با عرض سلام در رابطه باامام زمان سولاتي داشتم كه به ترتيب مي پرسم خواهشمندم به ترتيب جواب دهيدابتدااز خداوند طلب استغفار و از امام زمان طلب شفاعت و عذرخواهي مي كنم1.اثبات امام زمان در قران 2.اينكه ما از كجا بدانيم اصلا امام زمان (ع)زنده اند3.و چرا خداوند باآن همه قدرت و رحمانيت و جبروت بايد پرونده ما انسانها رابراي امضا(در شب قدر) به امام زمان بدهند يعني خداوند(العياذ بالله)از امام زمان اجازه مي گيرند

پرسش 1:
مهدويت شرح اثبات امام زمان در قرآن چگونه است؟
پاسخ:
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز.
در مورد جانشيني رسول خدا و امامت و امامان و نام آن ها از جمله در مورد نام امام زمان و اثبات امامت ايشان ، در قرآن سخن صريحي نيامده (البته دقت كنيد كه عرض كرديم صريح و شفاف ) و هر گاه در آن حوزه سخني به ميان آمده ، نوعي ابهام و اجمال دارد. مثلا آيه اولي الامر:
اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منکم؛(1)
از خدا و رسول و صاحبان امر اطاعت کنيد.
در اين جا به صراحت نام نبرده که اولي الامر کيانند؟
از اين آيه معلوم مي شود که "اولي الامر" که بعد از رسول خدا مطاع است، بايد معصوم باشد . براي شناختن معصوم و مصداق هاي اولي الامر راهي جز مراجعه به پيامبر نيست.
در آيه ولايت:
انما وليکم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلوه و يؤتون الزکاه و هم راکعون؛(2)
ولي و سرپرست شما فقط خدا است . رسول خدا و کساني که ايمان آورده، نماز اقامه کرده و در حال رکوع زکات مي دهند.
در اين جا نيز آيه حکايت از اين دارد که ولي مومنان بعد از خدا و رسول مؤمن نمازگزاري است که در حال رکوع زکات مي دهد. در اين زمينه هم بيان و تفصيل موضوع به رسول خدا واگذار شده است.
خداوند حکيم نازل کننده قرآن است که همه کارهايش از روي حکمت مي باشد . ما کوچک تر از آنيم که به حکمت کارهاي خدا دست يابيم. قطعي است خداوند حکيم و هدايتگر براي راهنمايي بشر به شاهراه سعادت، از هيچ اقدام لازمي فرو گذار نکرده است . تعيين و معرفي امام يکي از اين اقدام هاي لازم است که هم در تعيين و هم در معرفي امام، آنچه لازم بوده ، انجام داده و حجت را تمام کرده است.
اما اين که چرا نام امامان در قرآن نيامده، دلايل مختلفي به ذهن مي رسد. شايد يکي از وجوه مهم امتحان و ابتلا باشد. يکي از سنت هاي خداوند سنت امتحان و ابتلا است. خدا بندگان را به فتنه و گرداب هاي امتحان مي اندازد تا مريض ها و گمراهي طلبان از حق جويان مشخص گردند . به دست بهانه جويان بهانه مي دهد تا مومنان واقعي آشکار گردند.
يکي ديگر از وجوه آن شايد تدبير خدايي براي در امان ماندن قرآن از دستکاري و تحريف باشد. معمولا در بين ايمان آورندگان، افرادي هستند که از سر ترس و يا به اميد منفعت و.. اظهار ايمان کرده و منتظر مرگ پيامبر هستند تا بعد از وفات ايشان به عنوان پيروان صادق او وارث وي گردند و جريان را به قهقرا بر گردانند.
اگر نام جانشين و جانشينان و مطالب مربوط به جانشيني به صراحت و وضوح تمام در کتاب خدا ذکر شده باشد ، آنان مجبور مي شوند به تحريف و کتمان کتاب خدا اقدام کنند ؛ اما اگر اين مسائل در کتاب خدا به صراحت نيامده باشد ، آنان مجبور به تحريف کتاب نمي شوند.
