر ، ممانعت از ازدواج عایشه بعداز فوت ایشان که وی را ام المومنین نامیدند و حمله اعراب به ایران.

ممکن است در این موارد توضیح بفرمایید !

پرسش 1:
سيره پيامبر شرح :
بسيار از افراد بهانه جو و مخالف دين اسلام ايراد هايي به پيامبر اسلام مي گيرند از جمله تعدد همسر ، ممکن است در اين موارد توضيح بفرماييد !

پاسخ:
با سلام و تشکر به خاطر ارتباطتان با اين مرکز
در آغاز توجه تان را به دو نكته جلب مي كنيم
اوّل: نگاهي كوتاه به فرهنگ ازدواج در جزيره العرب در زمان پيامبر:
1ـ عرب هاي جاهلي نسبت به دختر، بلكه جنس زن بي علاقه بودند، چون در محيطي كه دائم مردم با هم به جنگ و خونريزي مشغول بودند . هر كس هر قدر كه مي توانست، به ديگران ظلم روا مي داشت، خوف داشتند كه در جنگ، دختران اسير شوند و باعث ننگ آن طايفه گردند، نيز به جهت وضع بد اقتصادي و اين كه دختران به فحشا رو آورند و ... به دختر علاقه اي نداشتند، بلكه دختر داري را ضد ارزش مي شمردند و به زنده به گور كردن دختران رو آوردند.
2ـ چون جنگ و خونريزي در آن محيط امري متداول بود، و عرب جاهلي با اندك بهانه اي يكديگر را مي كشتند، حاصل به هم خوردن تعادل جمعيتي بود و نسبت زنان به مردان افزايش چشمگيري پيدا مي كرد (چون مردان به جنگ اقدام مي كردند، نه زنان و كشته ها از مردان بود) كه گزينه «چند زن داشتن» را براي رهايي از مشكل عدم تعادل جمعيتي پذيرفتند. اين مشكل در اكثر نقاط از جمله در ايران هم وجود داشت، ليكن در عربستان بيش تر بود.
3ـ در آن وضع ناگوار اقتصادي، زن گرفتن از يك خانواده و قبيله نوعي كمك به آنان محسوب مي شد، به همين جهت مشركان قريش به دامادهاي پيامبر فشار وارد مي كردند كه دختران پيامبر را طلاق دهند.(1)
4ـ در محيطي كه نا امني و جنگ و خونريزي آسايش را از همگان ربوده بود، ازدواج از مهم ترين عامل بازدارنده از جنگ به شمار مي آمد.
5ـ در آن وضع زن بيوه اگر شوهر نمي كرد، خوشايند نبود، بلكه زشت شمرده مي شد. به مجرد آن كه شوهر مي مرد، يا از وي طلاق مي گرفت و عدّه وفات يا طلاق سپري مي شد، شوهري ديگر گزينش مي شد، مانند «اسماء بنت عميس» كه اوّل همسر جعفر بن ابي طالب شد، بعد از شهادتش به عقد ابوبكر در آمد و بعد از درگذشت ابوبكر همسر امام علي(ع) شد. اين شيوه در آن فرهنگ متداول بود. (2)
نكته دوم: نگاهي گذرا به ازدواج پيامبر.
1ـ پيامبر در 25 سالگي با حضرت خديجه كه چهل سالش بود و قبلاً يك يا دوبار شوهر كرده بود و با مرگ شوهر بيوه شده بود، ازدواج نمود، و به مدت بيست و پنج يا بيست و هشت سال با وي زندگي كرد و همسر ديگري نگرفت.(3)
2ـ همه همسران پيامبر(جز عايشه) بيوه بودند. آنان پيش از آن كه به همسري پيامبر در آيند، يك يا دوبار شوهر نموده بودند و بعد از درگذشت و يا شهادت شوهر و انقضاي عدّه به عقد پيامبر در آمدند.
3ـ عمده ازدواج هاي پيامبر در شرايط سخت و دشوار جنگي صورت گرفته بود، مانند شكست مسلمانان در جنگ اُحد كه وضع مسلمانان بسيار ناراحت كننده بود.
4ـ پيامبر از قبايل مهم عرب مانند تيم، عدي، بني اميه، نيز يهوديان مدينه همسر انتخاب كرد، ولي از قبايل انصار زن نگرفت.
