با سلام،نمی دونم جوابم را خواهم گرفت یا نه، تیری است در تاریکی ، بگذریم
اولین سوالم این است که شرک چیست؟ آیا نه این است که به کسی جز خدا، توسل، توکل، یاری وشفاعت جست؟آیا نه این است که اوست ولی مردم وپناه دهنده؟ چگونه انسان ها در زمره ی مشرکینند؟ آیا نه این است که می توان در افکار و رفتار و کردارشان شرک را پیدا کرد؟ چرا خدا دوری از شرک را سر لوحه ی کتابش قرار می دهد؟آیا نه این است که در تمام دوران ها شرک پرستی راه یگانه پرستی را مسدود خواهد کرد؟ تمام انبیاء امدند تا مصداق صحیح پرستش را به انسان نشان دهند اما انسانها از روی جهل همچون خدا به پرستششان پرداختند.
من به امام زمانی که وعده اش را در کتب آسمانی نمی یابم ایمان ندارم و به نظرم وجود این مظاهر دلیل بر نقص عقل بشریت و عدالتمند بودن این جهان است و نیز دلیل بر فرقه گرایی ها و تعصبات دینی است که جنبه ی دنیوی دارد
در تمام دوران ها انسان ها به دنبال سنبل هایی برای پرستش بودند و این سنبل ها را به بهانه های مختلف ایجاد کرده و به خورد دیگر ملت ها داده اند و ملت ها را از راه حق دور نگاه داشته اند و این سبب آن است انسان ها تنها زمانی دست از خطا برمی دارند که در جوار بتانشان هستند بت هایی که می تواند در اذهان شکل گیرد و یا در کالبدی از خشت و گل فرو رود.
کتابی نوشتم که یکی از سر فصل هایش در مورد شرک و شاخه های آن است، به نظرم باید این سر فصل خوانده شود ممنون می شوم مرا در این خصوص راهنمایی فرمایید
پرسش: شرک شرح :
شرک چيست؟ آيا نه اين است که به کسي جز خدا، توسل، توکل، ياري و شفاعت جست؟آيا نه اين است که اوست ولي مردم و پناه دهنده؟ چگونه انسان ها در زمره مشرکينند؟ آيا نه اين است که مي توان در افکار و رفتار و کردارشان شرک را پيدا کرد؟ چرا خدا دوري از شرک را سر لوحه کتابش قرار مي دهد؟ آيا نه اين است که در تمام دوران ها شرک پرستي راه يگانه پرستي را مسدود خواهد کرد؟ تمام انبيا آمدند تا مصداق صحيح پرستش را به انسان نشان دهند اما انسان ها از روي جهل همچون خدا به پرستش شان پرداختند.
پاسخ:
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز.
اين شبهه و سوال در ذهن شما به خاطر خلط بين معناي توسل و شرك ايجاد شده است. با تعمق در سوال شما روشن مي شود كه معناي توسل را با معناي شرك يكي دانسته و حكم كرده ايد هر توسلي بر هر چيزي از مصاديق شرك به خداست. زماني به صورت بت پرستي سنگ و چوب و زماني به صورت انسان ها و.... در حالي كه هيچ ترادفي بين معناي شرك و توسل وجود ندارد. بلكه در مصداق ممكن است برخي از توسلات شرك آلود باشند. بنابراين بسياري از توسلات كه ما در زندگي خود بهره بسياري از آن ها مي بريم ،از دائره شرك خارجند و نمي توان بر آن ها صفت شرك بار كرد.
به لحاظ لغوي توسل به معني كمك گرفتن از چيزي است براي رسيدن و تقرب جستن به كسي يا چيزي . به خاطر همين معنا به هر چيزي كه توسط آن ، به امري نزديكي حاصل شود ( زماني ، مكاني ، معنوي ) وسيله گفته مي شود.(1) براي سير شدن به غذا متوسل مي شويم ، براي پرواز كردن به هواپيما متوسل مي شويم و....
