به نام خدا.
با سلام وعرض تسلیت به دفتر فقیه عالیقدر حاج شیخ حسینعلی منتظری.
من نوجوانی ۱۵ ساله هستم . دوستی دارم به نام زهرا . او مشکلات خانوادگی فراوانی دارد. پدر و مادرش قصد طلاق گرفتن دارد. آن طور که سال پنجم دبستان میگفت:پدرش جانباز است و مشکلات روحی و روانی دارد .
و از جمله دسته ای از جانبازان است که پس از جنگ کاملا تغییر میکنند.و از این رو به آن رو میشوند و خلاصه ........
چون زهرا فرزند بزرگ خانواده است. ویک برادر باسن حدود ۷-۸ سال ویک خواهر ۶-۷ ساله دارد . بیشتر مشکلات بر سر او و خانواده اش خراب میشود .
مشکل من اعتقادات مذهبی اوست.
من فرزند خانواده ای مذهبی ام. اهل نجف آباد.اصفهان.پدر من نیز جانباز است.
واز بچگی حال چه با اجبار وچه با میل مسائل دینی را فرا گرفتم وسعی کردم همانطور که بزرگ میشوم عقلم نیز بزرگ شود . گر چه این حاصل نشد . اما چون محیط اطرافم مذهبی بود و از این جهت خدا را سخت شاکرم پس به دنبال پاسخ پرسشهای خود میرفتم وتا حد امکان چیزی را به اجبار نپذیرفتم.
اما این طور که از رفتار زهرا بر می آمد او نماز نمیخواند. خود من تا حالا چند بار شاهد حال وخیم او به جهت خوردن قرصهای خودکشی و به کار بردن هزار جور روش از جمله همین چند وقت اخیر که میخواسته با چاقو شاهرگ خود را بزند.
اما از جهت دوست پسر مطمئنم که نداره چون از پدرس اونقدر بد دیده که ناامید بشه . در ضمن مواد مخدر نه اما ظاهرا سیگارم میکشه. واگه شوخی نکرده باشه ظاهرا شراب هم میخوره.
چند روز پیش سر کلاس نمیدونم چی شد که سر صحبت در مورد خدا باز شد.
اون میگفت: اگه خدا عادله پس چرا یکی رو نابینا آفرید و یکی دیگه رو بینا .
چرا یکی عقب مونده است و دیگری سالم و از این گونه سوال ها.
دیگه اینکه از من پرسید:اگه زندگی خوبه پس چرا خدا برا خوذدش زن وبچه نداره {معوذا بالله} من بهش گفتم که خدا بی همتا ست که خدا مثل ما آدمها نیست که احتیاج به این چیزا داشته باشه. اما توی کتش نمیرفت.
دیگه اینکه پرسید: خدا از کجا بوجود اومده. من بهش گفتم اگه بخوای بهش فکر کنی دیوونه میشی.
دیگه از بحث کردن باهاش خسته شده بودم. یا بهتره بگم خودم هم میدونستم که اطلاعاتم خیلی کمه.
حالا که دارم فکر میکنم میبینم چه قدر آسون با چندتا سوال به ظاهر پیش پا افتاده اما در باطن.. شاید خودم هم جواب درستی براش نداشتم.
یعنی من میتونم خودم رو قانع کنم.
اما ... لطفا کمکم کنید دارم دیوونه میشم . اعتقادات غلط زهرا داره دیوونم میکنه. میدونم به راحتی ذهنی رو که سالهاست درش دعوا خوندند و فحش و ناسزاو بی محبتی. چه طوری میتونم اصلاحش کنم.
اگه کتابی دارید که میدونید مثمر ثمر واقع میشه لطفا بهم معرفی کنید تا براش بخرم.
و لطفا زود به پرسشهام پاسخ بدید.
خییییییییییییییییییییییییییلییییییییییییییییییی ممنون.
مرجع تقلیدم در حالت فعلی: با اجازه آیتالله شبیری زنجانی . آیت الله منتظری {ره} میباشند.

با سلام و تشکر به خاطر ارتباطتان با اين مرکز
به نظر مي رسد مشکل دوست تان اعتقادي نيست. بلکه روحي و رواني است. سوال هاي او نيز بر اثر فشارهاي رواني است .از اين رو اگر مي توانيد در اين جهت او را کمک کنيد و مانع جدايي پدر و مادرشان شويد. اگر دوست تان به دنبال کشف حقيقت است، او را راهنمايي کنيد خودشان با اين آدرس ارتباط برقرار نمايند.