دقت در اين امور به ما مي فهماند كه ازدواج هاي پيامبر نه در پي ارضاي خواهش هاي نفساني، بلكه در جهت اهداف عالي بود كه ذيلاً بيان مي شود.

اوّلاً: اگر چنين بود، مي بايست در سنين جواني به اين امر مبادرت مي كرد، نه در سنين پيري و آن هم در شرايط سخت و دشوار.
دوم: اگر خوشگذراني انگيزه حضرت بود، مي بايست جهت گيري هايش در گزينش همسر، اين ادعا را اثبات كند. حضرت دنبال زنان زيبا و جذّاب از جهت امور جنسي و جواني نبود، حتي به خواستگاري برخي از زنان مانند «ام سلمه» رفت . او تعجب نمود در اين سن و سال كه كسي حاضر نمي شود با او ازدواج كند، چرا پيامبر دنبال زنان جوان نمي رود و به خواستگاري او كسي را فرستاده است.
سوم: آناني كه با انگيزه كاميابي جنسي به ازدواج هاي متعدد رو مي آورند،ماهيت زندگي آنان به گونه اي ديگر است. آنان به زرق و برق ظاهري زندگي، لباس و زينت زنان و رفاه و خوشگذراني رو مي آورند؛ درحالي كه سيره و زندگي پيامبر خلاف اين را نشان مي دهد. پيامبر در برابر خواست همسران خويش در مورد زرق و برق زندگي، آنان را مخيّر كرد كه يا ساده زيستي را برگزينند و به عنوان همسر پيامبر باقي بمانند و يا از حضرت طلاق بگيرند و بروند دنبال زرق و برق زندگي.
علامه طباطبايي در اين باره مي نويسد: داستان تعدّد زوجات پيامبر را نمي توان بر زن دوستي و شيفتگي حضرت نسبت به جنس زن حمل نمود، چه آن كه برنامه ازدواج حضرت در آغاز زندگي كه تنها به خديجه اكتفا نمود و هم چنين در پايان زندگي كه اصولاً ازدواج بر او حرام شد، منافات با بهتان زن دوستي حضرت دارد. (4)
چهارم: دو تن از زنان پيامبر كنيز بودند. اگر هدف پيامبر از ازدواج لذت بردن از آنان بود، اين دو چون كنيز بودند، بدون ازدواج، پيامبر مي توانست از آنان بهره مند شود. با اين تحليل ازدواج بي فايده بود.
بنابراين اهداف و حكمت هاي ازدواج پيامبر را مي بايست در اهداف بلند و ارزشي جستجو نمود كه مهم ترين آن بدين شرح است:
1ـ هدف سياسي ـ تبليغي:
يكي از اهداف ازدواج هاي پيامبر سياسي - تبليغي بود؛ يعني با ازدواج موقعيتش در بين قبايل مستحكم گردد و بر نفوذ سياسي و اجتماعيش افزوده شود و از اين راه براي رشد و گسترش اسلام استفاده نمايد.
حضرت به خاطر دست يابي بر موقعيت هاي بهتر اجتماعي و سياسي، در تبليغ دين خدا و استحكام آن و پيوند با قبايل بزرگ عرب و جلوگيري از كارشكني هاي آنان و حفظ سياست داخلي و ايجاد زمينه مساعد براي مسلمان شدن قبايل عرب، به برخي ازدواج ها رو آورد.
در راستاي اين اهداف پيامبر با عايشه دختر ابوبكر از قبيله بزرگِ «تيم»، با حفصه دختر عمر از قبيله بزرگ «عدي»، با ام حبيبه دختر ابوسفيان از قبيله نامدار بنياميه، ام سلمه از بني مخزوم، سوده از بني اسد، ميمونه از بني هلال و صفيه از بني اسرائيل پيوند زناشويي برقرار نمود. ازدواج مهم ترين پيوند و ميثاق اجتماعي است، به ويژه در آن فرهنگ تأثير بسياري از خود به جا مي گذارد.