توسل در عرف ديني هم خارج از معناي لغوي نيست. چرا كه توسل در عرف ديني به معني واسطه قرار دادن مظاهر ديني از جمله انسان كامل و الگو قرار دادن شخصيت ، سيره و عمل اوست براي رسيدن بهتر و سريع تر به قرب الهي . نيز كمك گرفتن از او براي حل معضلات و مشكلات معنوي و غير معنوي كه انسان به تنهائي از عهده حل آن ها بر نمي آيد . مانند توسل به پيامبر و امام و قرآن و تبعيت از آن ها به عنوان الگو و ياري گرفتن از آن ها جهت تقويت روح بندگي و اطاعت الهي و ياري جستن از آن ها در اموري كه نياز به ياري شان باشد.
اما معناي شرك به لحاظ لغوي به معني داخل كردن دو چيز يا بيش تر در يك امر مي باشد. شرك به لحاظ اصطلاحي به معني شريك قرار دادن براي خدا در عبادت است.(2)يعني اگر كسي در هنگام عبادت به همراه خدا موجودي ديگر مانند شيئ يا انساني را شريك خدا قرار دهد و با هم عبادت كند و عبوديت خود را نثار هر دو كند ، براي خدا شريك قرار داده است و مشرك ناميده مي شود.
اگر به معناي لغوي و اصطلاحي توسل و شرك دقت كنيد ،هيچ وجه اشتراكي به لحاظ معنا اين دو مفهوم با يكديگر ندارند. بلي در مصداق برخي از انسان ها به بعضي از امور اعم از شيئ يا انسان ، مشركانه متوسل مي شوند. يعني آن ها را وسيله براي رسيدن به منافعي مي كنند . در اين جهت به آن ها نگاه الوهي و ربوبي دارند. مانند كاري كه بت پرستان و مشركان در طول تاريخ انجام مي دادند.
خضوع بت پرستان و دعا و استغاثه آنان در برابر بت هايى بود كه آن ها را به عناوين مـالكان حق شفاعت و مغفرت و ... توصيف مى كردند . آن ها را متصرف مستقل در امور مربوط به دنيا و آخرت مى شناختند . در اين شرايط , هر نوع دعوت و درخواستى از اين موجودات , عبادت و پرستش خواهد بود . روشـن تـريـن گـواه بر اين كه دعوت و خواندن آنان با اعتقاد به الوهيت بوده , آيه زير است :
«فما اغنت عنهم آلهتهم التى يدعون من دون اللّه من شيئى؛
خدايانى كه جز خداى بزرگ , آنان را فرا خواندند ( مى پرستيدند ) , آنان را بى نياز نساخت." (3)
در توسل به مظاهر ديني و پيامبران و ائمه بزرگوار دين به هيچ وجه متوسل ، تصور نقش الوهي و ربوبي در مورد آن ها ندارد . آن ها را در تاثيراتي كه انتظار دارد، مستقل از خداي متعال نمي داند و نمي بيند. اگر به قرآن و پيامبر و ائمه متوسل مي شود ، اولا به امر خدا و ثانيا با اين نگاه است كه آن ها وسيله اند براي تقرب بيش تر به درگاه الاهي . در وسيله بودن و تصرف داشتن مستقل نيستند . هر كاري انجام مي دهند ،به اذن و به واسطه قدرت الاهي است.
توسل به پيامبر براي شفيع شدن او نزد خدا براي جلب مغفرت خدا ( به خاطر اينكه يكي از بهترين بندگان خدا و يكي از خاصان درگاه اوست ) كجا و توسل بت پرست به بت به قصد عبادت او و نزديك شدن به بت كجا ؟
در توسل به پيامبر و ائمه دين اجازه از طرف خدا است. در توسل به بت چنين اجازه اي وجود ندارد. در توسله به ائمه مساله وساطت آن بزرگواران به عنوان افرادي كه داراي مقام و منزلت بسيار بزرگ نزد خداوند مي باشند ،بين متوسل و خدا مطرح است. در توسل به بت ، بت پرست به بت متوسل مي شود تا به بت نزديك شود . محبت و ياري او را به خود جلب كند. در توسل به بزرگان دين نگاه استقلالي و الوهي و ربوبي به آن ها وجود ندارد در حالي كه نگاه بت پرست به بت نگاه استقلالي است و انتظار الوهيت و ربوبيت از بت دارد.
توسل در قرآن :
در آيات قرآن اين مسئله مورد پذيرش و تأييد واقع شده است . در مورد ديدگاه هاي اسلام و قرآن بايد از مجموعه آيات و روايات بهره گرفت، نه يک مورد خاص .