قرآن راجع به امامت فقط کليت آن را ثابت کرده و به وصف و اشاره، امامان را معرفي کرده و ما براي اثبات اشخاص امامان از جمله امام زمان چاره اي جز مراجعه به روايات پيامبر نداريم كه اين هم دستور خداوند در قرآن است .
بنا بر آيات قرآن بعد از پيامبر تا آخر زمان بايد هميشه افراد معصومي به عنوان امام(3) و هدايتگر(4) و اولي الامر(5) در جامعه وجود داشته باشند . اين سلسله بايد تا قيامت و آخر دنيا ادامه داشته باشد . بنا به روايات رسول خدا جانشينان معصوم ايشان دوازده نفرند. تا قيامت وظيفه هدايت و امامت را عهده دارند و آنان عبارتند از علي بن ابي طالب و يازده فرزند معصومش که آخرين آن ها(يعني دوازدهمين امام ) که فرزند امام حسن عسکري است ، بعد از وفات پدر تا قيامت زنده بوده و بعد از غيبتي طولاني ظاهر مي شود . عدل و داد را در جامعه بشري حاکم مي گرداند.
با توجه به روايات چند آيه بر امام زمان حمل شده از جمله آيه 5 سوره قصص و 55 نور که وعده امامت مستضعفان داده شده و بنا به روايات مصداق کامل آن امام زمان و يارانش است.
نيز آيات ديگر از جمله 33 توبه و 28 فتح و 9 صف و... ولي اين آيات هيچ کدام بر اثبات امام زمان ظهور ندارد . بنا بر روايات امام زمان و دوران ايشان برترين مصداق آن ها است.
پي نوشت ها:
1.نساء(4)آيه 59.
2.مائده(5)آيه 55.
3. بقره(2)آيه124.
4.رعد(13)آيه7.
5.نساء(4)آيه59.

پرسش 2:

از كجا بدانيم اصلا امام زمان (ع)زنده اند؟
پاسخ:
امامت امام زمان(ع) و وجود حضرت از مباحث امامت خاصه است . در امامت خاصه مستقيماً نمي توان از دليل عقلي بهره گرفت(1)، بلكه دليل عقلي امامت عامه و ضرورت وجود امام در تمام زمان ها را اثبات مي کند.
در امامت عامه برهان عقلي بر ضرورت وجود انسان معصوم و حجت الهي روي زمين اقامه مي شود.
حال اگر ادله تاريخي و روائي بيانگر ولادت و حيات حضرت مهدي به مقدمه اول ضميمه گردد، اثبات مي شود که در اين زمان تنها حضرت واسطه فيض الهي است و زنده هم مي باشد(2).
بررسي دو رکن استدلال:
1- برهان عقلي بر ضرورت وجود امام در همه زمان ها:
الف: برهان لطف: نبوت و امامت يك فيض معنوي از جانب خداوند است که بر اساس قاعده لطف بايد هميشه وجود داشته باشد. قاعده لطف اقتضا مي کند که در ميان جامعه اسلامي بايد امامي باشد که محور حق بوده و جامعه را از خطاي مطلق باز دارد.
اين جمله امام صادق(ع) که " خداوند جليل تر و عظيم تر از آن است که زمين را بدون امام رها کند"(3)ممکن است اشاره به همين برهان باشد.
الطاف وجود امام غائب را مي توان در موارد ذيل برشمرد:
1.حراست از دين خداوند در سطح کلي.(4)
2. تربيت افراد .
3. بقاي مذهب.
4. وجود الگويي زنده که مي تواند مقتداي مردم قرار گيرد.
ب: برهان امکان اشرف:
در فلسفه قاعده اي مطرح مي شود به نام قاعده امکان اشرف . معنا اين است که ممکن اشرف بايد در مراتب وجود اقدم از ممکن اخس باشد...(5)
در عالم وجود انسان اشرف مخلوقات است . محال است که وجود، حيات، علم، قدرت و جمال و... به افراد انسان برسد ،قبل از آن که کمالات به انسان کاملي که حجت روي کره زمين است، رسيده باشد.