در آن محيطي كه جنگ و خونريزي و غارتگري رواج داشت، بلكه به تعبير «ابن خلدون» جنگ و خونريزي و غارتگري جزو خصلت ثانوي آنان شده بود،(5) بهترين عامل بازدارنده از جنگ ها و عامل وحدت و اُلفت، پيوند زناشويي بود. به همين جهت پيامبر با قبايل بزرگ قريش، به ويژه با قبايلي كه بيش از ديگران با پيامبر دشمن بودند، مانند بني اميه و بني اسرائيل،ازدواج نمود. امّا با قبايل انصار كه از سوي آنان هيچ خطري احساس نمي شد و نسبت به پيامبر دشمني نداشتند، ازدواج نكرد.
«گيورگيو» نويسنده مسيحي مي نويسد: محمد ام حبيبه را به ازدواج خود در آورد تا بدين ترتيب داماد ابوسفيان شود و از دشمني قريش نسبت به خود بكاهد. در نتيجه پيامبر با خاندان بني اميه و هند زن ابوسفيان وساير دشمنان خونين خود خويشاوند شد . ام حبيبه عامل بسيار مؤثري براي تبليغ اسلام در خانواده هاي مكه شد.(6)
2ـ هدف تربيتي:
پيامبر حمايت از محرومان و واماندگان را جزء آيين نجات بخش خويش قرار داد. قرآن مردم را به حمايت از واماندگان و محرومان و ايتام فرا مي خواند. پيامبر در مناسبت هاي مختلف مردم را به اين كار خداپسندانه تشويق نمود. در عمل براي مردان بيچاره و وامانده در كنار مسجد «صفه» را بنا نهاد . حدود هشتاد نفر از آنان را در آن جا سكني داد.
حمايت عملي و صفه نشيني مربوط به مردان بود، اما درباره زنان با توجه به موقعيت آنان، اين گونه راه حل براي رهايي آنان از مشكلات پسنديده نبود، بلكه رسول خدا براي زنان راه حل ديگري را در نظر گرفت. حضرت از فرهنگ مردم و راه حل چند همسر داري كه بازتاب شرايط اجتماعي بود، بهره جست . مردان مسلمان را تشويق نمود كه زنان بي سرپرست و يتيم دار را به تناسب حال شان، با پيوند زناشويي به خانه هاي خويش راه بدهند، تا آنان و يتيمان شان از رنج بي سرپرستي و تنهايي و فقر مالي و عقده هاي رواني رهايي يابند؛ خود نيز در عمل به اين كار تن داد تا مسلمانان در عمل تشويق شوند و در مسير رفع محروميت واماندگان قدم بردارند.
پيامبر با زنان بيوه ازدواج نمود . آنان را به همراه فرزندان يتيم شان به خانه خويش راه داد، تا هم خودش به قدر توان در زدودن مشكلات گام برداشته باشد و هم الگوي خوبي براي مردم در اين امر باشد.
3ـ هدف رهايي كنيزان:
اسلام با برنامه ريزي دقيق و مرحله به مرحله در جهت آزادي اسيران گام برداشت. رسول خدا از شيوه هاي خوب و متعدد براي آزادي اسيران بهره جست كه ازدواج از جمله آن ها است. جويريه و صفيه كنيز بودند. پيامبر اين دو را آزاد كرد و سپس با آن دو ازدواج نمود، تا بدين وسيله به مسلمانان بياموزد كه مي شود با كنيز ازدواج نمود. اوّل او را آزاد نمود و سپس شريك زندگي قرار داد. در ازدواج پيامبر با جويريه بسياري از كنيزان آزاد شدند.
توضيح: جويريه در غزوه بني مصطلق اسير شده بود . در سهم غنيمتي رسول خدا قرار گرفت. حضرت وي را آزاد كرد و سپس با وي ازدواج نمود. كار حضرت براي يارانش الگوي خوبي شد . تمامي اسيران غزوه بني مصطلق كه حدود دويست تن بودند،آزاد شدند.
«گيورگيو» دانشمند مسيحي مي نويسد: محمد با جويريه ازدواج كرد. يارانش اين عمل را نپسنديدند و آن را با تعجب مي نگريستند. فرداي آن روز كم كم اسيران خود را آزاد كردند، چون كه نمي توانستند بپذيرند كه بستگان همسر پيامبر برده آنان باشند.(7)
4ـ نجات زن و جلوگيري از غلتيدن وي در دامن بستگان مشرك و كافر:
برخي از زناني كه مسلمان شده بودند و به جهت مرگ، شهادت و يا ارتداد شوهر، بي سرپرست مي شدند و زندگي بر آنان بسيار مشكل بود و در وضع بسيار آشفته اي به سر مي بردند، همانند ام حبيبه، دختر ابوسفيان كه همراه شوهرش به حبشه هجرت كرد و در آن جا بي سرپرست شد. نه مي توانست در آن جا بماند و نه به مكه نزد پدرش برگردد.