در آيه 97 سوره يوسف از زبان برادرانش خطاب به پدر مىخوانيم :
« يا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا كنا خاطئين ؛
اى پدر ! براى ما استغفار كن كه ما خطاكار بوديم . »
حضرت يعقوب نيز اين تقاضا را نه تنها انكار نكرد. بلكه به آن ها قول مساعد داد و فرمود :
« سوف استغفر لكم ربى؛
به زودى براى شما از درگاه خداوند تقاضاى آمرزش مىكنم . »
بنابراين واسطه قرار گرفتن انسان هاي برگزيده الهي و متوسل شدن به آن ها در آيات قرآن به کار رفته ، در صدر اسلام نيز توسط اصحاب و ياران پيامبران صورت مي گرفت.
کار متوسل مومن به خدا ، درخواست بنده اى از بنده ديگر است كه نه او را اله و رب مى داند ؛ نه مالك و متصرف تام الاختيار در امور مربوط به دنيا و آخرت , بلكه او را بنده عزيز و گرامى خدا مى شناسد كه او را به مقام رسالت و امامت برگزيده ، وعـده داده كه دعاى او را درباره بندگان خود بپذيرد :
« و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاوك فاستغفروا اللّه و استغفر لهم الرسول لوجدوا اللّه توابا رحيما؛
اگـر آنـان هنگام ستم بر خويشتن , نزد تو مى آمدند و از خدا درخواست آمرزش مى كردند و پيامبر نيز براى آنان طلب آمرزش مى نمود , خدا را توبه پذير و مهربان مى يافتند ."(4)
اين آيه به واسطه قرار گرفتن پيامبر براي طلب استغفار مردم ، صراحت دارد.
پس اصل واسطه از نظر قرآن پذيرفته است ، همان گونه که در آيه ديگر مي فرمايد:
« و اِبْتَغُوا إِلَيْهِ اَلْوَسِيلَةَ؛ به سوي خداوند وسيله برگيريد"(5)
اگر صدا زدن و توسل پيدا كردن به قصد اين باشد که آن فرد را صاحب اختيار و مستقل در تاثير بداند ، موجب شرک است. اگر كسى به راستى حاجت خود را از غير خدا بخواهد و او را صاحب اختيار و مستقل در انجام آن بشمرد ،مشرك است ، همان گونه كه واژه «مع» در آيه « فلا تدعوا مع الله احدا» (6) به اين معنى گواهى مىدهد كه نبايد كسى را هم رديف خدا و مبدأ تاثير مستقل دانست .اين مطلب از مسلمات شيعه است.
وسيله مي تواند هر چيزي که نزد خداوند داراي مقام و منزلت است ، باشد. ميتواند اعمال صالح باشد . ميتواند شخص صالح و وجيهي باشد. در نتيجه اين اعمال ديني مانند توسلات و شفاعت خواستن و.... اموري كاملا ديني و منطبق بر آموزه هاي اديان توحيدي اند، نه اموري شرك آلود .
پي نوشت ها:
1.لسان العرب ، ماده وسل ، الوسيله.
2.همان ، ماده شرك ، اشرك.
3.هود (11) آيه 101.
4.نساء (4) آيه 64.
5.مائده (5) آيه 35.
6. جن (72) آيه 18.
پرسش:
به امام زماني که وعده اش را در کتب آسماني نمي يابم ايمان ندارم. . به نظرم وجود اين مظاهر دليل بر نقص عقل بشريت و عدالتمند بودن اين جهان است . نيز دليل بر فرقه گرايي ها و تعصبات ديني است که جنبه دنيوي دارد . در تمام دوران ها انسان ها به دنبال سنبل هايي براي پرستش بودند. سنبل ها را به بهانه هاي مختلف ايجاد کرده و به خورد ديگر ملت ها داده اند و ملت ها را از راه حق دور نگاه داشته اند و اين سبب آن است انسان ها تنها زماني دست از خطا برمي دارند که در جوار بت شان هستند. بت هايي که مي تواند در اذهان شکل گيرد و يا در کالبدي از خشت و گل فرو رود. کتابي نوشتم که يکي از سر فصل هايش در مورد شرک و شاخه هاي آن است، به نظرم بايد اين سر فصل خوانده شود .