در ابن جا به سوال ايشان در مورد تفاوت در خلقت پاسخ مي دهيم.
با تامل و دقت در اختلافات و تفاوت ها مي توان دريافت كه اصولا اين موارد جهات مختلفي دارد:
1- بعضي از تفاوت‏ها معلول ستم و تجاوز افراد نسبت به حقوق ديگران است.
تفاوت‏ها ظالمانه و غير منطقي است و با از بين رفتن نظام طبقاتي و گسترش عدالت اجتماعي از ميان خواهد رفت. هيچ گاه اسلام و قرآن اين گونه تفاوت‏ها را تأييد نکرده است، زيرا بر اساس استعمار و استثمار صورت گرفته و آن‏ها را نمي‏توان به حساب دستگاه آفرينش گذارد. مشكلات مالي بسياري از خانواده ها ناشي از ظلمي است كه در گذشته برآن ها يا پدران آن ها شده است . اگر ظلم ها نبود ، وضع كنوني يك خانواده و خاندان حتي يك جامعه متفاوت بود .
خداوند نخواسته ظلم ها باشد و راهكار برطرف شدن آن ها را هم با ارسال پيامبران ارائه داده اما راهكار هيچ گاه به طور كامل به نتيجه نرسيده ، زيرا خداوند نظام عالم را بر اساس سنت هاي معيني بنيان نهاده ، از علت و معلول در عالم سرپيچي نمي نمايد .بنا ندارد كه به طوري اعجاز گونه ظلم ها را از بين ببرد و عدالت را در همه جا حاكم نمايد ، يا ظالمان را مجبور كند كه ظلم ننمايند و جلوي تلاش هاي انبيا را نگيرند؛ بلكه بشر بايد با همت و تلاش خود مانع ظلم ظالمان شوند و عدالت كامل را محقق سازند .
2- تفاوت بهره مندي انسان‌ها در برخي موارد ديگر معلول کار و تلاش انسان‌ها است .
قانون خلقت بر آن نهاده شده که هر کسي به اندازه سعي و تلاش خود بهره­مند شود. مطمئنا کسي که به تنبلي خو کرده باشد ، به دنبال کسب روزي حلال بر نيايد يا تصميمات اقتصادي درستي اتخاذ نكرده باشد و مقدمات صحيح موفقيت اقتصادي را فراهم ننموده باشد ، نمي‌تواند مانند ديگران از نعمت‌هاي دنيوي بر خوردار شود . هر چند كاملا اهل عبادت و بندگي خدا باشد؛ کسي که کار و تلاش بيش تري مي‌کند ، بهره بيش تري خواهد داشت گرچه اهل معصيت و گناه باشد .
3- قسمتي ديگر از تفاوت‏ها، طبيعي و لازمه آفرينش انسان است، يعني هر قدر اصول عدالت در جامعه انساني رعايت شود، باز همه انسان‏ها از نظر استعداد و هوش و انواع ذوق و سليقه‏ها يکسان نخواهند بود. مسلما بهره مندي از نعمت هايي مانند مال و ثروت هم رابطه مستقيمي با استعداد و توان كار اقتصادي و مانند آن دارد كه اين امور در همه افراد يكسان نيست؛ اين همان حقيقتي است كه از آن به تقدير روزي خداوند نام برده مي شود .
استاد مطهري مي‏گويد: "معناي عدالت اين نيست که همه مردم از هر نظر در يک حد و يک مرتبه و يک درجه باشند. جامعه خود به خود مقامات و درجات دارد و در اين جهت مثل پيکر است.
وقتي که مقامات و درجات دارد، بايد تقسيم بندي و درجه بندي شود. راه منحصر، آزاد گذاشتن افراد و زمينه مسابقه را فراهم کردن است. همين که پاي مسابقه به ميان آمد، خود به خود به موجب اين که استعدادها در همه يکسان نيست و به موجب اين که مقدار فعاليت‏ها و کوشش‏ها يکسان نيست، اختلاف و تفاوت به ميان مي‏آيد. يکي جلو مي‏افتد و يکي عقب مي‏ماند".(1)
اساسي ترين نكته اي كه در اين زمينه وجود دارد، آن است كه در عالم همه چيز بر اساس يك قانون عام و فراگير طراحي شده و آن اصل عليت است.