پيامبر وقتي كه از مشكل وي با خبر شد، پيكي براي نجاشي پادشاه حبشه فرستاد و از او خواست تا ام حبيبه را به عقد پيامبر در آورد. اين ازدواج باعث شد كه وي از بي سرپرستي نجات پيدا كند و به دامن بستگان مشرك خويش نغلتد.
5ـطرد سنت غلط و جاهلي:
در اسلام «پسرخوانده» حكم پسر واقعي را ندارد و زن پسر خوانده بر مرد مَحْرَم نيست. در حالي كه در جاهليت احكام پسر واقعي را بر پسر خوانده سرايت مي دادند، از آن جمله زن پسر خوانده بر پدر خوانده محرم بود. اسلام اين حكم را باطل نمود.(8) پيامبر به دستور خدا با «زينب بنت حجش» كه همسر مطلقه زيدبن حارثه، پسرخوانده پيامبر بود، ازدواج نمود، تا حكم جاهلي را در عمل باطل كند و مردم پذيراي نقض حكم جاهلي باشند.(9)
اگر اين ازدواج صورت نمي گرفت، ممكن بود زيدبن حارثه، يا پسرش اسامه بن زيد، بعد از رحلت پيامبر به عنوان پسر و وارث پيامبر مطرح مي شد و مسير امامت و وراثت خاندان پيامبر دگرگون مي شد.
افزون بر اين امور ازدواج هاي پيامبر از اهداف و حكمت هاي ديگري برخوردار بود كه به جهت رعايت اختصار از ذكر آن ها خود داري مي شود.
در اسلام چند همسر گزيني براي مردان محدود است. مرد نمي تواند بيش از چهار همسر دائمي در يك زمان داشته باشد.
قرآن مي گويد: با رعايت عدالت مي تواند چهار همسر داشته باشد.(10) تا قبل از نزول اين حكم مردان بيش از چهار همسر دائمي داشتند.
همة زنان پيامبر قبل از نزول اين حكم به عقد پيامبر در آمده بودند. خداوند به پيامبر دستور داد كه از اين پس حق نداري با كسي ازدواج نمايي، حتي اگر همه زنانت را طلاق بدهي، به جاي آنان نمي تواني با زنان ديگري ازدواج نمايي.(11)
اين حكم اختصاصي پيامبر است، همان گونه كه وجوب خواندن نماز شب و ... از مختصات پيامبر بود.
در نهايت چنانچه خواستار مطالب بيش تري در زمينه ازدواج‌هاي پيامبر هستيد، به کتاب «همسران پيامبر، پرسش‌ها و پاسخ‌ها»، حسن عاشوري لنگرودي كه توسط همين مركز تهيه و تدوين شده و كاملا مباحث مستند مي باشد و ما نيز از آن بهره برديم مراجعه نماييد.

پي نوشت ها :
1. ذخائر العقبى ،احمد بن عبد الله الطبري ، ص 162 ، 1356 ، مكتبة القدسي لصاحبها حسام الدين القدسي - القاهرة.
2.المحبر ،محمد بن حبيب بغدادي،ص442 ، ذي القعدة 1361، مطبعة الدائرة.
3.اسد الغابه ،ج5،ص72، ابن الأثير ناشر ،دار الكتاب العربي - بيروت - لبنان ؛
معاني الاخبار،ص79 ،تصحيح وتعليق : علي أكبر الغفاري ، 1379 - 1338 ، مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة.
4.سيد محمد حسين طباطبايي، فرازهايي از اسلام، ص 174، موسسه نشر اسلامي جامعه مدرسين قم.
5.مقدمه ابن خلدون(ترجمه)، ج 1، ص 286، مركز انتشارات علمي وفرهنگي تهران ، 1362.
6.محمد پيامبري كه از نو بايد شناخت، ص 207.
7. همان، ص 181.
8.احزاب (33) آيه 4.
9.همان، آيه 37.
10.نساء (4) آيه 3.
11. احزاب ، آيه52.