پاسخ:
امام زمان و علت اعتقاد به وجود او :
در بخش دوم سوال خود كه اشاره كرده ايد به امام زمان و اعتقاد به وي ، مساله توسل به امام و شفيع قرار دادن او در تقرب به درگاه الهي ، طبق همان توضيحي است كه در پاسخ بخش نخست سوال شما كه در باب معناي توسل بود گذشت.
بحث اعتقاد به امام زمان و ديگر پيامبران و ائمه ، صرفا به خاطر اين نيست كه انسان افرادي را داشته باشد تا با توسل به آن ها به خواسته هاي دنيوي و غير دنيوي خود برسد. چرا كه فلسفه وجودي انبيا و اوصيا و ائمه از جمله امام زمان ، هدايت انسان ها به سوي خداي متعال و رهانيدن آن ها از شرك و كفر و جهالت است.
هم به دليل عقل و هم به دليل نقل ( قرآن و روايات ) انسان در طول زندگي خود در هر مرحله اي از علم و تكنولوژي كه باشد، نيازمند به وجود هادياني است كه او را از گرفتار شدن در چاه هاي ويل و ضلالت بازدارد . راه ايمان و نور و هدايت را از ميان بيراهه هاي كفر و شرك و تاريكي و ضلالت به او بنماياند.
درست است كه هدايت همه انسان هاي به دست خدا است . در اين شكي نيست ، لكن براي رسيدن پيام هدايت الهي به انسان ها و نيز اجراي مفاد هدايت خدا در بين آن ها نياز به وجود مجرياني است كه عبارتند از پيامبران و امامان از جمله امام زمان.
اينكه چرا ما به غيبت او اعتقاد داريم ( كه البته اين امر اختصاص به شيعه ندارد و تمام مسلمانان به وجود مهدي و ظهور او در آخرالزمان اعتقاد دارند ) فلسفه ديگري دارد كه بحث آن به مقالي ديگر نيازمند است.
امام زمان در قرآن :
اگر منظور شما از اينكه وعده امام زمان در كتاب آسماني نيامده ، تصريح به اسم است و منظورتان از کتاب آسمانی قرآن است ، بله اسمي از حضرت در قرآن نيامده است. لكن بايد به اين نكته توجه كرد كه قرآن كريم براي معرفي شخصيت هاي الهي از سه راه وارد مي شود . در هر موردي طبق مصالحي از شيوه خاصي پيروي مي كند. گاهي معرفي با اسم ، گاهي معرفي با عدد ، و گاهي معرفي با صفت.
اگر نام حضرت مهدي (ع) در قرآن نيست ، ولي صفات و خصوصيات حكومت او در قرآن وارد شده است. برخي از قرآن پژوهان حدود صد آيه از قرآن را به امام زمان و مسايل مربوط به
حضرت تاويل و تفسير کرده اند. همين امر براي اثبات مسايل مربوط به امام زمان و فرهنگ مهدويت کافي است .
افزون بر آن اصولا قرآن در معرفي افراد ، مصالح عالي را در نظر مي گيرد . گاهي مصالح ايجاب مي كند تنها به صفات افراد بپردازد ، چنان كه درباره حضرت مهدي (ع) جريان از اين قرار است :
اولا: تشكيل چنين حكومتي ، در مواردي صريحا و در موارد ديگر به طور اشاره در قرآن وارد شده است.
به نمونه هائی از این آیات توجه کنید :
« ولقد كتبنا فى الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادى الصالحون؛
در زبور بعد از ذكر (تورات ) مقرر داشتيم كه بندگان صالح من حكومت زمين را به ارث مى برند."(1)
در ذيل اين آيه رواياتى آمده است كه (هم اصحاب المهدى فى آخر الزمان ؛ آنان ياران مهدى در آخر الزمان هستند).