ما در اين جا به همين مقدار بسنده مي کنيم و خواننده را به مطالعه کتب مفصل ارجاع مي دهيم.(6)
2- ادله تاريخي و روائي ولادت و حيات حضرت مهدي زياد است؛ براي نمونه به چند سند تاريخي اشاره مي کنيم:
1.بسياري از دانشمندان نامدار اهل سنت پذيرفته(7) و در كتاب هاي شان متذكر شده اند که: مهدي موعود فرزند امام حسن عسكري(ع) است . در سامرا در سال 255 هجري متولد شده است . در پس پرده غيبت زندگي مي كند . روزي به امر خداوند ظهور خواهد كرد(8).‌
2- امام عسكري(ع) قبل از ولادت فرزندش امام مهدي(عج) از ولادت حضرت خبر داده بود،‌ از جمله به عمه اش "حكيمه خاتون" فرمود: "در شب پانزدهم شعبان فرزندم مهدي از نرگس خاتون متولد مي شود".(9)
احمد بن اسحاق مي‌گويد: از امام ابو محمد حسن عسكري شنيدم :
"حمد و سپاس خداي را كه مرا از دنيا نبرد تا اين كه جانشين من و مهدي موعود را به من نشان داد. از حيث ويژگي هاي جسماني و اخلاقي و رفتاري شبيه ترين انسان ها به پيامبر است. خدا مدتي وي را در حالت غيبت نگهداري مي‌كند . سپس ظاهر مي‌شود و جهان را از عدل و داد پر مي‌كند".(10)
نيز حضرت عسكري(ع) بعد از ولادت فرزندش، خواص و نزديكان را از تولد امام مهدي آگاه نمود.
محمد بن علي بن حمزه گويد: از امام عسكري شنيدم :"حجت خدا بر بندگان و امام و جانشين من در پانزدهم شعبان سال 255 در هنگامة طلوع فجر متولد شد"(11).
احمد بن حسن بن اسحاق قمي مي گويد: وقتي كه امام مهدي متولد شد، نامه‌اي از امام عسكري به من رسيد كه حضرت مرقوم فرموده بود: فرزندي برايم متولد شده است. اين موضوع را مخفي بدار، زيرا جز براي دوستان و نزديكان ما آن را اظهار نخواهم كرد".(12)
ابراهيم بن ادريس مي‌گويد: امام ابو محمد عسكري(ع) گوسفندي را براي من فرستاد و فرمود: "اين را به جهت ولادت فرزندم "مهدي" عقيقه كن و به خود و خانواده ات بخوران".(13)
3 ـ امام عسكري افزون بر اين كه قبل از ولادت امام مهدي بشارت داد و بعد از تولد به خواص خبر داد كه مهدي موعود ولادت يافته است، گام ديگري برداشت، و آن اين بود كه براي افزايش ايمان و اطمينان شيعيان، فرزندش امام مهدي را به تعدادي نشان داد.
احمد بن اسحاق مي گويد: امام عسكري(ع) كودك سه ساله اي را به من نشان داد و فرمود: اي احمد، اگر تو نزد خدا و امامان گرامي نبودي، فرزندم را به تو نشان نمي دادم. بدان كه اين كودك همنام و هم كنيه رسول خدا است و همان كسي است كه زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد.(14)
معاويه بن حكيم،‌محمد بن ايوب و محمد بن عثمان بن سعيد عمري مي‌گويند: ما يك گروه چهل نفره در خانة ‌امام حسن عسكري جمع شده بوديم، حضرت فرزندش امام مهدي را به ما نشان داد و فرمود: "اين امام شما و جانشين من است".(15)
علي بن بلال، احمد بن هلال، محمد بن معاويه بن حكيم و حسن بن ايوب مي‌گويند: ما تعدادي از شيعيان در خانه امام حسن عسكري(ع) تجمع نموديم . از حضرت درباره‌ جانشين وي پرسش نموديم، پس از ساعتي حضرت كودكي را به ما نشان داد و گفت: "بعد از من اين امام شما است".(16)
عمر اهوازي مي‌گويد: امام حسن عسكري(ع) فرزندش را به من نشان داد و فرمود: "بعد از من اين فرزندم امام شما است".(17)
ابراهيم بن محمد گويد: در خانه عسكري كودك زيبايي را ديدم، از حضرت پرسيدم: يا ابن رسول الله، اين كودك كيست؟ حضرت فرمود: "اين كودك من است. اين جانشين من است".(18)
يعقوب بن منفوس مي‌گويد: خدمت امام عسكري رسيدم و از حضرت درباره امام بعدي و صاحب الامر جويا شدم. حضرت فرمود: پرده را كنار بزن؛ كنار زدم، در اين هنگام كودك پنج ساله اي را ديدم كه به سوي ما مي آيد، آمد و روي زانوي حضرت عسكري نشست. حضرت فرمود: "اين امام شما است".(19)
4- بعد از بشارت هاي امام عسكري و نشان دادن فرزند بزرگوارشان مهدي، به خواص و افراد مورد اطمينان، اينك نوبت خواص است كه اقدام نمايند و وجود امام مهدي را به اطلاع ديگر شيعيان برسانند تا آنان را از شك و حيرت نجات دهند.