بر اساس اين اصل اصيل، هر معلولي از علت خاص خودش به وجود مي‌آيد ، يعني در جهان هستي هر چيزي که مقتضاي علت خاصي بود ، محقق مي شود ،چه ما بدانيم و بخواهيم و چه نه ؛ دقت در برکات و ثمرات اين اصل بنيادين ضرورت وجود و استواري آن در نظام خلقت را بر هر انسان عاقلي روشن مي کند . حال بعد از برقراري اين اصل عمومي آيا مي توان در موارد خاصي درخواست جاري نشدن آن را داشت ؟ يقيناً خير زيرا اين برخلاف عموميت يک قانون و مبناي ثابت که امور بر اساس آن تنظيم مي گردد است .
بر اساس همين قانون بيماري هاي موجود در والدين يا ژن معيوب پدر و مادر يا نارسايي هاي خاص دوران حاملگي مادر عامل تولد فرزند ناقص مي شود . در نتيجه در خانواده اي خاص فرزندي نابينا متولد مي شود و در خانواده اي ديگر فرزندي سالم و تندرست ؛ آيا مي توان توقع داشت كه بر خلاف قانون عليت با وجود اختلال ژنتيكي والدين فرزندي بينا متولد شود و قانون عليت نقض گردد ؟ مسلما همه ارزش يك قانون به فراگير بودن و عموميت آن است كه اين امر با اولين استثنا مخدوش مي شود .
تفاوت ها ناشي از حكمت هاي متعدد خداوند است كه فعلا در مقام بيان آن ها نيستيم ؛ اما حال كه چنين اختلافات و تفاوت هاي ناخواسته اي وجود دارد ، آيا برابر دانستن همه اين انسان ها كه داراي توانمندي ها و استعداد ها و شرايط متفاوتي هستند، در برابر تكاليف و دستورات الهي بي عدالتي نيست ؟
در پاسخ بايد بگوييم: بله ، بي عدالتي است ، اما خداوند به هيچ وجه همه انسان ها همانند هم و به طور مساوي در نظر نمي گيرد . با همه افراد به طور كاملا متفاوتي برخورد مي نمايد تا كم ترين ظلم و بي عدالتي در اين زمينه روا داشته نشود .
در حقيقت راز اصلي تفاوت ها را بايد در حقيقت عالم يعني آزمودن انسان دريافت ؛
تفاوت‏هاي موجود در بين انسان ها براي اين است که معلوم شود انسان چگونه از امکانات خدادادي بهره برداري مي‏کند. اگر نابرابري‏ها نبود، زمينه امتحان در شكلي مهم و جدي از ميان مي‏رفت.
البته شكل آزمون هاي الهي داراي تفاوت هاي بسياري است . بعضي افراد با مال و نعمت و گروهي ديگر با تنگدستي و نقمت . گروهي با بيماري و درد جسمي و گروهي با سلامتي و تندستي آزمايش مي‏شوند؛ اما همه اختلافات به شكلي دقيق و عادلانه در نحوه تكاليف انسان ها و محاسبه اعمال شان در قيامت مورد محاسبه قرار مي گيرد .
مطمئناً آنان که در دنيا از نعمات بيش تري برخوردار بودند، بيش تر مورد سؤال و درخواست هستند و بايد بيش تر پاسخگو باشند . كساني كه آزمون هاي سخت فقر و بيماري و ... را گذراندند، شرايط بسيار بهتر و آسان تري را پيش رو خواهند داشت. خدا را به خاطر اين تقدير شكر خواهند كرد كه در برابر سختي كوتاه دنيا سعادت ابدي را نصيب آن ها نموده است .
از نگاه معارف ديني اسلام، نحوه اجراي عدالت خداوند در برابر بندگانش لااقل در سه محور تشريع و مسئوليت ها ، تكوين و توانايي ها و بالاخره محاسبه و بررسي عملكردها تجلي مي يابد . با حساب همه اين موارد نوعي عدالت شگفت انگيز و غير قابل تصور براي ما رقم خواهد خورد .