پرسش 2:
بسيار از افراد بهانه جو و مخالف دين اسلام ايراد هايي به پيامبر اسلام مي گيرند از جمله ممانعت از ازدواج عايشه بعد از فوت ايشان که وي را ام المومنين ناميدند !
پاسخ:
قرآن از همسران پيامبر با لقب «ام المؤمنين» ياد کرده است (وَ أزْواجُهُ أمَّهاتُهُمْ)(1).
اعطاي لقب «ام المؤمنين» به زنان پيامبر(ص) افزون بر جنبه احترام، بيانگر حرمت ازدواج با آنان است تا مؤمنان بدانند ازدواج با آنان همانند ازدواج با مادر خويش حرام است. نيز در آيه ديگري با صراحت تمام اين حکم را بيان داشته است:
« وَلا أن تَنكِحُوا أزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أبَداً إنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِيماً؛
بر شما روا نيست پس از رحلت پيامبر همسران او را به همسري خود درآوريد که اين کار نزد خدا بزرگ است»(2).
در مورد سبب نزول اين حکم آمده است: برخي از منافقان و مخالفان پيامبر(ص) منتظر بودند با هدف خرد کردن شخصيت رسول خدا و مبارزه با او، پس از مرگش همسرانش را به عقد خود درآورند، و آن را آشکارا و با جسارت تمام بيان مي‌کردند و رنجش پيامبر را فراهم مي‌نمودند(3). حتي در تاريخ آمده است که برخي در زمره موافقان و اصحاب حضرت قرار داشتند ، چنين زمزمه‌اي داشتند؛ مثلاً بعد از آن که پيامبر با حفصه و ام سلمه ازدواج نمود، طلحه و عثمان گفتند: حال که محمد بعد از مرگ ما با زنان ما ازدواج مي_کند، به خدا سوگند، بعد از مرگش ما زنانش را به همسري خواهيم گرفت. طلحه در نظر داشت با عايشه ازدواج کند و عثمان هم مي_گفت با ام سلمه ازدواج مي‌نمايم.
اين سخن رنجش پيامبر را در پي داشت که آيه «وَمَا كَانَ لَكُمْ أن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلاَ أن تَنكِحُوا أزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أبَدًا إنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِيماً؛ چرا کاري مي کنيد و حرفي مي زنيد که رنجش پيامبر را در پي دارد! بر شما روا نيست پس از رحلت پيامبر همسران او را به همسري خود در آوريد که اين کار نزد خدا بزرگ است.» نازل شد.(4)
بنابراين زمزمه ازدواج با همسران پيامبر نوعي مبارزه و توطئه برضد حضرت بود. اما خداوند با وضع حکم ويژه براي همسران و با دادن مقام ام المؤمنين به آنان و بيان حرمت ازدواج آنان پس از پيامبر، توطئه را خنثي کرد.
فلسفه حکم:
اين حکم نوعي چاره انديشي براي رويارويي با خطرات و تحريفات احتمالي در آينده است. اگر اين حکم وجود نمي‌داشت، ممکن بود در آينده مشکلاتي متوجه اسلام گردد، چون که برخي با هدف انتقام گيري و توهين به ساحت مقدس پيامبر تصميم داشتند. پس از رحلتش، با همسران حضرت ازدواج نمايند و آن را با جسارت تمام ابراز مي کردند، تا بدين طريق به جايگاه و حيثيت ايشان ضربه وارد نمايند، نيز اگر اين حکم اختصاصي وجود نداشت و پس از رحلت پيامبر، جمعي با همسران حضرت ازدواج مي کردند، ممکن بود اين کار را وسيله سوء استفاده قرار دهند و به اين بهانه براي خود پايگاه اجتماعي کسب کنند، يا به عنوان اين که از درون خانه پيامبر آگاهي خاصي دارند و رهنمودها و تعليمات ايشان بيش از ديگران است، به تحريف دين اسلام دست بزنند و منافقان از اين روزنه مطالبي را ميان مردم منتشر کنند که با مقام و شأن پيامبر ناهمخوان باشد.
بنابراين حرمت ازدواج با زنان پيامبر نوعي چاره انديشي و پاسداشت حريم رسول خدا و حفظ دين، نيز جلوگيري از تحريف و انحراف مکتب پيامبر به شمار مي آيد.

پي نوشت ها :
1. احزاب(33) آيه 6.