افرادي همانند حكيمه خاتون، دختر محمد بن علي بن موسي الرضا(ع)، عثمان بن سعيد عمري، حسن بن حسين علوي، عبدالله بن عباس علوي، حسن بن منذر، حمزة بن ابي الفتح، محمد بن عثمان بن سعيد عمري،‌معاوية بن حكيم، محمد بن معاوية بن حكيم، محمد بن ايوب بن نوح، حسن بن ايوب بن نوح، علي بن بلال، احمد بن هلال، محمد بن اسماعيل بن موسي بن جعفر، يعقوب بن منفوس، عمر اهوازي، خادم فارسي،‌ابوعلي بن مطهر، ابي نصر طريف ‌‌خادم، كامل بن ابراهيم، احمد بن اسحاق، عبدالله مستوري، عبدالله جعفر حميري، علي بن ابراهيم مهزيار، ابوغانم خادم، كوشيدند و ولادت امام مهدي را به اطلاع شيعيان رساندند.

پي نوشت ها:
1. چون برهان و دليل عقلي نمي تواند معرف فرد باشد و معناي اين جمله که : "جزيي نه کاسب است ،نه مکتسب" همين است.
2. نهج الولاية ، آيت الله حسن زاده ي آملي، ص8و 7.
3. بصائر الدرجات، ص 485، باب 10، ح3.
4. کشف القناع، شريف العلماء، ص148.
5. نهاية الحکمة، ص319و 320.
6. مطالعه کتاب موعود شناسي، علي اصغر رضواني، صص267-283سودمند است.
7. برخي از پژوهشگران بيش از صد نفر از دانشمندان اهل سنت را نام برده كه در تأليفات شان ولادت امام مهدي(عج) را متذكر شده اند.
8. محمد بن طلحة شافعي در مطالب السؤل؛ ابن صباغ مالكي در الفصول المهمة؛ ابن حجر شافعي در الصواعق المحرقة؛ ابن خلكان در وفيات الاعيان.
9. منتخب الاثر، ص398 و 399.
10. بحارالانوار،ج51،ص 161 و 397.
11. همان، ‌ص 397.
12. اثبات الهداة، ج 6، ص 436؛ دادگستر جهان،‌ص103.
13. بحارالانوار، ج 52، ص 22.
14. همان، ص 23 و 24.
15. ينابيع المودة، ص 460؛ بحارالانوار، ج 52، ص26
16. اثبات الهداة، ج 6، ص 311
17. ينابيع المودة، ص 46.
18. دادگستر جهان،‌ص 107.
19. بحارالانوار، ج 52،‌ص 25.