در سوره نور آمده است :
"خداوند به كسانى از شما كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند، وعده داده است كه آنان را خليفه روى زمين كند، آن گونه كه پيشينيان را خلافت بخشيد . دين و آئينى را كه براى آنان پسنديده است ، پا بر جا و ريشه دار سازد . بيم و ترس آنان را به امنيت مبدل كند. آن چنان مى شود كه تنها مرا مى پرستند. "(2)
«هو الذى الرسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدين كله و لوكره المشركون »(3)شبيه اين آيه در سوره فتح آمده است :
« هو الذى ارسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله »(4)اين آيات بر اساس رواياتى كه ذيل و تفسير آن ها آمده ، بر حضرت مهدى تطبيق شده است . (5)
دوم : اگر در قرآن به طور صريح به مسايل امام زمان از جمله نام اشاره نشده ، به خاطر مصلحتي است كه براي اهل فضل و درك مخفي نمي باشد ، زيرا به همان علت كه نام امام علي (ع) را نبرده ، نام آن حضرت را نيز ذكر ننموده است. اگر نام اين پيشوايان گرامي را مي برد ، چه بسا كينه هاي ديرينه بدر و احد و حنين بار ديگر زنده مي شد ،از اين رو مطلب را به صورت كلي مطرح كرده و فرموده است : بندگان شايسته من ، وارث زمين خواهند بود.
قرآن به صورت خصوص و کتب آسمانی به صورت عموم ،عهده دار بيان تمام مصاديق و جزئيات فروع معارف و دستور عملها نيستند تا عدم تصريح به نام امام زمان، امرى خلاف انتظار و غير موافق با سبك کتب آسمانی باشد.
نماز نمونه خوبى از اين دست است. شايد در بين احكام و دستورهاى شريعت مطلبى به اهمّيّت و محوريت نماز وجود نداشته باشد؛ تعابيرى نظير ستون خيمه دين، مرز ميان كفر و ايمان، عامل تقرب هر پرهيزكار امّا به راستى آيا در آيات قرآن نشانى از تعداد ركعات و خصوصيات اين فريضه وجود دارد؟! قرآن به وجوب نماز اشاره كرده، بيان خصوصيات ديگر اين مهم را به «سنت» وا گذاشته است.
قرآن درباره زكات واجب و حج و خمس و ساير دستورهاى شريعت مقدس نيز از همين نظام تبعيت كرده ؛ يعنى فشار اصلى را بر تثبيت اين واجبات گذارده و بيان خصوصيات را به دستگاه ديگر (سنت) واگذار كرده،در باره امام زمان نيز چنين است که ده ها حديث به طور صريح درباره امام زمان دلالت دارند .اثبات جزييات مسايل مربوط به امام زمان بر عهده روايات ائمه دین می باشد که وظیفه تفسیر کتاب آسمانی را بر عهده دارند .
در هر حال اشاره به ضرورت وجود منجي در آخرالزمان و برخي اوصاف او علاوه بر قرآن در برخي كتاب هاي آسماني ديگر هم آمده كه براي مطالعه مي توانيد به منابع ذيل مراجعه نماييد (6) . اما در هر حال عدم تصریح اسم منجی در کتاب های آسمانی از جمله قرآن باعث نشده است که حقیقت وجود منجی در ادیان آسمانی مورد انکار واقع شود .به عنوان نمونه حقيقت وجود خارجي امام زمان به گونه اي در ميان شيعه مسلم و قطعي است كه در مورد تولد امام بين علماي شيعه اتفاق نظر وجود دارد که امام متولد شده و به صورت کامل تاريخ تولد و مکان تولد حضرت را ضبط نموده اند ؛(7).
البته برخلاف نظر شما اين امر نوعي فرقه گرايي نيست . برخي از علماي اهل تسنن نيز ( مانند محمد بن طلحة شافعى در مطالب السؤل؛
ابن صباغ مالكى در الفصول المهمه؛
ابن حجر شافعى در الصواعق المحرقه؛
ابن خلكان در وفيات الاعيان) تصريح به تولد حضرت نموده و در اين زمينه کتاب هايي نوشته و به مخالفت با آناني که تولد حضرت را انکار کرده پرداخته اند که آيت الله صافي در کتاب منتخب الاثر، فصل سوم جمع بسياري از علماي اهل سنت را که قائل به امامت و حيات حضرت بوده اند، ذکر نموده اند .