2. همان، آيه 53.
3. ترجمه الميزان، ج‏16، ص 506، موسوى همدانى سيد محمد باقر ، ناشر دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسين حوزه علميه قم‏ مكان چاپ قم ، سال چاپ 1374 ش‏.
4. طرائف في معرفة مذاهب الطوائف،ص 492 ،سيد ابن طاووس ، 1399خيام - قم.

پرسش 3:
بسيار از افراد بهانه جو و مخالف دين اسلام ايراد هايي به پيامبر اسلام مي گيرند از جمله حمله اعراب به ايران!
پاسخ:
حمله اعراب به ايران در زمان حيات پيامبر گرامي اسلام نبوده است و پس از رحلت حضرت در زمان خلافت خليفه دوم عمر اين جنگ ها صورت گرفته و چنانچه نابساماني هايي و يا بي عدالتي هايي مشاهده مي شود، اشكال متوجه پيامبر نيست . به هر روي يك از آثار مثبت فتح ايران توسط مسلمانان رهايي آنان از ستم حكام زور گو بود .
دکتر عبدالحسين زرين کوب مي گويد:سقوط دولت ساساني به دست عرب انجام شد ، ولي نه به خاطر قدرت نظامي عرب، بلکه ضعف و فساد بر دولت ساساني غلبه کرده بود. اصلا مقارن هجوم عرب، ايران از پاي درآمده بود. دولت ساساني در آن روزگار مانند مرده حضرت سليمان (ع) بود که بر عصايي تکيه داشت. موريانه عصا را خورد و آن پيامبر به زمين افتاد. ضعف و فساد در همه ارکان کشور راه يافته و دولت ساساني روي به نکبت و ذلت نهاده بود. (1)
مي توان انگيزه هاي اعتقادي، اقتصادي و سياسي را براي تهاجم عرب ها به خارج جزيرة العرب برشمرد.
الف) اهداف اعتقادي
بي ترديد شرکت گروهي از مهاجمان اوليه در فتوحات، بر پايه ايمان و شور مذهبي و با قصد جهاد و نشر اسلام بوده است. حضور تعداد زيادي از اصحاب پيامبر در اين جنگ ها با اين هدف بوده است. برخي از جنگاوران، به صورت داوطلبانه و با زبان روزه مي جنگيدند.(2) آنان کشتن و کشته شدن را يکسان مي دانستند. مغيره در ملاقات با رستم، مسئله دعوت به اسلام را مطرح کرد ،نه مسائل اقتصادي.(3)
عرب ها با اين فتوحات، و عرضه اسلام به مردم، خدمت بزرگي به سرزمين هاي فتح شده، کردند.
ب) اهداف اقتصادي
سختي معيشت عرب ها در عربستان مي توانست زمينه ساز اين حمله ها باشد. براي عده اي کسب غنيمت انگيزه اصلي بود. عمر براي تشويق مسلمانان به پيوستن به جبهه نبرد، هواي غنائم خسروان را در دل هاي شان افکند.(4) همچنين گفت: حجاز جاي ماندن شما نيست. مگر آن که آذوقه جاي ديگر بجوييد که مردم حجاز جز به اين وسيله نيرو نگيرند.(5) براي فراخواندن اعراب مسلمان به جنگ، اين شعار تکرار مي شد: دست يافتن به يکي از دو نيکي: شهادت و فيض آخرت يا بهره اين جهاني.(6)
وعده پيامبر(ص) به امت خويش در جنگ خندق مبني بر تملک خزائن و گنج هاي کسري ها و قيصرها(7) در تشويق مسلمانان در اين نبردها تأثيرگذار بود.
روح اصلي حاکم بر فتوحات، بيش تر ديني مي نمود تا دنيايي.
ج) اهداف سياسي
دستگاه خلافت علاوه بر بهره برداري هاي اقتصادي، در فکر بهره برداري هاي سياسي نيز بود. وحدت داخلي که پس از رحلت پيامبر(ص) در دو واقعه سقيفه و ارتداد خدشه دار شده بود، با اين جنگ ها احيا مي شد . از هدر رفتن قوا در جنگ با اهل رده ممانعت مي شد . نيز در زمان عثمان که تعداد ناراضيان رو به فزوني گذاشته بود، با ترتيب دادن اين جنگ ها اذهان عمومي متوجه مسأله اي خارجي معطوف مي گرديد؛ خصوصا که اطلاعات واصله، حکايت از ضعف و فساد در ايران و روم داشت.