پرسش 3:
چرا خداوند با آن همه قدرت و رحمانيت و جبروت بايد پرونده ما انسان ها رابراي امضا(در شب قدر) به امام زمان بدهند. يعني خداوند از امام زمان اجازه مي گيرند؟

پاسخ:
آنچه كه در منابع اسلامي مبني بر آگاهي ائمه دين عليهم السلام از اعمال امت وجود دارد ، عرضه اعمال به ايشان است ،نه امضا گرفتن از اين بزرگان تا سوال پيش بيايد كه آيا امضا گرفتن از امام زمان به معني اجازه گرفتن خدا از امام است ؟
اما در مورد عرضه اعمال به امام زمان و فلسفه آن توضيح اين است :
عرضه اعمال به امام از طرف خدا نه با قدرت و نه رحمانيت و نه با جبروت خدا منافاتي ندارد. چرا كه خدا و قدرت او با امام زمان و قدرت او در عرض هم و در مقابل هم نيستند. بلكه در طول هم مي باشند . امام زمان و قدرت او وابسته به خدا و قدرت او و شعاعي از عظمت وجودي حق تعالي مي باشد.
زماني مي توان تعارض بين دوچيز قائل شد كه آن دو وجود در عرض هم باشند و يكي وابسته ديگري نباشد. در حالي كه امام زمان و تمام صفات كمالي اش معلول و مخلوق حق تعالي است . نمي تواند در مقابل علت و خالق خود ، عرض اندام كند. چرا كه اولا هر چه مخلوق دارد ،خالق كامل تر آن را دارد و نيز هر چه مخلوق دارد ،از خالق گرفته است.
اما فلسفه عرضه اعمال به امام زمان عليه السلام در زمان ما و ائمه ديگر در زمان هاي قبل و پيامبران در زمان پيامبران چيست ؟
عرضه اعمال به امام زمان كه طبق روايات متعدد در زمان هاي مختلف و نه فقط در شب قدر اتفاق مي افتد، جهاتي دارد كه در ادامه پاسخ به برخي اشاره مي شود :
1ـ عرضه اعمال بر حجت خدا خاستگاه قرآني دارد . در روايات متعدد در اين باره سخن گفته شده است. قرآن کريم در اين باره فرمود:
«و يوم نبعث في کل امة شهيداً عليهم من انفسهم و جئنا بک شهيداً علي هولاء؛(1)
روزي را که در هر امتي، گواهي از خودشان برايشان برانگيزيم، و تو را هم بر اين امت گواه آوريم». شبيه همين مضمون در سوره نساء آيه 41 آمده است. بر اساس اين گونه آيات، پيامبران جانشينان آن ها شاهد و ناظر عملکرد امت‌‌هاي ‌شان هستند که در روز قيامت در پيشگاه عدل الهي شهادت مي‌دهند.
پيامبر اعظم(ص) به عنوان شاهد و ناظر بر انبياي پيشين و امت‌‌هاي آنان و امت خود است. جمعي از مفسران احتمال داده‌اند که کلمه «هولاء» اشاره به گواهان امت‌‌هاي پيشين است، يعني اي پيامبر اسلام! تو را گواه همه‌گواهان و انبياي گذشته قرار خواهيم داد.
در پار‌ه­اي از روايات به همين تفسير اشاره شده است، بنابراين مفهوم آيه چنين خواهد شد که هر پيامبري در حال زندگي و مرگ از طريق مشاهده باطني و روحاني، ناظر بر احوال امت خويش خواهد بود . روح پاک پيامبر اسلام ناظر بر همة ‌امت‌‌هاي پيشين و امت خويش مي‌باشد.(2)
در اين باره که امام زمان هر عصر، ناظر اعمال مردم آن عصر است،‌ احاديث متعددي آمده است. امام صادق(ع) فرمود: «تعرض الأعمال يوم الخميس علي رسول‌الله و علي الائمة؛(3) روز پنج‌شنبه اعمال مردم به رسول خدا و ائمه(ع) عرضه مي‌شود».
در روايت ديگر آمده: «في کل قرن منهم امام منا شاهد عليهم و محمد(ص) شاهد علينا؛(4)
در هر عصر و زماني، امامي از ما اهل بيت، شاهد و ناظر اعمال مردم است . رسول خدا شاهد بر اعمال ما است». در توقيعي مبارک از حضرت مهدي(ع) آمده:
«فإنّا يحيط علمنا بآنبائکم، و لا يعزب عنّآ شي من أخبارکم و معرفتنا بالزلل الذي اصابکم؛(5)
به اخبار شما علم داريم . هيچ چيزي از اخبار شما بر ما پوشيده نيست. از لغزش و کاستي‌‌هاي عملکرد شما آگاه هستيم . چيزي بر ما پوشيده نمي‌ماند».