يعني خداوند بسته به موقعيت هاي فردي و اجتماعي و توانمندي هايي كه به هر فردي داده ،توقعات و مطالباتي را نيز از او داشته، انجام وظايف و مسئوليت هايي را نيز از او مي طلبد . به علاوه نمره قبولي اين افراد كاملا متفاوت بوده ،در نحوه محاسبه و بررسي نتايج افراد همه عوامل و موانع موفقيت يا عدم موفقيت كامل يا نسبي فرد به طرز دقيقي محاسبه مي شود تا معين گردد يك فرد در چه موقعيت و جايگاهي در قيامت برخوردار است .
خداوند هرگز نگفته موقعيت هايي كه براي شماست، نسبت هاي مساوي دارند؛ بلكه نسبت ها با توجه به نتايج نسبت هايي كاملا عادلانه است. اگر ظهر تابستان و در كنار تنور، يك نانوا روزه بگيرد؛ روزه اش با روزه فردي كه از اذان صبح تا اذان مغرب خوابيده؛ يكسان نيست. فردي كه براي شركت در نماز جماعت، به مسجد كنار منزل مي رود؛ با فردي كه براي شركت در نماز جماعت بايد نصف شهر را بپيمايد؛ هرگز مزد و پاداش مساوي نخواهد داشت.
مهم تر از همه اين ها شرايط روحي و فرهنگي و خانوادگي كه براي افراد رقم مي خورد، آن ها را در برابر تصميمات زندگي در شرايط كاملا متفاوتي قرار مي دهد ؛ در نظر بگيريد در يك شب، دو فرزند به دنيا مي آيند. يكي در خانه فردي دزد و معتاد و ديگري در خانه يك مرجع تقليد؛ ما بايد بدانيم براي خداوند مهم نيست . يك فرد در يك خانواده معتاد و دزد به دنيا مي آيد، يا در خانه يك مرجع تقليد. بلكه براي خداوند مهم اين است كه براي هر دو نفر، امتحاناتي متفاوت، با ارزش واقعي يكسان قرار دهد؛ تا بتوانند جوهره خويش را نشان دهند.
تصور كنيد فرزند مرجع تقليد به خاطر آبروي پدر و مثلاً از ترس او نماز مي خواند. اين نماز صوري او، در راه تكامل و انسان شدن، او را سانتيمتر سانتيمتر جلو مي برد. اما فرزند آن فرد معتاد براي نماز خواندن، بايد پنهان از چشم پدر نماز بخواند؛ تا كتك نخورد. اين نماز او، در راه تكامل و انسان شدن، او را كيلومتر كيلومتر جلو مي برد.
ظاهرا ماده امتحاني يكسان است(نماز). امتحان دهنده هم يكسان هستند (انسان) اما نمره اين ماده امتحاني، يكسان نيست. برخلاف امتحانات ما در مدارس كه مثلاً سوال 5 براي همه دانش آموزان دو و نيم نمره دارد.
اين گوشه اي كوچك از آن چيزي است كه از تبلور عدالت الهي مي فهميم ، در حالي كه تجلي حقيقي عدالت خداوند هزاران باز عظيم تر و دقيق تر از اين مسايل و تحليل هلي ماست؛ فارغ از شكل آزمون هاي الهي ، از آن جا كه برخي از اين آزمون ها در قالب ناتواني هاي مالي يا جسمي و يا دشواري هايي اين گونه بسيار طاقت فرسا و دشوار هستند ، خداوند در قيامت كاملا متفاوت و عادلانه با افرادي كه دچار چنين مشكلاتي بودند ،برخورد مي نمايد .
در روايات متعددي نقل شده كه در قيامت آن گاه كه خداوند به افراد دچار بلا و سختي و مصيبت در دنيا به محاسبه نشسته، پاداش هاي بي نظيري به آن ها عطا مي كند . كساني كه در دنيا از نعمت رفاه و سلامتي و ... برخوردار بودند ، آرزو مي كنند در دنيا دچار سخت ترين و سهمگين ترين مشكلات و رنج ها بودند كه در قيامت به پاداش تحمل ان رنج ها مي رسيدند .
با اين توضيحات روشن مي شود که خداوند بر اساس شرايط، توانمندي هاي فكري و محيطي و... تکاليف و آزمون هاي بندگان را تعيين مي كند، نيز بر اساس اندازه اختيار و حق انتخاب و امكان انتخاب درست ، جزا و پاداش افراد را مي دهد و هيچ گونه بي عدالتي و تبعيضي در اين زمينه محقق نمي گردد .

پي‌نوشت‌:
1. استاد مطهري، بيست گفتار، ص 109.