دكتر حسن ابراهيم حسن مي نگارد: «محققاً، اگر توجه عرب ها به جنگ هاي خارجي معطوف نمي شد، ستيزه جوئي آن ها مايه اختلافات و فتنه هاي داخلي مي شد، و اساس دولت اسلامي را كه هنوز كاملاً استقرار نيافته بود، واژگون مي كرد.»(8)
زماني‌كه اعتراض ها به عثمان به اوج رسيد، مشاوران و كارگزاران خود را خواست. براي مقابله با اين نارضايتي ها و اين خواسته هاي مردم كه مي‌گفتند: بايد عثمان عمال خود را عوض كند و افراد بهتري را به جاي آنان قرار دهد، با آنان به مشورت پرداخت و نظر آنان را جويا شد. عبدالله بن عامر گفت: به آنان دستور جهاد بده تا بدين طريق مشغول بوده، كاري به كار تو نداشته باشند . آنان را در جنگ‌هاي زياد شركت بده تا در برابرت رام شوند . همه به خود پرداخته و انديشه‌اي جز زخم پشت اسب هاي شان و شپش پوستين‌هاي خود نداشته باشند.
بعد از آن، عثمان بر معترضين سخت گرفت و دستور اعزام آنان به سپاه را داد.(9)
فرماندهي اين جنگ ها نيز اكثراً بر عهده كساني بود كه وجودشان در مدينه مي توانست باعث ناآرامي شود. عمر فرماندهي سپاه مسلمانان در جنگ با ايران را به اميرالمؤمنين(ع) پيشنهاد مي كند، اما حضرت از قبول آن سرباز مي زند.»(10)
براي آگاهي بيش تر از علت حمله عرب ها به ايران مطالعه اين منابع مناسب است:
ـ تاريخ ايران از ورود مسلمانان تا پايان طاهريان، حسين مفتخري و حسين زماني، ص32 ـ 34.
-دائرة المعارف بزرگ اسلامي، ج 8، ص 505، مدخل اسلام در ايران.
ـ خدمات متقابل اسلام و ايران، شهيد مرتضي مطهري.

پي نوشت ها:
1. تاريخ ايران بعد از اسلام، چاپ دوم، ص 157.انتشارات اميرکبير.
2. فتوح البلدان ، بلاذري ،،جلد 2،صفحه 464 ، تحقيق : نشر و إلحاق وفهرسة : الدكتور صلاح الدين المنجد ،سال چاپ : 1957 م ، ناشر : مكتبة النهضة مصر- قاهرة.
3. تاريخ الطبري، الطبري ،جلد : 3 ، صفحه 38 ،ناشر : مؤسسة الأعلمي للمطبوعات - بيروت - لبنان.
4. فتوح‏البلدان أحمد بن يحيى بلاذرى ، ترجمه محمد توكل ،متن،ص:361 تهران، نشر نقره ، چ اول، 1337ش.
5. تاريخ‏طبري،ترجمه ابو القاسم پاينده ،ج‏4،ص:1588 ، تهران، اساطير، چ پنجم، 1375ش. مروج‏الذهب مسعودي، ابو القاسم پاينده‏ ،ج‏1،ص:664 ، تهران، انتشارات علمى و فرهنگى، چ پنجم، 374 .
6.اخبارالطوال ابو حنيفه احمد بن داود دينورى ،‌ترجمه محمود مهدوى دامغانى ‏، ص:146، تهران، نشر نى، چ چهارم، 1371ش.
7. المغازى،ترجمه: محمود مهدوى دامغانى ،ص:345 ، ، تهران، مركز نشر دانشگاهى، چ دوم، 1369ش.
8.تاريخ سياسي اسلام، حسن ابراهيم حسن، ترجمه ابوالقاسم پاينده، ص242. ناشر :جاويدان،‌ تهران.
9. تحليلي از زندگاني سياسي امام حسن(ع)، سيد جعفر مرتضي عاملي، ترجمه محمد سپهرى ، ص 155 - 166‌، تهران ، سازمان تبليغات اسلام، 1369،
10. تاريخ سياسي اسلام، رسول جعفريان، ج2، ص319. ناشر: دليل ما ، 1387 .