عارف بصير و حکيم ژرف‌نگر امام خميني با الهام و استناد به اين گونه روايات گفته است:
«ببينيد که تحت مراقبت هستيد. نامه اعمال ما مي‌رود. پيش امام زمان(عج) هفته اي دو دفعه به حسب روايات. نکند که خداي نخواسته از من و شما و ساير دوستان، امام زمان ناراضي شود».(6)
بنا بر اين معلوم مي‌شود که حضرت مهدي موعود به عنوان آخرين خليفه الهي روي زمين از راه‌‌هاي مختلف نظير عرضه نامه اعمال و يا احاطه علمي و علم محيطش، بر عملکرد مردم نظارت دارد . به اذن الهي مي‌داند که چه کسي چه کاري انجام مي‌دهد.
طبق اين بيان يكي از وجوه عرضه اعمال بر حجت خدا در هر عصر به شهادت گرفتن آن ها از طرف خدا نسبت به اعمال بندگان است. اين عرضه به اجازه خدا و به امر او رخ مي دهد.
2- امام زمان در هر عصر و زمان ولايت امت خويش را برعهده دارد . جانشين خدا در بين آنان است . مسووليت رسيدگي به اعمال آن ها و وضع دنيوي و اخروي آن ها بر عهده ولي خدا است. بايد چنين عرضه اي اتفاق بيافتد تا امر رسيدگي به امور امت با آگاهي و اشراف كامل تري انجام بگيرد.
آيا امامي كه به امور امت اشراف و آگاهي كامل دارد ،بهتر مي تواند به امور آن ها رسيدگي كند و مشكلات آن ها را رفع كند يا امامي كه چنين آگاهي و اشرافي ندارد؟ يقينا امام آگاه و مشرف به امور بندگان بهتر مي تواند وظائف امامت خود را به انجام برساند.
وظيفه امامت بالاتر از وظيفه و مسووليت نبوت است، به اشاره قرآن‌(7) كه هدايت امام ، ايصال به مطلوب است . هدايت نبي هدايت ارائه طريق است. نبي فقط وظيفه نشان دادن راه را دارد، ولي امام علاوه بر نشان دادن راه وظيفه دستگيري و رساندن امت به كمالات مطلوب را نيز دارد.(8)
كسي كه وظيفه هدايت تكويني امت را بر عهده دارد، بايد از تمام جزئيات ظاهري و باطني آن ها آگاهي داشته باشد تا دستور عمل كامل را ارائه كند و اجرا نمايد.
تذكر : دو وظيفه متفاوت از هم كه براي نبي و امام ذكر كرديم ،ناظر به مقام نبوت و امامت بود، هر چند كه نبي مي تواند در عين نبي بودن امام هم باشد كه در اين صورت نسبت به جايگاه نبوتش وظيفه ارائه طريق را دارد . نسبت به جايگاه امامتش وظيفه رساندن به منزل و مقصود را دارد. مانند پيامبر اكرم كه هم نبي بود و هم امام زمان خويش و مانند بسياري از انبياي ديگر.

پي‌نوشت‌ها:
1. نحل(16) آيه 89.
2. تفسير نمونه، ج3، ص 434، نشر دارالکتب الاسلاميه، تهران 1379ش.
3. بحارالانوار،‌ ج23، باب 20، حديث 38، ص 345، نشر دارالاحياء، بيروت ـ 1403ق.
4. همان، حديث 47، ص 347.
5. همان، ج53، باب 31، توقيع7، ص 175.
6. صحيفه امام،‌ ج8، ص 391، نشر مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام ـ 1383ش.
7. مراجعه كنيد به تفاسير موجود ذيل آيه (124)سوره مباركه بقره.
8. تفسير نمونه ج 1 ص 438.