با سلام و تشکر از سایت خوبتون
اینجانب عاشق خانمی شدم و ایشان هم به من ابراز علاقه نمودند من فکر کردم ایشان میخواهند مسلمان واقعی باشند و خوب زندگی کنند و مومن شوند ولی شرایط خانواده و محیط به ایشان اجازه نمیدهد و من در شرایط روحی بسیار بدی قرار گرفتم اشتباه کردم و به ایشان اس ام اس زدم که دوستشان دارم ولی بعد از مدتی قران رو خواندم و ایمانم به قران و خدا بیشتر شد و به ایشان گفتم قران رو بخوانند و به خدا ایمان بیاورند ولی ایشان قبول نکردند حالا هم بسیار نارحت هستم و عذاب وجدان گرفتم ولی به لطف خدا محبت خدا در دلم است و ایشان رو راحت فراموششان کردم لطف کنید راهنماییم کنید چه کار کنم که هم این خانم و هم خدا از دستم راضی باشند
با تشکر فراوان

با سلام و تشكر از اعتماد شما نسبت به این مركز
بسیار خوشحال هستیم از اینکه شما توانسته اید با این مسأله کنار بیایید و احساس ناراحتی نکنید. همانطور که مشخص است آنچه در ازدواج داراي اهميت است، همتراز بودن طرفين با يكديگر است و به ويژه مهم‌ترين آنها همتا بودن در وضعيت مذهبي است- كه نبايد آن را ناديده گرفت.
بسياري از مشكلات و نارضايتي‌هاي زناشويي بر اين استوار است كه هر يك از افراد، ديگري را به بي‌ديني يا خشك مقدس بودن متهم مي‌كند و هرگز در اين زمينه به يك تفاهم نمي‌رسند. البته منظور شما از يك مسلمان واقعي بودن و زيستن همچون يك مسلمان واقعي، مي تواند به همين اندازه داراي اشكال باشد؛ چون افراد مختلف برداشتهايي گوناگون از دين و دينداري دارند.
رضايت خداوند همواره بر اين قرار دارد كه بندگانش خود و ديگران را با اعمال و رفتار ناشايست خود در معرض حوادث سوء نيافكنند. اما در خصوص رضايت اين خانم حتي ممكن است با تمام تلاش‌ها نتوانيد آن را به دست آوريد. اگر منظورتان از كسب رضايت ايشان اين است كه او انتظار دريافت پاسخي مثبت را از سوي شما دارد و شما بايد به آن تن در داده و آن را بپذيريد، در اين صورت حتي خدواند هم نسبت به اين ازدواج فاقد پايه و اساس راضي نيست. بنابراين شما رضايت خدواند را فداي كسب رضايت اين فرد ساخته‌ايد.
حال فرض كنيم كه براي به دست آرودن رضايت اين خانم مجبور باشيد به او پاسخ مثبتي را ارايه داده و با او ازدواج كنيد، در اين صورت مادامي كه ايشان نمي‌تواند بر اساس نظر شما، مطلوب ارزيابي گردد و به دلیل موضوعاتی، مانند: تفاوت خانوادگی و...، مشكلات متعددي را در زندگي شما به وجود خواهد آورد، چگونه مي‌توانيد به كسب رضايت خداوند برسيد؟!
در اين صورت اگر بخواهيد همچنان به تنش دست يابيد و بچه‌هايي را در يك خانواده مملو از تنش به دنيا بياوريد، چگونه به رضايت خداوند دست يافته ايد؟!
همچنين اگر نتوانيد در زندگي، مطابق ميل او رفتار نموده و با علم به اينكه او داراي يك فرهنگي ديگر است، چگونه مسوول ناخوشي‌هاي او نخواهيد بود؟!
به همين دليل مناسب‌ترين اقدام دور شدن از يكديگر و قطع ارتباط است؛ هرچند كه براي مدتي نيز ناخوشايند است.
توجه داشته باشيد كه عامل اين ناخوشايندي‌ها نوعی وابستگي است كه پس از مدتي برطرف خواهد شد. اما اگر ايشان همچنان ناراحت است و افسرده؛ در اين صورت مي‌تواند براي دريافت راهكارهاي مناسب براي بهبود وضعيت روانشناختي خود با مشاورين متخصص تماس بگيرد و به يك راه حل مناسب دست يابد.
اما هيچ يك از شرايط فوق موجب نخواهد شد كه شما در برابر ايشان پاسخي مثبت ارايه دهيد! بنابراین با احساس مسؤلیت، احساس دین و یا عذاب وجدان احتمالی- که باعث به گناه افتادن و برقرار ارتباط غیر منطقی با ایشان می شود- مبارزه کنید!! موفق باشید.