در کتاب نويد امن و امان به 106 نفر از علماي اهل تسنن که در باره حضرت کتاب نوشته اند اشاره فرموده و مي فرمايد: گروه بسياري از مشاهير علماي اهل سنت نيز ولادت حضرت و شرح تفصيلات آن را در کتاب هاي خود ذکر نموده ، بعضي به امامت و مهدويت آن سرور اقرار كرده، اشعار بلند به زبان عربي و فارسي در مدح او سروده حتي مدعي شرفيابي به حضور اقدس و استماع حديث از حضرتش شده اند . بعد از اين عبارت ايشان 77 تن از مشاهير علماي اهل سنت را که تصريح به اين مطلب کرده اند، نام مي برد .(8)
در کتابي که علماي اهل تسنن اختصاصا درباره حضرت مهدي نوشته اند، استاد محمد رضا حکيمي در کتاب خورشيد مغرب به نوزده اثر از بهترين اين آثار اشاره کرده اند که آشکارا تصريح به ولادت حضرت شده که به چند مورد اشاره مي کنيم:
ابن حجر هيثمي شافعي مي گويد: ابوالقاسم محمد الحجه، عمر او پس از درگذشت پدرش پنج سال بود .خداوند در همين عمر به او حکمت رباني عطا کرد (9).
صدرالدين قونوي مي گويد: پس از مرگ من آن چه از کتاب هايم که در باره طب و حکمت است و هم چنين کتاب هاي فلسفه و فلاسفه همه را بفروشيد . پول آن را به فقرا صدقه بدهيد ... در شب اول مرگ من هفتاد هزار بار کلمه توحيد را بخوانيد . سلام مرا به مهدي برسانيد(10).
صدها عبارت ديگر مانند اين عبارات در کتب اهل سنت مي توان پيدا کرد که براي رعايت اختصار از ذکر آن صرف نظر مي کنيم .(11)
حقيقت وجود شخصي به عنوان امام زمان و كسي كه هدايت الهي را در عصر ما برعهده دارد لكن ظاهر نيست مثل ظهور انبيا و ائمه گذشته ، به گونه اي روشن و حقيقي و قطعي است كه توصيف آن به اسطوره ، يا از عدم شناخت امام زمان و ادله وجود او ناشي مي شود يا از عدم شناخت معناي اسطوره و تشخيص اسطوره از واقعيت.
در پاسخ سوال پيشين اعتقاد به وجود امامي براي هدايت در همه زمان ها و اعتقاد به اين مساله كه زماني نيست كه زمين از حجت الهي و رهبر خدائي و هادي رباني خالي باشد، نه به معناي پرستش آن رهبر و امام و هادي است و نه به معناي اعتقاد داشتن به اسطوره ها و افسانه هائي است كه خالي از حقيقت اند.
پي نوشت :
. انبياء (21) آيه 15.
2. نور (24 )آيه 55.
3. توبه (9 )آيه 33.
4. فتح (48 )آيه 28.
5 . پيام قرآن ، ج 9 باتلخيص .
6. .ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالي فرجه الشريف) از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان، سید اسدالله هاشمی شهیدی، قم، مسجد مقدس جمکران، 452 صفحه وزیری.- فصل نامه هفت آسمان، مقاله « گونه شناسی منجی موعود در ادیان »، علی موحدیان عطار، شماره 12 و 13، ص 129 - 107- ادیان و مهدویت یا آرا و عقاید درباره مهدی (عجل الله تعالي فرجه الشريف)، محمد بهشتی، تهران، بهمن، 208 صفحه رقعی.
7. ر.ک: نويد امن و امان، آيت الله صافي، بخش چهارم.
8. همان، ص 238.
9. المهدي الموعود، ج 1، ص 200.
10. الامام الثاني عشر، ص 78.
11. در صورت تمايل به اين کتاب ها مراجعه بفرماييد:
* کتاب المهدي، آيت الله سيد صدرالدين صدر* منتخب الاثر، آيت الله لطف الله صافي گلپايگاني* المهدي الموعود المنتظر، نجم الدين جعفر العسکري* الامام الثاني عشر، سيد محمد سعيد موسوي هندي* الزام الناصب، على يزدى حائري، ج 1، ص 321 تا 340؛ دادگستر جهان،ابراهيمى اميني، ص 118 تا 120؛ سيرة پيشوايان، مهدى پيشوايي،ص 667.






